امروز دوشنبه 08 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

راههایی که به نظر آدلر، جبران می تواند بدان صورت وقوع باید به دو دسته تقسیم می شود:

1- جبران از طریق مستقیم:

- پروراندن و به دست آوردن عضلات نیرومند برای جبران ضعف بدنی قبلی

- پیشگیری تحصیلات عالیه و پیشرفتهای فرهنگی برای جبران احساس زبونی از نظر فرهنگی

- به دست آوردن مقامهای اجتماعی برای جبران پستی، و گمنامی خانواده ای که در آن متولد شده است.

- عضویت در سازمانی که ارزش و ارجمندی و افتخار به شخص می دهد.

- متجاوز، متخاصم بودن برای پنهان کردن احساس حقارت

- غلو در مذهب، برای پوشیدن خطاها و گناهان گذشته.

- خالپردازی درباره موفقیت در حالی که شخص با شکست مواجه گردیده است.

2- جبران از طریق غیر مستقیم

- سرزنش دیگران و تقصیر عدم موفقیت را به گردن دیگران انداختن

- تحقیر و کوچک و بی ارزش ساختن دیگران

- رفتار و سلوک ضد اجتماعی، که در اثر تجارب تلخ زندگی و عصیان نسبت به آنها پدید می آید.

- رفتار و سلوک هیستریک

- تحصیل مدارج عالی فرهنگی برای جبران ضعف و بد شکلیهای بدنی و عضوی

- پرورش نیروی جسمی برای جبران ضعف کم هوشی (احمد وند، 1382)

انواع جبران

1- واکنش افراد الکن:

فراوان دیده شده کسانی که از جنب تکلم دچار نارسایی و لکنت بوده اند برای جبران این نقیصه به تلاشهای پیگیری برای تسکین خود دست بازیده اند که مورد تحسین دیگران واقع شده و موجبات شگفتی اطرافیان را فراهم ساخته اند. نمونه مشهور این نوع جبران دموستن خطیب شهیر یونانی است که نه تنها بر لکنت زبان خود فایق آمد بلکه قدرت سحر آمیزش در بیان، شهرت جهانی یافت.

2- واکنش افراد کوتاه قد:

شخص کوتاه قد، اغلب خوب آرایش می کنند و خوب لباس می پوشند تا فقدان قد بلند را به این وسیله جبران کند و یا ممکن است با خصوصیات تهاجمی و پرخاشگری درصدد غلبه بر دیگران برآید.چنین فردی ممکن است بدون اینکه خودش توجه داشته باشد روش متناظری را برگزیند و آن را پیوسته به کار برد و اقتداری از خود بروز دهد که با قد کوتاهش، مناسب باشد. این رفنار ممکن است فرد کوتاه قد را آرام ومطمئن کند و به او امنیت خاطر ببخشد.ناپلئون بناپارت در زمان کودکی همیشه وسیله ی خنده ی همکلاسانش بود. در این شرایط ناپلئون بدگمان و چاه طلب، سرمگین از شرایط ناگوار زندگی و قامت کوتاه خود، از ترس آنکه مبادا به آنچه کبر و غرور وی می طلبد هرگز دست نیابد، در 16 سالگی به فکر نابودی خود می افتد ولی بحث با وی یار می شود. اما هرگز عطش افتخار وی تسکین نمی یابد تا جایی که قاره ی اروپا را به آتش و خون می کشد.

3- واکنش افراد نابینا و ناشنوا:

شخص نابینا گاهی حس لامسه اش را به اندازه ای تربیت و تقویت می کند که با نوک انگشتانش حروف برجسته چاپی را می خواند و شخص کر بی آنکه بشنود اغلب می فهمد که مخاطب او چه می گوید.کوشش فرد برای پوشاندن نقص عضوی با توسل به مکانیسم جبران، اغلب نتیجه ی رضایت بخشی دارد. شاهد این مدعا، هلن کلر نابغه ی نابینا و کر ولال آمریکایی است که نقص خود را با کوشش مریبان خود جبران نمود.

4- واکنش افراد ضعیف:

بعضی از کسانی که دارای اندام ضعیف و لاغری هستند. آن قدر در ورزش و تربیت بدنی کوشش می کنند که نه تنها نقیصه ی جسمانی را جبران می نمایند، بلکه اشتهار نیز کسب می کنند یااگر در پرورش عضلات موفق نمی گردند از طریق تحصیل و تصاحب مقامهای عالی، ضعف و کمداشتهای خود را جبران می کنند(روزولت) رئیس جمهور آمریکا در دوران کودکی، فردی ضعیف، کمرو و نازک نارنجی بود ولی با به دست آوردن عالیترین مقام مملکتی ضعف و کمبودهای دوران کودکی را جبران کرد.

5- واکنش افراد نازیبا و ناقص:

بسیار دیده شده که افراد نازیبا با توسل به مکانیسم جبران تواسنته اند در امر پیشرفت تحصیلی و یا موقعیتهای دیگر موفقیتهای شایان توجهی کسب کنند و توجه دوستان اطرافیان را به خود جلب نمایند، میرابو خطیب مشهور فرانسه از این جمله است که توانست زشتی قیافه ی خود را از طریق سخنوری و علم جبران کند.در مورد افراد ناقص نیز استفاده از مکانیسم جبران به کرات دیده شده از آن جمله گوبلز همکار (هیتلر) که از یک ناقص بود در آدمکشی و جنایت، نقش عمده ای را در جنگ جهانی دوم بازی کرد.

6- نوعی تجلی کمبودهای دوران کودکی:

در جنگ جهانی دوم هیتلر برای جبران کمبودهای خود دست به قدرت طلبیهای خطرناکی زد که موجب نابودی بسیاری از مردم جهان گشت. شاید بتوان گفت عامل روانی این جنایات مخوف شعله سوزان احساس خفت و خواری باشد که در گذشته در قلب کودکانه آنها مشتعل شده و در تمام مدت زندگی سرایای وجود آنها را در نیاز به تسلط و تفوق نگه داشته است. از اینگونه سرافکنده گیها نیز، در کودکی نادرشاه، تیمور، چنگیز خان و آغا محمد خان قاجار وجود داشته است.

جبران حمایت کننده یا کتمانی

فردی که نمی تواند کهتری خود را بپذیرد سعی می کند با کتمان کردن آن، با پیشدستی در حمله کردن، اطرافیان خود را نسبت به نظری که درباره ی وی دارند فریب دهد برای چنین فردی حمله و تعرض به منزله ی وسیله ی کتمان کردن است.آدم ترسویی که ناچار است در محل دور افتاده ای ودر تاریکی و پنهانی شبانه راه بسپرد. سوت می زند تا خود را با شهامت و بی پاک نشان دهد و یا فرد لاف زن و دروغگویی که احساس حقارت می کند می کوشد تا خود را درخشان تر و جالبتر جلوه دهد.

جبران با استفاده از فرزندان

والدین تمایل دارند به وسیله ی فرزندانشان ناکامیها وکمبودهای خود را جبران کنند و به همین سبب هدفهای دور و دارزی برای آنها در نظر می گیرند. اغلب والدین مایل اند فرزندانشان موفقیتهای تحصیلی و اجتماعی قابل ملاحظه ای به دست آورند در حالی که احتمال دارد هیچگونه علاقه مندی و باقابلیت فردی در فرزندانمان وجود نداشته باشد مثلاً پدری که کارمند نیروی انتظامی است تمایل دارد که فرزندش افسر ارشد گردد.

در حقیقت پدر و مادر می خواهند از راه موفقیت فرزند، امیال و خواسته های خود را تشخیص بخشند و کمبود خود را جبران کنند، فرضاً مادری که در ازدواج شکست خورده برای ازدواج دخترش، در سر آروزهای طلایی می پروراند. گاهی والدین برای جبران اعمال و بی توجهی و ترمیم بعضی کمبودها و قصورهای خود را در مورد فرزندان، به هدایا متوسل می شوند و با پول و هدیه بی توجهی خود را تلافی می کنند.

جبران از طریق تکبر

منشأ اصلی تکبر و نخوت یک نوع سستی و حقارتی است که متکبر در ضمیر خود احساس می کند. شخص متکبر می خواهد به این وسیله به دیگران مسلط گردد و آنان را تحت نفوذ و جلال و جبروت تصنعی خود را در آورد.حضرت صادق (ع) می فرماید: هیچ انسانی دچار بیماری تکبر با ستمگری یا خشونت نمی شود مگر به علت پستی و حقارتی که در نفس خود احساس می کند.

جبران از طریق اتکاء و توسل به مقام عالی و برتر

قهرمانانی که انسان برای خود می سازد، غموماً به طور اگاه یا نا آگاه مظهر ایده آل و تصور آرزویی او به شمار می روند. قهرمانان، قطبهایی هستند که افراد می کوشند به سوی آنان بگرایند. در ماورای تجلی هر قهرمان عقده ها، شکستها، محرومیتها و آرزوهای خفته ی پرستندگان آنان پنهان است. قهرمان ممکن است دینی باشد و مظهر تقدس، ممکن است ملی باشد، مظهر ایستادگی در برابر ستم واستبداد و یا ورزشی باشد.

جبران از طریق ایفای نقش بالاتر

ایفای نقش بالاتر و برتریکی دیگر از شکلهای گوناگون انتخابی روان، به منظور جبران کمبودهاست. مثلاً پرستار ممکن است نقش طبیب را تقلید کند و یا مستخدم نقش رئیس را بازی کند و یا یک سرباز معمولی ابهت یک افسر ارشد را در خود ایجاد نماید و به طور کلی این حالت هر فردی است که پای را از گلیم خود بیرون می گذارد و به تقلید نقش برتری که از حوزه امکانات وی خارج است می پردازد.(احمد وند، 1382)

جبران از طریق تحقیر دیگران

گاهی برای جبران شکست و پوشاندن عیوب خود سعی می کنیم گناه را به گردن دیگران بیندازیم و بدین طریق حرمت نفس خود را حفظ کنیم مثلاً وقتی نمی توانیم به ریاست یک اداره یا یک مدرسه برسیم، ارزش آن مقام یا لیاقت متصدی آن را پایین می آوریم. نوع شدید این مکانیسم دفاعی در بعضی از بیماران روانی دیده می شود آنها همه ی ناکامیها و ناراحتیهای خود را از جانب دیگران می دانند و حتی معتقدند که دیگران در پی آزار آنها هستند.(گنجی، 1367)

جبران از طریق جرم و جنایت

جنایت افراد خیلی اوقات در واقع رفتار جبرانی است. مثلاً پسری که همسالانش او را آدم ضعیف و ناتوانی می شمارند ممکن است برای جبران این تحقیر و به دست اوردن موقعیت نزد آنان دست به دزدی بزند و اگر در این راه موفقیت حاصل کند این کار را ادامه خواهد داد. خیلی از کودکان افراد روحانی به اعمال ضد اجتماعی دست می زنند تا همسالان آنها، آنان را افراد خشک و مذهبی تصور نکنند. جنایت و رفتار شرارت بار کودکان و جوانان نماینده ی کشمکشی است که این افراد بر علیه محرومیت و ناکامی دارند. این رفتارهای تجاوز کارانه عکس العملی است که فرد بر ضد کمبودهای شخصی و اجتماعی از خود بروز می دهد. بنابر این هر فرد جنایتکار را باید از نظر روانی مورد مطالعه قرار داد.(شاملو،؛ 1378)

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه