امروز دوشنبه 08 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

ازدواج شکل‌های مختلفی دارد که به علت تفاوت در دیدگاه و فرهنگ افراد صورت می‌گیرد. از طرفی برخی از انواع ازدواج صرفاً به دلیل تفاوت‌های فرهنگی و اجتماعی و یا قومی اتفاق می‌افتند. در نگاهی کلی می‌توانیم انواع و اشکال ازدواج را به ترتیب زیر بیان کنیم:

ازدواج در ادیان

اسلام

ازدواج در اسلام امری سفارش شده است که مستحب و در برخی موارد خاص واجب شمرده می‌شود. در آموزه های اسلام ذکر شده که زن و مرد مکمل یکدیگرند و وقتی دختر و پسری تشکیل زندگی می دهند، از تمامی ابعاد وجودی رشد پیدا می کنند. سخنی از محمد، پیامبر اسلام نقل شده است که گفته شده: «إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ أَحْرَزَ نِصْفَ دِینِهِ فَلْیَتَّقِ اللَّهَ فِی النِّصْفِ الْآخَر» «هنگامی که مرد (شخص) ازدواج می‌کند؛ در حقیقت نصف دین خود را احراز کرده است. پس بر او لازم است که برای باقیمانده‌ی آن، تقوای الهی را پیشه‌ی خود سازد».

نکاح دائم، چنان‌چه در ازدواج موقت مدت تعیین نگردد نکاح دائم محسوب خواهد شد.

ازدواج موقت

ازدواج موقت که به مُتعِه یا نکاح مُنقَطِع یا ازدواج موقت که به صیغه نیز معروف است، نوعی ازدواج در مذهب شیعه است که در آن زن و مرد برای مدت معینی به یکدیگر محرم می‌شوند و مهریه‌ای نیز برای زن مشخص می‌شود. باطل کردن ازدواج موقت یا صیغه راحت است و با تمام شدن زمان آن خود به خود رابطه زناشویی فسخ می‌شود.

ازدواج عرفی

در عصر حاضر در میان برخی از مردم کشورهای سنی مذهب؛ به ویژه گردشگران عرب کشورهای حوزه خلیج‌فارس مرسوم شده، نکاحی است که خارج از دادگاه و بدون نظارت آن انجام می‌گیرد، و غالباً بدون حضور ولی و محرمانه رخ می‌دهد.

ازدواج مسیار

ازدواج مسیار نوعی ازدواج در فقه اسلامی است(ازدواج مخفی) که در آن زن و شوهر با قراردادن شروطی در عقد نکاح از برخی حقوق و تکالیف خود مانند نفقه، زندگی مشترک، تعیین مسکن توسط شوهر و حق قسم (حق مساوی در هم‌بستری در هنگام چندزنی) صرف‌ِنظر می‌کنند. در نکاح مسیار معمولاً زن و شوهر جدا از یکدیگر زندگی می‌کنند. این نوع از ازدواج بیشتر در میان اعراب سنی‌مذهب ساکن عربستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس و در بین جوانانی که امکان آغاز زندگی مستقل ندارند، مردانی که بدون همسر خود به مسافرت رفته‌اند، زنان مطلقه یا بیوه‌ای که تمایل به زندگی مشترک ندارند و زنان مسنی که هنوز ازدواج نکرده‌اند، شایع است.

یهودیت

به معنای کامل‌شدن و اوج رشد انسانی است. برپایه تعالیم یهودیت، یک زن بدون همسر و یک مرد بدون زن انسان‌هایی کامل نیستند و با ازدواج و پیوند زناشویی از شکل ناقص به وجودی کامل تبدیل می‌شوند. ازدواج در میان یهودیان دارای مراسم و آداب خاصی است.

مسیحیت

مسیحیان هنگام ازدواج متعهد می‌شوند که یکی شدن مرد و زن را نشانه آشکاری برای محبت خدا به بشر و محبت مسیح به شاگردانش قرار دهند. به همین علت، مسیحیان ازدواج را التزام و تعهد در طول زندگی می‌شمارند و با طلاق و ازدواج مجدد در زمان حیات همسر مخالفند. اگرچه ازدواج در مسیحیت پدیده‌ای مقدس محسوب شده و سرّ عظیم نامیده می‌شود، اما در برابر آن دوری گزیدن از ازدواج امری پسندیده‌تر است. شخص مجرد، با تمام توان به خدمت خداوند می‌رسد و با کم‌کردن مشغله‌های دنیوی و زندگی، خود را شبیه عیسی می‌سازد.

ازدواج در میان اعراب جاهلی

نکاح رهط

نکاح رهط یک نوع از چند شوهری در زمان جاهلیت بوده‌است.
در عربستان پیش از اسلام یا زمان جاهلیت نوعی از چند همسری مرسوم بوده که به آن ازدواج رهط می‌گفتند. ازدواج رهط یعنی ازدواج مشارکتی یا دسته جمعی. گروهی از مردان که نباید بیشتر از ده نفر می‌بودند با یک زن رابطه برقرار می‌کردند و اگر فرزندی به دنیا می‌آمد، آن زن فرزندش را به هر یک از مردان که خود می‌خواست منتسب می‌کرد و او را پدر فرزند خود قرار می‌داد.

شغار

شغار (نکاح عوضی یا نکاح مبادله) گونه‌ای ازدواج است که در آن، دو سرپرست با مهر قرار دادن دخترانشان آن دو را به همسری یکدیگر در می‌آوردند. این گونه که یکی از دو نفر به دیگری بگوید دخترم (یا خواهرم) را به همسری تو در می‌آورم به شرط آنکه تو نیز دختر (یا خواهرت) را به همسری من درآوری و مهری نیز در میان نباشد. در واقع مهر آن‌ها یکی به جای دیگری است. در اسلام این گونه ازدواج ممنوع است. دلیل ممنوع بودن هم روایتی از حضرت محمد مصطفی (ع) است که می‌گوید: لا شغار فی الاسلام.

ازدواج با کنیز

ازدواج با کنیزیا ازدواج با اماء در واقع نوعی از برده داری بوده و مرد مالک برده زن که به او کنیز گفته می‌شود، می‌باشد. کنیز همانند خانه یا زمین از اموال مرد محسوب می‌شود و می‌تواند او را به شخص دیگری ببخشد یا بفروشد.

استبضاع

در استبضاع، مردی همسر خود را در اختیار مردی که شجاعت، قدرت یا صفت پسندیده دیگری داشت قرار می‌داد و تا وقتی که همسرش از آن مرد باردار نمی‌شد، از او کناره‌گیری می‌کرد.

انواع ازدواج قبل اسلام ایران

دارای رسوم و قواعدی است که برخی از آن‌ها منحصر به فرهنگ ایرانی است. این رسوم در طول تاریخ به دفعات تغییر کرده‌اند و در میان اقوام، ادیان و مذاهب، و حتی طبقات اجتماعی گوناگون به فراخور متفاوت هستند. قرن‌ها بعد و در دوره ساسانیان، نوع اصلی ازدواج ایرانی «زنیِ پادِخشای» خوانده می‌شد که در واقع انتقال قیمومیت دختر از پدر به شوهر بود. همچنین گونه‌ای ازدواج موقت برای زنان وجود داشت که «چَگَر» نامیده می‌شد و آن هنگامی بود که شوهر توانایی فرزندآوری نداشت و زن خود را به عنوان همسر موقت به یکی از نزدیکان می‌داد تا فرزند آورد.

در این گونه از ازدواج رضایت زن شرط نبوده‌است و فرزندان حاصل به شوهر اول می‌رسیده‌اند. نوع دیگری از ازدواج‌های ساسانی که باعث بحث و جدل‌های زیادی میان امروزیان شده‌است خویدوده بود که ازدواج با خویشاوندان است.

ذکر این نکته ضررویست که در ایران باستان خویشاوندان نزیدیک همانند عموزادگان را هم جزو محارم میدانستند و همچنین زرتشتیان ابران که هنوز به ایین ایران باستان هستند ازدواج با محارم را رد می کنند

ازدواج با محارم در عهد ساسانی و دوران قبل از آن

ازدواج با محارم که سنتی رایج بوده در عهد ساسانی و از دوران پیشین سابقه داشته‌است، روی همین اساس قرار داشته‌است. یعنی خاندان‌ها برای اینکه مانع اختلاط خون خود با بیگانه و افتادن ثروت خود در اختیار بیگانه بشوند کوشش می‌کرده‌اند تا حد امکان با اقربای نزدیک خود ازدواج کنند، و چون این عمل بر خلاف مقتضای طبع بوده با زور و قدرت مذهب و اینکه اجر و پاداشش در جهان دیگر عظیم است و کسی که امتناع ورزد جایش در دوزخ است آن را کم و بیش به خورد مردم می‌داده‌اند. در کتاب اردای ویرافنامه که آن را به "نیک شاپور" از دانشمندان زمانخسرو اول نوشین روان نسبت داده‌اند و شرحی از معراج روح است، چنین آمده است که در آسمان دوم روان‌های کسانی را دیده است که "خویتک دس" (ازدواج با محارم) کرده بودند و تا جاویدان آمرزیده شده بودند و در دورترین جاهای دوزخ روان زنی را گرفتار عذاب جاودانی دیده زیرا که "خویتک دس" را به هم زده است، سرانجام گفته شده‌است "ویراف" که روان وی به معراج رفته هفت تن از خواهران خود را به همسری برگزیده است.

در کتاب سوم "دینکرت" در این زمینه اصطلاحات دیگری به کار رفته از آن جمله اصطلاح "نزد پیوند" است که به معنی پیوند با نزدیکان باشد و در این زمینه به پیوند پدر با دختر و برادر با خواهر اشاره کرده‌اند. "نوسای برزمهر" از روحانیان زردشتی که این قسمت از دینکرت را تفسیر کرده سودهای بسیاری برای این گونه زناشویی آورده و گفته‌است که گناهان جانکاه را جبران می‌کند (تاریخ اجتماعی ایران، جلد 2، صفحه 39). کریستن سن در کتاب "ایران در زمان ساسانیان" می‌گوید: اهتمام در پاکی نسب و خون خانواده یکی از صفات بارزه جامعه ایرانی به‌شمار می‌رفت، تا به حدی که ازدواج با محارم را جایز می‌شمردند و چنین وصلتی را "خویذوگدس" (در اوستا خوایت ودث) می خواندند این رسم از قدیم معمول بود حتی در عهد هخامنشیان اگر چه معنی لفظ خوایت ودث در اوستای موجود مصرح نیست ولی در نسک‌های مفقود مراد از آن بی شبهه مزاوجت با محارم بود (ایران در زمان ساسانیان، صفحه 347).

در دوره ساسانی چیزی که بیش از همه دستخوش تصرف و ناسخ و منسوخ و جرح و تعدیل موبدان بود "حقوق شخصی" است. مخصوصاً احکام نکاح و ارث به اندازه ای پیچیده و مبهم بود که موبدان هر چه می خواستند می‌کردند و در این زمینه اختیاراتی داشتند که در هیچ شریعتی به روحانیان نداده‌اند (تاریخ اجتماعی ایران، جلد 2، صفحه 34). تعدد زوجات در دوره ساسانی جاری و معمول بوده‌است. زردشتیان عصر اخیر درصدد انکار این اصل هستند، ولی جای انکار نیست، همه مورخین نوشته اند، از هرودوت یونانی و استرابون در عصر هخامنشی گرفته تا مورخین عصر حاضر، هرودوت درباره طبقه اشراف عهد هخامنشی می‌گوید: "هر کدام از آنها چند زن عقدی دارند ولی عده زنان غیر عقدی بیشتر است". (مشیرالدوله، تاریخ ایران باستان، جلد ششم، چاپ جیبی، صفحه 1535). استرابون درباره همین طبقه می‌گوید: "آنها زنان زیاد می گیرند، و با وجود این زنان غیر عقدی بسیار دارند". (همان ماخذ، صفحه 1543). البته در منابع کهن زرتشتی مانند گاتها و اوستا معنایی از ازدواج با محارم راجع به خویدوده وجود ندارد

ازدواج دسته‌جمعی شوش

به ازدواج دسته جمعی‌ای گفته می‌شود که میان زنان پارسی و سرداران اسکندر در شوش یکی از پایتخت‌های عهد هخامنشی صورت گرفت. در سال 324 پیش از میلاد اسکندر کوشید در طی جشن‌های بهاری در جهت ایجاد دوستی بین ایرانیان و مقدونی‌ها که قوام امپراتوری نوبنیاد وی، جز براساس آن استوار نمی‌یافت، طرحی تازه بریزد. از این رو در ضیافت باشکوهی که برپا کرد، اسکندر به همراه هشتاد تن از افسران و سرداران خویش با زنان پارسی ازدواج کردند. خود او با استاتیرا (دختر داریوش سوم) ازدواج کرد و نزدیکترین دوست و سردارش هفستیون با دختر کوچکتر داریوش دری‌په‌تیس وصلت کرد. سایر سرداران و افسرانش هم دخترانی با خانواده هخامنشی یا سایر خانواده‌های بزرگ پارسی تزویج کردند. بعلاوه اسکندر، مقدونی‌های لشکرش را نیز تشویق کرد که زنان ایرانی بگیرند و می‌گویند نزدیک به ده هزار تن از لشکریان او نیز زنان ایرانی گرفتند.

ایران امروز

در ایران امروز مقررات ازدواج عمدتاً بر اساس فقه امامیه تدوین شده و ازدواج به دو نحو دائم و موقت می‌تواند صورت پذیرد. در مذهب جعفری آیین اسلام این دو ازدواج در پاره‌ای از آثار با هم یکی هستند و در برخی دگر اختلاف دارند، تفاوت اصلی و جوهری ازدواج موقت با ازدواج دائم در مدت‌دار بودت ازدواج موقت که پس از پایان آن رابطه زوجیت به انتها می‌رسد. همجنین در ازدواج موقت برخلاف ازدواج دائم طلاق وجود ندارد، زن حق نفقه ندارد و زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی‌برند، مهریه هم در ازدواج دائم لازم است و هم در ازدواج موقت، با این تفاوت که در ازدواج موقت عدم ذکر مهر موجب بطلان عقد است ولی در ازدواج دائم عقد باطل نیست و می‌توان مهریه را بعداً توافق کرد یا درصورت عدم توافق مهرالمثل تعیین می‌شود.

ازدواج مجدد

افرادی که طلاق می‌گیرند و یا همسر خود را از دست می‌دهند معمولا دوباره ازدواج می‌کنند. ازدواج مجدد در افرادی که طلاق گرفته‌اند بسیار بیش تر از افرادی است که همسر خود را از دست داده‌‌اند. تحقیقات نشان داده که ازدواج مجدد برای سلامت جسمی و روحی افراد پس از طلاق یا بیوه شدن بسیار مفید است. اما باید پذیرفت که ازدواج مجدد در جامعه ما با حساسیت های بسیاری همراه است. معمولا این ازدواج به دلیل تجربه تلخ ازدواج قبلی با مشکلاتی مواجه می شود. وسواس فکری در انتخاب همسر، غم و اندوه و خاطرات تلخ ازدواج قبل می توانند شرایط را برای ازدواج مجدد سخت کرده و نیاز به توجه و صرف انرژی بیشتر است.

یا «ازدواج دوباره»، ازدواج یک شخص پس از ازدواج اول می‌باشد. تحقیقات نشان داده است که ازدواج مجدد برای افراد طلاق گرفته یا بیوه شده از نظر سلامتی روحی و جسمی مفید است.

قانون جدید ازدواج چینی در سال 1950، به‌طور اساسی سنت‌های ازدواج را در چین تغییر داد. اعمال تک همسری، برابری حقوق زنان ومردان، و اهمیت انتخاب در ازدواج از جملهً این تغییرات بود. ازدواج‌های مقرر(arranged marriage) اغلب، رایج‌ترین نوع ازدواج در چین، تا آن زمان بود.

ازدواج فامیلی

ازدواجی است که زوج، جد یا نیای مشترک داشته باشند، مثلاً پسر عمو و دختر عمو، پسر خاله و دختر خاله، پسر دائی و دختر عمه، دختر دائی و پسر عمه. ازدواج فامیلی در خاورمیانه رایج‌تر از نقاط دیگر دنیا است. در ازدواج فامیلی امکان معلول شدن فرزند بیش تر از سایر ازدواج‌ها است و باید قبل از ازدواج مشاوره ژنتیک انجام شود. بیماری های ازدواج فامیلی یکی از مشکلاتی است که در این نوع ازدواج شایع است و نیاز به اقدامات پیشگیرانه پزشکی دارد.

ازدواج اجباری

ازدواج اجباری یعنی مجبور کردن یکی از طرفین برای ازدواج. در این شکل ازدواج یکی از طرفین را به وسیله فشار روانی یا فشار و سو استفاده جسمی و فیزیکی مجبور به ازدواج می‌کنند. قربانیان این ازدواج در اکثر مواقع زنان هستند.

ازدواج اجباری عبارت از مجبور کردن یا تحت فشار درآوردن فردی برای ازدواج است. به عبارت دیگر زن یا مرد جوانی در اثر فشار روحی یا جسمانی مجبور به ازدواج ناخوانده شود. ازدواج اجباری مصداق تضییع حقوق انسان‌هاست که دختران جامعه قربانیان اصلی آن هستند. این پدیده در افغانستان خیلی زیاد است، بخصوص در دهستان‌ها که حاکمیت دولتی کم‌اند. قربانیان این پدیده دختران خردسال از سن 8 به بعد می‌باشد.

ازدواج عاشقانه

معمولاً به ازدواجی گفته می‌شود که بر پایه عشق و علاقه باشد و در تضاد با ازدواج سنتی است که معمولاً با توصیه خانواده و بستگان انجام می‌شود و نوعی ازدواج با مداخله اطرافیان ( Arranged marriage) است.

ازدواج سفید

در این شکل ازدواج زوجین بدون این که ازدواج خود را ثبت قانونی کنند و عقد شرعی بخوانند، زندگی مشترک خود را شروع می‌کنند. در برخی کشورها این نوع ازدواج را پیش زمینه‌ای برای ازدواج رسمی می‌دانن. ولی ازدواج سفید در ایران مورد قبول نیست و مردم نسبت به آن دیدگاه منفی دارند.

اصطلاح ازدواج سفید دو کاربرد جدید و کهن متفاوت دارد. کاربرد جدید نمونه فارسی زبان آن می‌باشد که «ازدواج سفید» (و گاهی ازدواج سپید) اصطلاحی برای توصیف زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی ست (که نباید با ازدواج عرفی یا ازدواج حقوق مشترک اشتباه گرفته شود). دو تعریف متفاوت از این زندگی مشترک وجود دارد:

  1. در ایران گروهی می‌گویند مقصود از ازدواج سفید آن است که زوجین بدون عقد نکاح اقدام به ازدواج و تشکیل زندگی مشترک می‌کنند. اما منابع فارسی زبان آلمان زندگی مشترک بدون ازدواج یا ازدواج سفید را پیش‌زمینه‌ای برای بسیاری از ازدواج‌های رسمی مطرح می‌کنند.
  2. همچنین گروه دیگر در ایران آن را معادل زندگی مشترک بدون ازدواج یا هم‌باشی تعریف می‌کنند. (البته نه تعریف گسترده‌تر آن که به معنی هم‌زیستی ست بلکه تعریف محدود به زندگی مشترک زناشویی بدون ازدواج که طرفین همدیگر را همسر و متعهد به یکدیگر نمی‌دانند).

هم باشی یا زندگی زناشویی بدون ازدواج رسمی یا زندگی مشترک بدون ازدواج وضعیتی است که زن و مرد با هم زندگی می‌کنند و کارهای مربوط به خانواده بر دوش هر دو نفر است ولی بسته به تعریف از نظر قانون، عرف یا شرع زن و شوهر رسمی محسوب نمی‌شوند. برخی منابع «ازدواج سفید» را به معنای «هم‌باشی» (cohabitation) و برقراری رابطه جنسی بدون ثبت پیوند ازدواج در نظر گرفته‌اند.

ازدواج سفید فرانسوی یا ازدواج الکی در زبان فرانسوی (انگلیسی: white marriage، فرانسوی: Mariage blanc) نوعی ازدواج بدون رابطه جنسی است. افراد ممکن است به دلایل مختلفی ازدواج سفید داشته باشند، برای مثال، یک ازدواج مصلحتی ازدواجی فرمالیته و غیرواقعی معمولاً برای کمک یا نجات یکی از طرفین ازدواج از مجازات، تعقیب، شکنجه یا آسیب، یا گاهی برای منافع اقتصادی، اجتماعی یا روادید صورت می‌گیرد. مثالی دیگر یک ازدواج بنفش است، که طرفین یا یکی از آن‌ها متعهد می‌شود که همجنس‌گرایی دیگری یا هر دو را مخفی نگه دارد.

ازدواج بنفش

ازدواج بنفش نوعی ازدواج مصلحتی و معمولاً ازدواج بدون وصال است که زن یا شوهر تمایلات معمول جنسی را ندارند، مثلاً تراجنسی هستند.
ازدواج‌های کوتاه مدت چایکوفسکی را نیز می‌توان با عنوان ازدواج بنفش توصیف کرد.

ازدواج گروهی

به معنای ازدواج چند نفر با همدیگر به‌طور هم‌زمان است که در آن بیش از یک جفت (اردواج کلاسیک زن-مرد یا زن-زن یا مرد-مرد) با همدیگر زندگی مشترکی تشکیل می‌دهند و همگی همسر یکدیگر به‌شمار می‌آیند.

تنها جایی که این ازدواج را می‌توان به‌طور رسمی انجام داد مناطقی از کشور برزیل است.

نکاح معاطاتی

ازدواجی است که به منظور تشکیل خانواده و حق تمتع و رابطه جنسی بین زن و مرد برقرار می‌شود اما فاقد ایجاب و قبول لفظی است و ممکن است طرفین بر مهریه، نفقه و سایر حقوق بین زوجین توافق کنند.
بعضی افراد ازدواج سفید را نوعی نکاح معاطاتی می‌دانند، بنابراین شرعی و قانونی بودن ازدواج سفید با این تعریف بستگی به صحت عقد نکاح بر اساس معاطات دارد. مطابق ماده 193 قانون مدنی «در مواردی که قانون استثناء کرده باشد» معاطات صحیح است. از جمله موارد استثنا شده عقد نکاح است. در ماده 1062 این قانون آمده‌است: «نکاح واقع می‌شود به ایجاب و قبول به الفاظی که صریحاً دلالت بر قصد ازدواج نماید». یعنی حتماً به لحاظ حقوقی باید صیغه عقد ازدواج بیان شود و ایجاب و قبول باید لفظی باشدمگر در حالت عجز از تلفظ. محقق داماد می‌گوید قانون مدنی برای ایجاب و قبول صیغه‌ای خاص یا زبان و لفظ ویژه‌ای را ملحوظ نداشته‌است. بلکه هر زبان یا هر نوع صیغه‌ای را که دلالت صریح بر قصد ازدواج داشته باشد را کافی دانسته است. عدم جواز نکاج معاطاتی به نظر اکثر فقهای شیعه نظیر شیخ مرتضی انصاری، روح‌الله خمینی، محقق بحرانی، مکارم شیرازی مورد اجماع علمای شیعه و اهل سنت است. مذاهب شافعی، مالکی، حنبلی و حنفی همگی صیغه ایجاب و قبول را از شرایط عقد نکاح می‌دانند.

ازدواج مصلحتی

در این شکل ازدواج افراد برای دلایل سیاسی یا به طور کلی هرچیزی که مصلحت ازدواج در آن باشد با هم ازدواج می‌کنند. در این نوع ازدواج عشق و علاقه پایه‌ی ازدواج نیست و در واقع وجود هم ندارد.

ازدواجی است که بر مبنای عشق و علاقه و برای تشکیل زندگی مشترک نباشد. ازدواج مصلحتی گاه به دلایل سیاسی یا استراتژیک صورت می‌پذیرد. اگر ازدواج برای فرار از قانون یا گرفتن ویزا انجام شود به آن ازدواج صوری می‌گویند.

ازدواج صوری

ازدواج بدون عشق مهم‌ترین نشانه این نوع ازدواج است. هدف از ازدواج صوری تشکیل خانواده نیست و در واقع برای فرار از قانون انجام می‌شود. معمولا افرادی که می‌خواهند مهاجرت کنند یا اقامت یک کشور را بگیرند با فردی از آن کشور یا فردی که اقامت آن کشور را دارد، ازدواج می‌کنند. این یکی را می‌توان ازدواج بدون عشق نیز نامید.

ازدواجی دروغین که برای فرار از قانون یا گرفتن ویزا انجام می‌شود. ازدواج صوری معمولاً به یکی از دو شکل زیر است:

  1. فرد علاقه‌مند به مهاجرت به کشور مقصد، با پرداخت پول یا سایر روش‌ها یک مقیم یا تبعه آن کشور را متقاعد به ازدواج می‌کند.
  2. فرد علاقه‌مند به مهاجرت به کشور مقصد، نه به خاطر عشق و علاقه بلکه صرفاً برای رسیدن به آن کشور به خواستگاری که مقیم یا تبعه آن کشور است، پاسخ مثبت می‌دهد.

ازدواج بدون وصال

ازدواجی است که در آن رابطه جنسی وجود ندارد یا خیلی کم می‌باشد. بعضی از زوج‌ها تا مدت‌ها بعد از ازدواج، موفق به انجام ارتباط زناشویی نمی‌شوند، به‌طوری‌که خانم هم چنان دست نخورده و باکره باقی می‌ماند. این زوج‌ها به دلیل شرم یا ترس، مشکل خود را بازگو نمی‌کنند.

ازدواج میان گرایشی

شکلی از ازدواج است که در آن زن و مرد گرایش‌های جنسی متفاوتی دارند و از لحاظ گرایش روحی و جنسی با یکدیگر متناسب نیستند. مثلا ازدواج بین یک زن دگرجنس گرا با مردی که همجنس گرا می باشد یک ازدواج میان گرایشی است. این نوع ازدواج معمولا برای مخفی کردن گرایش جنسی یکی از طرفین انجام می‌شود که بیشتر در بین افراد مشهور صورت می‌گیرد. اگر هدف از ازدواج مخفی کردن گرایش جنسی باشد به آن ازدواج بنفش می‌گویند. در واقع ازدواج میان گرایشی نیز نوعی ازدواج مصلحتی است.

ازدواج هم جنس گرایان

شکلی از ازدواج که در آن دو فرد هم جنس مثلا دو زن که هم جنس گرا هستند با یکدیگر ازدواج می‌کنند. این نوع ازدواج در بسیاری از کشورها پذیرفته شده است و زوج هم جنس می‌توانند کودکی را به فرزندی بگیرند و یا از طریق روش‌های مصنوعی بچه دار شوند. ولی در کشور ایران این شکل ازدواج ممنوع است و نگاه مردم در این زمینه بسیار منفی می‌باشد.

ازدواج کودکان

در اکثر کشورها سن ازدواج 18 سال مشخص شده است و افراد کمتر از این سن کودک محسوب شده و ازدواج آن‌ها نیز با عنوان ازدواج کودکان شناخته می‌شود. در صورتی که فرد مقابل سن قانونی داشته باشد یا بسیار بزرگتر باشد، به آن کودک همسری گفته می‌شود.

ازدواج در کودکی نوعی ازدواج رسمی یا غیررسمی است که در آن فرد قبل از رسیدن به 18 سالگی وارد پیمان زناشویی می‌شود. حداقل سن ازدواج تعیین شده از جانب قانون در بسیاری از حوزهءهای قضایی 18 سال می‌باشد، خصوصاً در مورد دختران؛ و حتی بعضاً قرار داشتن در 18 سالگی نیز شامل قانون مذکور می‌شود.

ازدواج غیابی

در این نوع ازدواج یکی از طرفین حضور ندارد و در نتیجه ازدواج بدون حضور او انجام می‌شود. معمولا در این نوع ازدواج یکی از زوجین به دلایل مختلفی از جمله خارج از کشور بودن و یا بنا به دلایل و معذوریت های قانونی امکان حضور در مراسم عقد خود را ندارد و با حضور نماینده قانونی با در دست داشتن وکالتنامه رسمی و معتبر از جانب زوج غائب صیغه عقد جاری می شود.

ازدواجی گفته می‌شود که یکی از دو طرف ازدواج یا هر دو آن‌ها حضور نداشته باشند. ازدواج غیابی می‌تواند به دلیل حضور در سربازی، زندان یا کشور دیگری باشد.

ازدواج سیاسی

ازدواجی است که صرفاً بر پایه عشق و علاقه دوطرف صورت نگرفته بلکه شاید اصلاً صحبت از علاقه درمیان نباشد و بیشتر جهت ایجاد یا تحکیم روابط بین دو گروه یا شخصیت سیاسی و با اهداف از پیش تعیین شده انجام پذیرد.

ازدواج های حضرت محمد (ص) با دختران روسای قبایل عرب را می توان از نمونه های این نوع ازدواج دانست.

ازدواج با محارم

اصلی پذیرفته در بسیاری از جوامع، مذاهب و کشورها است که به ممنوعیت ازدواج و رابطه جنسی با خویشاوندان نزدیک اشاره دارد. افرادی که ازدواج میان آن‌ها حرام است در اصطلاح محرم نامیده می‌شوند. کلیه ادیان ابراهیمی این نوع ازدواج را ممنوع کرده‌اند.

ازدواج سو یا سورورات

رسمی که در برخی جوامع وجود دارد زن‌برادرستانی (لویرات) است که بر پایه آن زنی که شوهرش درگذشته با برادر شوهر خود ازدواج می‌کند. دو رسم خواهرزن‌ستانی و زن‌برادرستانی نشان می‌دهد که ازدواج در جوامع سنتی، به منزله قراردادهای سنگین عرفی و شرعی و اجتماعی است، که بر اساس انتخاب دو گروه و دو طایفه و دو قبیله صورت می‌گیرد؛ نه بر اساس انتخاب آزاد دو نفر.

ازدواج با خود (سولوگامی)

سولوگامی یا ازدواج با خود شیوه‌ای جدید از ازدواج است که فرد تصمیم می‌گیرد با خودش ازدواج کند. در نگاه اول این امر امکان ناپذیر و به مانند یک بیماری جلوه می‌کند، اما از سال 1993 این جریان توسط لیندا بیکر شروع شد. او در مراسمی رسمی با حضور جمعی از آشنایان در مقابل آینه ایستاد و بعد از خواندن خطبه عقد توسط عاقد به خودش بله گفت. لیندا پس از ازدواج به تنهایی خود ادامه داده و با خودش وارد رابطه عاطفی می‌شود. سولوگامی در کشورهایی چون آمریکا، ژاپن، تایوان، انگلستان و... نیز اتفاق می‌ا‌فتد.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه