امروز دوشنبه 04 بهمن 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

موری بوؤن، رونالد لینگ – روانپزشک انگلیسی- دو نفر از پیشگامان این وادی به شمار می آیند که نقش مهمی ایفا نموده اند. هر دو آنها در اواسط دهه پنجاه بررسی خانواده اسکیزوفرنی را آغاز نمودند. کارهای اولیه موری بوئن (1960) روی کودکان مبتلا به اسکیزوفرنی و خانوادهای آنان در درمانگاه فینجر، نقش چشم گیری در پیدایش نظام خانواده درمانی موردنظر داشت.

نظریه سیستم های خانواده او که مدلی نظری و بالینی است که از اصول و کاربستهای روان کاوی بوجود آمده است، گاهی خانواده درمانی چند نسلی نامیده می شود. بوئن و همکاران وی روش نوآورانه ای را در مورد اسکیزوفرنی در موسسه ملی سلامت روانی اجرا کردمد که بوئن در آنجا کل خانواده ها را بستری می کرد تا سیستم خانواده بتواند کانون در مان باشد.

این نظریه زیربنای عقلی بسیاری از جریانات پدید آمده درخانواده درمانی است. به مشارکتهای نظری او بعلاوه در اقدامات درمانی توان را آنها به منزله پلی است بین دو رویکرد های روان…..که بر رشد و تحول خویشتن، مباحث بین نسلی و اهمیت گذشته تأکید می ورزند و رویکردهای مبتنی بر نظریه سیستم که توجه خود را به تکوین کنونی واحد خانواده در تعادل های آن در حال حاضر محدود می سازند.

معتقد بود که نیروی محرکه زیربنایی بسیاری از رفتارهای بشر منبعث اند از فراز و نشیب های زندگی خانوادکی و کش و قوس های همزمان میان اعضای خانواده بر سر دوری از هم و در عین حال با هم بودن است. بودن به واسطه پیشینه و آموزش قبلی خود، علاقه مفرطی به تأکیدات فردگرایانه روانکاوی داشت لیکن علاقه حرفه ای و تخصصی او به خانواده در همان اوائل اشتغالش، یعنی زمانیکه در اواخر (1940) در کلینیک فینجر به عنوان روانپزشک مشغول کار بود، آغاز شد.

در 1954 مشتاق عملی ساختن آراء جدیدش درباره پویه های خانواده بود و فعالیتهای پژوهشی تخصصی خود را به “مؤسسه بهداشت روانی” واقع در بتزدا در ایالت مریلند کشاند. اینجا بود که بودن دریافت شدت عاطفی تعامل مادر – فرزند حتی نیرومندتر از آنی است که تصور می کرد. مهمتر اینکه، این شدت عاطفی ظاهراً خصیصه کل روابط خانواده است، نه صرفاً مادر و فرزند.

طرح NIMHدر 1959 به پایان رسید. او در حین پالایش دائمی مفاهیمی که نخستین بار در دهه 1960 مطرح کرده بود، برنامه آموزشی برای خانواده درمانی تدارک دید و در 1987 کتاب «خانواده درمانی در کار بالینی» را منتشر ساخت. موری باون که چهره ای شاخص در رشد و تحول خانواده درمانی است، تا زمان مرگش به سال 1990 همچنان یک نظریه پرداز اصلی باقی ماند.

همکاران در خصوص آرای نظری باون و همچنین کاربرد بالینی آنها چندین کتاب تشریحی و تحلیلی جدید توسط مایکل که، دانیل پاپیرو و ادوین فریدمن ارائه شده اند که همگی مدتهای مدید همکاری وی بوده اند.

موضوعات کلیدی

تفکیک خویشتن: به نظر باون، درجه ظهور و تفکیک در حرفه بیانگرمیزان توانایی او برای تمیز فرایند احساسی (عاطفی) است که وی تجربه می کند و افرادی که بیشترین امتزاج را بین افکار و احساساتشان دارند (مثلاً اشخاص اسکیزوفرنیایی و خانواده آنها) ضعیفترین کارکرد را دارند.

اضطراب مزمن: به عقیده او همیشه نوعی اضطراب مزمن در زندگی وجود دارد. بخش اجتناب ناپذیری از طبیعت به شمار می آید. پدیده ای زیستی که به اعتقاد بوددن وجه مشترک انسان با تمامی صورت های زندگی است.

توده نامتمایز من خانواده: بودن برای توضیح مفهوم «به هم چسبندگی» عاطفی خانواده ابداع کرد، وضعیتی که در آن نوعی وحدت عاطفی مشترک در تمامی سطوح وجود دارد.

امتزاج تفکیک: همان مفهوم توده نامتمایز من خانواده است که با استناد از زبان نظریه ی سیستم ها بازگویی کرد. که مؤید تاکید باون بر این قضیه است که پختگی و خودشکوفایی مستلزم آن است که فرد از دلبستگی های عاطفی ناگشوده به خانواده مبداء رهایی یابد.

خویشتن مستحکم: کسی که مفهوم نیرومندی از خویشتن در اختیار دارد. عقاید محکم و باورهای کاملاً مشخص را مطرح می سازد. چنین شخصیتی «خویشتن مستحکم» را به نمایش می گذارد.

شبه خویشتن نامتمایز: این افراد عقل و عاطفه شان چنان در هم آمیخته است که زندگی شان تحت اختیار احساسات اطرافیانش قرار دارد. آنها به خاطر آنکه اشخاص ترسو و به لحاظ عاطفی نیازمند هستند، فردیت خود را فدای کسب اطمینان از سوی دیگران می کنند. به نظر باون آنها نوعی شبه خوشتن نامتمایز را نشان می دهند. چون شخصیتشان چیزی نیست مگر عقاید و ارزشهای تعلق به دیگران.

مثلث ها: سنگ بنای اصلی در نظام عاطفی خانواده به نظر باون عبارت است از مثلث. نظام دو نفره نظامی بی ثبات است در شرایط فشار روانی یعنی زمانیکه هر یک از طرفین می کوشد برای کاهش این تنش رو به فزونی در روابط خویش یک مثلث خلق کند، نظام دو نفره تبدیل به نظامی سه نفره می شود. البته مثلث سازی همیشه هم به کاهش تنش نمی انجامد.

1-در اثر اضافه شدن شخص ثالث، نظام ثابت ممکن است دچار نا استواری شود.

2-نظام دونفره با ثبات در اثر حذف شخص ثالث دچار نا استواری می شود.

نتایج مثلث سازی

3-نظام دونفره بی ثبات به واسطه اظافه شدن شخصی ثالث به ثبات می رسد.

4-نظام دو نفره بی ثبات در اثر حذف شخص ثالث به ثبات برسد

نظام های عاطفی خانواده هسته ای: به نظر باون مردان و زنان کسی را به عنوان همسر خویش بر می گزینند که سطح تفکیک شدگی او مشابه سطح تفکیک شدگی خودشان باشد. در نتیجه خانواده هم به عنوان یک نظام – یعنی نظام هیجانی خانواه هسته ای- تا وقتی اعضایش به خوبی تفکیک نشوند بی ثبات خواهد ماند.

فرافکنی خانوادگی: تفکیک شدگی اندک طرفین باعث می شود فشار روانی خویش را به فرزندانشان فرافکنی کنند.

گسلش عاطفی : فرزندان وقتی بر اثر درگیری شدید، با مشکلات خانواده، فشار روانی شدیدی را متحمل می شوند برش هیجانی خود را از خانواده جدا می کنند. این احساس فرضی آزادی گسلش عاطفی است.

بیانگر یک مشکل باشد.

حلال یک مشکل باشد

و آفریننده یک مشکل است.

فرایند انتقال چند نسلی: در این فرایند تصور می رود که کاری شدید نتیجه عملکرد هیجانی خانواده در طی چند نسل باشد.

جایگاه همسرها: باون می دانست که الگوهای تعاملی میان زوجین می تواند با جایگاه هر یک از طرفین در خانواده و برای خودش ارتباط داشته باشد، چرا که ترتیب تولد در بسیاری از موارد و کارکردهای موجود در نظام عاطفی خانواده فرد را پیش بینی کنند.

واپس روی اجتماعی: بوون مدل نظام خانوادگی خود را به کارکرد اجتماعی گسترش می دهد. و عقیده دارد که وقتی جوامع تحت فشار هستند به سوی عدم تفکیک حرکت می کنند.

طرفداران بوین نیز اصطلاحاتی مانند: متمایز سازی، همجوشی و بریدگی عاطفی را ابداع کرده اند.

الف - هم جوشی: پدیده ای است که اجازه نمی دهد فرد , خودش را از خانواده متمایز کند.

هم جوشی به دو جنبه ناپختگی اشاره دارد:

1 - نوعی هم جوشی و احساس تفکر وجود دارد که طی آن تفکر واقع بینانه تحت تاثیر تحریک پذیری قرار می گیرد و خادم آن می شود.حاصل این همجوشی , دلیل تراشی و توجیه عقلی برای جلوه دادن ناپختگی عاطفی است.

2 - همجوشی به نبود مرزها و فقدان فردیت بین دو یا چند نفر اشاره دارد که نمونه ی آن روابط هم زیستی است.

همجوشی بین دو نفر , بادرگیر شدن شخص سومی که از آن ها حمایت می کند , تنش را کاهش می دهد.بنابراین همجوشی موجب مثلث بندی می شود.

ب - جدایی عاطفی (بریدگی عاطفی): عبارت است از انکار یا مجزا کردن مشکلات در زمانی که فرد , نزدیک والدین زندگی می کند , یا دور شدن جسمانی یا ترکیب هر دو. در این حالت فرد حسرت نزدیکی عاطفی را می خورد ولی از آن گریزان است.

بیماری عاطفی زمانی ایجاد می شود که افراد نمی توانند خود را به نحوی شایسته از خانواده ی اصلی شان متمایز کنند.

ج - متمایز کردن: عبارت است از توانایی به دست آوردن کنترل عاطفی و در عین حال , ماندن در جو شدید خانواده.

متمایز کردن خود , بیانگر میزان توانایی فرد برای تفکر واقع بینانه راجع به موضوعات سرشار از خانواده است.

تکنیک های درمانی:

مصاحبه ارزیابی: ارزیابی خانواده بیمار از همان اولین تماس تلفنی آغاز می شود. مصاحبه های ارزیابی خانواده بهر ترکیبی از اعضای خانواده برگزار می شود: یکی از والدین، زن و شوهر، و می تواند شامل ارزیابی اعضای خانواده گسترده نیز بشود. مصاحبه ارزیابی با تکیه بر سابقه ی مشکل فعلی، تمرکز خاص بر نشانه ها (بدنی، عاطفی، اجتماعی) و تأثیر آنها بر شخص حاوی نشانه یا روابط خانوادگی آغاز می شود. و ممکن است این مصاحبه چندین جلسه طول بکشد، برای ارزیابی درجه بدکاری در خانواده که توأم با نشانه های موجود در یک یا چند عضو خانواده است، تمامی اطلاعات مربوط به این مباحث در نظر گرفته می شود. در این تکنیک حتی یک نفر هم کافی است به شرطی آنکه وی بخواهد به جای سرزنش دیگران، فرایندهای احساسی و عقلی خودش را تفکیک نماید.

ژنوگرام : عبارت است از ترسیم خانواده ها، در این روش اطلاعات مهمی درباره خانواده ثبت می شود از جمله در مورد سن اعضای خانواده، جنس، تاریخ ازدواج، مرگ و محل زندگی آنان.

تفسیر: اطلاعات حاصل از ژنوگرام برای اعضاء خانواده تفسیر می شوند تا از پویایی خانواده و خویش درک پیدا کنند.

مثلث زدایی: باون در صورت امکان سعی می کرد اضلاع مثلثها را به طور مستقیم از هم جدا کند. وی در مورد خانواده را غالباً با هر دو نفر با یکی از آنها دیدار می کرد. سپس، همکاری آنان سعی می کرد راهبردهایی را تدوین کند که تأثیر فشار هیجانی آنان را بر بیمار یا سایر اعضاء خانواده کم کند.

شباهت ها و تفاوت ها:

-کانون توجه بسیاری از فعالیتهای بوون روی خانواده گسترده بود از این لحاظ بوون به فریمو شباهت دارد.از نظر چهارچوب زمانی بوون گذشته و حال را مدنظر می دهد که در نظریه پسامدرن هم این تأکید به گذشته و حال دیده می شود. از نظر واحد بررسی نظریه بوون سه عنصری، (مشکلات بخاطر پیوندهای ارتباطی که با سایرین برقرار می شود، ایجاد و تداوم می یابد) از نظر تعداد عناصر این نظریه شباهت دارد به نظریه ی ساخت نگر و سیستمی و پسامدرن اما در هر نظریه ای به هدف متفاوتی مورد بررسی قرار گرفته اند.

– تضاد در رویکرد قشر مخی، سنجیده و حساب شده، منظم و مبتنی بر نظریه بوون با شیوه ی ارتجالی، هیجانی و غیر نظری ستیر یا ویتاکر در کار با خانواده از دید خانواده پنهان نخواهند ماند.

اصرار بوون بر اینکه درمانگر داخل نظام نشود، با رویکرد “غرفه کامل” خانواده درمانگرهایی نظیر آکرمن، ستیر،کمپلر یا ویتاکر اختلاف چشمگیری دارد و در رویکرد بوون درمانگر به صورت رسوخ ناپذیر، آرمیده و عینی باقی می ماند و از مثلث سازی با درگیری های عاطفی همسران پرهیز می کند.

بوون پس از هدایت درمانجو برای تفکیک خویش، او را خانواده فرستاد تا با والدین دیدارهای مکرر داشته باشد اما فریمو اعضای خانواده مبداء را در مراحل پایانی درمان وارد گود می ساخت.

تأکید بوون بر بیرون ماندن از نظام هیجانی خانواده است برخلاف ساخت گرا که عمداً به خانواده می پیوندند و خودشان را با شیوه ی تعامل آنها تطبیق می دهند.

فرآیند درمان

هدف درمان بوین: افزایش تمایز خود است.

در الگوی بوئنی درمانگران به دنبال کاهش اضطراب خانوادگی هستند. آنها قصد دارند به اعضای خانواده فرصت بدهند تا توانایی خود را برای کارکرد مستقل افزایش داده و نشانه های مرضی را در خود از بین ببرند.

1 - هوشیاری افزایی:

تمایز خود مستلزم توانایی فکر کردن واقع بینانه در مورد موضوعات عاطفی خانواده است.درمانجویان با پرورش دادن قدرت مشاهده ی عمیق تر می توانند فکر کردن واقع بینانه در مورد خود و خانواده ی خویش را آغاز کنند.

مشاهده عبارت است از: توانایی عقب نشینی از تعامل عاطفی ودرک کردن رویدادها از فاصله عاطفی.

2 - انتخاب:

بیماران با انتخاب پاسخ دادن به صورت خود مختار می توانند خود را از سیستم خانواده رها سازند.

خودمختاری یعنی پاسخ دادن از موضع من به جای واکنش از موضع ما.

نقد نظریه بوئن توسط فمینیست ها

این دیدگاه به خاطر مرتبط ساختن ویژگی های شخصی با نقش اجتماعی مردان و بی اهمیت جلوه دادن ویژگی های مرتبط با نقش اجتماعی زنان , مورد انتقاد قرار گرفته است.

رد نظریه بوین توسط درمانگران فمینستی حاکی از فرصتی است که از دست داده شده است. نظریه فمینستی به وضوح چگونگی نهفته شدن نابراری قدرت در نقش های جنسی را بیان می کند.و دستور العملی را برای تغییر اثر بخشی خانواده ارائه می دهد. بویژه مفهوم تمایز یافتگی بوین به معنی یافتن تعادل میان نیاز شخص به منحصر به فرد بودن و در عین حال در همان زمان به طور عاطفی در ارتباط با افراد مهم در زندگی اش قرار دارد , روش خوبی برای کمک به تغییر زنان می باشد.

انتقادهای فمینیست از بوین

- مفهوم تمایز یافتگی بوین

مفهوم تمایز یافتگی بوین , ویژگی های شخصیتی مرتبط با نقش جنسی سنتی مردانه را به صورت جدایی عاطفی , تفکر منطقی , و بودن برای خود تعریف کرده ودر حالی که ویژگی های نقش جنسی سنتی زنانه را در اصطلاحاتی مانند روابط روانی , بیان عواطف و بودن برای دیگران بیان می کند.

نظریه بوین 2 نیروی زندگی تفرد و تعلق را به عنوان 2 پایه زیست شناختی که همه ی اشکال زندگی را پیش می برد مطرح کرد

- تعلق (با هم بودن): نزدیکی عاطفی با دیگران , مورد تایید بودن و احساس تعلق داشتن به گروه را منعکس می کند.

- تفرد (فردیت): نیاز به منحصر به فرد بودن , عدم شباهت به دیگران و فاصله داشتن روانی بین خود و دیگران را نشان می دهد.

تمایز یافتگی عبارت است از تعادلی که هر فرد می تواند بین دو نیروی , تفرد و تعلق بدست آورد.فردی که به سطح بالایی از تمایز یافتگی رسیده باشد , می تواند میزان تعادل بین فردیت و با هم بودن را برآورده کند.

نظریه بوین بیشتر بر افزایش قدرت نیروی فردیت در فرآیند خودشناسی تاکید می کند.هدف از این تاکید بدست آوردن تعادل بیشتر بین دو نیروی تفرد و تعلق می باشد.

نقد: این است که این نظریه با توجه به اینکه به جدایی عاطفی و ارزش های نقش جنسی مردانه به صورت کمال گرایانه و آرمانی بها می دهد درست نیست.

2 - نظریه بوین , همانند تمام نظریه های درمان سنتی , در نشان دادن ارتباط بین بافت اجتماعی – فرهنگی با نشانه شناسی در بیماری ها و تغییرات درمانی ناتوان است. نظریه بوین علی رغم پذیرش تعریف دو نمادی فرهنگی از جنس , نتوانست را ه هایی که این نظام دو نمادی به طور ناهشیار زنان و مردان را به گذشتن از حق خود تشویق می کرد , نشان دهد.

نظریه بوین به مفهوم قدرت توجه نکرده و تفاوت قدرت زنان و مردان و تفاوت در انعطاف پذیری برای تغییر و مقاومت آن ها در برابر فشار سیستم که مانع تصمیم می شود را نادیده گرفته است.

2 موضوع که مورد توجه بوین قرار نگرفته است:

1 - نقش های جنسی زنان و مردان را برای نادیده گرفتن حقوق و گذاشتن از حق خود تشویق می کند.

2 - نابرابری زن و مرد در درون فرهنگ مرد سالارانه بطور نابرابر فرض شده اند که موجب محدود شدن هدف های فمینستی می شود.

نقش جنسی زنان مدرن هر 2 جنبه را در نظر می گیرد , زن می تواند در درجه ی اول دارای هدف های شخصی باشد اما اگر او بخواهد به عنوان مادر یا همسر باشد. باید به عنوان تسهیل کننده محیط برای شوهر و بچه هایش باشد.

نقش جنسی مردانه مدرن معتقد است مردان در طی زمانی که به عنوان تامین کننده خانواده شان عمل می کنند , باید نقش پدری تربیت کننده را برعهده بگیرند.

یکپارچگی نظریه ی فمینستی و نظریه سیستم های خانواده بوین

بسیاری از موضوعات که زوج ها با آ ن ها درگیر می شود بیشتر از آنکه موضوعات شخصی باشد سیستمی هستند.

بیشتر زوج ها به خاطر اینکه هر کدام سعی در تغییر دادن دیگری دارد , دچار مشکل می شوند.

شیو ه های غیر مسقیم زنان در به کارگیری قدرت:

1 - کناره گیری جنسی.

2 - تغییر عاطفی.

3 - تمرکز بیش از حد روی بچه ها

واکنش برگشت تغییر سیستمی بوین به زنان کمک می کند تا مقاومتی راکه تغییرات شخصی شان برانگیخته خواهد کرد , پیش بینی کنند.

در نظریه بوین وقتی که تعارض میان زوج ها بالا است درماند زوجی نمی تواند مفید باشد.

بوئن به افراد توصیه می کند که به عقب برگردند و از خانواده بالا و بالاتر روند و به جستجوی الگوهایی بپردازند از نو چرخی بزنند، تا نه فقط اطلاعاتی را بدست آورند، بلکه خود را در بافت و محیطی که در خلال سالهای شکل گیری کودکی شان وجود داشت، احساس کنند

این فرایند، انتقال از عکس العمل عاطفی را به شناخت های روشن بهبود می بخشد. اطلاعات موجود در نسل نگاری ها از نظر:

الف) الگوی تکراری نظیر مثلث ها، دل کندن ها، و ائتلاف ها

ب) همزمانی حوادث مثل مرگ اعضا یا سال شروع نشانه مرضی

ج) اثر تغییر و وقایع در سیر زندگی از قبیل وقایع پیش بینی نشده مثل ازدواج، مرگ و میرها، بررسی می شوند.

تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه