امروز دوشنبه 04 بهمن 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

مدل ریچارد اتیکنسون ( Richard Chatham Atkinson) و ریچارد شفرین ( Richard Shiffrin) که تحت عنوان مدل مخزن نیز گفته می شود از شناخته شده ترین مدل ها است. اصطلاح مخزن از این باور منشأ گرفته است که اطلاعات در سه واحد از نظام که عبارتند از مخازن دریافت حسی، حافظه کوتاه مدت و حافظه بلند مدت، اخذ، پردازش و حفظ می شوند. سه واحد یاد شده سخت افزار نظام را تشکیل می دهند.

اتکینسون و شیفرین معتقدند که آنها فطری بوده و در کلیه افراد یکسان می باشند، ولی هر سه قسمت از جهت سرعت در پردازشگری اطلاعات، محدودیتهایی دارند و مخازن گیرندههای حسی و حافظه کوتاه مدت از جهت گنجایش نیز محدود می باشند. تقسیم بندی حافظه به حسی، کوتاه مدت و بلند مدت به ما کمک می کند که بفهمیم انسانها چگونه وظایف مختلف را پردازش می کنند (بندر، 2001؛ سوانسن و سیز، 2003، به نقل از کرک و همکاران، 2011). مشکلات در هر کدام از انواع این حافظهها می تواند مشکلات بزرگی در یادگیری ایجاد کند (سوانسن، زینگ و ژرمن، 2009، به نقل از کرک و همکاران، 2011).

علاوه بر سخت افزار ذهن، این نظام شامل فرایندهای کنترل یا راهبردهایی نیز می باشد که معادل نرم افزار در نظام کامپیوتر است. راهبردها موجب می شوند تا انسان قاطعیت و گنجایش پردازش و ذخیره اطلاعات را فزونی بخشند. برحسب نظریه اتکینسون و شیفرین فرایندهای کنترل، فطری نیستند، اکتسابیاند و افراد در چگونگی به کارگیری آنها با یکدیگر تفاوت دارند (محسنی، 1383).

چارچوب این سیستم بر این ایده استوار است که ساختار های حافظه ثابت هستند و فرآیندهای کنترل متغییر. آنها مفهوم دو گرای حافظه را که توسط واگ و نورمن مطرح شده بود، پذیرفتند، اما به فرض سیستم های فرعی در درون حافظه کوتاه مدت و حافظه بلند مدت نیز پرداختند، بنابراین نظریه آنها پیچیده تر و جامع است. در این مدل حافظه سه انباره دارد:

1- ثبت حسی

2- انباره کوتاه مدت (STM)

3- انباره بلند مدت (LTM)

اطلاعات، مخزن به مخزن به شیوه‌ای خطی عبور می‌کند و به عنوان یک مدل پردازش اطلاعات (همانند یک رایانه) با ورودی، پردازش و خروجی توصیف شده است.

اطلاعات توسط ارگان‌ها و یا همان اندام‌های حساس شناسایی شده و وارد حافظه حسی می‌شوند. اگر این اطلاعات مورد توجه قرار گیرند، پس از آن وارد حافظه‌ی کوتاه‌مدت می‌شود. اطلاعات تنها در صورتی از حافظه کوتاه‌مدت به حافظه بلندمدت منتقل شوند که مورد تمرین و تکرار مجدد و بازگویی قرار گرفته باشد (به‌عبارت دیگر تکرار شوند). اگر تمرین تکرار و ابقاء (تکرار برای حفظ اطلاعات) اتفاق نیفتد، اطلاعات فراموش شده و از طریق فرایندهای جابجایی یا فروپاشی از حافظه کوتاه‌مدت حذف شده و از بین می‌رود.

در این جا محرکی که بلافاصله در یک بعد حسی مناسب ثبت می شود، یا محو می گردد یا برای پردازش بیشتر انتقال می یابد. یکی از اجزای کوچکتر ثبت حسی سیم دیداری است که با اندوزش تصویری منطبق است و ویژگی های آن به خوبی تعریف شده است: این سیستم از لحاظ اطلاعات فنی و از نظر واپاشی سریع است.

محو نظریه ریچارد اتکینسون و شیفرین این مفهوم است که آزمودنی نوعی نظارت بر اطلاعاتی اعمال می کند که به اشاره انبار کوتاه مدت وارد و یا از آن خارج می گردد و همین جداسازی ساختار و نظارت است که مدل اتکینسون و شیفرین را از دیگر نظریه های حافظه متمایز می سازد (همان).

حافظه حسی

حافظه حسی یا ثبت حسی، اولین مرحله از ادراک محرک است که به حواس مربوط می شود، به نظر میرسد که بخشهای جداگانهای برای هر نوع ادراک حسی وجود دارد که هر کدام محدودیتها و دستگاههای خود را دارند. انتقال سریع اطلاعات جدید به مرحله بعدی پردازش از اهمیت اساسی برخودار است. حافظه حسی مثل یک مدخل برای همه اطلاعاتی است که بعدا جزئی از حافظه می شوند. این سطح از حافظه با محدودیت زمانی رو به رو است؛ به این معنی که اطلاعات ذخیره شده در آن، اگر به سطوح بالاتر انتقال پیدا نکنند به سرعت فراموش می شوند.

این اتفاق در کمتر از یک دوم ثانیه برای محرکهای بصری و در سه ثانیه برای محرکهای شنوایی بوجود میآید. راههای بسیاری برای حتمی کردن انتقال و روشهای بسیاری برای تسهیل این انتقال وجود دارد. برای این منظور توجه و خودکار شدن تاثیر عمدهای بر حافظه حسی دارند (لوتز و هویت، 2003).

حافظه حسی نخستین مرحله حافظه به شمار می آید. در این مرحله، اطلاعات حسی محیط برای مدت کوتاهی در حافظه حسی ذخیره می گردد. این زمان، برای اطلاعات تصویری در حدود نیم ثانیه و برای اطلاعات صوتی در حدود 3 ثانیه است. برای درک کارکرد حافظه حسی، کافیست چشمان خود را ببندید، در این صورت تصویری که پیش از بستن چشمتان مشاهده می کردید، برای لحظاتی همچنان باقی خواهد ماند. حافظه حسی در واقع در نقش دریچه ای برای ورود اطلاعات به حافظه عمل خواهد کرد. از میان اطلاعاتی که وارد حافظه حسی می شوند، تنها اطلاعاتی که مورد توجه قرار گیرند، وارد مرحله بعد یعنی حافظه کوتاه مدت می شوند.

حافظه کوتاه مدت
حافظه کوتاه مدت که حافظه فعال نیز نامیده می شود، شامل اطلاعاتی است که ما به صورت آگاهانه مورد توجه قرار می دهیم و یا در مورد آن می اندیشیم (حافظه کوتاه مدت تقریبا مشابه بخش هشیار ذهن در نظریه فروید است). همان طور که پیشتر ذکر شد، اطلاعات حافظه کوتاه مدت، شامل بخشی از اطلاعات حافظه حسی هستند که مورد توجه قرار گرفته اند. اطلاعات در حافظه کوتاه مدت برای 20 تا 30 ثانیه باقی خواهند ماند. این اطلاعات در صورت تمرین و تکرار می توانند وارد حافظه بلند مدت شوند و در غیر این صورت از حافظه کوتاه مدت پاک می شوند تا فضا برای ورود اطلاعات جدید ایجاد شود. حافظه کوتاه مدت قادر به نگهداری 5 تا 9 قطعه یا واحد اطلاعات است. این واحد می تواند یک عدد، یک حرف و یا کلمه باشد. ناتوانی در توجه به اطلاعات مختلف به دلیل محدودیت فضای حافظه کوتاه مدت (حافظه فعال) است. در واقع هنگامی که اطلاعاتی مورد توجه قرار گیرد، فضای حافظه کوتاه مدت مورد استفاده قرار گرفته و دیگر فضایی برای توجه به اطلاعات دیگر نخواهد بود.
حافظه بلند مدت
حافظه بلند مدت به نگهداری طولانی مدت و شاید مادام العمر اطلاعات اشاره دارد. اطلاعاتی که وارد حافظه بلند مدت می شوند در زبان روانشناسی فرویدی در سطح ناهشیار و نیمه هشیار قرار دارند. این اطلاعات خارج از آگاهی ما هستند، اما هنگامی که به آن ها نیاز داشته باشیم می توانیم آن ها را به حافظه کوتاه مدت فراخوانده و از آن استفاده کنیم. بررسی ظرفیت و مدت نگهداری اطلاعات در حافظه بلند مدت تقریبا غیرممکن است، با این حال شواهد نشان می دهند که احتمالا باید حافظه بلندمدت را نامحدود دانست.

مخزن‌های حافظه

هر مخزن یک ساختار واحد است و ویژگی‌های خاص خود را از نظر کدگذاری، ظرفیت و بقاء دارا می‌باشد.

رمزگذاری روشی است که در طی آن اطلاعات به نحوی تغییر می‌یابند که می‌توان آن را در حافظه ذخیره کرد. سه راه اصلی وجود دارد که می‌توان به وسیله‌ی آن اطلاعات را رمزگذاری کرد (و یا تغییر داد):

1- بصری (تصویری)،
2- آکوستیک یا صوتی (صدای)
3- معناشناسی (مفهومی).

ظرفیت یعنی اینکه تا چه حجمی از اطلاعات می‌تواند ذخیره شود.

بقاء به دوره‌ی زمانی اشاره دارد که در طی آن اطلاعات می‌توانند در مخزن‌های حافظه پایدار مانده و باقی بمانند.

حافظه‌ی حسی

– مدت زمان بقاء: ¼ تا ½ ثانیه
– ظرفیت: تمام تجربه‌ی حسی (ظرفیت بزرگتر)
– رمزگذاری: حس خاص (به عنوان مثال؛ مخزن‌های مختلف برای هر حس)

حافظه‌ی کوتاه‌مدت

– مدت زمان بقاء: 18-0 ثانیه
– ظرفیت: 2-/+ 7 مورد
– رمزگذاری: عمدتاً شنوایی

حافظه‌ی بلندمدت

– مدت زمان: نامحدود
– ظرفیت: نامحدود
– رمزگذاری: عمدتاً معنایی (اما می‌تواند بصری و شنوایی نیز باشد)

مطالعات کلیدی

گلانزر و کونیتز نشان دادند که وقتی یک لیست از کلمات به شرکت‌کنندگان ارائه می‌شود، آنها تمایل دارند چند کلمه اول و چند کلمه آخر موجود در لیست را به خاطر بسپارند و احتمال زیادی دارد که کلمات موجود در میانه‌ی لیست را فراموش کنند. این اتفاق به دلیل «اثر موقعیت در سری» رخ می‌دهد.

این مورد از وجود مخازن جداگانه‌ی LTM و STM پشتیبانی می‌کند، زیرا آنها یک اثر تأخر و تقدم را مورد بررسی و توجه قرار می‌دهند. واژه‌هایی که در ابتدای لیست قرار داشتند به حافظه‌ی بلندمدت (اثر تقدم) منتقل می‌شوند، زیرا فرد وقت دارد که کلمه را تکرار و تمرین کند و کلمات انتهای لیست به حافظه‌ی کوتاه‌مدت (اثر تأخر) وارد می‌شوند. شاهد دیگری که از ادعای تفاوت بین STM و LTM حمایت می‌کرد، مورد KF بود که دچار یک تصادف موتور سیکلت شده و به دنبال آن متحمل آسیب مغزی شده بود. به نظر می‌رسید LTM در او تحت‌تاثیر و دگرگونی قرار نگرفته است، اما او تنها می‌توانست آخرین اطلاعاتی را که در STM شنیده بود، به یاد آورد.

نقاط قوت مدل حافظه‌ی چندمخزنی ریچارد اتکینسون

یکی از نقاط قوت مدل چندمخزنی این است که درک خوبی از ساختار و روند STM ارائه می‌دهد. این اتفاق خوبی است، زیرا این موضوع این اجازه را می‌دهد تا محققان در این مدل، بسط یافته و پیشرفت کنند. این به امر بدین معنی است که محققان می‌توانند آزمایش‌هایی را برای بهبود این مدل انجام داده و آن را معتبرتر سازند و از طرف دیگر ثابت کنند که مخزن‌ها در واقع چه کاری انجام می‌دهند.

بنابراین، مدل موردنظر تاثیرگذار است، زیرا تحقیقات فراوانی در خصوص حافظه انجام داده است. مطالعات بسیاری که در مورد حافظه انجام شده است، شواهدی را برای حمایت از تمایز بین STM و LTM (از نظر رمزگذاری، بقاء و ظرفیت) ارائه می‌دهند. این مدل می‌تواند اثرات تقدم و تأخر را محاسبه نماید.

این مدل توسط مطالعات مربوط به «یاد زُدودگی» پشتیبانی می‌شود:

به عنوان مثال، مطالعه‌ی مربوط به مورد HM. HM هنوز زنده است، اما بعد از عمل جراحی مغز، مشکلات حافظه بلندمدت در او پدیدار شده است. او تنها برخی از موارد شخصی (مرگ مادر و پدر) یا رویدادهای عمومی (واترگیت، جنگ ویتنام) که در 45 سال گذشته رخ داده است را به یاد می‌آورد. با این حال، حافظه کوتاه‌مدت او بدون صدمه و سالم باقی مانده است.

نقاط ضعف مدل حافظه‌ی چندمخزنی ریچارد اتکینسون

مدل بیش از حد ساده شده‌است. مخصوصا هنگامی‌که نشان‌می‌دهد هردو حافظه کوتاه‌مدت و بلندمدت هرکدام به‌طور یکسان و یک‌شکل عمل‌می‌کنند. ما اکنون می‌دانیم که این مورد صحیح نیست. اکنون مشخص شده که حافظه کوتاه‌مدت و طولانی‌مدت، پیچیده‌تر از آنچیزی است که قبلا تصور می‌شد.

مثلا مدل حافظه‌ی فعال پیشنهادی توسط بدلی و هیچ (1974) نشان‌می‌دهد حافظه کوتاه‌مدت بیش از یک مخزن واحد و ساده بوده و شامل اجزای مختلفی (مانند ساز و کار اجرایی مرکزی، دیداری – فضایی و غیره) می‌باشد.

در مورد حافظه بلندمدت نیز باید گفت که بعید است انواع مختلفی از اطلاعات، مانند به‌خاطر آوردن نحوه بازی با یک دستگاه کامپیوتری، قوانین تفریق و به‌خاطر سپردن آنچه دیروز انجام دادیم، همه در یک حافظه‌ی بلندمدت واحد ذخیره شوند. در واقع انواع مختلفی از حافظه بلندمدت شناسایی شده‌اند. یعنی رخدادی (خاطرات مربوط به رویداد‌ها یا حوادث)، رویه‌ای (دانش چگونگی انجام کارها) و معنایی (دانش عمومی).

تمرین و تکرار، توصیف بسیار ساده‌ای برای انتقال اطلاعات از STM به LTM است. مثلا این مدل فاکتورهایی مانند انگیزه، اثر و استراتژی (مثلا یاد افزاشناسی) را که یادگیری را پایه‌گذاری می‌کنند نادیده می‌گیرد.

همچنین، تمرین و تکرار برای انتقال اطلاعات به LTM ضروری نیست. مثلا چرا ما قادر به یادآوری اطلاعاتی هستیم که هیچگونه تکراری برای آنها انجام نداده‌ایم (مثلا شنا کردن). اما نمی‌توانیم اطلاعاتی را که زمانی برای تکرار و تمرینشان صرف‌کرده‌ایم (مثلا خواندن‌ یادداشت‌هایتان هنگام بازبینی) به‌یاد بیاوریم. بنابراین، نقش تمرین و تکرار به عنوان وسیله‌ی انتقال اطلاعات از STM به LTM بسیار کمتر از آن چیزی است که ریچارد اتکینسون و شیفرین (1968) در مدل خود ادعا می‌کنند.

مدل‌ها بر روی ساختار تأکید داشتند و تمایل دارند که عناصر پردازش حافظه را نادیده بگیرند. (مثلا صرفاً بر روی تکرار توجه و ابقاء تمرکز دارند). مثلا تمرین و تکرار دقیق و با توجه به‌جزئیات، بیشتر از تکرار و تمرین و ابقاء به فراخوانی اطلاعات کمک‌می‌کند.

تکرار و تمرین دقیق شامل تجزیه و تحلیل معنی‌دارتر (مثلاً توجه به تصاویر، تفکر، تداعی معانی و غیره) اطلاعات می‌باشد. و منجر به یاد‌آوردی بهتر می‌شود. مثلا معنابخشی به کلمات و یا پیوند دادن آنها با دانش قبلی. این محدودیت‌ها با سطوح مدل پردازش مواجه می‌شوند.

اگرچه منظور از تکرار و تمرین در ابتدا توسط ریچارد اتکینسون و شیفرین به عنوان تکرار و تمرین در خصوص ابقاء (بازخوانی اطلاعات) توصیف شده بود، اما بعدها شیفرین پیشنهاد کرد که این تکرار و تمرین می‌تواند دقیق و تفضیلی‌تر باشد. همچنین باید اشاره کرد که مدل چند مخزنی، به دلیل اینکه یک مدل منفعل، یک‌جانبه و خطی بوده نیز مورد انتقاد قرار گرفته است.

تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه