امروز دوشنبه 08 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

1- واپس رانی (REPRESSION):

سرکوب و یا واپس رانی اصلی ترین مکانیسم دفاعی محسوب شده و دیگر مکانیسم ها بعنوان ابزار کمکی بکار می روند. واپس رانی به معنی جلوگیری از ورود افکار، خاطرات، آرزوها، امیال و تجارب دردناک، ناخوشایند، شرم آور و ناپسند به سطح خودآگاه و هشیار می باشد. در این مکانیسم خاطرات استرس زا به طور گزینشی به ناخودآگاه رانده می شوند.واپس رانی با انکار متفاوت است در واپس رانی فرد هیچ چیزی را نفی نمی کند. مثال:دختری که در خردسالی مورد تعرض جنسی واقع شده، این تجربه دردناک را سرکوب می کند.

2- فرونشانی (SUPPRESSION):

3- واپس روی (REGRESSION):

4- انکار (DENIAL):

5- جابجایی (DISPLACEMENT):

6- دلیل تراشی (RATIONALIZATION):

7- جبران (COMPENSATION):

8- توجیه عقلی (INTELLECTUALIZATION):

9- برون ریزی (ACTING OUT):

10- درون فکنی (INTROJECTION):

11- همانند سازی (IDENTIFICATION):

12- برون فکنی (PROJECTION):

نقطه مقابل درون فکنی است-نسبت دادن احساسات، امیال، افکار، تکانه ها و گرایشات نامطلوب، ناخوشایند و غیر اخلاقی خود به افراد و یا شیء خارجی دیگر. مثال: دختری که نسبت به همکار مرد خود گرایش جنسی دارد، همکار خود را متهم به چشم چرانی و هوسرانی می کند. مثال: شما از فردی نفرت دارید اما تصور می کنید وی از شما نفرت دارد.مثال:شما تصور می کنید نازیبا و غیر جذاب هستید واین تصور را به جنس مخالف خود نسبت داده و از مواجهه با جنس مخالف خود اجتناب می ورزید (ترس از طرد شدن). مثال: مرد بی وفا نسبت به همسر خود، همسر خود را به خیانت متهم می کند. بلاگردان سازی به معنی سپر بلا قرار دادن دیگران نیز تلفیقی از برون فکنی و انکار است.

13- والایش (SUBLIMATION):

انرژی خود را صرف فعالیت های سازنده کردن-هدایت افکار و تکانه های ناپذیرفتنی از سوی جامعه به اهداف پسندیده تر. مثال: فردی که گرایشات جنسی و یا خشونت آمیز قوی دارد به ورزش بوکس روی آورده و یا سرباز می شود. مثال: دختری که مجبور است برای لاغر شدن رژیم های سخت بگیرد به نقاشی علاقه مند شده و بیشتر تصاویر میوه ها را نقاشی می کند. مثال: مردی که از عمل بریدن لذت میبرد جراح می شود. مثال: کودکی که میخواهد توجه والدین خود را جلب کند شاگرد ممتاز مدرسه می شود.

14- باطل سازی (UNDOING):

به خنثی کردن گفتار و اعمال پیشین اطلاق می گردد. تلافی کردن رفتار وکردار ناپسند. مثال: مردی که همسر خود را تحقیر کرده است، برای همسر خود هدیه میخرد و یا بطور مبالغه آمیزی از وی تعریف و تمجید می کند. مثال: فردی که مرتکب قتل شده مکررا دستهای خود رامی شوید. مثال: شما پشت سر دوست خود از وی بدگویی می کنید سپس از کرده خود پشیمان شده و وی را به منزل خود به شام دعوت می کنید. مثال: فرد ثروتمندی که به موسسات خیریه کمک مالی می کند، چرا که ثروت خود را از طرق نامشروع کسب کرده است.

15- واکنش سازی (REACTION FORMATION):

واکنش سازی و یا واکنش وارونه زمانی است که شما احساس ونیت خود را بطور اغراق آمیزی عکس آن چیزی که بوده ابراز می کنید. نوعی تظاهر و وانمود کردن. مثال: مردی که گرایش به مردان دیگر دارد، نسبت به همجنس بازان ابراز نفرت می کند. مثال: شما از مهمانی بدنتان می آید اما بیشتر از میهمانان دیگر به وی احترام گذاشته و به اصطلاح تحویلش می گیرید. مثال: زن متاهل از بیم آنکه همکارش به وی علاقه مند نگردد با همکار مرد خود بدرفتاری می کند. مثال: یک مرد خشن و پرخاشگر ممکن است با این رفتار میخواهد تردیدها و ناتوانیهای جنسی خود را پنهان سازد. مثال: استاد دانشگاهی که تصور می کند از دانش علمی کافی برخوردار نیست بیشتر از واژه ها و اصطلاحات پیچیده و علمی استفاده می کند.

16- آرمانی ساختن (IDEALIZATION):

برآورد اغراق آمیز صفات و ویژگیهای مثبت و ناچیز شمردن خصویات منفی و یا نادیده گرفتن آنها. مثال: عاشق تنها خوبیهای معشوق را می بیند و از دیدن بدیهای آن عاجز است.

17- پیش بینی (ANTICIPATION):

پیش بینی رویدادهای احتمالی آینده و در نظر گرفتن واکنشها و راه حلهای واقع گرایانه و جایگزین. برنامه ریزی برای آینده. ملاحظه پیامدهای رفتار خود.

18- نوع دوستی(ALTRUISM):

19- اجتناب و یا رویگردانی(AVOIDANCE):

20- شوخ طبعی (HUMOUR):

تاکید بر جنبه های جالب و طنز گونه عامل استرس زا و تعارضات. انحراف از جدیت و نیمه خالی به نیمه مثبت و پر. مثال: شخصی که دچار بیماری ناشناخته ای است این موضوع که، پزشکان قادر به تشخیص بیماری وی نیستند را دستمایه خنده قرار می دهد.

21- انزوا (ISOLATION):

تفکیک جزء و مولفه هیجان از خاطرات، تجارب و افکار دردناک. انباشت تمام هیجانات در یک بخش ذهنی محبوس و غیر قابل دسترس. مثال: دانشجوی پزشکی بدون احساس ترس از مرده و یا مرگ جسد تشریح را کالبد شکافی می کند. مثال: کارمند بانک هنگام رویارویی با سارق با خونسردی و آرامش سارق را ناکام می سازد اما پس از اینکه سارق بانک را ترک می کند، وی بلافاصله از ترس میلرزد و یا گریان می شود.

22- خیالپردازی (FANTACY):

فرد به منظور گریز موقتی از شرایط دردناک به خیالپردازی روی می آورد. هدایت آرزوهای دست نیافتنی و یا نامقبول به قوه تخیل.

23- پیوند جویی (AFFLIATION):

کمک خواستن و حمایت دیگران را خواستار شدن. تسهیم مشکلات با دیگران.

24- بی ارزش سازی (DEVALUATION):

فرد اهداف مطلوب و خواستنی اما غیر قابل دسترس را بی ارزش و معیوب معرفی می کند. مثال: مصداق ضرب المثل گربه دستش به گوشت نمیرسد می گوید بو می دهد. مثال: فردی که در مصاحبه ورودی استخدام رد می شود، شرکت مورد نظر را بی اعتبار معرفی می کند.

25- ناچیز شماری (TRIVIALIZING):

کوچک شمردن و بی اهمیت شمردن مسایل مهم وجدی. مثال: فرد پس از به زمین خوردن، پس از برخاستن میخندد. مثال: پسری که از سوی دختری طرد می گردد به دوستانش می گوید که آن دختر زیاد هم خوشگل نبود.

26- طفره و انحراف (DEFLECTION):

منحرف کردن توجه بسوی مسایل و افراد دیگر.

27- بازداری هدف (AIM INHIBITION):

هنگامی که ما با اهداف و آرزوهای دست نیافتی مواجه می شویم، انتظارات خود را تقلیل میدهیم. نوعی جابجایی و دلیل تراشی می باشد. مثال: مردی که به یک زن گرایش جنسی دارد اما به هر دلیلی قادر نیست نیاز اصلی خود (ارضا جنسی) را تامین کند (مثلا زن متاهل است) به زن می گوید، تنها چیزی که ما نیاز داریم یک دوستی صمیمانه است. مثال: فردی که به حرفه دامپزشکی علاقه وافری دارد اما نمی تواند در رشته مزبور ادامه تحصیل بدهد دستیار دامپزشک می شود.

28- دو پاره سازی (SPLITTING):

فرد اطرافیان خود را به دو گروه عمده خیلی خوب و خیلی بد تقسیم بندی می کند. و همه چیز را سیاه و سفید می بیند. از قانون همه یا هیچ استفاده می کند. اما این دو گروه مدام جای خود را به یکدیگر می دهند. یعنی فردی که صبح خیلی بد بوده ناگهان عصر همان روز در گروه خیلی خوب قرار می گیرد. علت آن عدم توانایی فرد در کنار آمدن با احساسات دوسوگرا می باشد. مثال: زن از شوهر خیانت کار خود خرده نمی گیرد اگر چه شوهرش کماکان به روابط نامشروع خود ادامه می دهد.

29- گوشه گیری (WITHDRAWAL):

فرد تصمیم می گیرد برای کاهش عوامل استرس زا از اطرافیان خود کناره گیری کرده و انزوا طلب می شود.

30- جسمانی کردن (SOMATIZATION):

تعارضات (مشکلات روانی) خود را به شکل نشانه های جسمی بروز می دهند.دربخش هایی از بدن که از اعصاب سمپاتیک وپاراسمپاتیک عصب گیری می شوند. هدایت اضطراب به مشغولیت ذهنی با شکایت از یک مشکل جسمانی برای منحرف ساختن توجه از مسایل روانی آزار دهنده. فرد بطور اغراق آمیزی نگران سلامتی خود است. این مکانیسم با خودبیمار انگاری متفاوت است که فرد برای جلب توجه دیگران از یک بیماری موهوم شکایت می کند. در خود بیمار انگاری فرد بطور ناخوداگاه تکانه های ناپذیرفتنی را به شکل نگرانی جسمی بی مورد بروز می دهد. خود بیمار انگاری نیز با تمارض متفاوت است در تمارض نشانه های بیماری عمدا ایجاد می شوند. علایم جسمانی کردن مثل فشار خون بالا، تیک های عصبی و یا بثورات جلدی. مثال: مردی که زن خود را تهدید به زدن می کند ناگهان دستش فلج می شود. مثال: یک فرد بسیار پرخاشگر و سلطه جو، که شرایط زندگی اجازه بروز این رفتارها را از وی سلب کرده است، به فشار خون بالا مبتلا می شود.

31- تبدیل (CONVERSION):

مانند جسمانی سازی می باشد اما این بار تعارضات در نواحی از بدن که از عصب حرکتی و حسی عصب گیری می شوند بروز می یابند. انتقال تعارضات روانی (تکانه های سرکوب شده) به نشانه های جسمی به منظور تسکین اضطراب. این علایم شامل نابینایی، فلج شدن و نا شنوایی موقت و یا تشنج، سردرد، خستگی و تیک های عصبی می باشد. مثال: مصرف بیش از حد مشروبات الکلی به آخر هفته محدود می شود.

32- جداسازی (COMPARTMENTALIZATION):

فرایند انفصال بخشی از خود از هشیاری دیگر بخشها. مثال: مرد درستکار و امینی که از بازگرداندن کتاب کتابخانه سرباز میزند و دو نظام ارزشی متمایز را در کنار هم حفظ می کند. مثال: دزدان در میان خود و با خانواده خود بسیار درستکار و صادق می باشند.

33- گسستگی (DISSOCIATION):

تفکیک گروهی از افکار و فعالیتها از بخش اصلی سطح هشیاری و گریز روانی از شرایط آسیب زا. جدا کردن خود از واقعیت. تغییر عمده و موقتی در شخصیت ویا هویت. وجود دو یا چند روند ذهنی در آن واحد بدون یکپارچه شدن آنها. فرد روندهای رفتاری و هیجانی خود را از الگوی رفتاری هشیار و یا هویت معمول خود جدا می سازد. قطع به هم پیوستگی خاطرات، هیجان و خوداگاهی. قطع ارتباط با خود و یا محیط. مانند واپس رانی بوده و معمولا در پی یک ضربه روحی سهمگین عارض می گردد. مثال: خیال پروری در طی روز. مثال: شما پس از تصادف سهمگین به گونه ای رفتار می کنید که انگار شما در این تصادف حضور نداشته اید. مثال: نیاوردن مشکلات کاری به خانه (یک گسستگی سالم).

34- قدرت مطلق و یا همه توانا (OMNIPOTENCE):

فرد به گونه ای رفتار می کند که گویی از یک قدرت، توانایی و یا موهبت ویژه برخوردار بوده و برتر از دیگران است.

35- نمادی سازی (SYMBOLIZATION):

یک بازنمایی روانی، یک ایده و یا شیء پیچیده جای خود را به یک شیء و یا عمل دیگر می دهد. جابجایی آرزوهای عمیق(سرکوب شده) و نسبت دادن آنها به اشیا و اعمال. مثال: سربازان علت پیوستن به ارتش را دفاع از پرچم معرفی می کنند. مثال: شکل گیری رویاها.

36- خیالپردازی در خودمانده (AUTISTIC FANTACY):

نوع شدید خیالبافی است که درآن فرد کاملا یک زندگی خیالی را برای خود پدید می آورد.

37- رفتار پرخاشگرانه، منفعل، منفعل-پرخاشگرانه و با قاطعیت:

نیز دیگر مکانیسمهای دفاعی می باشند.

38- مقاومت (RESISTANCE):

ایستادگی شدید در برابر ورود داده های سرکوب شده(ناهشیار) به سطح هشیار.

39- شکایت و رد کمک (HELP-REJECTING COMPLAINING):

نکته: مکانیسمهای دفاعی بلوغ یافته و سالم شامل: پیوند جویی، والایش، شوخ طبعی، فرونشانی، نوع دوستی، پیش بینی و رفتار قاطع می باشند.

نکته: استفاده از مکانیسمهای گسستگی، خیالپردازی، رویگردانی، همانند سازی، جبران، جابجایی، انزوا و واپس رانی در حد معتدل و سالم جایز است اما استفاده اغراق آمیز، مفرط و تکرار شونده، بسیار آسیب زا خواهند بود.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه