امروز دوشنبه 08 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

اشارات بدن، زبان بدن (Body language) یا تن گفتار، به انواع شکل‌های ارتباط غیر کلامی یا رفتاری اشاره می‌کند که یک فرد از طریق رفتارهای بدنی خود، بدون آنکه صحبتی بکند با دیگران به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم پیامی ارسال می‌کند. این رفتارها می‌تواند مربوط به وضعیت و حالات اجزا بدن (محل قرار گرفتن دست‌ها، پاها، نحوه نشستن، ایستادن، راه رفتن، خوابیدن)، ژست‌ها (حالت‌ها، اطوارها، اَداها)، حرکات و اشارات بدنی، جلوه‌های هیجانی صورت و حرکات چشم‌ها باشد.

با تسلط به این مهارت درک ذهنیات افراد دیگر و آنچه منظور آن‌ها است پیش از آنکه چیزی را به کلام آورده باشند ممکن خواهد بود که این امر در ارتقای ارتباطات فردی و اجتماعی شخص مؤثر خواهد بود. با استفاده از این مهارت شخص قادر خواهد بود به‌طور غیرمستقیم بر دیگری تأثیر بگذارد یا بتواند درک کند که او در پس ذهنش چه فکر می‌کند. مهارت درک اشارات بدن دیگران است با ذهن‌خوانی -که ایده‌ای شبه‌علمی است- فرق دارد.

زبان بدن بخش مهمی از ارتباطات غیرکلامی (nonverbal commiunication) است و شامل همه حالات و حرکات بدن و صورت می شود. حالات و حرکاتی که هرکدام معنا، احساس یا افکار خاصی پشتش نهفته است.

می گویم قابل اعتمادترین، چون بخش زیادی از پیام های غیرکلامی که از اطرافیان دریافت می کنیم، رمزگشای افکار و احساسات آن هاست.

تعریف

زبان بدن یا تن گفت به مجموعه ی رفتارهای غیرکلامی و فیزیکی اطلاق می شود که در آن فرد بدون صحبت کردن قادر به انتقال پیام و برقراری ارتباط با دیگران است.

زبان بدن مهارتی است که از آن می توان برای درک و فهم احساسات و رفتار افرادی که در اطراف شما هستند استفاده کنید. خواندن و فهمیدن احساسات مردم بخش مهمی از ارتباطات انسانی است.

یادگیری تکنیک‌های زبان بدن باعث می شود که ما در ارتباطات غیر کلامی خود که بخش عمده‌ای از ارتباطات ما را تشکیل می‌دهند توانمندتر شویم و با استفاده بهینه از این تکنیک های زبان بدن می توانیم در ارتباطات و مذاکرات خود بهتر بدرخشیم.

زبان بدن به‌طور عام به پیام‌های غیرکلامی اطلاق می‌شود که افراد با حرکات بدن یا حالات صورت انتقال می‌دهند. در این رشته به مطالعه روابط میان فردی از طریق حرکات، ژست‌ها، طرز قرار گرفتن بدن در حالت‌های مختلف و قیافه و حالت‌های صورت پرداخته می‌شود. چهره انسان می‌تواند بیش از 20000 حالت مختلف ایجاد کند؛ بنابراین خوش بیان‌ترین قسمت بدن است. بیشتر بیان‌ها، ترکیبات چهره‌ای یعنی مخلوطی از دو یا چند حالت اصلی است. 93 درصد ارتباط میان فردی را اشارات بدن تشکیل می‌دهد. در حالی که تنها 7 درصد ارتباط میان فردی شامل گفتار است. بیشتر ما باور داریم که با نگاه کردن به حالات چهره و قیافه افرد می‌توانیم به‌طور دقیق بگوییم که آن‌ها چه احساسی دارند.

می‌توانیم حالات صورت را به سه دسته اصلی تقسیم کنیم. 1- خوشایندی - ناخوشایندی، 2- پذیرش - رد، 3- فعالیت یا برانگیختگی. به‌طور مثال شادی، خوشایند اما انزجار، ناخوشایند است. غم، فعالیت یا برانگیختگی اندکی ایجاد می‌کند، در حالی که تعجب یا شگفت زدگی با سطح برانگیختگی یا فعالیت بسیاری همراه است. اینکه هیجان تا چه اندازه می‌تواند توجه ما را جلب کند، یا توجه ما را به جای دیگری معطوف کند، بعد سوم است. اشارات بدن می‌تواند گویای وضعیت درونی فرد باشد. برای نمونه می‌تواند خشم، خستگی، آرامش، گیجی و دیگر نشانه‌ها را نشان دهد. بدن انسان‌ها احساسات را هم مخابره می‌کند. عمومی‌ترین پیام‌های بدن عبارت اند از: آرامش یا بی‌قراری و دوست داشتن یا دوست نداشتن. آرامش زمانی نشان داده می‌شود که فرد، اگر ایستاده‌است، دست و پاهایش را بدون نظم و ترتیب خاصی، قرار می‌دهد، و اگر نشسته‌است، به عقب تکیه می‌دهد، و دستها و پاهایش را باز می‌کند. دوست داشتن معمولاً زمانی نشان داده می‌شود که به سوی طرف مقابل، شیء یا موضوع مورد نظر، اندکی خم می‌شویم؛ بنابراین، نحوه قرار گرفتن بدن می‌تواند احساساتی را نشان دهد که در حالت عادی آنها را پنهان می‌کنیم.

انواع حرکات زبان بدن

1- زبان بدن وابسته به فرهنگ

2- زبان بدن ناوابسته به فرهنگ

زبان بدن وابسته به فرهنگ یا نمادین

برخی زبان بدن یا تَنْ‌گفتار، در یک گروه مورد توافق قرار گرفته‌اند یا در فرهنگ یک جامعه، استفاده می‌شوند که معنای خاص و محدود به آن فرهنگ یا گروه هستند که به آنها «فرهنگ‌وابسته» یا «گروه‌وابسته» گفته می‌شود و مردم به‌طور آگاهانه، آنها را به کار می‌برند. این نوع حرکات و اشارات بدنی را «نمادین» می‌نامند و مانند آن است که جایگزین کلمات می‌شوند.

ما این اشارات بدنی را در خانه، مدرسه و دیگر محیط‌های اجتماعی یادمی‌گیریم و آنها را درست یا نادرست در ارتباطات خود به کار می‌بریم که البته شکل آنها در طول زمان، بنا به دلایل متفاوت تاریخی و اجتماعی عوض می‌شود. دانستن این تغییرات و شناخت آنها، به مردم کمک می‌کند که در ارتباط خود با گروه‌ها و فرهنگ‌های دیگر، کمتر دچار سوء تفاهم یا درک اشتباهی شوند، زیرا تفاوت‌های فرهنگی در این زمینه می‌تواند موجب بی تناسبی، کج منشی یا بی علاقگی از طرف سایر افراد شود. هرچند پژوهشگران با یافتن نقاط مشترک این حرکات در زبان بدن به افزایش آگاهی انسانها با ریشه‌های مشترک فرهنگی کمک می‌کنند تا الگوی همجواری ارتباطی مناسبی را با یکدیگر داشته باشند. به‌طور مثال در زبان بدن مربوط به دست‌ها که به اختصار می‌توان به آن «دست گفتار» گفت، معانی متفاوت زیر را با توجه به فرهنگ هر جامعه‌ای می‌توان برداشت نمود.

اشارات زبان بدن ناوابسته به فرهنگ یا جهانی

بر خلاف حرکات اشاره زبان وابسته به فرهنگ که در طی زمان و از فرهنگی به فرهنگی دیگر و از یک گروه به گروه دیگر مدام در حال تغییر هستند، حرکات اشاره‌ای در زبان بدن و به ویژه در دست‌ها وجود دارد، که به فرهنگ وابسته نیستند و زبانی جهانی به حساب می‌آیند. آنها در طول هزاران سال و در مسیر تکامل خود به شکل امروزی مورد استفاده همگان قرار می‌گیرند. آن‌طور که هرکس در ارتباط، به‌طور ناخودآگاه و بنا بر شخصیت خود، آنها را به نمایش می‌گذارد و تا حدی معیاری است برای رفتار اجتماعی افرادی که از آن بهره می‌برند.

مثلاً محققان در آزمایشهایی بر روی حدود یکصد نوزاد، کودک و بزرگسال دریافته‌اند، اشارات و حرکاتی که مردم در توضیح حل یک مسئله ریاضی به کار می‌برند موجب بهبود آنها در یادآوریِ لیستی از اعداد یا حروفی می‌شود که پیشتر به حافظه‌شان سپرده‌اند. وقتی از افراد آزمودنی درخواست می‌شود که در زمان حل مسئله، دستشان را نگه دارند و حرکت ندهند، آنها به خوبی گذشته نمی‌توانند اعداد یا حروف را به یاد آورند و عملکردشان بسیار ضعیف می‌شود.

در حال حاضر نیز، ژنی به نام «فاکس پی دو» کشف شده‌است که خبر از دلایل ژنتیکی و تکاملی رابطه بین حرکات دست و گفتار می‌دهد. به‌نظر می‌رسد که دویست هزار سال است که در سیر تکاملیِ «انسان اندیشه‌وَرز»، دست‌گفتار بخش مهمی از ارتباطات او بوده‌است.

از طرفی حرکات دست هر یک از ما، بیانگر نکته‌ای است و مانند اشاره به یک بند در قرارداد است. برخی از آنها برای کنترل گفتار شخص دیگری مورد استفاده قرار می‌گیرند مانند بالا بردن دست به نشانه توقف و برخی دیگر جایگزینی برای گفتار هستند، مانند حرکت توهین آمیز انگشت دست توسط یک راننده که با این روش، خشم و عصبانیت خود را به راننده دیگر نشان می‌دهد. همه ما در گفت‌وشنودهای خود حرکات دست را به‌صورت ناخودآگاه تولید می‌کنیم و به ندرت ممکن است نسبت به آنها فکر کنیم یا از انجام آنها آگاهی داشته باشیم اما در عمل و رفتار، ما با استفاده از کارایی بزرگ و پیچیده آنها، بخش عظیمی از ارتباطات شگفت‌انگیز خود را پوشش می‌دهیم.

دکتر «لوئف» از دانشگاه آزاد برلین در سال 2012 دست به پژوهش جالبی زد. پیش از او دانشمندان زبانشناسی مانند «ویلمز و هاگورت» در سالهای 2007 تا 2009 نشان داده بودند که بین استفاده از برخی حرکات دست و زبان، از نظر دستوری و معنایی رابطه وجود دارد. اما او سه دست‌گفتاری را که انسان به‌صورت دیرینه و تکاملی در هنگام صحبت مورد استفاده قرار می‌دهد را انتخاب کرد و از داوطلبان خواست که در هنگام گفت‌وشنود از آنها استفاده کنند.

نتایج پژوهش دکتر لوئف، نشان داد هر سه دست‌گفتار در بیان دستوری جملات و عبارت به کار می‌روند و هر سه آنها بر زیر و بمی‌و آهنگ صدای تولید شده نسبت به زمانی‌که گویندگان از آنها استفاده نمی‌کنند، تأثیر مثبت و قابل توجهی دارند. اما در میان این سه دست‌گفتار، دست‌گفتار تصویر (ب و ج) در انتقال بهتر معنا به شنونده نقش دارند و دست‌گفتار تصویر (الف) از نظر انتقال بهتر معنا و درک مطلب چندان نقشی ندارد.

حرکت دستها و اشارات زبان بدن، علاوه بر انتقال معانی در القای اعتماد یا بی‌اعتمادی یا شور و اشتیاق ناشی از دلشادی، بی‌علاقگی یا دلمردگی به مخاطب نقش مهمی دارند. اگر به دیگران در زمان گفت‌وشنودهایشان نگاه کنید، می‌بینید که وقتی آنها به آنچه که می‌گویند اعتماد دارند یا سرحال هستند و با شور و اشتیاق حرف می‌زنند، حرکات دست و اشاره‌های زبان بدن در آنها بیشتر به چشم می‌آید، تا حدی که ممکن است تبدیل به پویانمایی شده باشد. دستها و اشاره‌های زبان بدن آنها این نکته را می‌خواهد منتقل کند که اعتماد یا اشتیاقی وجود دارد. شما ممکن است از این ارتباط آگاه نباشید، اما به‌طور غریزی به آن پی می‌برید و از آن استفاده می‌کنید.

بسیاری از سوء تفاهم‌ها و درک اشتباهی در گفت‌وشنود از قرار دادن دست بر روی لبها اتفاق می‌افتد که می‌تواند نشانگر خستگی، پنهان‌کاری، شک یا دقت باشد. حال اگر دستهای خود را از روی لبها بردارید و به گفت‌وشنود ادامه دهید، خواهید دید که مقصود شما بهتر درک می‌شود. چرا که لبهای شما در معرض دید قرار خواهد گرفت. علاوه بر این ما نیاز داریم که برای ارتباط با دیگران دستِکم لبخندی بر لب داشته باشیم، شاید لبخندی شبیه به «مونا لیزا» که هنوز هم بعد از قرن‌ها برای مردم مبهم و معمایی است و استاد تجسمی‌دوره رنسانس، «لئوناردو داوینچی» هنرمندی بود که به درک چگونگی اثر آن، دست یافت. لبخندی که می‌تواند نشانگر خنده یا گریه‌ای باشد که از خشم یا ترس به وجود آمده‌است و انتظاری که در آن است موجب می‌شود که مخاطب با خود بگوید: «انگار این لبخند می‌گوید، چیزی در حال اتفاق است!»

تقدم زبان بدن بر ارتباط کلامی در دیدارها و جلسات

حتماً به این نکته توجه کرده‌اید که وقتی فردی را در یک مهمانی یا در خیابان و محیط کار می‌بینید، ارتباط غیرکلامی در قالب زبان بدن، پیش از ارتباط کلامی آغاز می‌شود.

شما به شیوه‌ی حرکت کردن او، حالت چهره‌اش هنگام نگاه کردن و میل یا بی‌میلی او به دست دادن توجه می‌کنید. هم‌چنین می‌کوشید با استفاده از ارتباط چشمی، حدس بزنید که فضای احساسی حاکم بر گفتگو چگونه خواهد بود.

بعد از رد و بدل شدن تمام این پیام‌ها و شکل‌گیری پیش فرض‌های ارتباطی، تازه نخستین ارتباط کلامی شکل می‌گیرد.

بنابراین می‌توان گفت ارتباط غیرکلامی و به طور خاص زبان بدن در ابتدای یک گفتگو می‌تواند بر تمام آن گفتگو (یا لااقل بخش‌های نخستینِ آن) سایه بیندازد.

تقدم زبان بدن بر ارتباط کلامی در دوران کودکی و فرایند رشد

می‌دانیم که نوزاد در نخستین لحظه‌های تولد، از توانایی برقراری ارتباط کلامی برخوردار نیست.

لمس کردن، بوییدن، لبخند زدن، پیگیری نگاه دیگران، گره کردن مشت و گرفتن دست اطرافیان، از جمله نخستین ابزارهای ارتباطی نوزاد هستند.

هم‌چنین کودک قبل از تشخیص کلمات، لحن ما در بیان کلمات و جمله‌ها را تشخیص می‌دهد و بر این اساس، سیگنال‌های تشویق و تنبیه را دریافت می‌کند.

تقدم یادگیری زبان بدن بر یادگیری رابطه کلامی باعث می‌شود که این نوع ارتباط، همواره جایگاه و نقش مهمی در درک و تفسیر پیام‌ها توسط ذهن ما داشته باشد.

زبان بدن به عنوان عامل افزایش دقت / خطا در ارتباطات

ما انسان‌ها عادت داریم که از زبان بدن و سایر پیامهای غیرکلامی به عنوان شواهد مکمل در تفسیر پیامهای کلامی استفاده کنیم.

این کار در موارد بسیاری می‌تواند به افزایش دقت پیام کمک کند. مثلاً وقتی با دوست خود شوخی می‌کنید، ممکن است با دست گذاشتن بر روی شانه‌ اش، کمک کنید که او بیش از پیش مطمئن شود که با یک شوخی مواجه است و نه یک پیام جدی.

مثال از این دست، بسیار است.

اما سمت دیگر ماجرا هم این است که اگر برخی پیش‌فرض‌های رایج درباره‌ی زبان بدن را ندانیم، ممکن است ناخواسته پیامی به طرف مقابل ارسال کنیم که به هیچ وجه مد نظر ما نبوده است.

مثلاً وقتی رفتار اشتباهی انجام داده‌ایم و وقتی مدیر در حال گلایه از ماست، به چشمان او خیره می‌شویم (این خیره شدن ممکن است به عنوان خیره‌سری و سماجت، یا شرمنده نبودن ما تفسیر شود).

بنابراین اگر چه بسیاری از ما با هدف افزایش دقت ارتباط به سراغ یادگیری زبان بدن می‌رویم، اما جنبه‌ی مهم دیگر ماجرا هم، پیش‌گیری از خطاهای احتمالی در ارسال و دریافت پیامهاست.

پنج C در زبان بدن

پنج C در زبان بدن که شامل Context (زمینه) و Culture (فرهنگ) و Congruence (تجانس و تناسب) و Clusters (خوشه یا گروه) و Consistency می‌شود.

البته C اول یعنی Context یا شرایط محیطی، البته Context یا زمینه محدود به جنبه‌های عمومی زبان بدن و ارتباط چشمی و شیوه ایستادن و نشستن مدیر نیست و سایر جنبه‌های غیرکلامی را نیز شامل می‌شود.

به طور ساده تر برای هر نشانه بدنی شما باید در زمینه فرد، در کنار سایر نشانه ها و در تناسب با موقعیت اقدام به تفسیر کنید و نمی توانید بسادگی هر عمل را بصورت جدا و مستقل در نظر بگیرید. مثلاً دست به سینه ایستادن همیشه به معنای حالت دفاعی نیست و ممکن است به معنای احساس سرما در شخص باشد.

تفاوت زبان بدن زنان و مردان

سه گرایش در زبان بدن

زبان بدن را هم می‌توان مانند هر رشته علمی دیگری، به شاخه ها و گرایش‌های مختلفی تقسیم کرد.

سه گرایش اصلی در آموزش زبان بدن وجود دارد که برای تبدیل شدن به یک مذاکره کننده حرفه ای،‌ باید بکوشیم در هر سه توانمند شویم. اگر چه در عمل هر یک از ما، معمولاً به یک حوزه علاقه‌ و تمایل بیشتر داریم.

این سه گرایش اصلی در زبان بدن، رمزگذاری و ارسال پیامهای غیرکلامی، رمزگشایی پیامهای غیرکلامی و در نهایت مدیریت پیامهای غیرکلامی هستند که آنها را در درس زیر بررسی کرده‌ایم:

ارتباط چشمی و زبان چشم ها

می‌گویند چشم قسمتی از مغز است که با استخوان پوشیده نشده است.

این استعاره، چندان هم از واقعیت دور نیست. ما بخش عمده‌ای از پیامهای غیرکلامی را از طریق چشمها ارسال و دریافت می‌کنیم.

به همین علت، بخش مهمی از آموزش زبان بدن و علائم چهره، به آموزش زبان چشم‌ها و ارتباط چشمی اختصاص می‌یابد.

علائم چهره در مذاکره

در میان حالات بدنی که در زبان بدن مورد بحث قرار می‌گیرد، چهره و علائم چهره از جایگاه مهمی برخوردار است.

خصوصاً اینکه جزو معدود بخش‌هایی از زبان بدن است که تقریباً تمام تحقیقات روز دنیا تایید می‌کنند که جنبه‌ی فرهنگی و تربیتی کمتری دارد و بخش زیادی از علائم چهره، توسط غریزه شکل می‌گیرد.

علائم چهره در مذاکره را می‌توان از پلک زدن و گزیدن لبها تا منقبض شدن ماهیچه های بالای چشم و انقباض مردمک‌ها، مورد توجه قرار داد.

حرکت چشم

دید رس

در یک گروه، معمولا فردی که سطح دید چشمانش از سایرین بالاتر است رهبر محسوب می گردد. هنگامی که شما ایستاده باشید و دیگران نشسته قطعا شما را در موضع قدرت قرار می دهد.

چشم مالی

زمانی که فردی چشمش را با انگشت اشاره مالش می دهد نشانگر فریب و نیرنگ می باشد. از آنجایی که فرد میخواهد تماس دیداری را قطع کند بهانه ای بدست می آورد که به این طرف و آن طرف نگاه کند. این حرکت غیر ارادی یک افشاگر حسابی است که فرد دارد دروغ می گوید.

چشمان کاملا بسته

هرگاه چشمان یک فرد برای لحظه ای طولانی تر از چشم بر هم زدن متعارف بسته و ابروها نیز برخاسته شود پیام چنین است: “به حرف زدن خود خاتمه بده.”

چشم بالا انداختن

این نشانه غضب و عصبانیت است.

این ور و اونور نگاه کردن

این ژستی خجالت گونه و عشوه گرانه است. فرد جسورانه خیره می شود در حالیکه سرش را پایین انداخته و به سمت مخالف کج می کند. اشاره بر کمرویی بی باکانه دارد.

دید زدن طولانی

این بی تردید یک نشانه گرایش جنسی است. شخصی که تماس چشمی برقرار می کند، چشم برگردانده، سپس مجددا به چشمان شما نگاه می کند می گوید: “مایلم با شما بیشتر آشنا شوم”

خیره شدن

این نشانه خلق تهاجمی، سلطه جویانه و تهدید آمیز است.

برانداز کردن

هنگامی که آقایی نگاهش را به سر تا پای یک خانم میاندازد به او می فهماند که به اندام فیزیکی وی علاقه مند است.

چشمک

چشمک یک علامت غرض آلود است. نشانگر آن است که رمز و رازی میان فردی که چشمک میزند و فردی که به او چشمک زده می شود برقرار است.

ابرو بالا انداختن

در میان یک اتاق شلوغ، مفهوم آن کاملا واضح و روشن است: مایلم با شما ملاقات کنم.

بالا انداختن یک ابرو

زمانی که یک ابرو بالا انداخته می شود در حالی که ابرو دیگر پایین باقی میماند مفهومش این است: حرف شما را باور نمی کنم.

ابروهای گره خورده

زمانی که هر دو ابرو به سمت همدیگر کشیده می شود باعث پدید آمدن شیار بین آن دو می شود که دلالت بر اضطراب، درد، ترس و یا آمیزه ای از این هیجانات دارد.

حرکت لبها

خنده الکی

این نیشخند کنترل شده تا چشمها گسترش نمی یابد.

پوز خند

گوشه لبها را مانند پوزخند به عقب برده و دندانها را نمایان می گرداند.

لبخند باز

دندانهای بالا نمایان شده و با شخص مقابل گفتگومی فهماند که مایل هستید بیشتر با او آشنا شوید.

خنده بسته

این لبخند تنها برای ادای احترام و ادب و نزاکت است.

لب ور چیدن

هرگاه فردی لبهایش را در هم کشید به مفهوم آن است که طرف مقابلش را جذاب و دلربا یافته.

لبهای سفت شده

دال برتنش و عدم پذیرش است.

لب جویدن

وقتی فردی لب پایین خود را جویده و سرش را تکان می دهد نشانگر خشم فرد است.

لب و انگشت اشاره

هرگاه انگشت اشاره بطور عمودی برای لحظه ای به طرف بالا آید می گوید: ساکت باش.

خمیازه

خواب آلودگی تنها علت خمیازه نمی باشد بلکه “خمیازه اجتماعی” نیز وجود دارد. هنگامیکه مردد هستید چه کاری میخواهید انجام دهید خمیازه روشی است برای خریدن زمان

حرکت پا ها

راه رفتن با اعتماد بنفس

نگاه رو به جلو، سر و چانه را بالا، با قامت و شانه های راست، همراه با نفس عمیق،

مچ رو مچ گذاشتن

در مواقع بسیاری بروز می کند. مثلا”‏در جلسات دوستانه یا رسمی که شخص تحت فشار روانی؛ تنش یا استرس قرار گرفته است.

پا به پا شدن

نوک پاها در جهت مخالف یا به سمت درب خروجی جا به جاشود نشان از فرار از مذاکره است.

حرکت دست ها

دست دادن پیروزمندانه

باقدرت، کامل و محکم دست بدهید. اگر قوی و محکم دست بدهید، به چشم طرف مقابلِ مذاکره، پذیرفتنی‌تر خواهید آمد و او به خرید محصول یا خدمات‌تان بیشتر راغب خواهد شد. دست‌تان را به‌منظور دست‌دادن جلو ببرید و درحالی‌که مستقیما به چشم‌ طرف مقابل نگاه می‌کنید.

دست دادن شُل و بی‌دقت

کسانی که نصفه‌نیمه فقط با انگشتان‌شان دست می‌دهند، تأثیر شخصیتی منفی از خود برجای می‌گذارند.

حرکت دستها

معمولا اشخاص مذاکره دارای فیزیک چاق یا لاغر هستند که معمولا ما شاهد حرکت تند و و با فاصله ی دستها در افراد لاغر و حرکات ریز و نزدیک دستها به بدن در افراد چاق هستیم که این خود می تواند به جهت پوشش کاستی ها در حجم اشغالی توسط طرفین مذاکره صورت گیرد و تقلایی است برای کامل بودن فیزیکی

دست به سینه

دست‌به‌سینه نشستن یعنی در وضعیتی قرار دارد که ذهنش بسته است. دست‌به‌سینه نشستن یکی از روش‌های غیرکلامیِ ناخودآگاه جهت مسدودنمودن اطلاعات ورودی است.

دستان رها

وقتی طرف مقابل دستانش را از هم باز می‌کند، ذهنش نیز باز می‌شود.

دست زیر چانه

این علامتی از زبان رفتار است که در هنگام تصمیم گیری بکار می رود. بعضی مردها با سبیل یا ریش خود بازی کنند که همگی دلیل بر تعمق و ارزیابی است. در بازی شطرنج نیز افرادی که قرار است حرکت بعدی را انجام دهند در بسیاری از موارد چنین اشاره ایی را از خود نشان می دهند که پس از تصمیم گیری متوقف می شود.

برداشتن عینک

برداشتن آهسته عینک جهت تمیز کردن آن در شرایطی که نیازی به این عمل نیست اشاره تعویقی است, این عمل در طی یک مذاکره ممکن است چندین بار انجام بگیرد. در چنین حالتی شخص می خواهد با طفره رفتن از پاسخ یک سؤال یا ایجاد تاخیر در پاسخ مطالبی را در ذهن خود بررسی کرده وموقعیت خود را مرور نماید.

خاراندن بینی

این علامت رفتاری ویا مالیدن با انگشت اشاره نشانه شک وتردید در مورد مطالب گفته شده در یک گفتگو یا مذاکره می باشد؛ به ویژه اگر این اشاره همراه با متمایل شدن شخص به انتهای صندلی باشد. اما مراقب باشید که این اشاره را با کسی که بینی خود را‎ می خاراند اشتباه نکنید. اشاره دیگری در این زمینه مالیدن پشت گوش یا کنار آن است که حاکی از شک وتردید در ارائه یک پاسخ یا سبک وسنگین کردن آن است..

ضرب گرفته رو میز

کسی که با ریتمی یکنواخت وکسل کننده به روی میز ضرب میزند می خواهد احساس بی قراری خود را بیان کند.اشارات مشابه دیگر می تواند این با شد که فرد مرتباٌ‌ دکمه خودکار خود را بالا وپایین می زند ویا باپاشنه پا به زمین ضربه میزند. پیام مستقیم این اشارات برای شما این است که باید دریابید که حرفهایتان کسل کننده یا بی روح است ویا اینکه برای طرف مقابل تازگی ندارد.

پوشاندن صورت

زمانی که دست بر روی صورت می آید مفهومش چنین است: شوکه شده ام. این ژست بین فرد و موقعیت مزاحم و متجاوز فاصله می اندازد.

طرز نشستن

طرز نشستن درست

مستقیم رو به طرف مذاکره،ا گر صاف و کمی متمایل به جلو بنشینید و به اطراف‌تان آگاه باشید، طرف مقابل را به روند مذاکره علاقه‌مندتر خواهید کرد. به‌این‌ترتیب با دقتی مضاعف به صحبت‌های‌تان گوش می‌کند و اصطلاحاً خیلی بیشتر در مذاکره مایه می‌گذارد. درواقع، طرف مقابل در ضمیر ناخودآگاه خود تصور خواهد کرد که گفته‌های شما بااهمیت و درخور توجه است. صاف بنشینید و اندکی بدن‌تان را به‌سمت جلو متمایل کنید. در طول مذاکره باید از لحاظ جسمی و روحی کاملا حواس‌جمع باشید، درست مثل دونده‌ای که پشت خط شروع منتظر شنیدن صدای شلیک آغاز مسابقه است.

طرز نشستن نادرست

هرگز نباید به پشتی صندلی لَم بدهید، زیرا این طرز نشستن نشانه‌ی بی‌خیالی است و به طرف مقابل القا می‌کند که اهمیت خاصی برای هدف مذاکره قائل نیستید.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه