امروز دوشنبه 04 بهمن 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

نظریه یادگیری اجتماعی نظریه عامی در حوزه روان شناسی اجتماعی است که در تبیین رفتارهای گوناگون از جمله رفتارهای مربوط به نقش های جنسیتی به کار رفته است (بستان،1385).

براساس این رویکرد، اصول سنتی یادگیری بخش مهمی از رشد جنسیتی را توضیح می دهد. در رویکرد یادگیری اجتماعی، یادگیری «زنانه» عمل کردن در دختران و «مردانه» عمل کردن در پسران توضیح داده می شود (بندورا و بیوسی، 2004).

نظریه یادگیری اجتماعی برارتباط سه گانه بین فرد و رفتار و محیط از طریق فرایند التزام یا علیت متقابل تاکید می کند، گرچه فرایند یادگیری در دو محیط فیزیکی (جنبه های مادی میدان رفتار) واجتماعی (حضور واقعی یا خیالی دیگران و یا مشارکت آنان در زمان یادگیری) رخ می دهد، با این حال به نظر می رسد محیط اجتماعی اهمیت ویژه ای دارد. یکی از کاربردهای نظریه یادگیری اجتماعی، توضیح علل تفاوت های جنسیتی در نگرش و رفتار است. این نظریه تاکید بسیار زیادی بر نقش عوامل محیطی در یادگیری نگرش ها و رفتارها دارد (ریاحی،1386).

آلبرت بندورا در توضیح این نظریه می گوید: کودک از دو راه عمده، رفتارهای اجتماعی و نقش های جنسیتی را می آموزد:

1- نخست از راه آموزش مستقیم و به تعبیر دیگر، شرطی سازی کودک به کمک عوامل تقویت کننده که طی آن کودک با پاداش و تنبیهی که دریافت می کند، نسبت به رفتارهای جنسیتی شرطی شده، آنها را فرا می گیرد (بستان،1385).

یعنی اینکه پاداش ها و تنبیه ها به گونه ای متفاوت، به پسران و دختران، برای رفتارهای سنخی وابسته به جنسیت آنها داده می شود و بدین ترتیب، کودکان درصدد هستند تا رفتارهای جنسیتی مناسبی را که پاداش دریافت کرده اند، با فراوانی بیشتر و رفتارهای جنسیتی نامناسب را که تنبیه شده اند، با فراوانی کمتری انجام دهند.

2- و دوم از طریق تقلید یا همانندسازی یا سرمشق گیری (الگوسازی رفتاهای جنسیتی توسط والدین و سایر کارگزاران جامعه پذیری، و تقلید و پیروی کودک از این الگوها) (دوسک، 1987، ص128 – 130 و ریاحی،1386).

در نظریه یادگیری اجتماعی، به جز تقلید بر یادگیری مشاهده ای نیز تأکید می شود و بین آنها فرق گذاشته است. تقلید، یعنی اینکه کودکان کاری را می کنند که می بینند دیگران آن را انجام می دهند. یادگیری مشاهده ای به موقعیت هایی اشاره می کند که در آن کودکان از طریق مشاهده رفتار دیگران یاد می گیرند، ممکن است آنها آن کار را همان موقع انجام ندهند و اطلاعات را تا ماه ها و یا سال های بعدی استفاده نکنند پس بر طبق نظریه یادگیری اجتماعی این سه سازوکار، یعنی تقویت، تقلید و یادگیری مشاهده ای را به شکل گیری جنسیتی، یعنی اکتساب رفتارهای سنخی وابسته به جنسیت، را تشکیل می دهد (هاید، 1387، ص74).

کودکان با مشاهده والدین خود، جور شدن رفتارهای خاصی را با هر کدام از والدین می آموزند.در طی زمان، کودک شروع به تعمیم این رفتارها به افراد دیگر می کند و بین رفتارهای خاص و جنسیت علیت برقرار می سازد.کودکان هم چنین از اقدام به رفتار متناسب با جنسیت، حمایت و تایید به دست می آورند اما رفتارهای نامتناسب با جنسیت مورد تایید والدین قرار نمی گیرند. پس کودکان براساس مشاهده و تقویت افتراقی،رفتار کردن براساس سنخ جنسیتی را می آموزند و با یک جنسیت یا هر دو همانندی می کنند (نجاریان و خدارحیمی، 1377).

در فرایند شرطی سازی و الگوگیری، سه مرحله عمده را در فراگیری رفتارهای جنسیتی در پی دارند: در مرحله نخست، کودک از بین پدر و مادر با همجنس خود پیوند می خورد؛ در مرحله بعد، کودک مجموعه ای از اقدام های پاداش دهنده و تنبیه کننده را مبنایی برای تعمیم دادن قرار می دهد یا با والدین همجنس همانندسازی می کند؛ سرانجام در مرحله سوم، فرایند تعمیم دهی به شکل گیری هویت جنسیتی متناسب همراه با رفتار جنسیتی متناسب خواهد انجامید (آلبریچ، 1987، ص165).
در فرایند الگوگیری، کودکان بیشتر رفتار همجنسان و یا فردی که رفتارش مورد تحسین کودک باشد، الگو قرار می دهند؛ برای نمونه، یک دختر خردسال بیشتر احتمال دارد، رفتار مادرش را، به خصوص اگر مادرش را به دلیل عملکرد خوب تحسین کند، الگو قرار دهد؛ همچنین، کودکان ممکن است کتاب، فیلم، تلویزیون و مردم واقعی را تقلید کنند (بندورا و بیوسی، 2004). نظریه روانشناسی اجتماعی بعدها با نظریه های ساختاری و محیطی توانست جایگاه بهتری پیدا کند (بلکمور و دیگران، 2009).

ما از رفتار کسی که هم‌جنس ماست بیشتر از کسی که از جنس مخالف است سرمشق‌ می‌گیریم.

انتقادات به نظریه یادگیری اجتماعی

با وجود نکات مثبت نظریه یادگیری اجتماعی، برخی ادعاهای آن قابل تأمل است، مثل اینکه به موجب آن باید شاهد باشیم که در واقع، پاداش و تنبیه پسران و دختران به گونه ای متفاوت و با تکیه بر الگوی هنجاری رفتار جنسیتی رخ دهد؛ مثلا به این شکل که والدین و معلمان، پسرها را به دلیل رفتار پرخاشگرانه پاداش دهند و دخترها را به همان دلیل تنبیه کنند، دیگر اینکه در موارد زیادی رفتارهای جنسیتی کودکان شباهت چندانی با رفتار والدین ندارد، برای نمونه، پسرها بازی با اتومبیل و کامیون سواری را ترجیح می دهند؛ در حالی که ممکن است پدرش را در آن نقش کمتر دیده باشد، افزون بر اینکه در آموزه های تربیتی اسلام علاوه بر ارائه الگوهای رفتاری هماهنگ با جایگاه مرد و زن مانند شجاعت برای مرد و حیا برای زن، توصیه شده تا والدین اصولی را نیز آموزش دهند و زمینه های تربیت اخلاقی و اجتماعی آنان را فراهم کنند.
خلاصه اینکه دست کم به منزله یک احتمال قابل توجه باید بپذیریم که والدین و دیگر عوامل جامعه پذیری، رفتارهای جنسیتی را در کودکان خود پدید نمی آورند، بلکه رفتارهای دارای ریشه های بیولوژیک را، که از نخستین مراحل کودکی در آنان بروز می یابد، تقویت می کنند.
نظریه های متعدد دیگری در زمینه تفاوت های جنسیتی وجود دارد که نمی توان همه آنها را مورد بحث قرار داد؛ برای نمونه، نظریه نقش اجتماعی تفاوت های جنسی را با تفاوت در ایفای نقش اجتماعی نسبت می دهند. این نقش ها رفتارهای قالبی و کلیشه ای ایجاد می کند که با فشاری که از راه ایجاد توقع به افراد می آورند، آنان را وادار به ایفای نقش جنسیتی از طریق مکانیزم خودنظم جویانه می کنند (اگلی، وود و دیکمن، 2000؛ وود و اگلی، 2002) برخلاف نفوذ زیاد این نظریه در بین روانشناسان اجتماعی، پژوهش ها در زمینه تحول کودکان حمایت چندانی از این نظریه نمی کنند (بلکمور و دیگران، 2009).

رفتار کودکان در بازی کردن

یکی از آشکارترین روش هایی که کودکان تفاوت خود را نشان می دهند، هنگام بازی است.
تحقیقات بین فرهنگی نشان می دهند دختران نسبت به پسران بیشتر ترجیح می دهند با عروسک، لوازم عروسک، اسباب بازی های مربوط به لوازم آشپزخانه و هنرهای دستی بازی کنند (برای نمونه رابل، مارتین، برنبام، 2006؛ برنبام و دیگران، 2008).
پسران به نسبت دختران بیشتر ترجیح می دهند، با اسباب بازی های مربوط به حمل و نقل (مانند ماشین بازی)، الکترونیک، وسایل ورزشی و اسباب بازی های مربوط به ساخت و ساز و ساختمان بازی کنند (رابل و دیگران، 2006).
خیال بافی های دختران درباره بازی بیشتر به روابط و نقش شوهر مربوط بود و خیال بافی پسران بیشتر به ابرقهرمان ها و موضوعات پرخاشگری مربوط بود (برنبام و دیگران، 2008).
این تفاوت ها با بررسی اندازه های اثر (از 3/1تا5/1) برجسته تر نیز می شوند (همان). بسیاری فشار فرهنگی برای هم شکلی با این نقش های جنسیتی را در این موضوع دخیل می دانند.
فرهنگ ها با تقویت رفتار درست با بازی متناسب این تفاوت ها را برجسته می کنند؛ همچنین، در جریان اجتماعی شدن شکل گیری روان بنه های جنسیتی نیرویی قوی برای تعیین جهت توجه و اینکه چه اطلاعاتی باید پردازش شوند، به تثبیت و پایداری این روان بنه ها منجر می شود (همان).
برخی از مطالعاتی که روی حیوانات یا اثر هورمون ها انجام شده است، نیز نشان می دهد جنس مذکر و مؤنث در انتخاب نوع اسباب بازی متفاوت عمل می کنند، از جمله کار روی بچه میمون ها (هاست، سیبرت و والن، 2008) و بازی های پرخاشگرانه در بچه موشها با مطالعه اثر آندروژن (پیلس، فیلد، اسمیت و پیلس، 1997). مطالعه روی دخترانی که اختلال هورمونی دارند (مانند CAH) نیز این تمایل به بازی با اسباب بازی های پسرانه را نشان می دهد (برنبام و دیگران، 2008). در هر حال، نمی توان اثر فرهنگ را در این زمینه نادیده گرفت.

تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه