امروز دوشنبه 08 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

معنا درمانی نوعی از روان درمانی است که اساس روان آزردگی را ‏تقلای معنوی می بیند. در عمل, روان درمانی و معنا درمانی جدایی ‏ناپذیرند, زیرا ابعاد روان شناختی, فلسفی یا معنوی آدمی را نمی توان ‏از هم جدا کرد. روان درمانی جنبه های روان شناختی یک جهان بینی ‏را آشکار می سازد. حال آنکه معنا درمانی نقایص مربوط به پایه های ‏غیر متعارف چشم انداز بیمار نسبت به جهان را نمایان می سازد. ‏
هدف معنا درمانی توانا ساختن بیمار برای کشف معنای منحصربفرد ‏خودشان می باشد. معنا درمانی می کوشد تا حدود اختیارها و آزادی ‏های بیمار را ترسیم کند. معنا درمانی در شکستن چرخه های معیوب ‏روان آزردگی مؤثر است (وانگ, 2000). ‏

مشاور و درمانگر معتقد به معنا درمانی می کوشند تا به مراجع ‏کمک شود که در زندگی خود هدف و منظوری را جستجو کند, هدف ‏و منظوری که متناسب وجود و هستی وی بوده برای او معنا داشته ‏باشد. ‏
مشاور کمک می کند تا مراجع به عالی ترین فعالیت حیاتی ممکن ‏دسترسی پیدا کند. به مراجع کمک می شود تا نه تنها به تجربه ‏هستی بپردازد و کوشش پیگیری در بالفعل کردن ساختن ارزش ها از ‏خود نشان دهد, بلکه او را متعهد انجام کاری می کند که مسؤولیتی را ‏بپذیرد و تکلیف معینی را عهده دار شود. ‏
روان کاوی فروید کوشش می کند تا انسان را نسبت به تجربه ها و ‏کشش های سرکوب شده اش به آگاهی رساند. ‏
روان شناسی آدلر انسان را موجودی می شناسد که مسؤول رفتار ‏خود بوده و ناگریز است که به قبول مسؤولیت های خود گردن نهد. ‏هر دو نظریه یک جانبه به انسان می نگرند, در حالی که هر دو دیدگاه ‏مکمل یکدیگرند. ‏
اساس دیدگاه فرانکل این است که انسان موجودی است آگاه و ‏موجودی است مسؤول. معنا درمانی فراسوی هر دو بعد وجود انسان ‏رفته و بر این باور است که باید قلمرو دیگری را به آن افزود و آن ‏همانا جنبه روحی و معنویت انسانیت. مسؤولیت به آگاهی مربوط است ‏و آگاهی از وجدان سرچشمه می گیرد(قاضی, 1383). ‏

لوکاس(1984, به نقل از وانگ, 2000)چهار فن معنا درمان بخش ‏عمده را مطرح می کند:‏


‏- قصد متناقض

دراینجا سعی می شود تا درمانجو از علامت فاصله ‏گرفته و خود را از شر روان آزردگی رها کند, بنابراین اگر بیمار از ‏علائم فرار نکند و به استقبال آنها برود شاهد از بین رفتن علائم ‏خواهیم بود(فرانکل, 1967). ‏


‏- بازتاب زدائی

دراین فن از درمانجو خواسته می شود تا به مسائل ‏خود دوباره توجه کند و جنبه های هرچه مثبت تر زندگی خود را در ‏نظر بگیرد. ‏
به طور کلی گام نخست برای کم به درمانجو این است که بین خودش ‏و علائم فاصله ایجاد کند, سپس توان مبارزه جویی روح انسان برای ‏متعالی کردن شرایط فعلی فرا خوانده می شود و در مانجو به سوی ‏فعالیتهای مثبت انگیخته می شود, این کار باعث کاهش علائم می ‏گردد. ‏


‏- تصحیح نگرش ها

این فن بر تغییر مجدد چارچوب نگرش ها از ‏منفی به مثبت تأکید می کند. ‏


‏- فنون فراخوانی

سه فن معنا درمانبخش پیشین وقتی مؤثرتر ‏خواهند بود که درمانگر قدرت مبارزه جویی روح انسان را به کمک می ‏طلبد. درمانگر در این فن قدرت تلقین را مورد استفاده قرار می دهد و ‏به شکل مستقیم از درمانجو می خواهد که برای تغییر مثبت شرایط ‏فعلی و وضعیت جسمانی-هیجانی اش به خود تکانی بدهد. درمانگر ‏اعتماد به شکوه, آزادی, مسؤولیت, جهت گزینی معنایی و توان تغییر ‏مثبت را به درمانجو گوشزد می کند. ‏
با اینکه فرانکل (1984) ادعا می کند که معنا درمانی نه آموزش ‏است نه نصحیت کردن. معنادرمانی استدلال منطقی نیست و از توصیه ‏اخلاقی فاصله زیاد دارد. با این فن فراخوانی, اغلب اتخاذ موضع ‏قهرمانانه در برابر رنج بردن را توصیه می کند. ‏
از سوی دیگر شولای (2002) ذیل عنوان ابزار معنا درمانی, گفتگوی ‏سقراطی را وسیله ی اصلی معنا درمانی می داند. ‏
ولتر (1987, به نقل از وانگ, 2000) می نویسد:"پرسش های ‏سقراطی نیاز به بکار گیری تفکر درمانجو دارد ". این کار مستلزم این ‏است که به دقت سخنان درمانجو را گوش دهیم تا حدود تفکر او را ‏مشخص نماییم. ‏
گفتگوی سقراطی زمانی استفاده می شود که درمانگر و درمانجو با ‏هم تلاش می کنند که معنایی را در زندگی درمانجو کشف نمایند. ‏نکته مهم این است که این معنا تعیین شده نیست بلکه باید از زندگی ‏فرد استخراج شود. برای همین درمانگر تفکر درمانجو را به مبارزه می ‏طلبد, نکته مهم اینجاست که نبایستی پرسشگری به ائتلاف درمانی ‏لطمه بزند.

شولای(2002) فرایند گفتگوی سقراطی را به شرح زیر ‏مرحله بندی می کند:‏

1-ابتدا درمانجو می فهمد که قربانی شرایط نیست. هرچند ممکن ‏است علائمی را نشان دهد. ‏
2-درمانگر به درمانجو کمک می کند تا درون مثلث معنا, معنای ‏خودرا پیدا کند. ‏‏

3-درمانگر باید استقلال و تمامیت درمانجو را به رسمیت بشناسد. ‏این کار را از رهگذر کمک کردن به درمانجو برای یافتن راهنمای ‏درونی اش انجام می دهد.

اگر انسان این دستورالعمل را سر مشق رفتار خود قرار دهد ‏که: همواره چنان رفتار کن که گویی بار دومی است که زندگی می ‏کنی و طوری عمل کن که به نظر آوری بار اول که در آن مورد عمل ‏کردی, بسیار غلط عمل کرده بودی. "احساس مسؤولیت شگرفی ‏احساس خواهد کرد. ‏

نقد و ارزیابی معنادرمانی
مانند هر مکتب روان درمانی دیگر, معنا درمانی نیز دارای نقاط ‏مثبت و منفی است:‏
ارزشمند ترین سهم معنادرمانی این است که مردم را مسؤول ‏زندگی خودشان می داند(کاردن, 2003). معنادرمانی دیدگاه فلسفی ‏آسانی از نوع بشر ارائه می دهد. پترسون (1973) ارزش معنا درمانی را ‏در همین صراحت و سادگی آن می داند و بر خلاف سایر رویکرد های ‏وجودگرا, معنا درمانی رویکردی خوش بینانه و سازنده از وجود آدمی ‏ارائه می دهد و تنها مکتبی است که فنون خاص خود دارد و پشتوانه ‏پژوهش معنا درمانی در مقایسه با سایر مکاتب روان درمانی به ویژه در ‏قلمرو وجودی مناسب است.

معنا درمانی روشی مؤثر برای واژگون ‏کردن تجربه افراد از افسردگی در جامعه معاصر است این پیام معنا ‏درمانی می گوید تحت هر شرایطی با پذیرش مسؤولیت زندگی و ‏تحقق معنایابی می توان مفهومی از کنترل و لیاقت را بدست آورد که ‏در نوع خود بی نظیر است(دیوسین, نیل و کرینگ, 2004). ‏
از سوی دیگر برخی رویکرد معنا درمانی را بیش از حد سلطه ‏جویانه می دانند (تیملبن, 2004). معنا درمانی بیش از حد بر زندگی ‏شخصی فرانکل استوار است به طوریکه تیملبن(2004)یکی از پایه ‏های نظری فرانکل را زندگی نامه و تجربه های شخصی اش می داند. ‏

رویکرد معنادرمانی هرچند پشتوانه پژوهشی مقبولی دارد ولی مبهم ‏بودن, چند تعریف داشتن برخی مفاهیم و حتی غیر قابل تعریف بودن ‏برخی از آنها در درون خود با محدودیت های پژوهشی روبرو است. ‏
انتقاد دیگر از سوی کاردن (2003) مطرح شده است: فرانکل در آثار ‏خود از کتاب مقدس وامگیری می کند ولی در اکثر موارد منابع ‏وامگیری خود را پنهان می کند. کاردن (2003) به برخی تناقض ها در ‏گفته های فرانکل اشاره می کند: اینکه فرانکل می گوید زندگی در هر ‏شرایطی معنادار است یک جمله غیر سقراطی است. ‏
معنا درمانی هرچند یک نظام روان درمانی معنوی است اما هرگز ‏خدای مذهبی خاص, عقاید فرقه ای و امثال آن را القا نمی ‏کند(فرانکل, 1967). نکته مهم دیگر این است که معنا درمانی بطور ‏مستقیم با علائم روبرو نمی شود بلکه می کوشد نگرش را عوض کند. ‏واژگونی نگرش شخصی نسبت به علائم در واقع, معنادرمانی را تبدیل ‏به یک روان درمانی شخصی نگر کرده است(فرانکل, 1947, به نقل از ‏پترسون, 1973).

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه