امروز دوشنبه 08 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

وقتی بدن ما در معرض هجوم میکروب ها یا عوامل ویروسی قرار می گیرد و یا جراحتی به جسم وارد می شود، بدن ما به طور خودکار شروع به دفاع از خود در برابر عوامل بیماری زا می کند که به آن سیستمدفاعی گفته می شود. این سیستم شامل سلول ها و پروتئین هایی می باشد که در تمام بدن حرکت می کنند و با عوامل بیماری زا مبارزه می کنند. عوامل بیماری زا تلاش می کنند تا از واکنش دفاعی سیستم ایمنی فرار کنند. گاهی برای خود حفاظی ایجاد می کنند تا سیستم ایمنی آنها را نشناسد. گاهی نیز برای خود پوشش ضخیمی ایجاد می کنند تا سیستم ایمنی نتواند آنها را از بین ببرد و حتی بعضی وقتها تلاش می کنند تا شاید سیستم ایمنی را از بین ببرند. با این حال کار سیستم ایمنی به قدری حساب شده، دقیق و پیچیده است که می داند چگونه عوامل بیماری زا را شناسایی و در برابر آنها مقابله کند.

عظمت پروردگار را در این نکته ی باریکتر از مو می توان دید که خالق هستی سیستمی مشابه سیستم ایمنی در روان به ودیعه گذاشته که به محض مواجهه با رویدادهای ناگوار زندگی (تروماها) به دنبال توجیهاتی می گردیم تا بلکه از انبوه فشار روحی که بر ما وارد می شود کاسته و خود را تسکین دهیم. وقتی احساس می کنیم شایستگی و لیاقت ما زیر سئوال رفته است و یا وقتی مورد تمسخر و یا در معرض انواع تهمت ها و یا انتقادات قرار می گیریم، سعی داریم آگاهانه یا ناخودآگاه آنها را سرکوب کرده یا سمت و سوی انتقادات را به جانب فرد دیگری هدایت کنیم؛ یا اینکه با جبهه گیری و حتی حملات پرخاشگرانه از خود دفاع کنیم.

وقتی عزیزی را از دست می دهیم ممکن است مدتها طول بکشد تا فقدان او را بپذیریم. و یا وقتی در اوقات خوش و هیجان انگیز ناخواسته اشک در چشمانمان حلقه می زند و یا وقتی به کوچک نمایی هزاران مشکلی که زندگی ما را احاطه کرده است می پردازیم و بزله گویی را پیشه می کنیم، و یا نوجوانی که با حرکات نمایشی، اعمال تهورآمیز با موتورسیکلت انجام می دهد، همه واکنش های دفاعی هستند که روان این اعجوبه ی خلقت استادانه و با زیرکی تمام از خود ابداع می کند.

برخی از این دفاع ها ماهیتی سالم داشته و به رشد و اعتلای روان و شخصیت او کمک می کند مثل همانندسازی با والدین یا با سیستم های ارزشی بزرگان دینی، نخبگان و د انشمندان و... و یا مکانیزم دفاعی تصعید، شوخ طبعی، توجیه عقلی و... و برخی نیز ممکن است ناسالم به کار گرفته شوند و حتی استفاده ی مزمن از آنها ممکن است تهدیدی برای زندگی فرد باشد، مثل استفاده ی مکرر از مکانیزم انکار، مقابله با هراس، همانندسازی با پرخاشگر/ یا باقربانی و.... لذا ضروری است این دفاع های آسیب زا توسط درمانگران باتجربه و آزموده شناسایی و کنار گذاشته شوند.

روان انسان قابلیت شگفت انگیز برای ابداع مکانیزم هایی دارد که شخص را از آگاه شدن به هیجانهای نامطلوب برحذر می دارد. این مکانیزمها اغلب به شکل مبدل و در خارج از حیطه ی هشیاری به فعالیت می پردازند. به علت ویژگی های نهانی دفاع ها، کنار زدن از حجاب و معرفی آنها بالقوه می تواند آثار زیانبخش دفاع ها را از بین ببرد.

به طور مثال ممکن است شخصی از شدت خشم خود علیه فرد مورد علاقه اش (مثل همسرش) آگاه نباشد، اما به جای اینکه از دست او ناراحت باشد، شدید اً از خودش نفرت پیدا کند. جای تعجب نخواهد بود روزی همین شخص با شکا یت از علایم افسردگی شدید سر و کارش به اورژانس بکشد، و اگر درمانگر مهارت آن را داشته باشد که با او در باره ی دفاع تغییر جهت به سمت خود گفتگو کند، به حد مطلوب می توان از اقدام به خودکشی یا سایر اشکال رفتارهای خودویرانگر پیشگیری کرد.

دانستن دفاع ها در بسیاری ازموقعیت های زندگی ارزشمند است، به طور مثال شناسایی دفاع های یک دختر نوجوان به خصوص وقتی از دفاع کوچک نمایی و یا رفتارهای مقابله ای با هراس استفاده می کند، برای پدر و مادری که تلاش دارند محیطی ایمن و به دور از خطر برای فرزندانشان مهیا کنند، می تواند فوق العاده سودمند باشد. دانستن بزرگ پنداری کارکنان، کمک بزرگی خواهد بود تا یک مدیر را در رسیدن به مدارج عالی تر در عرصه ها ی رقابت تجاری یاری دهد. رودررو کردن افراد با انکارها و دلیل تراشیها برای اعضاء خانواده ای که با یک شخص عزیز اما الکلی سر و کار دارند، خیلی مهم است.

توجه به همانندسازی با شی ء (شخص) از دست رفته به منظور کنار آمدن اعضای خانواده ی معزا با عارضه ی سوگ می تواند سودمند باشد. همچنین پی بردن به مکانیزم های دفاعی فاصله گیری / اجتناب در روابط زناشویی سرنخ ارزشمندی به زوجین خواهد داد تا دریابند چگونه روز به روز از شیرینی زندگی و پایبندی آنها به تعهدات زندگی مشترک کاسته می شود.

توجه به این نکته هم ضروری است که گاهی در برخی موقعیت های بالینی، عجله در مطرح کردن دفاع هایی که شناسایی شده اند، می تواند به روند درمان آسیب برساند. اما اغلب تا زمانی که موفق به تشخیص دفاع ها در فرد نشوید، همچنان در بستر ناخودآگاه به فعالیت ادامه می دهند. کشف بسیاری از این مکانیزم ها در فرایند درمان حتی می تواند مشوق فرد برای ادامه ی درمان باشد.

اصطلاح دفاع اشاره به آن نوع از شگردهای خاص روان دارد که احساسات را از حیطه ی خودآگاه به خارج (ناخودآگاه) می رانند. برای همگان قابل درک است که درمانگران تلاش دارند تا از احساسات افرادی که آنها را درمان می کنند، سر در بیاورند.

اما در عمل، یافتن این احساسات برای کمک به مردم و چیره شدن بر مشکلاتشان به تنهایی کافی نیست. برای بیماران مهم است که بدانند چر ا و چگونه دفاع های ناخودآگاه مانع آگاه شدن به احساسات ناخوشایندشان می شود. آنها در جلسات درمان بایستی به تدریج به این شناخت نایل شوند که در حقیقت ریشه ی بسیاری از اختلالات هیجانی آنها ناشی از دفاع ها و یا ترکیبی از دفاع های مسأله ساز و عواطف سر به مهر می باشد.

با بینش کافی به مکانیسم های دفاعی و آگاهی به احساسات بیمارگون، افراد به آسانی و با شفافیت بیشتری به کنه معنای رفتارها یی که تا آن لحظه منطقی برای آن نمی یافتند، رسیده، و از علایم بیماری و شیوه ی نگرش خود اطلاعات بیشتری کسب می کنند. رسیدن به چنین شناختی، نشانه های روان پزشکی دردناک (از قبیل افسردگی ها و هراس ها) را در افراد کاهش داده و باعث ایجاد تغییرات رفتاری سالم در زندگی می شود.

دو تن از متخصصین حوزه ی روان تحلیلی یعنی آنا فروید (سندلر و فروید،1983) و چارلز برنر (2002)، تاکید داشتند که تقریبا هر چیزی ممکن است دفاع تلقی شود. خیره شدن به جایی (رنیک، 1978 صفحه597)، جیغ و داد، بازی گلف، و همین طور پس انداز کردن می تواند دفاع محسوب شود، یا حداقل تمامی این فعالیت ها ممکن است علامتی از یک دفاع خاص باشند. به طور کلی آن دسته از فعالیت ها و رفتارهای روانی که شما را از تجربه ی هیجانات ناخوشایند محافظت می کنند، رفتاردفاعی نامیده می شود.

عواطف می توانند لذت بخش و یا غیر لذت بخش باشند. به طور کلی آن دسته از عواطف غیرلذت بخشی که به مشکل منتهی می شوند به ظهور دفاعهای غیر انطباقی کمک خواهد کرد. به طور معین عواطف غیر لذت بخش از دو محتوی تشکیل می یابد:

احساسغیرلذت بخش به انضمام یک فکر آزاردهنده، که خبر از وقوع امری در آینده می دهد اضطراب یا به شکل آزاردهنده ای احساس می کنیم یا فکر می کنیم اتفاقی در گذشته روی داده است عواطف افسرده (سی. برنر، 1982).

حال می توانیم تعریف دفاع را در عبارت زیر بسط دهیم:

دفاع ها آن دسته از اقدامات روانی هستند که طی قواعد خاصی مانع از آگاه شدن فرد به مضمون یا مضامین عاطفی غیرلذت بخش (تفکر، احساس و یا هر دوی آنها) و مانع ورود آنها به حیطه ی هوشیاری می شوند.

شاید توصیف دفاع ها با جریان الکتریکی برق (پتانسیل نیروی برق، لامپ، و سیم برق) تصویر بهتری از موضوع ارایه دهد (به فرض اینکه هیچ ایرادی در سیستم برق وجود ندارد). وقتی کلید را فشار می دهیم، جریان برق قطع و به تبع آن لامپ نیز خاموش می شود. کلید دفاع ها نیز مانند کلید برق می تواند آگاهانه زده شود «آن را از ذهنم خارج خواهم ساخت» یا «به آنجا نخواهم رفت!» اگر چنانچه کلیدها بدون قصد هشیارانه ی شما به کار افتند، آن گاه صحبت از یک دفاع ناخودآگاه در میان خواهد بود.

دفاع های ناخودآگاه همانند فیوزهای قطع کننده ی جریان برق عمل می کنند. وقتی جریان برق شدت یافته و آمپراژ بالا می رود، فیوز برق چکانده شده و بلافاصله جریان برق قطع و لامپ خاموش می شود. و این حالت را مقایسه کنید با شرایطی که شدت عواطف (هیجان هایی نظیر خشم، اضطراب، افسردگی، و احساس گناه) به حدی رسیده است که کارکردهای روانی فرد را تهدید به اضمحلال (شبیه ذوب شدن سیم برق) می کند. در چنین وضعیتی است که یک کلید قطع کننده ی جریان روانی فعال می شود: یعنی همان فراموشی. همانند فیوز قطع کننده جریان برق که به طور خودکار فعال می شود، فراموشی نیز به طور خودکار به راه می افتد.

با وقوع خاموشی به دنبال علت آن می گردیم. قبل از هر چیز ممکن است تصور کنیم، عیب از خود لامپ است. در این صورت تلاش برای اصلاح وضعیت بایستی به سمت جایگزینی یک لامپ سالم با لامپ معیوبی که قطع و وصل می شود، پیش برود (تقریباً شبیه بازسازی شخصیت بیماران اسکیزوفرن). گاهی تلاش ناکافی فرد برای تعمیر لامپ یا رفع نقص سیم (شبیه دفاع بازسازی واقعیت که بعد از شکست در آزمون واقعیت به کار می افتد)، ممکن است باعث وقوع اتصال در جریان برق (هذیان) شود.

گاهی ولو با اینکه جریان برق در شبکه وجود دارد، و لامپ و منبع نیرو بدون هیچ ایرادی کار می کنند، توان سیم برق به اندازه ای نیست که بتواند جریان های قوی را تحمل کند، آن وقت ممکن است سیم برق سوخته، یا این که سیستم قطع کننده ی جریان برق به کار افتد- شبیه به وضعیت بیمارانی که دارای ساختار شخصیتی مرزی (کرنبرگ، 1975) هستند. گاهی ضعف جریان برق می تواند حاصل شدت مستمر جریان برق (بالا بودن آمپر) باشد، شبیه به وضعیت افراد بزرگسالی که در دوران کودکی مورد سوء استفاده ی جنسی قرار گرفته اند و به خاطر سایه افکنی خشونت و اضطراب مزمن در سراسر دوره های زندگی، توان آنها (جریان برق) برای مدیریت عواطفشان تحلیل رفته است و در نتیجه اگر جریانهای سریع و ناگهانی برق چندین بار تکرار شوند، به رشته سیم هایی که قطر ضعیف دارند، فشار وارد آمده، و سیستم قطع کننده ی جریان به کار خواهد افتاد. با در نظر گرفتن این قیاس می توان گفت، احتمالاً بزرگسالانی که دارای شخصیت مرزی بوده و تحمل- عاطفی ضعیفی دارند،

متوسل به دفاع می شوند.

در نهایت، در تشبیه افرادی که از نظر روان تحلیل گران "نوروتیک" تلقی می شوند، بایستی گفت نوروتیک ها همه چیزشان سالم است، اما قطع کننده ی جریان آنان سال ها پیش در مسیر جریان دیگری کار گذاشته شده و حال ضرورتی برای وجود آن نیست. در این حالت رشته های سیم بیشتری استفاده شده و از دوران کودکی هر

روز بر قدرت سیم ها افزوده شده است. اما سیستم قطع کننده ی قدیمی حتی زمانی که هیچ خطر واقعی از بار اضافی وجود ندارد، برق را از جریان می اندازد.

وظیفه ی درمانگر این است که نوع مشکل را در مسیر این جریان ها شناسایی کند. شاید لازم باشد لامپ بازسازی شود، یا تشخیص دهد قدرت سیم ارتقاء یابد، یا سیستم قطع کننده ی جدیدی کار گذاشته شود، یا اگر چنانچه تشخیص حالت نوروتیک داده شد، سیستم های قطع کننده ی غیر ضروری را پیدا کرده و به جای آن منبع تغذیه ی جدیدی را جایگزین ساخت، تا متناسب با نیازهای یک فرد بزرگسال و با واقع گرایی

بیشتر عمل کند.

در برخی اختلالات روانی پیچیده تر که آغاز آنها با دفاع ها شروع نمی شود، مشکلاتی را مشاهده می کنیم که با تحلیل سایر کارکردهای روان همراه می باشند. به طور مثال گاهی افراد به قدری غرق احساسات می شوند که توانایی آنها برای سازمان دهی افکار و تمرکز به هم می ریزد.

در اینجا تحلیل کارکردهایی مثل تمرکز و سازمان دهی افکار ناشی از دفاع نیست (در فصل 4 و 6 غیر از مکانیزم دفاعی بازگشت ایگو می توانید این موضوع را دنبال کنید). البته این موضوع در مورد دانشجویی (بدون هیچ اختلالی در کارکرد تمرکز) که از یک درس بیزار است و با تاخیر در سر کلاس حاضر می شود فرق می کند. چرا که شاید اختلال در تمرکز او به این دلیل باشد که استادش مدتها پیش در سر کلاس او را به باد استهزا گرفته، که در این صورت احتمال می دهیم رد پایی از یک دفاع در بین بوده و باعث شده این دانشجو از کلاس اجتناب کند و یا حتی به نحوی برای کاستن از بار گناهان خود، به طور تدافعی خواهان تنبیه خود است.

تعریف دفاع و عواطف ناخوشایند

دفاع ها آن دسته از اقدامات روانی هستند که مضامین عاطفی ناخوش ایند را از حیطه ی هوشیاری خودآگاه به بیرون می رانند.

عواطف ناخوشایند شامل مواردی همچون اضطراب، افسردگی و خشم می شوند. اضطراب ترکیبی از یک حس ناخوشایند به علاوه ی تفکری ناخوشایند است که خبر از احتمال وقوع رویداد وحشتناکی در آینده می دهد. افسردگی یک حس ناخوشایند به علاوه ی تفکری ناخوشایند در باره ی رویداد ناگواری است که قبلاً اتفاق افتاده است (سی. برنر، 1982). خشم در بردارنده ی یک حس ناخوشایند به علاوه ی تفکر در باره ی تخریب کردن چیزی یا شخصی است (سی. برنر، روابط بین شخصی، 1990). مضمون و محتوای فکری و عاطفی هر یک از این عواطف ممکن است ریشه در مراحل سنین اولیه ی رشد تا زمان حال باشد که ممکن است بر پایه ی رویدادهای واقعی زندگی، تخیل، یا ترکیبی از آن دو شکل گرفته باشند.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه