امروز دوشنبه 08 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

پیر بوردیو: نظریه پرداز رسمی کیفیت زندگی و مصرف فرهنگی

بوردیو برای تحکیم بنیادهای نظری خویش از شبکه ای از مفاهیم بهره می‌گیرد که، عدم شناخت تک تک این مفاهیم راه را در پی جویی اندیشه وی مسدود می‌سازد. مفاهیم انتزاعی که بوردیو در میان آن ها رابطه ای ساختی مشاهده می‌کند، مفاهیمی چون منش یا ملکه، میدان، قریحی و انواع سرمایه است. ملکه یا منش: نظام و مجموعه ای از خوی و خصلت‌های ماندگار و قابل جابجایی است و مفهومی قدیمی فلسفی است که ارسطو، هگل ،وبر، دورکیم متناوبا از آن استفاده کرده اند.

  • ملکه: واسطه ای بین تاثیرات گذشته و انگیزه ها و محرک‌های کنونی است.
  • از نظر بوردیو، جامعه فضای اجتماعی است و جایگاه رقابتی پایان ناپذیر. در این فضای اجتماعی که به عنوان موجودیتی غیر یکپارچه ظاهر می‌شود. مدلهای کوچک متفاوتی از قواعد، مقررات و اشکال قدرت وجود که این مدلهای کوچک، میدان یا فضای روابط میان کنشگران است.
  • سرمایه:در فضای اجتماعی که مرکب از میدانهای کوچک نابرابر است، سه سرمایه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در جریان است. بوردیو،در کتاب؛ تمایز ، بر این نکته تاکید دارد که، هر چقدر سرمایه کنشگران بیشتر باشد، در فضای اجتماعی در موقعیت بالاتری قرار می‌گیرد. سرمایه فرهنگی از نظر وی شامل سلیقه‌های خوب، شیوه پسندیده، پیچیدگی شناختی و توانایی پذیرش محصولات فرهنگی مشروع از قبیل: موسیقی، تاتر و ادبیات است.
  • پرورش خانوادگی، آموزش رسمی و فرهنگ شغلی سه منبع سرمایه فرهنگی هستند. انباشت سرمایه فرهنگی از طریق این سه منبع در افراد باعث تفاوت بین دارندگان و فاقدان این سرمایه می‌شود.
  • از نظر بوردیو، فضای اجتماعی مجموعه ای از میدان هاست که اصل اساسی همه آن ها مبارزه بر سر سبک سرمایه است. هر یک از انواع سرمایه در ایجاد تقویت یا تغییر دادن کیفیت زندگی موثر هستند.
  • بوردیو، تحصیلات را نمودی از سرمایه فرهنگی می‌داند و افزون بر آن، گرایش به اشیای فرهنگی و جمع شدن محصولات فرهنگی در نزد فرد نیز سرمایه فرهنگی او را شکل می‌دهد. بوردیو تاثیر سرمایه فرهنگی بر مصرف، فعالیت و کیفیت زندگی افراد را با توسل به نظریه تمایز تبیین می‌کند.

بر این اساس، دارندگان سرمایه فرهنگی زیاد، خود را با مصرف فرهنگ و هنر متعالی از بقیه متمایز می‌سازند. یک سنت قوی جامعه شناختی، در دنیای مدرن، تاکید بسیار شدیدی بر پیوند میان موقعیت فرد در طبقه بندی اقتصادی و کیفیت زندگی فرهنگی، که از پدیده‌های زندگی مدرن است، دارد. در همین راستا است که بوردیو در نظریه تمایز خویش بر آن است که، طبقات مسلط فرادست، ذوق‌های فرهنگی متفاوتی دارند که سعی دارند آن را به عنوان شاخص برتری خویش در عرصه‌های گوناگون حفظ کنند. از سوی دیگر، در این نظریه منش افراد نیز نه تنها در نوع مصرف که در نهایت در کیفیت زندگی آن ها موثر است. منش نوعی وحدت معنایی در کنش‌های قلمرو مصرف بطور اعم و مصرف فرهنگی بطور اخص ایجاد می‌کند. اعضای طبقه مسلط برای اثبات برتری خویش دست به گونه ای؛ خشونت نمادین می‌زنند و صور گوناگون برای مشروعیت بخشیدن به خویش به غصب برخی صور فرهنگی شناخته شده، دست می‌یازند. آلوین گلدنر، نیز با استفاده از همین نظریه بوردیو بر آن است که، طبقه جدید در جامعه نوین یک بورژوازی فرهنگی تازه است،که سرمایه اش پول نیست، بلکه کنترل بر روی فرهنگ‌های با ارزش است.

بوردیو، در تحلیل بیرونی آثار هنری، تولیدات فرهنگ را بازتاب جهان اجتماعی می‌داند، او بر آن است که آثار هنری مستقیما به خصایص اجتماعی بوجود آورندگان، منشا اجتماعی آنان یا به ویژگی‌های گروه‌هایی بستگی دارد، که مخاطبان واقعی یا مفروض آن آثار بودند.جهان اجتماعی فضایی از روابط عینی میان موقعیت هاست و فرآیندی که منجر به خلق آثار هنری می‌گردد. محصول مبارزه میان عاملان اجتماعی است که بر حسب موقعیتشان در حوزه فرهنگی، که این خود به سرمایه خاص آن هابستگی دارد، منافعشان در بقا یا در فضای نظام است.منظور از بقا، دفاع از آموزه‌های جزمی همه گیر، مبتذل و معمولی شده است و منظور از فضا، براندازی این آموزه ها به شکل بازگشت به سرچشمه‌های اصیل و نقد‌های سنت شکنانه وبدعت گرایانه است.

بوردیو، در تحقیقات خود با بررسی تفاوت ها و تشابهات در مصرف محصولات فرهنگی , هنری به عنوان شاخص‌هایی از کیفیت زندگی که هزینه زیادی ندارد به دو نوع کیفیت زندگی فرهنگی رسید. کیفیت زندگی فرهنگی متعالی که در طبقات بالا رایج بود و کیفیت زندگی فرهنگی مردمی، عامیانه که در طبقات متوسط، کارکنان، دفتری، کارگران و …. گسترش داشت.در این دوران، تمایز میان فرهنگ متعالی و فرهنگ طبقات فرودست و گونه ای فرهنگ میان مایه به چشم می‌خورد. فرهنگ متعالی ناظر بر استاندارد‌های زیبایی شناختی رسمی که در موزه ها، تاتر ها و سالن‌های ارکستر سمفونی در جریان است، می‌باشد و فرهنگ فرو مایه در انواع هنرهای بازاری و تجاری خود نمایی می‌کند.

فرهنگ میان مایه، فرهنگ طبقات میانی یا سطحی متوسط از سرمایه فرهنگی است که نازل است و نه متعالی. دی میگو معتقد است: که از آغاز قرن بیستم، اینتمایز اساسی میان فرهنگ متعالی فرهنگ مردمی به شدت قابل مشاهده است و به گونه ای از آغازین قرن است که قطبی شدن و مرزبندی میان این دو فرهنگ کاملا آشگار گردیده است.در فضای کما بیش مارکسیستی اندیشه بوردیو، تاثیر مکتب فرانکفورت را در نقد عملکرد تلویزیون و صنایع القایی فرهنگی می‌توان مشاهده نمود. از نظر مارکوزه،پیشرفت سرمایه داری مصرفی است که تک ساحتی بودن را پدید آورده است. خرسندی کاذب ایجاد کرده و آرزو‌های مردمان را به جای روابط به سمت اشیاءسوق داده است و با کنترل گرایش‌هایشان،آنان را به نظام پیوند می‌دهند.در اندیشه کسانی چون:مارکوزه آدرنو و هورکهایمر اشکال فرهنگی سرمایه داری مدرن قدرت نقد و تحلیل را یعنی همان که در اعتقاد بوردیو صاحبان سرمایه‌های فراوان فرهنگی از آن برخوردارند، در انسان تضعیف می‌کند و گونه ای هنر و به ویژه موسیقی ای را ترویج می‌کند که تنها شیوه‌هایی برای فرونشاندن هیجانات و احساسات است.

این گونه هنر عوامانه و توده ای مردم را به تفکر وا نمی دارد، بلکه در ایشان نوعی حس آسان‌گیری ایجادمی کند و هر گونه استقلال رای را از میان بر می‌دارد.پس از این روست که در نگاه بوردیو نخبگان فرهنگی همواره از هنر توده ای گریزانند. زیرا در نظریه تمایز وی،ذائقه تمایز که مهارت هنری و آمادگی و استعداد زیبا شنا سی، بخشی از آن است.ذائقه‌های ناب بر امتناع از ذائقه‌های غیر ناب یا ذائقه ای است که، تنها به ارضاء حواس می‌پردازد. تضاد ذوق و قریحه ناب و ذوق‌های غیر ناب، در بستری از تضاد میان فرهیختگان و غیر فرهیختگان شکل می‌گیرد.بودریار این غیر فرهیختگان را، توده ها می‌نامد و بر آن است که این توده ها مشخصه بسیار بارز مدرنیته هستند. توده‌های که از خود تابشی ندارند و بر عکس تشعشعات ساطع شده از دولت، فرهنگ و معنا را به خود جذب می‌کنند و به این جهت بسیار متزلزل فرو پاشیدند.

این توده ها به زعم بوردیار همان کسانی هستند که عمدتا به جهت فقدان سرمایه فرهنگی مناسب، ابزار خصم هنر متعالی را ندارند. پس نهایتا آثار بزرگ هنری، اساساً برای این دسته افراد جامعه وجود ندارد، زیرا ادراک مستلزم عمل رمز گشایی است، و توانایی رمز گشایی آثار هنری قوه ای طبیعی و جهان شمول نیست و تبحر و مهارت هنری و ادراک هنر متعالی، شوکی از شناخت است، شناخت در عمق و معنا که اثر را در فضای جهان هنری و رمزها و اشارات آن جهان باز می‌یابد.این مهارت ها نه فطری اند و نه همگانی، چنین مهارتی را که گاه بوردیو از آن به، استعداد زیبا شناختی یاد می‌کند، شکلی از سرمایه فرهنگی است که مانند سلیر اشکال سرمایه، تابع الگوی توزیع نا برابر است.

در جایی نیز در اندیشه بوردیو به گونه ای جامعه شناسی تکوینی می‌رسیم که همانا تحلیل چگونگی تکوین , نگاه هنری ناب سوژه ها تولید اثر هنری و بطور کلی همه عاملان و دست اندرکاران این حوزه و حتی مخاطبان آن است مقولات درک و تحسین آثار هنری هم مقید در زمینه‌های تاریخی اند و همان طور که گفته شد، ادراک زیبا شناختی، امری پیشینی است، طبیعی یا فطری نیست، بلکه به شکل تاریخی تولید و باز تولید می‌شود. مفهوم قریحه می‌تواند ساز و کار تاثیر سرمایه فرهنگی بر کیفیت زندگی را توضیح دهد. هر مجموعه فعالیتی که بخواهد به بخشی از زندگی فرد تبدیل شود باید با تمایلات قریحی فرد متناسب باشد. بنابراین می‌توان قریحه را بر آمده از میزان سرمایه فرهنگی فرد دانست. سرمایه اقتصادی از این منظر تنها در خدمت تعیین میزان تحقق یافتن اهداف و فعالیت‌هایی است که با ساختار قریحه فرد متناسب است.

بر همین اساس بخشی از مطالعات توصیفی کیفیت زندگی، تلاش برای توصیف قریحه ها افراد و نشان دادن ساختار منسجم قریحه است. بوردیو، نشان داد که علاوه بر محدودیت‌های مالی و منابع اقتصادی، ساختار دیگری وجود دارد که مصرف، خصوصا مصرف فرهنگی را محدود می‌کند و قریحه بر تعیین نفع و میزان مصرف موثر است.به عنوان جمع بندی باید گفت که بوردیو، مصرف را از جمله اصلی ترین عناصر دنیای مدرن می‌داند. از نظر وی مصرف و خصوصا مصرف فرهنگی ابزاری برای تولید فرهنگی، مشروعیت سازی و حتی مبارزه در فضای اجتماعی است.نظریه انواع سرمایه پیر بوردیو، تفاوت‌های الگوهای مصرف را در سطوح افقی تبیین می‌کند. این نظریه قادر است با اندازه گیری حجم انواع سرمایه در میان کسانی که در یک حوزه رده طبقاتی قرار می‌گیرند، اما بین الگوی مصرف آن ها تفاوت وجود دارد و نیز با تاثیر فرهنگ شغلی به عنوان یکی از منابع تشکل سرمایه فرهنگی تفاوت ها را تبیین نماید.

مطابق مدل بوردیو، شرایط عینی زندگی وموقعیت فرد درساختار اجتماعی به تولید منش خاص منجرمی‌شود . منش، مولد دو دسته نظام است. نظام طبقه بندی اعمال و نظام ادراک و شناخت ها.نتیجه تعامل این دو نظام، کیفیت زندگی است. کیفیت زندگی همان اعمال و کارهایی است که به شیوه ای خاص طبقه بندی شده و حاصل ادراک ویژه است. در کیفیت زندگی، ترجیحات افراد تجسم می‌یابد. به صورت عمل در می‌آید و قابل مشاهده است. الگوهای مصرف اصلی ترین وجه بروز سبک‌های زندگی از نظر بوردیو هستند. به نظر می‌رسد تحلیل بوردیو از ترکیب انواع سرمایه برای تبیین الگو ها مصرف، بررسی تمایز یافتنطبقات، از طریق الگو‌های مصرف و الگومند بودن اعمال مصرف بوردیو در یافتن چارچوب نظری تحلیل مصرف فرهنگی بسیار راه گشاست، ضمن اینکه این دسته نظریات بوردیو الهام بخش تکنیک‌های پژوهش درباره الگوهای کیفیت زندگی نیز بوده و خواهد بود.

بیشتر کارهای مرتبط با جامعه‌شناسی سلامت بوردیو در کتاب تمایز ( Distinction) او آمده است؛ جایی که او به‌صورت نظام ­مند الگوهای مصرف و رقابت فرهنگی فراتر از ذائقه طبقه‌‎های اجتماعی فرانسه را گزارش می‌کند. تمایز بوردیو دربردارنده تحلیل‌هایی از عادت‌های غذایی و ورزش است که توضیح می‌دهد چگونه عادت‌واره ­های مربوط به یک طبقه، جنبه‌های خاص سبک زندگی مرتبط با سلامت را شکل می‌دهد. نظریه عمل بوردیو براساس مفهوم عادت‌واره و تعامل این عادت‎واره‎ها با میدان، تلاش می‌کند اصول مولد رفتارهای انسانی را ارائه کند؛ بنابراین، آشکار می­شود که موقعیت عامل در فضای اجتماعی، نقش عمده­ای در تبیین رفتار او ایفا می‌کند (جمشیدی­ها و پرستش، 1386: 7).

ازنظر بردیو، موقعیت عامل در فضای اجتماعی بستگی به حجم و میزان سرمایه شامل سرمایه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی او دارد؛ به این معنا که هرچه سرمایه فرد بیشتر باشد، در فضای اجتماعی موقعیت بالاتری خواهد داشت و این موقعیت، رفتارها و سبک زندگی او را تحت تأثیر قرار می­ دهد (قاسمی و همکاران، 1387: 187).

انواع سرمایه بوردیو

پی یر بوردیو سرمایه را هر منبعی می‌داند که در عرصه خاصی اثر بگذارد و به فرد امکان دهد سود خاصی را از راه مشارکت در رقابت بر سر آن، به دست آورد (شارع‌پور و حسینی‌راد، 1387: 135).

بوردیو سه نوع سرمایه را شناسایی نمود؛ این اشکال سرمایه عبارت از شکل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بودند.شکل اقتصادی سرمایه بلافاصله قابل تبدیل به پول است مانند دارایی های منقول و ثابت یک سازمان.

پیر بوردیو در مقاله خود تحت عنوان (شکل‌های سرمایه‌ی)، به سه شکل عمده از آن اشاره نموده است. سرمایه‌ی، بسته به عرصه‌ای که در آن عمل می‌کند و به بهای کم و بیش تغییر شکل‌های گرانتری که پیش شرط کارآیی آن در عرصه مورد بحث هستند، به سه شکل اساسی ظاهر می‌شود.

1- سرمایه‌ی اقتصادی: که بی درنگ و مستقیماً قابل تبدیل به پول است و ممکن است به شکل حقوق مالکیت درآید.

انگاره سرمایه از رویکرد اقتصادی سرچشمه می‌گیرد. بازشناسی ویژگی‌های سرمایه به‌وضوح نشان‌دهنده این تشابه انواع سرمایه است؛ سرمایه ازطریق عملیات سرمایه‌گذاری انباشته می‌شود، به‎‌صورت میراث انتقال می‌یابد و فرصت‌هایی که صاحب سرمایه با انجام سودمندترین جابه‌جایی‌ها فراهم می‌کند، بهره‌مندی بیشتر از آن را ممکن می‌کند.

بوردیو بر نقش انواع سرمایه‌ در کنار سرمایه اقتصادی در تعیین موقعیت افراد در اجتماع تأکید دارد (صالحی امیری، 1386: 64).

2- سرمایه‌ی فرهنگی: که با بعضی شروط، قابلیت تبدیل به سرمایه‌ی اقتصادی را دارد و ممکنم است به شکل مدارک تحصیلی درآیند.

سرمایه فرهنگی، نوع دیگر سرمایه است که در یک سازمان وجود دارد مانند تحصیلات عالیه اعضای سازمان که این نوع سرمایه نیز در برخی موارد و تحت شرایطی قابل تبدیل به سرمایه اقتصادی است و سرانجام شکل دیگر سرمایه، سرمایه اجتماعی است که به ارتباطات و مشارکت اعضای یک سازمان توجه دارد و می تواند به عنوان ابزاری برای رسیدن به سرمایه های اقتصادی باشد (وینتر،2000؛ به نقل از الوانی،1380،4).

سرمایه فرهنگی مجموعه‌ای از روابط، معلومات و امتیازهاست که فرد، برای حفظ‌کردن یا به‌دست‌آوردن یک موقعیت اجتماعی از آن استفاده می‌کند (صالحی امیری، 1386: 64).

به‌زعم بوردیو، سرمایه فرهنگی عاملی تعیین‌کننده در رفتارها و سبک زندگی افراد محسوب می‌شود. این نوع از سرمایه که بوردیو انواع آن را توضیح داده است، موقعیت اجتماعی افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد و این موقعیت، فرصت‌هایی را برای عامل اجتماعی فراهم می‌آورد تا از آن طریق سبک زندگی مرتبط با سلامت خود را انتخاب کنند.

از دیدگاه بوردیو، به طور کلی، سبک زندگی متأثر از حجم و ساختار سرمایه فرهنگی است و سبک زندگی سلامت‌محور به‌عنوان بخشی از سبک زندگی، تحت تأثیر سرمایه فرهنگی است.

سرمایه فرهنگی آن گونه که بوردیو (1990) توصیف کرده است بیانگر سرمایه گذاری طبقه مسلط در باز تولید مجموعه ای از نمادها و معانی ای است، که توسط طبقه تحت سلطه، غلط درک و درونی شده و آن ها را به مثابه نمادها و معانی طبقه خود پذیرفته اند. این نظریه می پذیرد که توده ها (طبقه تحت سلطه) به عنوان عاملان اجتماعی می توانند سرمایه گذاری کنند و این نمادها و معانی را بدست آورند.
بدین ترتیب تصویر ساختار اجتماعی از مبارزه دو گانه آشتی ناپذیر، به تصویر گفتمان های لایه بندی شده تغییر می یابد.

انواع سرمایه فرهنگی

بوردیو سه شکل سرمایه فرهنگی تجسم‌یافته، عینیت‌یافته و نهادینه‎‌شده را از هم متمایز می‌کند.

هریک از این سه بخش، ناظر بر سرمایه‌گذاری فرد در یک حوزه معین فرهنگی است. از دیدگاه بوردیو، سرمایه فرهنگی عاملی مؤثر بر رفتارها و سبک زندگی افراد در دنیای امروزی محسوب می‌شود.

سرمایه تجسم‌یافته با کوشش، تجربه و استعداد فرد حاصل می‌شود و با مرگ دارنده آن از بین می‌رود و نمی‌توان آن را به دیگری واگذار کرد (روح‌الامینی، 1365: 345)؛ به عبارت دیگر، این نوع سرمایه به مجموع خصلت‌های پرورش‌یافته در افراد اشاره دارد که ازطریق فرایند اجتماعی‌شدن، در آنها درونی می‌شود.

سرمایه فرهنگی عینیت‌یافته یکی از بدیهی‌ترین و عینی‌ترین شکل‌های سرمایه فرهنگی است و به مصرف کالاهای مختلف فرهنگی در میان قشرهای جامعه اشاره دارد که خود ممکن است تابعی از متغیرهای گوناگون فردی و اجتماعی قرار گیرد. این سرمایه فرهنگی در اشیای مادی انتقال‌پذیر است ولی آنچه شایستگی انتقال دارد، مالکیت قانونی است نه استعدادی که آن تابلوی نقاشی را خلق کرده است. پس کالاهای فرهنگی را هم می‌توان به صورت مادی به تملک درآورد که مستلزم سرمایه اقتصادی است و هم به صورت نمادین که مستلزم سرمایه فرهنگی است (بوردیو، 1391: 168).

سرمایه فرهنگی نهادینه‌شده به کمک ضابطه‎‌های اجتماعی و به‌دست‌آوردن عنوان‌ها، برای افراد موقعیت کسب می‌کند؛ مانند مدرک تحصیلی و تصدیق حرفه و کار. این سرمایه نیز انتقال‌پذیر نیست و نمی‌توان آن را واگذاری کرد و به‎‌دست‌آوردن آن برای افراد، بستگی به شرایط معین دارد (روح‌الامینی، 1365: 345).

3- سرمایه‌ی اجتماعی: که ساخته شده از تکالیف و تعهدات اجتماعی است و در برخی شرایط به سرمایه‌ی اقتصادی قابل تبدیل است. و چه بسا به شکل اصالت و اشرافیت درآید». (تاجبخش، 1384: 136).

سرمایه اجتماعی از نظر بوردیو بر تعهدات و ارتباطات اجتماعی مبتنی است و خود او آن را چنین تعریف می سرمایه اجتماعی انباشت منابع بالفعل و بالقوه ای است که مربوط به داشتن شبکه ای نسبتأ پایدار از روابط کم و بیش نهادی شده از آشنایی و شناخت متقابل است یا به عبارتی دیگر عضویت در یک گروه برای هر یک از اعضایش از طریق حمایت یک سرمایه جمعی، صلاحیتی فراهم می کند که آنان را مستحق «اعتبار» به معانی مختلف کلمه می کند (وردیو، 51:1997).

بوردیو علاوه بر تعیین اشکال سرمایه‌ی، کوشیده است تا از سرمایه‌ی اجتماعی تعریفی نیز ارائه بدهد. سرمایه‌ی اجتماعی، «جمعِ منابع واقعی یا بالقوه‌ای است که حاصل از شبکه‌ای با دوام از روابط کمابیش نهادینه شده‌ی آشنایی و شناخت متقابل است. شبکه‌ای که هر یک از اعضای خود را از پشتیبانی سرمایه‌ی جمعی برخوردار می‌کند و آنان را مستحق «اعتبار» می‌سازد. این روابط ممکن است فقط در حالت عملی در مبادلات مادی و یا نهادینی که آنان را در حفظ آن روابط کمک می‌کند وجود داشته باشد. روابط مذکور را همچنین می‌توان با بکارگیری یک اسم مشترک (مثل نام خانوادگی، طبقه، طایفه، مدرسه، حزب و غیره) به لحاظ اجتماعی برقرار و تضمین کرد، و یا با مجموعه کاملی از اعمالی که بطور همزمان برای فرم دادن و آگاهانیدن کسانی طراحی شده باشد که در معرض آن روابط قرار گرفته اند» (همان، 148). این تعریف از سرمایه‌ی اجتماعی نشان دهنده آن است که از نظر بوردیو می‌توان دو جزء سازنده برای سرمایه‌ی اجتماعی بر شمرد:

الف: تعداد شبکه‌های افراد.

ب: میزان سرمایه‌ی که دیگر بخش‌های شبکه داشته و افراد به این سرمایه‌ی دسترسی دارند.

بوردیو برای سرمایه‌ی اجتماعی ارزشی فراتر از یک ودیعه طبیعی قائل است. به اعتقاد بوردیو: «سرمایه‌ی اجتماعی به عنوان شبکه‌ای از روابط یک ودیعه طبیعی یا حتی یک ودیعه اجتماعی نیست بلکه چیزی است که در طول زمان و با تلاش بی وقفه به دست می‌آید.، به عبارت دیگر، شبکه روابط محصول راهبردهای سرمایه‌ی گذاری فردی یا جمعی، آگاهانه یا ناآگاهانه ست که هدفش ایجاد یا باز تولید روابط اجتماعی است که مستقیماً در کوتاه یا بلند مدت قابل استفاده هستند... برخورداری افراد از منافع گروهی به واسطه موقعیت افراد در گروه نیز یکسان نیست». (توسلی، 1384: 9)

با توجه به آنچه گفته شد: «کاربرد سرمایه‌ی اجتماعی در نزد بوردیو بر این درک استوار است که افراد چگونه با سرمایه‌ی گذاری بر روابط گروهی، وضعیت اقتصادی خود را در یک فضای اجتماعی سلسله مراتبی بهبود می‌بخشند. از این جهت می‌توان رویکرد او را همچنان که پورتس (1998) بیان می‌دارد، ابزاری و نهایتاً فردگرایانه نامید. گرچه خاستگاه آن عضویت در گروه و سرمایه‌ی گذاری بر روابط گروهی و رقابت بر سر وضعیت برتر گروه‌های مسلط باشد». (توسلی، 1384، 10)

ادامه دهندگان راه بوردیو

کاکرهام چارچوب نظری بوردیو در نظریه سبک زندگی مرتبط با سلامت را دنبال کرد و سبک‌های منفی زندگی مرتبط با سلامت را به‌عنوان عامل اجتماعی اصلی نزول امید به زندگی در روسیه، مطالعه کرد (Cockerham, 2010).

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه