امروز دوشنبه 08 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

جیمز ویلیام وردن استاد دانشگاه هاروارد و نویسنده کتاب «رنج و التیام» (1982) معتقد است اگر بتوان مرگ را فلسفی‌ترین موضوع ذهن انسان‌ها تلقی کرد، می‌توان این‌مطلب را هم اضافه کرد که مردن عزیزان و نزدیکان، از جنبه روانشناختی، احتمالا عمیق‌ترین تاثیر را بر ذهن و احساس فرد می‌گذارد.

بنابراین غم مرگ عزیزان، پایان زندگی نیست. بلکه مرحله‌ای است که باید پشت سر گذاشته شود و باید به شیوه‌ای سالم پشت سر گذاشته شود.

جمله رایجِ «زمان التیام می‌بخشد» حقیقت دارد و دریای غم را کرانه‌ای هست (نه این‌که دریای بی‌کرانه‌ای باشد). به گفته وردن، این‌طرز تلقی می‌تواند پادزهر قدرتمندی در برابر آن احساس درماندگی‌ای باشد که بیشتر سوگواران گرفتارش می‌شوند.

وردن، می‌گوید روند وداع، متوفی را در جایی قرار می‌دهد که کمتر در مرکز زندگی مصیبت‌دیده باشد تا او بتواند به زندگی ادامه دهد. همچنین توجه به پایان ماتم، اغلب ثمرات زیادی به بار می‌آورد؛ همچنین کاوش در این‌خیال که با پایان‌یافتن ماتم چه پیش خواهد آمد.

عوامل تعیین کننده ماتم از نظر وردن

عوامل تعیین‌کننده ماتم؛ یعنی سوالات مهمی از این‌دست که متوفی که بود؟ ماهیت رابطه‌اش با داغدیده چه بوده، نوع مرگش [به‌طور سنتی و رسمی به 4 دسته طبیعی، تصادفی، خودکشی و قتل تقسیم می‌شود] چه بوده یا چه پیشیه‌ای [کسانی که سابقه بیماری افسردگی دارند، روند عزاداری‌شان مشکل‌تر از کسانی خواهد بود که چنین سابقه‌ای ندارند] داشته؟ همچنین متغییرهای شخصیتی، متغییرهای اجتماعی و فشارهای روحی جاری داغدیده چیستند؟ مثلا در جایگاه توضیح متغییرهای اجتماعی، سنتِ «شیوَه» بین یهودیان مثال زده می‌شود که طبق آن یک دوره 7 روزه برای نشستن خانواده عزادار در منزل و حضور دوستان و آشنایان در کنارشان، در نظر گرفته می‌شود. وُردن می‌گوید این‌که مشارکت اجتماعی در چنین‌آیین‌هایی تا چه حد بر سازگاری داغدیده با ماتم تاثیر مثبت دارد، هنوز مشخص نیست و نیاز به تحقیقات بیشتر دارد. در کل، او درباره این‌عامل می‌گوید کسانی که خوب از عهده مصیبت برنمی‌آیند، آن‌هایی هستند که از حمایت اجتماعی کافی برخوردار نیستند یا با جامعه تضادهایی دارند.

نظریه تکالیف سوگواری‌ وردن

این نظریه بیان می کند که فرد داغدیده و سوگوار، به‌جای واکنش انفعالی در دوره‌های سوگواری، تکالیف ماتم را به عهده بگیرد که با تعریف فروید در این‌زمینه همخوانی دارند. این‌تکالیف به‌جای داشتن حالت انفعالی، رویکرد فعالانه دارند و به معنای عمل‌کردن و به انجام رساندن کار هستند.

توضیح تکمیلی وردن این است که در مفهوم واژه «دوره‌ها»، نوعی انفعالی‌بودن وجود دارد که با توجه به آن، انگار باید فرد مصیبت‌دیده باید چیزی را از سر بگذراند. اما در مقابل، بحث تکالیف،‌ حالتی فعالانه دارند. یک‌جمله مهم نویسنده کتاب در این‌فراز پایانی فصل دوم هم که باید بارها و بارها مورد توجه قرار گیرد، این است که «ماتم و عزاداری، وقت می‌برد.»

موانع داغداری

یکی از مسالی که ممکن است مانع از ماتم‌داری فرد شود، «درک فرد از خویشتن» است. به عبارت ساده‌تر، ممکن است فرد داغدیده، از نظر شخصیت اجتماعی در خانواده، فردی قوی باشد. وردن می‌گوید چنین افرادی در اغلب موارد به خود اجازه نمی‌دهند دچار احساساتی شوند که لازم فیصله تام‌وتمامِ ماتم است. راه‌حلی که نویسنده در این‌زمینه ارائه کرده، غور در احساس‌های عمیق درباره فقدان است.

در ادامه همین‌بحث، این‌روانشناس آمریکایی می‌گوید ماتم روندی اجتماعی است و چه بهتر در موقعیتی اجتماعی برگزار شود که افراد بتوانند در واکنش به ضایعه، یکدیگر را پشتیبانی و تقویت کنند.

اصول مشاوره سوگ وردن

وردن براساس همان 4 تکلیف سوگواری، شروع به برشماری اصول و روال مشاوره می‌کند و 10 اصل را پیشنهاد می‌کند.

1- وقوف کامل بر مرگ و بازگشت‌ناپذیربودن متوفی

درباره تکلیف اول که «وقوف کامل بر مرگ و بازگشت‌ناپذیربودن متوفی» است، این‌توضیح را به مشاوران می‌دهد که یکی از بهترین راه‌ها، کمک به بازماندگان است تا درباره آن‌فقدان صحبت کنند. رفتن سر مزار متوفی یا محلی که بقایای پیکر متوفی به جا مانده یا پراکنده شده، از نظر وردن می‌توانند شخص داغدار را به واقعیت فقدان رهنمون کنند. به قول نویسنده این‌کتاب باید برخی از اشخاص را تشویق کرد تا برای انجام تکلیف ماتم‌داری‌شان به گور متوفی سر بزنند؛ در حالی‌که در بسیاری از خانواده‌ها به اشتباه به صاحب‌عزا گفته می‌شود «چرا خودت را با حرف‌زدن درباره او شکنجه می‌دهی؟» وردن درباره چنین‌وضعیتی می‌گوید اعضای آن‌خانوده که چنین‌حرفی به فرد ماتم‌دیده می‌زنند، درک نمی‌کنند که او نیاز به صحبت‌کردن دارد و حرف‌زدن باعث می‌شود با واقعیت مرگ متوفی سازگارتر شود. بنابراین اگر بخواهیم این‌بند از مواضع و پیشنهادات وردن را خلاصه کنیم، به این‌عبارت می‌رسیم: توسل به حرف‌زدن یا هرکاری که باعث باور مرگ متوفی برای ماتم‌دیده می‌شود.

2- کمک به شناسایی و ابزار احساس‌ها

وردن در دومین اصل مشاوره به ماتم‌دیده‌ها، که «کمک به شناسایی و ابزار احساس‌ها» عنوان دارد، می‌گوید بسیاری از مراجعانش میل دارند دردشان به‌سرعت تسکین پیدا کند. او در برشماری برخی احساس‌ها که برای مصیبت‌دیدگان مساله‌سازتر هستند، این‌عناوین را نام می‌برد: «خشم»، «اضطراب» و «درماندگی». درباره خشم، نویسنده بر این‌باور است که خشم درماندگان همیشه هم متوجه فرد متوفی نیست. اما این‌خشم واقعی است و باید در جایی بیرون ریخته شود. این‌روان‌شناس آمریکایی معتقد است اگر خشم، متوجه متوفی یا هر شخص دیگری نشود، ممکن است به درون شخص بریزد و خود را به شکل افسردگی، گناه یا ناچیزپنداشتن خویش نشان دهد. در نتیجه نظر وردن این است که اهمیت دارد مشاوره، شخص را با احساس‌های منفی‌اش تنها نگذاشته و کمکش کند به تعادلی بین احساس‌های مثبت و منفی خود درباره متوفی برسد. او به این‌ترتیب بحث خود را به‌سمت احساس‌های عاطفی واپس‌زده می‌برد.

درباره احساس گناه بازماندگان متوفی هم می‌گوید کسانی احساس گناه می‌کنند که به‌اندازه کافی غمگین نشده‌اند.

در مجموع وردن می‌گوید دلیل احساس گناه، هرچه باشد، بیشتر این‌احساس‌های گناه غیرعقلانی‌اند و حول محور شرایط هنگام مرگ متوفی قرار دارند. مثلا پدر و مادرهایی که فرزندشان را از دست داده‌اند، مقابل احساس گناه، آسیب‌پذیری زیادی دارند.

نویسنده کتاب، پیش از آن‌که سومین اصل مشاوره را بگوید، به احساس غم هم می‌پردازد و می‌گوید گاهی اشخاص از گریه‌کردن مقابل دیگران، خودداری می‌کنند که این‌، خود ضایعه دیگری است. در نتیجه موقعیت‌هایی هستند که مشاور باید فرد مصیبت‌دیده را به غم و گریه‌کردن تشویق کند. از نظر وردن، وقتی مشاور می‌بیند طرف مشاوره‌اش نیاز به گریه‌ دارد، باید به او بفهماند که مجال گریه را از خود دریغ نکند. یکی از جملات مهم وردن در این‌باره، این است که مصیبت‌دیده نیاز به کمک دارد تا معنی اشک‌ریختن را درک کند.

3- کمک به زندگی بدون متوفی

سومین اصل پیشنهادی وردن به مشاوران ماتم، «کمک به زندگی بدون متوفی» است. در همین‌بحث، او می‌گوید به‌عنوان یک‌قاعده کلی، باید فرد مصیبت‌زده را از دست‌زدن به تصمیم‌های عمده‌ای که روند زندگی‌اش را تغییر می‌دهد بازداشت؛ کارهایی مثل فروختن اموال و املاک، تغییر شغل و حرفه و یا پذیرفتن فرزندخوانده. چون بلافاصله پس از فقدان یک‌فرد نزدیک‌ برای چنین کارهایی بسیار زود است. نویسنده کتاب این‌بحث را هم اضافه می‌کند که وقتی مصیبت‌دیدگان را از اینکه خیلی زود دست به تصمیم‌هایی اساسی در روند زندگی شان بزنند باز می‌دارید، مواظب باشید احساس درماندگی را در آن‌ها تقویت نکنید! به‌عکس باید به آن‌ها فهماند وقتی آمادگی پیدا کردند، می‌توانند تصمیم بگیرند و دست به اقدام بزنند. اما در حال حاضر (ابتدای مصیبت) صرفا برای کاستن درد خویش، تصمیم عجولانه نگیرند.

4- جابه‌جا کردن متوفی از نظر عاطفی

«جابه‌جا کردن متوفی از نظر عاطفی» هم چهارمین اصل مشاوره است که براساس آن، باید به فرد مصیبت‌زده گفت در زندگی‌اش، جای تازه‌ای برای عزیز از دست‌رفته پیدا کند. در همین‌زمینه مرور خاطرات به‌عنوان یکی از راه‌های کندنِ نیروی عاطفی از متوفی پیشنهاد شده است. مشاور می‌تواند به بازماندگان کمک کند دریابند گرچه هرگز شخصی، جای فرد از دست‌رفته را نمی‌گیرد اما کار درست این است که به پر شدن خلا با رابطه‌ای جدید کمک کنند. در همین‌زمینه وردن می‌گوید برای ایجاد رابطه‌ای کارا، شخص جدید باید به عنوان خودش به رسمیت شناخته شود و برای آن‌چه هست به حساب بیاید نه به‌عنوان پرکننده جای آدمی که از دست رفته است.

5- فراهم‌کردن مجال برای ماتم

پنجمین اصل، «فراهم‌کردن مجال برای ماتم» است. همان‌طور که گفته شد، ماتم روند گسستن پیوندهاست و نیاز به زمان دارد. وردن به دست‌اندرکار مشاوره ماتم پیشنهاد می‌کند متوجه مقاطع زمان و حساسیتی که دارند، باشد. مثلا سه‌ماه پس از فقدان، یکی از این‌زمان‌های حساس است و اگر مشاور طی این‌مدت، تماس مداومی با داغدیده نداشته، باید در این‌مقطع زمانی تماس بگیرد. زمان بحرانی دیگر از نظر وردن، نخستین سال مرگ است.

6- تعبیر رفتار به‌هنجار

«تعبیر رفتار به‌هنجار» ششمین اصلی است که در این‌کتاب به مشاور ماتم‌ پیشنهاد شده است.

7- توجه به تفاوت‌های فردی

«توجه به تفاوت‌های فردی» هم هفتمین اصل است که وردن درباره آن می‌نویسد: «مهم است که انتظار نداشته باشیم همه ماتمدیدگان به یکسان ماتم داری کنند. اما گاه درک این نکته برای خانواده‌ها دشوار است. وقتی رفتار یکی از اعضای خانواده متفاوت از بقیه است ناراحت می‌شوند، یا فردی از اعضای خانواده که چیزی سوای بقیه اعضا تجربه می‌کند، از رفتار خویش معذب است.» (ص 90 به 91)

8- حمایت دائمی

در هشتمین اصل، وردن از حمایت دائمی یا به تعبیر خودش حمایت ممتد صحبت کرده است. او در این‌بحث، نقش مشاور را امیددادن و در برابر نهادنِ چشم‌انداز درازمدت می‌داند. همچنین یکی از راه‌های حمایت دائمی را هم، مشارکت در گروه‌های درمانی عنوان کرده است.

9- آزمودن سبک‌های دفاع و مقابله

درباره اصل نهم می‌توانیم به این‌جمله اشاره کنیم: «پناه بردن به الکل یا مواد مخدر می‌تواند سبب تشدید تجربه ماتم شود و روند مصیبت‌دیدگی را به هم بریزد.» (صفحه 93)

10 - آسیب‌شناسی و ارجاع

درباره اصل 10 هم وردن این‌توضیح را دارد که حرف‌های کلیشه‌ای غالبا کمکی به کسی نمی‌کنند. اما افرادی هستند که وقتی می‌خواهند حال کسی را بهتر کنند شروع به وراجی‌های پر لفت و لعاب می‌کنند و از ضایعه‌ها و فاجعه‌هایی که در زندگی خودشان اتفاق افتاده می‌گویند؛ بی‌توجه به این که مقایسه کردن مصائب کار مفیدی نیست.

پیشنهاد چندتکنیک برای مشاوره ماتم

از نظر ج.ویلیام وردن هر مشاوره یا درمانی باید مبتنی بر درک تئوریک محکمی از شخصیت و رفتار انسان باشد و صرفا به یک رشته تکنیک محدود نشود. اما در زمینه آشنایی با تکنیک‌ها در بحث مشاوره ماتم، او چند تکنیک را مفید یافته و در کتاب، پیشنهادشان می‌کند:

1- زبان خاطره‌انگیز (صحبت کردن از متوفی با فعل ماضی)،

2- استفاده از نمادها (آوردن عکس متوفی، نوارها، صدا یا نامه‌، لباس یا زینت‌های متوفی به جلسات مشاوره)

3- نوشتن نامه به متوفی،

4- نقاشی‌کردن که علاوه بر بچه‌ها در حوزه سنی بزرگسالان هم کاربرد دارد. (کشیدن تصاویری که بیانگر احساس و عواطف درونی فرد باشد)

5- نقش بازی کردن،

6- بازسازی شناخت‌ها،

7- دفترچه خاطرات و

8- تصویرپردازی هدایت‌شده.

یکی از موضوعات مهم در مشاوره‌های روانی، بحث استفاده از دارو است که وردن در بحث مشاوره ماتم، از اتفاق‌نظر صاحب‌نظران روان‌شناسی در این‌باره گفته است. او می‌گوید اتفاق عمومی بر این است که کاربرد دارو باید مختصر و برای رهایی فرد از اضطراب یا بی‌خوابی باشد؛ نه برای رفع علائم افسردگی؛ و معمولا نمی‌توان توصیه کرد به افراد گرفتار واکنش حاد ماتم، داروهای ضدافسردگی داده شود. داروها به‌ندرت علائم به‌هنجار ماتم را برطرف می‌کنند و ممکن است راه را برای واکنش نابه‌هنجار ماتم هموار سازند. در نتیجه دارو وقتی می‌تواند سودمند باشد که به‌عنوان آرام‌بخش یا برای کنترل اضطراب تاثیری داشته باشد.

در ادامه بحث پیشنهادات و تکنیک‌های مشاوره ماتم، وردن می‌گوید می‌توان جلسات مشاوره را به‌صورت گروهی انجام داد و توصیه‌هایی هم برای تشکیل گروه‌های مشاوره ماتم دارد. یک تذکر مهم او در این‌باره، این است که از اساس، نباید افرادی را که گرفتار حالات بیمارگونه شدیداند، در این‌گروه‌ها شرکت داد. همچنین برای افرادی که به سختی آسیب دیده‌اند یا مسائل عاطفی جدی دارند، مشاوره یا درمان فردی، بسیار بهتر است.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه