امروز دوشنبه 04 بهمن 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

موری بوون و نظریه سیستم های خانواده او نقطه شروع مطالعه خانواده نوع بشرو درمان خانواده است یکی ازپیشگامان درنهضت خانواده بوون بود که نظریه عملکرد انسان را شکل دادکه بر استعداد مورثی انسان ها برای رشد و تغییر تاکید می کرد مطالعات بوون برای همیشه شیوه ی تفکر مارادرموردانسان ها تغییرداد همانگونه داروین چشم انداز مارادرموردتحول تغییر داد.نظریه ی او باویژگی های:ظریف.کامل. رادیکال. جامع.عقلانی.پیشگام.تاثیرگذاروجهش مفهومی آراسته شده است.
اوبه عنوان یکی از نظریه پردازان برجسته در زمینه خانواده درمانی و بنیانگذار خانواده درمانی مشهور است.
موری بوون، یکی از طراحان خانواده درمانی بود.بخش عمده ه ای از نظریه و کاربست او از کار با افراد اسکیزوفرنیک در خانواده ها بوجود آمد.او معتقد بود زمانی می توان خانواده ها را بهتر شناخت که از دیدگاه سه نسلی بررسی شوند زیرا الگوهای روابط میان فردی، اعضای خانواده را در طول چند نسل مرتبط می کنند.بوون معتقد است بسیاری از مشکلات خانوادگی به این خاطر روی می دهدکه اعضای خانواده خود را از لحاظ روان شناختی از خانواده پدری مجزا نساخته اند. این امر در واقع نقطه مشترک خانواده هایی است که یک یا هر دو والد هنوز پایبند خانواده شان هستند و در تعیین روابطشان با همسر خود لازم است آن را مد نظر قرار دهند.به عبارت دیگر این والدین هنوز بخشی از«توده خود» یا «نظام هیجانی» خانواده پدریشان هستند.درمان از نظر بوئن اساساً ترغیب خانواده خصوصاً والدین به کشف و انطباق روابطشان با والدین و همه افراد خانواده گسترده است. ازجمله مفاهیم کلیدی او مفاهیم تمایز بین خود مثلث بندی هستند. (بارکر, 1375)

مفهوم تمایز یافتگی توسط موری بوون، یکی از خلاق ترین متفکران حوزه ی خانواده درمانی، ارائه شده است. او معقتد است که مشکلات جاری خانواده، منعکس کننده ی مسائل حل نشده ی خانواده ی اصلی است و این مسائل حل نشده ممکن است به صورت الگوهای رفتاری منطبق بر نشانه های بیماری بروز کند. بوون، خانواده را به عنوان یک «واحد عاطفی» معرفی می کند که دارای شبکه ای از ارتباط های درهم تنیده است و زمانی می توان آن را بهتر درک کرد که در یک چهار چوب چند نسلی یا تاریخی مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد. از طرفی اضطراب مزمن به عنوان جزء لاینفک همه ی سیستم های زنده در این واحد عاطفی نیز با درجات مختلف، بسته به موقعیت خاص خانواده و ملاحظه های فرهنگی حضور دارد. بوون معتقد است در جامعه ی انسانی نوعی «نیروی زندگی» که از ریشه ای غریزی برخوردار است، کودک رو به رشد را به شخصی برخوردار از عواطف مجزا تبدیل می کند که می تواند به تفکر، احساس یا عمل بپردازد. در واقع، این نیرو، نیرویی است که افراد را به سمت «تمایزیافتگی» سوق می دهد. هم زمان نیروی دیگری که آن هم ریشه ی غریزی دارد، کودک و خانواده را به حفظ پیوندهای عاطفی یا «باهم بودن»] سوق می دهد. در نتیجه ی این نیروهای تعادلی، هیچ کس به جدایی عاطفی کامل از خانواده دست نخواهد یافت؛ لیکن از لحاظ مقدار تمایزی که هر فرد به دست می آورد، تفاوت های قابل ملاحظه ای وجود دارد. همچنین از لحاظ استقلال عاطفی ای که فرزندان متعلق به یک خانواده به آن می رسند نیز اختلاف هایی وجود دارد (گلدنبرگ، 2000).

درون خانواده، درگیر و دار چالش بین نیروهای معطوف به با هم بودن و تمایزیافتگی، اضطراب پدیدار می شود. اگر با هم بودن غلبه کند، خانواده به سوی کارکرد عاطفی بیشتر رهنمون می شود و خودمختاری فردی کاهش می یابد. در نتیجه ی کاهش خودمختاری، اضطراب مزمن در فرد افزایش می یابد. بوون، اضطراب مزمن را ریشه ی مهم تمام آسیب شناسی ها می داند و معتقد است با اینکه بیشتر افراد، خود را با اضطراب حاد، در دوره ی زمانی کوتاه تطبیق می دهند، با این حال، اضطراب مزمن در درازمدت، به بروز نشانگان بیماری می انجامد.
بوون در آغاز کارش مفهوم «خودجمعی نامتمایز خانواده» را برگرفته از مفاهیم روان تحلیل گری برای توضیح مفهوم «به هم چسبیدگی» عاطفی خانواده ابداع کرد؛ وضعیتی که در آن «نوعی وحدت عاطفی مشترک در تمام سطوح وجود دارد». گاه نزدیکی عاطفی به قدری شدید است که اعضای خانواده احساس می کنند از احساسات، افکار، تخیل ها و رویاهای یکدیگر باخبرند؛ که البته این صمیمت می تواند به حالت ناخوشایند نزدیکی مفرط و در نهایت طرد متقابل بین دو عضو ختم شود. بوون، مفهومی را که در آغاز، به زبان روانکاوی، «خودجمعی نامتمایز خانواده» نامید، بعدها به زبان نظریه ی سیستم ها تحت عنوان «هم آمیختگی- تمایزیافتگی» تعریف کرد. هر دو اصطلاح موید این مطلب است که بلوغ و تحقق فرد، نیازمند آن است که او از وابستگی های عاطفی حل نشده ی خانواده ی اصلی اش رهایی یابد (گلدنبرگ، 2000).
واژه­ی تمایز یافتگی بیشتر به یک فرآیند اشاره دارد تا یک هدف قابل حصول؛ فرآیندی که فرد با حرکت در مسیر آن می تواند، به تدریج به استقلال و وابستگی سالم دست یابد و خود را از اضطراب مزمن و رنج های غیرضروری است. سطح تمایز یافتگی هر فرد به بهترین صورت، در موقعیت های استرس زای خانواده قابل مشاهده است و درجه ای که فرد قادر است علی رغم اضطراب شدید در خانواده، رفتارش را منطبق بر اصول صریح و اندیشمندانه کنترل کند، میزان تمایزیافتگی او را نشان می دهد..
مثلث خانوادگی، عامل متعادل کننده ی یک سیستم عاطفی است. در خلال دوره های مختلف زندگی خانواده، زمانی که سطح اضطراب پایین و شرایط بیرونی آرام است. سیستم دو نفره یا «واحد دوتایی» می تواند به تبادل متقابل و آسوده احساسات مبادرت ورزد. اما وقتی اضطراب به دلیل فشارهای روانی درونی یا بیرونی در یک سیستم دوتایی به سطح معینی می رسد، شخص سومی (که به طور معمول نسبت به سایر افراد آسیب پذیر است) وارد رابطه می شود و بدین ترتیب نقش، از رابطه ی دوتایی به رابطه ی سه تایی منتقل می شود (ثنایی، 1378).

مثلث ها در خانواده تهدیدی جدی برای تمایز یافتگی اعضا محسوب می شوند. همچنین، والدینی که در سطوح پایین تمایز یافتگی قرار می گیرند، به طور معمول در موقعیت های استرس زا، فشار روانی خویش را به فرزندی که از بقیه تمایز نایافته تر است منتقل می کنند که به این فرآیند، «فرآیند فرافکنی خانواده می­گویند.).
روش متعارف بوون برای خانواده درمانی عبارتند است از: کار با سیستمی متشکل از دو فرد بزرگسال به علاوه خود فرد. حتی زمانی که بیمار معلوم، یکی از کودکان خانواده بود، بوون از والدین می خواست که این موضوع را بپذیرد که مشکل اساسی در آن دو نفر است؛ یعنی، سیستم عاطفی خانواده و بیمار معلوم منبع مشکل آن ها به شمار نمی آید.).
بوون خود را در قالب پژوهشگری عینی می دید که هدفش کمک به افراد خانواده از طریق ارزیابی و درک شیوه های ارتباطی آن ها در درون خانواده بود. درمانگران بوونی مانند یک مربی و مشاهده گر خنثی عمل می کنند. دلیل ایفای نقش خنثی و عینی این درمانگران، جلوگیری از درگیر شدن در ائتلاف ها و مثلث سازی های خانواده است. مشاور یا درمانگری که با یک خانواده تمایزنایافته کار می کند باید مراقب باشد که به درون سیستم عاطفی خانواده کشانده نشود و در سراسر دوره ی درمان، از جذب شدن در مشکل خانواده، جانبداری در مشاجره های خانوادگی یا احساس هم دردی مفرط نسبت به یک عضو یا عصبانیت از عضوی دیگر پرهیز کند. اگر با سیستم عاطفی خانواده هم آمیخته می شود، یا اجازه می دهد که در مورد تعارض های خانواده با او مثلث سازی کنند، یا اضطراب خانواده بر وی چیره می شود، ممکن است تاثیری تفرقه انگیز بر عملکرد خانواده داشته باشد و در نتیجه قادر نباشد میان اعضای خانواده تمایزیافتگی بیشتری به وجود آورد. با اینکه لازم است خانواده متقاعد شده باشد که درمانگر به آن ها اهمیت می دهد و همچنان به آن ها علاقه خواهد داشت، او باید در برابر کوشش هایی که به منظور درگیری عاطفی وی صورت می گیرد، مقاومت کند. بوئن پس از هدایت مراجع برای تمایز یافتگی، از او انتظار داشت که به خانواده ی اصلی خود رجوع کند و با والدین خود دیدارهای مکرری داشته باشد. برقراری مجدد تماس با خانواده ی اصلی، گام مهمی برای کاهش اضطراب باقی مانده ی مراجع در اثر گریز عاطفی است. همچنین این کار به لحاظ مثلث زدایی اعضای آن خانواده و در نهایت، دستیابی به تمایز یافتگی خود، بدون درگیر شدن با موضوع های فلج کننده ی گذشته و حال اهمیت دارد (گلدنبرگ 2000)
بوون مبدع نظریه های نظام های خانواده است.خانواده رایک واحدعاطفی وشبکه ای ازروابط بهم تنیده میپنداردکه وقتی می توان آن رابهتر درک کردکه از چارچوب چندنسلی یاتاریخی آنراتحلیل کرده باشیم.رویکرد نظری او و اقدامات درمانی همراه آن به مثابه پلی است بین رویکردهای روان پویشی که بررشدوتحول خویشتن مباحث بین نسلی و اهمیت گذشته تاکید می ورزند.

تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه