امروز دوشنبه 08 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

دفاع های خودآگاه در برابر دفاع های ناخودآگاه

نحوه ی عمل دفاع ها را می توان به عمل تنفس تشبیه کرد. معمولاً در حالت عادی افراد به تنظیم عمل دم و بازدم خود، آگاهی ندارند دفاعهای ناخودآگاه، اما می توانیم عمداً تنظیم آن را در اختیار بگیریم دفاعهای خودآگاه در واقع دفاع ها هم می توانند به شکل خودآگاه و هم به شکل ناخودآگاه عمل کنند؛ بنابر این انسانها قادرند دفاع ها را عمدی و یا حتی بدون این که اطلاعی از آن داشته باشند (غیرعمدی)، به خدمت بگیرند.

در ادبیات روان تحلیلی، دفاع های خودآگاه و ناخودآگاه را با اصطلاحات متفاوتی از هم متمایز می کنند. به طور مثال اصطلاح سرکوبی به فراموشی از روی قصد، و واپسزنی به فراموشی ناخودآگاه اطلاق می شود. مشابه همین مورد، دروغگویی به مفهوم هر نوع حرف دروغی است که از روی قصد باشد، و افسانه بافی به تحریف هایی اطلاق می شود که بدون آگاهی شخص رخ می دهند. اگر توجه کرده باشید، خانم AB خشمش را آگاهانه سرکوب و افکار خشم آلود خود در باره ی زندگی با شوهرش را ناخودآگاه واپس زنی کرده بود.

دفاعهای اصلی در برابر دفاعهای فرعی

غالباً در بزرگسالان، اصلی ترین مکانیسم های دفاعی واپسزنی و جداسازی (عواطف) می باشد. طبق نظر سی. برنر (1982) تمامی عواطف دو عنصر پایه ای دارند: عنصر احساسی و عنصر فکری. احساسات می توانند لذت بخش یا غیرلذت بخش، و افکار می توانند خودآگاه یا ناخودآگاه باشند. اصطلاح واپس زنی اشاره به پدیده ای دارد که روان در موقعیت های ناگوار به طور خودکار محتوای تفکر را (از یک عاطفه) به بیرون از حیطه ی خودآگاهی می راند. جداسازی نیز اشاره به آن نوع فعالیت روانی دارد که احساس را به خارج از حیطه ی آگاهی می راند، و اساسا شامل افکار نمی شوند. بنابراین به طور کلی می توان گفت سایر دفاع ها، نوعی ساز و برگ های

دفاعی کمکی هستند که واپس زنی، جداسازی و یا هر دوی آنها را پشتیبانی می کنند.

کرنبرگ (1975) به این قاعده ی کلی اعتراض دارد، و معتقد است افرادی که او آنها را در معاینات بالینی خود تحت عنوان شخصیت مرزی تشخیص داده است، غالبا از مکانیسم دفاعی دونیمسازی به عنوان یک دفاع اصلی استفاده کرده اند.

دفاعهای انطباقی در برابر دفاعهای غیر انطباقی

از دفاع ها به دو شکل انطباقی و غیرانطباقی استفاده می شود. در واقع وقتی درمانگر در حین جلسات درمانی متوجه می شود بیمار از یک دفاع غیر انطباقی استفاده می کند، بهتر است او را در جریان بگذارد. باید توجه داشته باشیم که مجموعه ای از دفاع های انطباق نیافته مسئول به وجود آمدن اختلالات ی نظیر اختلالات وسواسی، فوبیاها، اختلال سازگاری با موقعیت های بیرونی جورشد نمی باشند. وظیفه ی درمانگر این است که با علنی کردن دفاع های مسأله دار، توجه فرد را به آنها جلب کند، این تکنیک در روان کاوی مواجه هسازی نامیده می شود.

زنی که حسابدار یک شرکت بود در محل کار خود هیچ مشکلی با خصلت کمال گرایی، توجیه عقلی، آداب آیینی و وسواس خود نداشت. اما شوهرش از خصلت کمال گرایی زنش به ستوه آمده بود. بر این اساس، درمانگر توجه زن را به مجموعه ی دفاع های وسواسی که استفاده می کرد جلب، و توضیح داد که او با استفاده از این دفاع ها از خودش در برابر یک احساس ناخوشایند محافظت می کند.

دفاعهای اضطراری در برابر دفاعهای مزمن

غالباً افراد وقتی در شرایط اضطراری قرار می گیرند به دفاع ها رو می آورند. وقتی فرد با یک تهدید عاطفی ویران گر روبرو می شود (فارغ از این که این تهدید واقعی باشد یا غیرواقعی) خود را به هر دری خواهد زد تا از شر چنین عواطفی رهایی یابد. اما بعضی از مردم، اقدامات دفاعی مزمنی دارند، اغلب دیگران را سرزنش می کنند یا مدام حرف می زنند.

برای روشن شدن دفاع های اضطراری می توان پدر و مادری را مثال زد که ناگهان متوجه می شوند انگشت دست پسرشان لای در آهنی منزلشان قطع شده است. در آن لحظه ی دردناک احساس هایی مانند اضطراب، گناه، و افسردگی شدید به والدین هجوم می آورند.

از همان لحظه ی نخست حضور به موقع دفاع های اضطراری می تواند مانع تشدید هیجانات شده و به والدین کمک کند تا عملکرد خوبی در اتخاذ تصمیم شایسته، ارزیابی درست از واقعیت، فعالیت های روانی- حرکتی و اقدامات سریع پزشکی از خود نشان دهند. بطور مثال پدر باید بتواند برای طراحی یک نقشه عملی تر، احساسات نامطلوبش را جداسازی کند و مادر پیامدهای جسمی و پزشکی موضوع را مطرح کند (توجیه عقلی) هر دو ترس شان را سرکوب نمایند. در نتیجه پدر به همراه مادر با آرامش (مقابله با هراس) انگشتان قطع شده را در یک ظرف یخی انداخته و فرزندش را با سرعت به اورژانس برساند.

این والدین برای این که بتوانند فرزندشان را با درایت نزد پزشک اورژانس برسانند، هراس و وحشت خود را به حال خود رها نکردند. دفاع های اضطراری آنها مانع اختلال در کارکردهای خودمختار ایگو شده بود تا بتوانند با تصمیم به موقع (قضاوت درست، اقدام های اولیه ی پزشکی)، اقدامات بیمارستانی (آزمون واقعیت) و انتقال سریع و زیرکانه ی فرزندشان به بیمارستان (واکنش روانی – حرکتی) او را مداوا کنند. به احتمال زیاد با این اقدامات، کودکان چنین والدینی شانس بیشتری برای بازیابی انگشت خود خواهند داشت.

برخی دفاع ها (دفاع های مزمن) از دیر باز به طور خودکار در نیمه هوشیار جا خوش کرده اند و در مواجهه با موقعیت های مسأله دار سر از لاک خود بیرون می آورند.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه