امروز دوشنبه 04 بهمن 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

رشد و تکامل انسان از ابتدای تشکیل سلول تخم شروع می شود و تا بلوغ و بزرگسالی ادامه دارد. رشد و تکامل دو پدیده ی توأم اند و روی هم مجموعه ی تغییرهای طبیعی بدن را از نظر کمی و کیفی دربر می گیرند.

رشد به تغییر در اندازه ی بدن اشاره دارد ولی تکامل یا نمو به مجموعه ی تغییرهایی گفته می شود که در عملکرد کودک در طول زمان رخ می دهد. در تکامل کودک، عوامل زیست شناختی، محیطی و هیجانی مؤثرند. معمولا واژه ی رشد برای روند رشد و تکامل به کار گرفته می شود.

عوامل مؤثر بر رشد و تکامل کودک رشد و تکامل تحت تأثیر عوامل بسیاری است که مهم ترین آن ها عبارت است از:

الف) صفات ارثی و ژنتیکی: عوامل ژنتیکی بر رشد و تکامل به ویژه قد، وزن، تکامل اجتماعی، عقلانی و شخصیت مؤثرند.

ب) سن: میزان رشد در زندگی جنینی از هر زمان دیگری بیشتر است. در سال اول زندگی نیز میزان رشد زیاد است و بعد از آن هنگام بلوغ افزایش می یابد.

ج) جنس: جنس کودک در رشد و تکامل او اثر دارد. به عنوان مثال در حدود سن ده تا یازده سالگی قد و وزن دختران ناگهان افزایش می یابد. این رشد مربوط به دوران بلوغ آن ها است. در پسران جهش رشد کمی دیرتر یعنی در دوازده تا سیزده سالگی است.

د) تغذیه: وضعیت تغذیه ی پیش از زایمان و پس از آن بر رشد و تکامل اثر می گذارد و در واقع تأخیر رشد از نشانه های سوءتغذیه است. هنگامی که وضع تغذیه ی کودک بهبود یابد وزن و قد او شروع به رشد می کند.

ه) محیط فیزیکی:برخورداری از نور آفتاب، تغذیه ی خوب، روشنایی و تهویه نیز بر رشد و تکامل اثر می گذارد.

و) عوامل روانشناختی: عشق، تمایل به مراقبت و روابط مناسب بین والدین و کودک بر تکامل اجتماعی، عاطفی و هوشی کودکان اثر گذار است.

ز) آلودگی به عفونت ها و انگل ها: بعضی از عفونت های مادر در دوران بارداری (مانند سرخجه) بر رشد درون رحمی جنین اثر می گذارد. عفونت های پس از زایمان (مانند اسهال مکرّر یا طولانی مدت و سرخک) رشد و تکامل کودک را به خصوص اگر سوء تغذیه هم در کار باشد کُند می کند. انگل های روده ای با خوردن مقدار قابل ملاحظه ای از مواد غذایی کودک مانع رشد و تکامل او می شود.

ح) عوامل اقتصادی: سطح زندگی خانواده عاملی مهم است. کودکانِ خانواده های دارای تغذیه ی مناسب وزن و قد بیشتری دارند. عوامل اقتصادی با سطح زندگی و وضع تغذیه ی مردم بستگی دارد.

ط) عوامل دیگر: عوامل فرهنگی و سایر عوامل مثل مرتبه ی تولد کودک، فاصله ی بین تولد در کودکان، وزن هنگام تولد، چندقلویی، سطح سواد پدران و مادران و… در رشد و تکامل کودک مؤثر است.

اصول رشد و تکامل کودک

- رشد کودک به صورت مراحل مختلف و پی درپی صورت می گیرد. به همین دلیل نمی توان تا زمانی که مرحله ی قبلی صورت نگرفته، انتظار داشت که کودک به مرحله ی بعدی برسد.
- مراحل رشد همه ی کودکان در کشورها و فرهنگ های مختلف جهان، یکسان و ثابت است. یعنی همه ی کودکان قبل از آن که راه بروند، سینه خیز و چهار دست و پا راه می روند، سپس به تدریج سرپا می ایستند و بعد راه رفتن را تمرین می کنند. رشد انسان تابع رشد دستگاه های عصبی (مغز و نخاع) و عضلانی، تمرین مهارت های حرکتی، داشتن فعالیت بدنی و برخورداری از محیط گرم و عاطفی است.
- با توجه به مطلب بالا، آموزش هر موضوعی در درجه ی نخست به سن و توانایی های دستگاه عصبی و عضلانی کودک بستگی دارد. چنان چه، رشد مغز و عضله های کودک به حد لازمِ خود نرسیده باشد، آموزش و محرک های بیرونی و محیطی اثر چندانی نخواهد داشت. به همین دلیل نمی توان به کودک یک ساله ی معمولی حرف زدن را آموزش داد. زیرا هنوز مغزو ماهیچه های زبان و حلق کودک به آن اندازه رشد نکرده اند که کودک قادر به تکلم باشد.
- انسان ها با یکدیگر متفاوتند و ممکن است سن نشستن، راه رفتن، حرف زدن و… هریک کمی دیرتر یا زودتر از بقیه صورت گیرد.
- تأخیر زیاد در مراحل رشد، نشان دهنده ی آن است که مشکل جدی است و باید به آن توجه کرد. به عبارت دیگر، کودکی که در دو و نیم سالگی شروع به راه رفتن؛ و در سن 5 سالگی شروع به حرف زدن کرده است حتما دچار مشکلی جدی است که عقب ماندگی ذهنی یکی از مهم ترین آن هاست.
- کودکانی که دچار عقب ماندگی ذهنی اند، مراحل رشد خود را با کندی و تأخیر زیاد طی می کنند. به همین سبب چنان چه با چنین مواردی روبه رو شدید، حتماً با پزشک متخصص کودکان مشورت کنید.

ابعاد رشد و تکامل کودک

رشد کودکان قبل و بعد از تولد در ابعاد مختلف جسمانی و روانی شامل:
1 رشد جسمانی 4 رشد تکلم (سخن گفتن)
2 رشد حرکتی 5 رشد عاطفی
3 رشد ذهنی 6 رشد اجتماعی

رشد جسمانی

رشد جسمانی کودکان در سال های اولیه ی زندگی بسیار اهمیت دارد. نکته ی مهم آن است که همه ی اعضای بدن به یک اندازه رشد نمی کنند بلکه میزان رشد در قسمت های مختلف بدن متفاوت است. از شش ماهگی به بعد نیز رشد شیرخوارانی که از وضعیت مناسب تغذیه و بهداشتی برخوردارند، بیشتر می شود. میزان رشد جسمانی دختران و پسران نیز با یکدیگر متفاوت است.

الف) وزن
نوزاد در چند روز اول زندگی به میزان ٪ 10 - ٪ 5 وزنِ هنگامِ تولد خود را از دست می دهد و مجدداً در 7 تا 10 روزگی، وزن هنگام تولد را به دست می آورد. در ماه چهارم و پنجم وزن کودک دو برابر و در یک سالگی سه برابر می شود. در دو سالگی کودک چهار برابر وزن هنگام تولدش را دارد.
متوسط وزن کودک در سال های مختلف براساس منحنی رشد کودک در کشور به شرح زیر است:
هنگام تولد حدود 5/ 3 کیلوگرم
یک سالگی حدود 10 کیلوگرم
دو سالگی حدود 12 کیلوگرم
سه سالگی حدود 14 کیلوگرم
چهار سالگی حدود 16 کیلوگرم
پنج سالگی حدود 18 کیلوگرم

ب) قد
افزایش قد در دوره ی کودکی به صورتی است که سر کمتر و تنه و پاها رشد بیشتری دارند.
متوسط قد در دوره ی کودکی به شرح زیر است:
هنگام تولد حدود 50 سانتی متر
یک سالگی حدود 75 سانتی متر
دو سالگی حدود 85 سانتی متر
سه سالگی حدود 95 سانتی متر
چهار سالگی حدود 101 سانتی متر
پنج سالگی حدود 110 سانتی متر

ج) دور سر
اندازه ی دور سر موقع تولد حدود 35 سانتی متر است که در سه ماهه ی اول زندگی هر ماه دو سانتی متر، سه ماهه ی دوم هر ماه یک سانتی متر و شش ماه بعد هر ماه حدود نیم سانتی متر به آن اضافه می شود. پس از دو سالگی اندازه ی دور سر تا پایان عمر تغییر چندانی نمی کند. افزایش اندازه ی دور سر در دو سال اول زندگی نشان دهنده ی رشد مغز است.
علاوه بر جنبه های بالا، رشد در سایر قسمت های بدن مثل دندان ها، سیستم عصبی و… نیز ادامه می یابد.

نکته: اندازه های داده شده فقط متوسط شاخص های رشد وزن، قد و دور سر کودک است و بر این اساس نباید اندازه ی وزن، قد و دور سر کودک را پیش بینی کرد چون هر کودک رشد مخصوص به خود را دارد. باید به اندازه های والدین و نیز کودک در هنگام تولد، نوع تغذیه ی کودک)شیر مادر یا مصنوعی(، منحنی رشد کودک و سایر عوامل در این باره توجه شود.

رشد حرکتی

مهم ترین جلوه های رشد حرکتی از بدو تولد تا شش سالگی کودک؛

الف) نشستن: کودکان از 4 ماهگی به تدریج نشستن را آغاز می کنند. معمولاً کودک چهارماهه می تواند به کمک دیگران برای یک دقیقه بنشیند و در نه ماهگی، اکثر کودکان می توانند بی کمک دیگران برای ده دقیقه یا بیشتر بنشینند.

ب) سینه خیز و چهار دست و پا رفتن: معمولاً اکثر کودکان از نه ماهگی سینه خیز و از حدود ده ماهگی چهار دست و پا راه می روند.

ج) ایستادن و راه رفتن: معمولاً کودکان از حدود نه و ده ماهگی، به کمک میز یا صندلی می ایستند. بیشتر کودکان در سیزده ماهگی بدون کمک دیگران راه می روند اگرچه تلوتلو می خورند ولی از هجده ماهگی بدون کمک دیگران راه می روند و از پله بالا و پایین می روند.

د) هماهنگی حرکات: کودک از حدود 6 ماهگی تمایل به چنگ زدنِ اجسام دارد که در ابتدا ناشیانه است. این حرکات حدود یک سالگی با استفاده از انگشتان و کف دست به حرکت ارادی توأم با مهارت تبدیل می شود. این امر مستلزم رشد ماهیچه ها و عضلات و رشد سلول های مغز است. بعد از سه سالگی رشد حرکتی کودک چشمگیر است. او قادر به استفاده از بعضی وسایل می شود و حرکات بدنی هماهنگ دارد. از سه تا شش سالگی، کودک پرجنب و جوش است و آمادگی و میل شدید برای فعالیت و بازی دارد. کودکان در سه چهار سالگی به تدریج کنترل ادرار و مدفوع خود را به دست می آورند.

رشد ذهنی

دو سال اول زندگی کودک را دوره ی حسی حرکتی می نامند که در این دوره، بیشتر فعالیت های ذهنی کودک محدود به حس و حرکت است. این مرحله پس از دو سالگی که کودک شروع به صحبت کرد پایان می پذیرد، زیرا کودک شروع به نمادسازی می کند. زبان نشانه ی تسلط بر نمادهاست.
نوزاد طبیعی دارای مجموعه ای از بازتاب هاست. اهمیت بازتاب ها از این نظر است که هنوز قشر مغز آن قدر رشد نکرده است که بتواند چنین فعالیت هایی را کنترل کند. به تدریج، هم زمان با رشد چشمگیر مغز، کودک مسلط به توانایی های دیگری می شود.
از حدود شش ماهگی، کودک اعمالی را تکرار می کند که باعث ایجاد صداها و دیدنی های جالب می شود. حدود یک سالگی، کودک به رشد مهمی دست می یابد که به آن پایداری شیء گفته می شود.
منظور از پایداری شیء آن است که کودک متوجه می شود اگر روی عروسک او پارچه ای انداخته شود، عروسک هنوز زیر پارچه است. به همین دلیل جلو می آید، پارچه را کنار می زند و عروسک را برمی دارد. درحالی که تا قبل از این، هنگامی که روی عروسک او پارچه کشیده می شد، کودک جست وجو برای یافتن عروسک را متوقف می کرد. چون تصور می کرد عروسکی که دیده نمی شود، وجود ندارد. نمونه ی مشخص دست یابی کودک به پایداری شیء، بازی «دالی موشه» است که وقتی اطرافیان، خود را در پشت شیء مخفی می کنند، کودک هم چنان به جست و جوی آن ها برمی آید.
در دو سالگی، کودک از نظر رشد ذهنی به مرحله ای دیگر می رسد که تا شش سالگی ادامه دارد. در این مرحله، کودک می تواند تقلید کند و به همین دلیل از رفتارهای دیگران می آموزد. بنابراین مهم است که کودک رفتارهای سازنده و سالم را مشاهده کند تا همان رفتارها را بیاموزد.
یکی دیگر از ویژگی های مهم کودکان در این دوره آن است که آن ها از درک دیگران تا حدی ناتوان اند. آنان نمی فهمند که مردم دیدگاه های متفاوتی دارند. به عبارت دیگر آنان خودمحور می شوند.
برای آزمایش این نکته از کودکی سه چهار ساله (یا زیر شش سال) بخواهید که چشمش را ببندد (دستش را جلوی چشمانش بگیرد تا نتواند بیرون را ببیند). سپس از او بپرسید آیا من می توانم تو را ببینم؟ جواب کودک نه است. چون خودش نمی تواند دیگران را ببیند، تصور می کند دیگران هم نمی توانند او را ببینند. به همین سبب کودکان زیر شش سال کتاب را جلوی خود می گیرند و از مادر می خواهند که آن را برایشان بخواند و متوجه نیستند که مادر نمی تواند از پشت، کتاب را بخواند، یعنی چون خودش کتاب را می بیند تصور می کند که دیگران هم می توانند کتاب را ببینند.

بازیِ کودکان نیز، همانند سایر تحولات رشدی، تغییر می کند. هم زمان با شروع تکلم، که کودک بر نمادها مسلط می شود، بازی های نمادین هم شکل می گیرد. مثلا کودک تکه چوبی را ماشین تصور می کند و با آن بازی می کند یا چند صندلی را پشت سرهم می چیند و تصور می کند که اتوبوس یا هواپیما دارد.

بازی های کودکان ابتدا تک نفری است و بعد به تدریج در سه سالگی بازی های دونفری را شروع می کنند. حدود پنج سالگی، ارتباط های کودکان، با ثبات تر، اجتماعی تر و پیچیده تر می شود. تا قبل از این سن، کودکان توجه چندانی به همسالان خود ندارند و بازی های انفرادی را ترجیح می دهند و گاهی بازی های هم جواری می کنند. یعنی کنار هم بازی می کنند بدون این که با هم ارتباطی داشته باشند. حدود پنج سالگی کودکان در بازی ها همکاری می کنند تا به هدف مشترکی برسند یا در بازی نقش های مختلفی ایفا می کنند.
بازی، رشد هوشی را در کودکان افزایش می دهد. بازی های گروهی نه تنها به رشد هوشی بلکه به رشد اجتماعی و عاطفی کودکان نیز کمک بسیار می کند.

رشد تکلم (سخن گفتن)

کودکان در نخستین سال زندگی فقط می توانند صداهایی را به صورت خود به خودی و سپس با تقلید و به طور ارادی تولید کنند. از حدود 1/5 سالگی به تدریج کودکان با زبان آشناتر شده و صحبت ها را درک می کنند ولی قادر به صحبت نیستند. از دو سالگی به تدریج کودکان شروع به تکلم می کنند. اولین جمله های کودکان معمولاً تک واژه ای است و حالت تلگرافی دارد.
بعد از سه سالگی توانایی سخن گفتن کودکان رشدی سریع دارد و گنجینه ی واژگان آن ها افزایش می یابد و به تدریج گفتار کودک به گفتار بزرگسال شباهت بیشتری پیدا می کند. جدول زیر این مراحل را نشان می دهد:

سن نحوه ى سخن گفتن تعداد تقرىبى کلمات
قبل از ىک سالگى اداى بعضى از صداها و کلمه هاى ساده
ىک سالگى اداى بعضى از کلمه ها از راه تقلىد و افزاىش سرىع واژه ها
دو سالگى به کار بردن کلمه هاى بىشتر و اولىن جمله هاى ساده و کوتاه 100
سه سالگى برقرارى ارتباط کلامى در قالب جمله هاى ساده و صحىح با اطرافىان 800-1000
چهار سالگى تعرىف داستان ساده و کوتاه 1500
پنج سالگى جمله هاى چند بخشى و نام بردن دست کم 4 رنگ 2000
شش سالگى جمله هاى طولانى تر و شمارش اعداد (5 تا 10) 2500

از جمله عواملی که باعث تقویت توانایی تکلم کودک می شود:
1 برقراری ارتباط کلامی گسترده با کودک
2 خواندن کتاب برای کودکان (شنیدن داستان های مختلف)

نکته: در خانواده هایی که دو یا چند زبانه اند، مهم است که فقط با یک زبان، آن هم با زبان مادری با کودک صحبت شود و او ابتدا زبان مادری خود را بیاموزد. چنان چه کودک زبان مادری خود را به درستی بیاموزد. به راحتی و با تسلط زبان های دیگر را هم خواهد آموخت. در غیر این صورت ممکن است دچار تأخیر در گفتار شود.

رشد عاطفی

رشدِ عواطف یکی از مهم ترین جنبه های رشد در دوره ی کودکی است. کودکان در سه یا چهار ماه اول زندگی، واکنش های بسیاری از خود نشان می دهند که
نشان دهنده ی حالت های عاطفی آنان است، مثلاً، وقتی با منظره ی غیرمنتظره ای روبه رو می شوند، حرکات آنان آرام و از ضربان قلبشان کاسته می شود که به آن غافل گیری گفته می شود. یا در پاسخ به گرما، سرما، درد و گرسنگی، واکنشی نشان می دهند که با افزایش حرکات، بستن چشم، افزایش ضربان قلب و گریه همراه است و به آن ناراحتی در واکنش به محرومیت جسمی گفته می شود.

رشد هیجانی در کودکی، فرایندی پیچیده است که نه تنها مستلزم آگاهی از هیجانات خود کودک، بلکه مستلزم آگاهی از هیجانات اطرافیان اوست؛ مثلا وقتی پای کودکی دو ساله به طور تصادفی به لیوان م یخورد و لیوان م یشکند، مادر با تعجب فریاد می زند: چرا لیوان شکست؟
ممکن است کودک این فریاد را به عنوان نشانه هیجان مثبت درک کند و حتی ممکن است دوباره رفتار شکستن را تکرار کند تا این هیجان یا توجه را از طرف مادر دریافت کند. بنابراین بروز این هیجان، مشروط به آگاهی فرد و رابطه دو طرفه کودک با مادرش بوده است. کودکان، با دریافت واکنش دیگران، به هیجانات خود جهت می دهند.

رشد هیجانی در کودکان نسبت به حیوانات، به دلیل آگاه ی بیشتر و برقراری تعامل با محیط بازتر و متنوع تر، رشد یافته تر است.
رشد هیجانی در دوره کودکی، معطوف به سه هیجان ساده ترس، خشم و محبت است. با توجه به رشد آگاهی کودکان از هیجان های مختلف و واکنش اطرافیان (به خصوص واکنش مادر) سه هیجان فوق به هیجان های مرکب دیگر، همچون احساس پشیمانی، سپاسگزاری و ترحم تعمیم می یابد.

ترس از غریبه: در فاصله ی هفت تا دوازده ماهگی، کودکان ترس های جدیدی را از سر می گذرانند. یکی از معمول ترین ترس های کودکان غریبی کردن است که در هشت ماهگی ایجاد می شود و کودک وقتی با غریبه ای مواجه می شود، گریه می کند و به مادرش می چسبد. هرچه واکنش غریبه آرام باشد یعنی با کودک به آرامی حرف بزند و با او شروع به بازی کند این ترس کمتر می شود ولی اگر غریبه با سروصدا به سراغ کودک برود و بخواهد با او بازی کند یا از مادر جدایش کند این ترس بیشتر می شود. محققان معتقدند دلیل غریبی کردن آن است که در هشت ماهگی، حافظه ی کودکان رشد بیشتری کرده است و می تواند تصویر افراد آشنا را از غریبه تشخیص دهد و به همین دلیل متوجه نا آشنا بودن افراد می شود و واکنش نشان می دهد.

از جدایی: این ترس از هفت تا دوازده ماهگی شروع می شود و اوج آن در 18 15 ماهگی است و سپس فروکش می کند. نکته ی مهم آن است که هرچه ارتباط مادر و کودک قوی تر باشد، از شدت اضطراب جدایی کاسته می شود.
حضور افرادی بیشتر در کنار کودک مانند مادر، خواهر، برادر، پدر و مادربزرگ، عمه و… سبب می شود تا این ترس کاهش یابد. زیرا چنان چه مادر نباشد، افراد آشنای دیگری هستند که کودک در کنار آن ها احساس امنیت خواهد کرد.

از دو سالگی، کودک خود را در آینه می شناسد که نشانه ی رشد تواناییِ خود آگاهی است. علاوه بر این با بروز خود آگاهی، همدلی نیز در کودک ایجاد می شود. منظور از همدلی آن است که کودک احساسات و حالات افراد دیگر را درک می کند.

پرخاشگری: همان طور که قبلا گفته شد از دوسالگی، کودک شروع به تقلید می کند و نقش سرمشق ها در احساسات و عواطف کودک اثر فوق العاده ای دارد. مثلا وقتی مادر عصبانیتش را سر فرزندش خالی می کند و او را کتک می زند یا سر او فریاد می زند، کودک نیز عصبانیت و پرخاشگری را می آموزد و در زندگیِ خود به عنوانِ یک راه حل به کار می گیرد.
درحالی که اگر مادر عصبانیت خود را کنترل کند، کمتر احتمال دارد که کودک رفتار پرخاشگرانه را بیاموزد. پرخاشگری رفتاری است که کودکان از دیگران (خواهر و برادر، والدین، تلویزیون و…) می آموزند. رفتارهای پرخاشگرانه در 4 سالگی به اوج خود می رسد. طرد کودک، بی توجهی به کودک یا تربیت او، از عوامل ایجاد پرخاشگری است.

محبت و پذیرش: چنان چه دلبستگی بین مادر و کودک ایجاد شده باشد و والدین کودک خود را همان طور که هست بپذیرند و دوست داشته باشند، در کودک احساس ارزشمندی و دوست داشتنی بودن ایجاد می شود که به رشد عزت نفس کمک فراوانی می کند. عزت نفس شاه کلید سلامت روان است و از بیماری ها و آسیب های روانی و جسمی زیادی پیشگیری می کند.

رشد اجتماعی

انسان موجودی اجتماعی است و از بودن با دیگران لذت می برد. آگاهی انسان از این ویژگی مهم در فرایند رشد، به تدریج حاصل می شود و او را اجتماعی تر می کند. بسیاری از کودکان در سنین اولیه دوره کودکی در کنار همدیگر بازی می کنند، ولی هر کودک به بازی انفرادی خود می پردازد. بازی همین کودکان در سنین بالاتر قاعده مند می شود و مشترکا بازی می کنند. این تغییر، بیانگر رشد اجتماعی آنهاست. هر چند کودکان از همان روزهای اولِ زندگی به دیگران واکنش نشان می دهند، در دوره ی شیرخواری روابط اجتماعی آن ها غنی نیست.

یکی از ابتدایی ترین علائم رشد اجتماعی در کودکان، لبخند اجتماعی است که در حدود 3 - 2 ماهگی بروز می یابد. ترس از غریبه نیز در 8 - 7 ماهگی رخ می دهد. بازی های موازی در 4 یا 5 سالگی است. در این بازی ها کودکان علاقه مندند در کنار یکدیگر باشند، ولی به تنهایی بازی کنند. کودکان در دوره دبستان با یکدیگر بازی های گروهی می کنند، و علاقه خاصی به بازی با هم جنسان خود دارند. جمله معروف آنها (دخترها با دخترها و پسرها با پسرها) را همگی شنیده ایم.

لبخند اجتماعی: غالباً اولین علامت واکنش اجتماعی کودک است که در دو تا سه ماهگی اتفاق می افتد و باعث توجه والدین به او می شود. در سال دومِ زندگی، کودک می تواند به تدریج با دیگران روابط متقابل برقرار سازد. از سال سوم به بعد کودک روابط خود را با همسالان گسترش می دهد. در این سال ها کودک مایل به مشارکت در بازی ها و فعالیت هاست.

ارتباط با مادر: تحقیق ها نشان داده است که سال های اول زندگی و ارتباط با مادر، اثر فراوانی بر سلامت روان انسان ها دارد. در این رابطه به تحقیقی که از پرورشگاه های ایران در
دهه ی 60 میلادی گزارش شده است توجه کنید: ارزیابی از پرورشگاه ها نشان داد که اکثر کودکانی که در این مراکز نگه داری می شوند دچار عقب ماندگی ذهنی اند، ولی هنگامی که این کودکان در خانواده ها به فرزندخواندگی سپرده می شوند، از عقب ماندگی ذهنی آن ها کاسته می شود. به طوری که بعد از چند سال بهره ی هوشی آن ها به حد کودکان معمولی افزایش می یابد. این نکته توجه دانشمندان را به خود جلب کرد و درباره ی علت این موضوع بررسی کردند. نتیجه ی بررسی ها نشان داد که محیط زندگی این کودکان در پرورشگاه ها، از نظر عاطفی بسیار فقیر است. به این نوزادان و کودکان محبت نمی شود و فقط در زمان های خاص به آنان غذا داده می شد و تمیز می شدند. دانشمندان به این نتیجه رسیدند که نبود نوازش، نبودن برقراری ارتباط، نبود تماس بدنی و ارتباط کلامی… با نوزادان و کودکان، عامل این عقب ماندگی است. به همین دلیل از مربیان آنان خواستند که در زمان های خاص با نوزادان و کودکان صحبت کنند، آنان را در بغل گرفته و نوازش کنند، با آنان بازی کنند و…. بعد از مدتی، نتایج بهره هوشی های جدید نشان داد که بهره ی هوشی این کودکان رو به افزایش است. به این ترتیب، محققان نشان دادند که ارتباط عاطفی با نوزادان و کودکان، برای رشد بهره ی هوشی آنان لازم و ضروری است و اگر محیط عاطفی نوزادان فقیر باشد، نه تنها ارتباطات عاطفی آنان صدمه می بیند بلکه رشد هوشی آنان به اندازه ای که توان و استعداد دارند نیز رشد نخواهد کرد. به این ترتیب محققان به نوع دیگری از عقب ماندگی ذهنی رسیدند که بر اثر کمبود محبت و ارتباط عاطفی ایجاد می شود.
تحقیق دیگری درباره ی حیوانات صورت گرفت تا نیاز به مادر بهتر و بیشتر بررسی شود. آنان نوزاد میمونی را از مادر جدا کردند و او را در کنار دو عروسک (مادر) قرار دادند. عروسکی سیمی که فقط شیر داشت و نوزاد می توانست از آن شیر بخورد و عروسکی که گرم و نرم بود ولی شیر نداشت. نتیجه ی این آزمایش نشان داد که نوزاد میمون عروسکی را که گرم و نرم است بیشتر ترجیح می دهد. به خصوص هنگامی که می ترسد بیشتر به عروسک گرم و نرم می چسبد و این تماس به او احساس امنیت و ایمنی می دهد. به این ترتیب، محققان دریافتند که ارتباط با مادر به خصوص ارتباط بدنی، نوازش شدن و در آغوش گرفته شدن به رشد عاطفی کودکان کمکی فراوان می کند.
همان طور که از تحقیق های بالا متوجه شدید، ارتباط عاطفی با مادر یا جانشین مادر و اطرافیان برای رشد هوشی و ذهنی نوزادان ضروری است. نوزاد به رابطه ای پایدار با مادر احتیاج شدید دارد. به عبارت دیگر، جدایی و دوری از مادر ضربه ای اساسی به نوزاد است که می تواند سلامت روان فرد را تا آخر عمر به خطر اندازد.
دلبستگی: تحقیق ها نشان داده است ارتباط و کیفیت ارتباط مادر با نوزاد از اهمیتِ فوق العاده ای برخوردار است. به رابطه و پیوند عاطفی اولیه ای که بین مادر و نوزاد برقرار می شود و منجر به ایجاد امنیت در کودک می شود، دلبستگی گفته می شود. دلبستگی با وابستگی متفاوت است.

وابستگی، پدیده ای ناسالم است که در دوره ی نوزادی مطرح نمی شود و وابسته به فردی گفته می شود که توانایی دارد ولی بدون دیگری قادر نیست از عهده ی فعالیت ها و زندگی خود برآید. درحالی که دلبستگی، اساسِ رشد احساس امنیت در انسان است.

علایم دلبستگی به مادر یا منبع دلبستگی

- منبع دلبستگی، بهتر از هر کسی دیگر می تواند کودک را آرام کند.
- کودک برای بازی یا حرف زدن بیش از هر کسی دیگر به سراغ منبع دلبستگی می رود.
- کودک هنگام حضور منبع دلبستگی، کمتر می ترسد تا در غیاب او. مثلا اگر مادر کنار کودک باشد کمتر از صدای ناگهانی می ترسد تا زمانی که مادر نباشد. یا زمانی که غریبه ای حضور دارد، کودک در حضور مادر کمتر می ترسد تا زمانی که مادر نباشد.
چنان چه ارتباط نسبتاً مداوم و پایداری بین مادر و کودک باشد و نیازهای جسمیِ کودک مانند نیاز به شیر، تمیز نگه داشته شدن، نوازش و محبت به طور مرتب برآورده شود، دلبستگی سالمی بین مادر و کودک ایجاد می شود و درنتیجه احساس ایمنی و امنیت در کودک شکل می گیرد. چنان چه نوزاد به حال خود رها شود، موقعی که نیاز دارد نیازهایش برطرف نشود و مادر از او دور باشد، احساس نا امنی و بی اعتمادی به دیگران در کودک شکل می گیرد. چنین کودکانی معمولا مضطرب اند و ترس های افراطی و شدیدی در آن ها ایجاد می شود. بعضی از اضطراب ها و افسردگی های دوران بزرگسالی از چنین محرومیت هایی ریشه می گیرد.
مثال
محمود 17 ساله، فرزند اول خانواده، دچار وسواس شدید است و نگرانی ها و ترس های زیادی دارد. شرح حال و گذشته ی او نشان می دهد، هنگامی که محمود به دنیا آمد مادر برای ادامه ی تحصیل خود به شهرستان برگشت و محمود را نزد مادرش (مادربزرگ) گذاشت. مادربزرگ تا 4 سالگی به طور کامل از محمود نگه داری می کرد و مادر نیز به تحصیلات خود ادامه می داد و در تعطیلی ها نزد محمود بازمی گشت. درس مادر که تمام شد، محمود را با خود به شهرستان برد. به این ترتیب، محمود از مادربزرگی که در تمام 4 سال مسؤول نگه داری او بود و به او دلبستگی شدیدی داشت، جدا شد. مادر از آن جاکه شاغل بود، محمود را به مهدکودک گذاشت و به این ترتیب، هم مادر و هم مادربزرگ، ناگهان از محمود جدا شدند. او از همان موقع دچار ترس ها و اضطراب های شدیدی شد که به آن بی توجهی می شد. اکنون که 17 ساله و مایل به شرکت در کنکور است به اندازه ای دچار اضطراب و وسواس های شدید شده است
که قادر نیست به کارها و فعالیت های معمول خود برسد.

نکته: تحقیق های مختلف جهانی نشان داده است جدایی از مادر به سببِ مسافرت، بیماری، مرگ مادر، طلاق و… به نوزاد و کودک صدمه می زند و هرچه این نوع جدایی ها در سنین پایین تر و نوزادی صورت گیرد، صدمه بیشتری به کودک وارد می شود. لازم است، پیوند مادر و کودک دست کم در دو سال اول زندگی کودک گسسته نشود، چنان چه مرگ یا بیماری یا طلاق و… مادر را از کودک جدا سازد، در حد امکان باید ارتباط کودک با مادر حفظ شود یا یکی از افراد آشنا به سرعت جایگزین مادر شود و نیازِ عاطفی و روانی کودک به مادر را تأمین کند.

رشد اخلاقی

در تبیین فرایند رشد اخلاقی می توان گفت که کودکان در ابتدا، هیچ تصوری از کار خوب و بد ندارند؛ به همین دلیل مسئول رفتار خود نیستند و عنصر اخلاقی به حساب نمی آیند.
برای تبدیل شدن به عنصر اخلاقی باید یک فرایند تدریجی و پیچیده طی شود. رشد اخلاقی دربرگیرنده آن دسته از قوانین و مقررات اجتماعی است که تعیین می کنند انسان ها در رابطه با دیگران چگونه باید رفتار کنند. به عبارت دیگر منظور از رشد اخلاقی در اینجا همان انجام عمل اخلاقی است، هر چند ممکن است دلیل انجام عمل اخلاقی متفاوت باشد؛ مثلاً ممکن است یک کودک 6 ساله کاری را اخلاقی بداند که دوستش را خوشحال می کند، در حالی که وقتی بزرگ می شود کار اخلاقی را به دلیل درستی آن انجام می دهد نه صرفا برای خوشحال کردن دوستش.

بازی های گروهی: از سه سالگی شروع می شود که به رشد مهارت های اجتماعی، همدلی، همکاری و نقش بازی کردن کمک می کند. کودکان پیش دبستانی چندان درگیر دوستی های پایدار نمی شوند و از این سن به بعد است که کودکان دوستی را چیزی فراتر از دیدن های مکرّر می دانند.
ارتباطات اجتماعی به رشد توانایی های کودکان کمک زیادی می کند. به علاوه کودکانی که عزت نفس بیشتری دارند، بهتر از سوی همسالان خود پذیرفته می شوند که خود باعث رشد اجتماعی بیشتر آنان می شود. به همین دلیل طرد همسالان اثر بدی بر کودکان دارد.

ضرورت توجه به تفاوت های فردی
هریک از کودکان با تفاوت ها و روحیه ی خاصی به دنیا می آیند که به آن مزاج یا خلق و خو 1 گفته می شود. بعضی از کودکان آرام تر و خوش اخلاق تر و بعضی ها نا آرام و دشوارند. مزاج یا خلق و خوی کودکان می تواند بر پیوند عاطفی اولیه بین آن ها و والدینشان اثر بگذارد.مثلا کودکی که به راحتی به بغل والدین می آید، در برابر واکنش والدین می خندد، به راحتی آرام می شود، به دیگران می خندد و… اثر مثبتی بر اطرافیان می گذارد، تا نوزاد یا کودکی که نا آرام است، گریه های شدیدی دارد، خواب کمی دارد، وقتی برای آرام کردن، او را در آغوش می گیرند خود را سفت و محکم نگه می دارد یا سعی می کند خود را از آغوش والدین درآورد، با هر محرکی دچار نا آرامی و بی قراری می شود و…. بعضی از این تفاوت ها در سال های بعد نیز ادامه می یابد.
بعضی از کودکانی که مزاج دشواری دارند، به گونه ای رفتار می کنند که منجر به فشار و ناراحتی والدین می شود و درنهایت برخورد و واکنش والدین نسبت به آنان نیز تغییر می کند.
به این ترتیب، نه تنها والدین بر رفتار کودکان تأثیر می گذارند، کودکان نیز بر رفتار والدین خود تأثیر می گذارند. ضروری است در برخورد با کودکان به مراحل رشد و هم چنین مزاج کودکان و تأثیر آن بر ارتباط والدین با کودک توجه کرد.

توجه: تحقیق ها نشان داده است که بعضی از برخوردهای والدین در ایجاد رفتارهای سازنده اثر مثبت بیشتری بر کودکان دارد:
سرمشق دادن: والدینی که رفتارهای سازنده تری نشان می دهند، کودکان از آنان سرمشق می گیرند و رفتارهای بهتری را می آموزند.
استدلال: والدینی که دلیل «بکن، نکن ها» را به کودکان می گویند، بهتر قادر به آموزش رفتارهای سالم در فرزندان خود هستند. مثال: دست به خاک گلدان نزن چون کثیف است و ممکن است مریضت کند.
آموزش مستقیم: بعضی والدین با کودکان خود در خصوصِ رفتارهای درست، صحبت می کنند. چنین آموزش هایی به اندازه ی سرمشق دهی در رفتار سازنده ی کودکان مؤثر است.
مسؤولیت دادن به کودک: کودکانی که از آن ها خواسته می شود در کارهای خانه یا کمک به دیگران مسؤولیت بپذیرند رفتارهای سازنده ی بیشتری از خود نشان می دهند.

پایش رشد کودک
پایش رشد بهترین راه برای اطمینان از تغذیه ی کافی، رشد مطلوب و سلامتی کودک است. با پایش رشد می توان به مشکل های بهداشتی و تغذیه ای که بر رشد تأثیر می گذارند زود پی برد و چاره جویی کرد.
برای پایش رشد می توان قد، وزن و محیط قسمت های مختلف بدن مثل دور سر و… را اندازه گیری کرد. اما اندازه گیری رشد وزنی مهم ترین شاخص برای ارزیابی سلامت کودک است زیرا تغییرهای نسبی وزن برای سن سریع تر از تغییرهای قد برای سن و دور سر است. وزن کودک در مقابل هرگونه اختلال یا بهبود سلامت تغییر می کند. بهتر است پایش رشد کودک بلافاصله بعد از تولد شروع شود.

در زایشگاه یا بیمارستان یا مراکز بهداشتی درمانی کارت مراقبت کودک یا کارت رشد که ممکن است کارت واکسیناسیون هم نامیده شود به والدین کودک داده می شود. در یک طرف این کارت منحنی های رشد و در طرف دیگر جدول واکسیناسیون درج شده است. کارت رشد با نشان دادن رشد وزن، قد، دور سر و مراحل تکاملی کودک بهترین وسیله ی پایش رشد کودک است.
یک روی کارت رشد مشخصات کودک یعنی نام و نام خانوادگی، نام پدر و مادر، تاریخ تولد، قد، وزن و دورسر هنگام تولد و وضعیت واکسیناسیون کودک ثبت شده است و روی دیگر آن به صورت شطرنجی خانه بندی شده است و دارای سه خط یا منحنی است که منحنی رشد نامیده می شود. در منحنیِ رشد محور افقی سن کودک (از بدو تولد تا پایان سال ششم) و محور عمودی وزن را نشان می دهد. در ردیف پایین منحنی رشد تعدادی مربع هست که نام ماه ها روی آن نوشته می شود. ماه تولد کودک در اولین خانه ی سمت چپ یادداشت می شود. مثلا اگر کودک در مرداد ماه به دنیا آمده باشد، در این خانه کلمه ی مرداد و در خانه های بعدی ماه های دیگر به ترتیب نوشته می شود و اولین مربع در آغاز هر سال نیز با ماه مرداد شروع می شود. در هر زمان که کودک مراجعه می کند، وزن او در همان ماه مراجعه به صورت یک نقطه در محل تلاقی سن و وزن مشخص و به وزن قبلی او وصل می شود.

چند خط منحنی روی کارت رشد است که به آن ها منحنی های مرجع یا صدک می گویند. این منحنی ها محدوده ی رشد طبیعی کودکان را نشان می دهد و برای مقایسه ی روند رشد کودک استفاده می شود. خط پایینی حداقل رشد مطلوب، خط وسطی متوسط رشد مطلوب و خط بالایی حداکثر رشد مطلوب را نشان می دهد. به محدوده ی بین این منحنی ها جاده ی سلامتی می گویند. منحنی رشد دختران و پسران کمی با یکدیگر متفاوت است.

نکته: درحال حاضر در مراکز بهداشتی درمانی کشورمان، کودک در سال اول زندگی هر ماه یک بار، در سال دوم هر دو ماه یک بار، در سال سوم هر سه ماه یک بار و از آن پس تا 6 سالگی هر شش ماه یک بار پایش رشد می شود.

اگر وزن کودک نسبت به دفعه ی قبل بیشتر شده باشد منحنی رشد او رو به بالا و موازی منحنی های مرجع خواهد بود یعنی رشد کودک مطلوب است.

روند منحنی رشد مهم تر از محل قرار گرفتن آن است. پس اگر منحنی رشد کودکی زیر منحنی پایینی قرار گیرد اما همواره بالارونده و موازی با آن منحنی ها باشد جای نگرانی نیست.
وزن کودکان به دلیل های گوناگون ممکن است به کندی افزایش یابد و آن ها دچار اختلال رشد شوند. بعضی بیماری ها مانند سرماخوردگی، اسهال و عفونت ها موجب کاهش اشتها و کمبود وزن می شوند. هم چنین مراقبت ناکافی از کودک، بی توجهی به نیازهای عاطفی و روانی او نیز ممکن است باعث اختلال رشد کودک شود. در این وضعیت باید هرچه سریع تر علت پیدا و مشکل حل شود. در این زمان کودک نیاز به مراقبت و توجه بیشتری دارند و روند رشدش باید زود به زود پیگیری شود.

اختلال رشد چهار حالت دارد:
1- اگر وزن کودک نسبت به مراجعه ی قبلی او بیشتر شود اما میزان افزایش وزن او کافی نباشد، منحنی رشد کودک رو به بالا است ولی شیب آن ملایم تر از منحنی های مرجع می شود که به آن کندی رشد می گویند. اگر این وضعیت ادامه یابد اختلال رشد کودک تشدید می شود.

2- اگر وزن کودک برای مدتی افزایش نداشت، منحنی رشد او افقی یا صاف خواهد شد که به آن توقف رشد می گویند. ممکن است کودک بیمار شده باشد و یا تغذیه ی او ناکافی است.

3- چنان چه وزن کودک کم شود منحنی رشد رو به پایین خواهد شد که به آن افت رشد می گویند. ممکن است کودک بیمار یا به شدت کم غذا شده باشد که باید فوری با کارکنان بهداشتی مشورت کرد.

4- بعضی از کودکان ممکن است اضافه وزن بیش از اندازه داشته باشند و منحنی رشدشان به سرعت بالارونده و از محدوده ی طبیعی رشد خارج شود. باید وضعیت کودک بررسی و پیگیری شود.

در کارت رشد منحنی هایی مربوط به قد و دور سر نیز هست که در معاینات دوره ای سنجیده می شود. دور سر کودک به کمک متر از ناحیه ی پیشانی و برآمدگی های جانبی دو طرف سر و قد کودک نیز تا دو سالگی به صورت خوابیده اندازه گیری می شود. این اندازه ها هم در قسمت مخصوص در کارت رشد ثبت می شود.
در کارت رشد هم چنین بعضی از مراحل تکاملی کودک مشخص شده است که در معاینه ها بررسی و ثبت می شود.

علل معلولیت های کودکان و راه های پیشگیری از آن ها

علل معلولیت های کودکان: آرزوی هر پدر و مادری داشتنِ فرزند سالم است ولی برخی از کودکان به علل جسمی، روانی و اجتماعی دچار ناتوانی و معلولیت اند. معلولیت به ناتوانی جسمانی یا روانی فرد در انجام تمام یا قسمتی از فعالیت های زندگی فردی یا اجتماعی خود به دلیل نقص مادرزادی یا اکتسابی گفته می شود. انواع معلولیت ها ممکن است به صورت مادرزادی یا اکتسابی باشد.
علل معلولیت ها به شرح زیر است:

علل پیش از تولد:
- بیماری مادر (سرخجه، ایدز، دیابت و…)
- ناسازگاری های خونی مادر و فرزند (ناسازگاری Rh و…)
- سوء تغذیه ی جنین در داخل رحم و اختلال های خون رسانی از طریق جفت
- اختلال های ارثی و ژنتیکی
- اشعه x
- دخانیات، مواد مخدر و الکل
- داروها

علل هنگام تولد:
- آسیب دیدگی ناشی از زایمان دشوار
- تولد زودرس (نوزاد نارس)
- فقدان اکسیژن در زمان تولد
- زایمان غیرایمن
برای پیشگیری از معلولیت های هنگام تولد، مراقبت در دوران بارداری و انجام زایمان بهداشتی و زیرنظر فرد متخصص بودن توصیه می شود.

علل پس از تولد:
- حوادث و سوانح (سقوط، سوختگی، تصادفات، مسمومیت ها، غرق شدگی و…)
- بلایا و جنگ ها
- بیماری ها (تب بسیار شدید بر اثر عفونت، زردی شدید، تومورها و عفونت های مغزی، خونریزی داخل جمجمه و…)
- مشکل های روحی و روانی
- فقر و مشکل های خانوادگی
- عدم مراقبت از کودک
برای پیشگیری از معلولیت های پس از تولد، درمان به موقع بیماری های کودکان، مراقبت جسمی و روانی کودک، تغذیه ی کودک، تغذیه ی مناسب و حفاظت آن ها در برابر حوادث و خطرها توصیه می شود.

علایم معلولیت ها
علایم معلولیت ها برحسب نوع آن متفاوت است:
- کوچکی یا بزرگی سر
- کوچکی یا بزرگی فک فوقانی و تحتانی
- پایین قرار گرفتن لاله ی گوش
- تغییر حالات چشم
- کم مویی یا بی مویی
- کوتاهی یا بلندی و تغییر شکل اندام ها
- خطوط کف دستی غیرطبیعی
- انگشتان غیرطبیعی
- لکه های پوستی
- اختلال در کنترل حرکات و تعادل
- اختلال های شنوایی و بینایی
- اختلال های مکیدن، بلعیدن و جویدن
- اختلال های هوش
- ناتوانی ارتباطی و اختلال های رفتاری
- کندی رشد
- بازتاب ها یا حرکت های غیرطبیعی و...

تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه