امروز چهارشنبه 17 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

به دنبال اصول محیط گرایی اسکینر و سازگار کردن دانش رفتاری و برای استفاده شخصی محقق کنشگر، بزرگ ترین و موثرترین مجموعه های محقق درباره خودتنظیمی را به وجود آورده اند.
نظریه پردازان کنشگر بیان می کنند که پاسخ های خودتنظیمی بایستی به محرک تقویت کننده بیرونی منتقل شود چرا که پاسخ های خودتنظیمی در واقع حلقه هایی هستند که برای بدست آوردن تقویت کننده بیرونی به یکدیگر متصل می-شوند. بنابراین اگر خود تقویتی به شکل زنگ تفریح به دانش آموزان در کسب موفقیت شان در آزمون کمک کند زنگ تفریح ادامه می یابد و اگر سبب بهبود عملکرد در آزمون نشود این خود تقویتی متوقف خواهد شد. بر طبق عقیده نظریه پردازان کنشگر، تصمیم برای خودتنظیمی بستگی به اندازه پاداش های فوری و تعویق و فاصله زمانی بین آن ها دارد و بر اهیمت خودنظارتی یا ثبت شخصی در خودتنظیم شدن یادگیرنده تاکید می کند. (زیمرمن، 2000).

به گفته زیمرمن ( Zimmerman) (1998)، یادگیرندگان موفق کنترل رفتار را تمرین می­کنند، و این نه تنها شامل انتخاب و طراحی تکالیف باارزش مدرسه­ای می­باشد بلکه در برگیرنده حفظ انگیزه و توجه، حتی در صورت وجود عوامل مزاحم دیگر نیز هست. مبانی نظری خود نظم داده شده، براساس نظریه سه وجهی بندورا بر شناخت اجتماعی استوار است. چهارچوب اصلی نظریه یادگیری خود نظم داده شده بر این اساس است که دانش­آموزان چگونه از نظر شناختی، فراشناختی، انگیزشی و رفتاری، یادگیری خود را سامان می­بخشند (زیمرمن و مارتینز؛ پونز، 1990).

در نظریه ­های یادگیری خود نظم داده شده، مؤلفه ­های شناخت، انگیزش، عملکرد تحصیلی و پویایی محیط یادگیری دانش­آموزان به صورت یک مجموعه در هم تنیده و مرتبط در نظر گرفته شده و مورد بررسی قرار می­گیرند. (شانک، 1998؛ زیمرمن، 1998)

خودتنظیمی

نظر زیمرمن (گاردنر، 2009) خود تنظیمی را این گونه تعریف می­ کند: خودتنظیمی به تفکرات، احساسات و اعمال خود تولیدی گفته می­ شود که برنامه­ ریزی می­شوند و به صورت دوره­ای برای دست­یابی به اهداف شخصی اتخاد می­ شوند.

چرخه سه مرحله ای خودتنظیمی

زیمرمن یک چرخه سه مرحله ای از خود تنظیمی را توصیف کرد که شامل الف) دوراندیشی (آینده نگری)، ب) عملکرد، ج) خود واکنشی است. در هر یک از این مراحل، یادگیرنده خود گردان راهبردهای شناختی را با باورهای انگیزشی کلیدی که به نوبه ی خود می توانند از عوامل محیطی و اجتماعی تأثیر بپذیرد شد، ترکیب می کند.

مثلاً در مرحله دوراندیشی یادگیرنده خود گردان موفق، راهبردهای هدف گزینی و برنامه ریزی را با باورهای خودکارآمدی نیرومند برای گزینش اهداف واقع بینانه و تحقق یافتنی، ترکیب می کند. دست یابی به این اهداف میزان خودکارآمدی و رضایت برای تلاش جهت اهداف بلندتر را ارتقا می دهد.

در مرحله عملکرد، یادگیرندگان، راهبردهای خود کنترلی (مانند تمرکز توجه، خود آموزشی) و راهبردهای خود- مشاهده گری (مانند خود نظارتی و یا یادداشت برداری) مختلفی را همراه با راهبردهای شناختی سنتی (تکرار، مرور کردن) به کار می برند.

در مرحله خود واکنشی یادگیرندگان راهبردهای خود ارزیابی را برای قضاوت درباره ی عملکرد بکار می برند. این قضاوتها به میزان زیادی به علت نتایج وابسته اند، مانند این که آیا عملکرد ضعیف ناشی از توانایی محدود است یا ناشی از تلاش ناکافی. چنین قضاوتهایی به نوبه خود بر دور اندیشی و عملکرد آینده تأثیر می گذارد.

زیمرمن (2000) در مطالعه ای تاثیر خودتنظیمی و باورهای انگیزشی را بر روی گروهی از دانش آموزان دبیرستانی بررسی کرد او مشاهده نمود که یکی از مهم ترین عوامل موثر در موفقیت دانش آموزان دبیرستانی دارا بودن مهارت خودتنظیمی و باورهای انگیزشی است. دانش آموزانی که از این راهبردها بیشتر استفاده می-کردند. و به تمام مراحل یادگیری خویش نظارت و کنترل داشتند، می دانستند که چگونه برای مطالعه یک درس در خود ایجاد انگیزه نمایند و از چه شیوه ای برای فهم مطالب و به یادداشتن آن ها استفاده کنند. این دانش آموزان موقع انجام تکالیف درسی احساس سرزندگی و شادکامی بیشتری داشتند.

مراحل چهارگانه متقابل خودتنظیمی

زیمرمن 1986 خودتنظیمی را شامل چهار مرحله ی متقابل می داند که عبارت است از:

1- خود ارزیابی و نظارت: زمانی اتفاق می افتد که دانش آموزان درباره اثربخشی خود داوری می کنند و اغلب پیامدها و عملکردها را مشاهده و ثبت می کنند. همان طور که دانش آموزان شروع به مطالعه ی یک موضوع ناآشنا می کنند یک احساس مبهم از اثربخشی رویکردهای شان دارند. حفظ ثبت عملکرد می تواند تا حد زیادی خود ارزیابی یادگیرنده را بهبود بخشد. معلم برای نگهداری این یادداشت ها به او رهنمود می دهد بعد از چند هفته، دانش-آموز به یادداشت هایش رجوع می کند و عملکرد ضعیف خود را در آزمون دنبال می کند تاادراک خود را از دشوار بودن خواندن کاهش دهد.

2- انتخاب هدف و برنامه ریزی: زمانی اتفاق می افتد که دانش آموزان، هدفی را انتخاب می کنند و برنامه ریزی می کنند. چگونه به هدف دست می یابند. تکلیف یادگیری مجموعه اهداف یادگیری و راهبردهای رسیدن به اهداف را تجزیه و تحلیل می کنند.
این مرحله شامل تجزیه و تحلیل یادگیری، انتخاب اهداف و برنامه ریزی یا استخراج راهبردهای یادگیری است. دانش-آموزان معمولاً در یادگیری یک مطلب ناآشنا، توانایی کمی در خرد کردن تکلیف به مؤلفه ها و تعیین اهداف برای خودشان یا توسعه راهبردهای یادگیری اثربخش نشان می دهند. معلمان می توانند مجموعه اهداف مؤثر، و انتخاب راهبردهای درست را به دانش آموزان آموزش دهند.

3- اجرا و نظارت راهبردها: زمانی اتفاق می افتد که دانش آموزان سعی می کنند یک راهبرد را در بافت های ساختارمند اجرا کرده و هم چنین بر دقیق بودن اجرا نظارت کنند. این مرحله شامل انتخاب راهبردهای اجرایی دانش-آموزان است که بستگی به راهبردهایی که قبلا استفاده کرده-اند و هم چنین باز خورد از همسالان یا معلم و خود نظارتی دارد.

4- نظارت بر پیامدها: زمانی اتفاق می افتد که دانش آموزان توجه خود را به رابطه بین پیامدهای یادگیری و راهبردهای به کار گرفته شده متمرکز می کنند. این مرحله شامل گسترش نظارت یادگیرنده درباره نتایج عملکرد در ارتباط با تغییرات راهبردی برای تعیین اثربخشی است.

یادگیری خودتنظیم شده

زیمرمن (1995) یادگیری خود نظم داده شده را به عنوان نوعی از یادگیری که در آن افراد تلاشهای خود را برای فراگیری دانش بدون تکیه به معلم و دیگران شخصا شروع کرد، و جهت می بخشند، توصیف می کند. و در تعریف دیگری (زیمرمن، 1998) یادگیری خود تنظیم شده عبارت است از فرایندی که دانش آموزان را وادار به درگیری خلاقانه در تلاش‌های فکری، رفتاری و شناختی می کند تا بتوانند به اهداف مهم و باارزش آموزش تحقق بخشند.

این تعریف حاکی از این است که:
1- اهداف، دانش آموزان را در جهت سازگاری هدایت می-کند.
2- آن ها، احساسات، افکار و اعمالی را در جهت رسیدن به این اهداف شکل می دهند.
3- آن ها به طور منظمی در جهت رسیدن به این اهداف تلاش می کنند.

البته زیمرمن هر فعالیتی را که دانش آموزان در جهت رسیدن به هدف انجام می دهند خواه خودانگیخته باشد یا نه، به عنوان یک راهبرد خودتنظیمی می شناسد (جعفری، 1388).

در یادگیری خود نظم داده شده، دانش ­آموزان مهارت‌هایی برای طراحی، کنترل و هدایت یادگیری خود دارند و در ضمن دارا بودن تمایل به یادگیری، قادرند فرایند یادگیری خود را ارزیابی نمایند (زیمرمن و ماتینز، پونز، 1990).

البته زیمرمن هر فعالیتی را که دانش آموزان در جهت رسیدن به هدف انجام می دهند خواه خودانگیخته باشد یا نه، به عنوان یک راهبرد خودتنظیمی می شناسد (جعفری، 1388).مطالعات اولیه در زمینه خودتنظیمی مبتنی بر خودتنظیمی به معنای عام کلمه بود که زمینه های گوناگون فردی – خانوادگی و اجتماعی را مورد توجه قرار می داد. ولی از دهه ی 1980، این سازه در زمینه ی یادگیری مطرح شد. اهمیت این سازه در یادگیری، به ویژه موفقیت تحصیلی و شغلی به حدی است که مورد توجه تئوری های رفتاری، شناختی و ساخت گرایی به ویژه شناخت اجتماعی قرار گرفته است (صمدی، 1386).

با توجه به تعاریف مختلفی که از یادگیری خود نظم داده شده وجود دارد، به نظر می رسد که سه عامل ویژه از آن در عملکرد کلامی مهم می باشند. در درجه اول یادگیری در برگیرنده ی راهبردهای فراشناختی است که دانش آموزان برای طراحی، نظارت و اصلاح شناخت خود به کار می برند. (براون، برانسفورد، کمبیون، فرارا، 1983؛ زیمرمن و مارتینز و پونز، 1990؛ جعفری، 1388).

راهبردهای یادگیری خودتنظیمی

راهبردهای یادگیری خودتنظیم روش های مشخص می باشند که هدف آن ها دست یابی به دانش و مهارت می باشد (نوتا، سوریس، زیمرمن، 2004)

بر اساس نظریه زیمرمن و پونز (1988) راهبردهای یادگیری خودتنظیمی متشکل از چهار زیرمجموعه است
الف) خودتنظیمی رفتاری، ب) خودتنظیمی انگیزشی، ج) خودتنظیمی شناختی، د) خودتنظیمی فراشناختی

الف) خودتنظیمی رفتاری: به استفاده بهینه از منابع گوناگون اطلاق می شود، که یادگیری را افزایش می دهد. این منابع زمان، مکان، چگونگی کمک گرفتن از منابع در دسترس از جمله معلم، والدین، دوستان، مواد آموزشی و کمک آموزشی را شامل می شود.
ب) خودتنظیمی انگیزشی: به کاربرد فعال، راهبردهای انگیزشی به منظور افزایش یادگیری گفته می شود.فراگیران با خود تنظیمی انگیزشی در تمام مراحل یادگیری خود را فردی خودکارآمد و مستقل می دانند.
ج) خودتنظیمی شناختی: از نظر شناختی نیز فراگیران خود تنظیم افرادی هستند که خزانه غنی از راهبردهای شناختی دارند و می توانند آن ها را با آمادگی و مهارت برای انجام تکالیف مختلف تحصیلی به کار برند. برای مثال، این دانش آموزان در راهبردهای شناختی از قبیل مرور کردن و سازماندهی کردن ماهر هستند.
د) خودتنظیمی فراشناختی: فراگیران خودتنظیم افرادی هستند که در فرایند یادگیری از برنامه ریزی، کنترل و نظارت و نظم دهی استفاده می کنند (زیمرمن و پونز، 1988)

فرایندهای فراشناختی دارای دو جنبه ی مستقل اما مرتبط با یکدیگرند. یکی دانش فراشناختی و دیگری تجربه فراشناختی(کدیور، 1383).

براساس نظریه ­های جدید مانند یادگیری خود تنظیمی، مولفه­های شناخت و انگیزش به صورت یک مجموعه در هم تنیده و مربوط به هم در نظر گرفته می­ شود. چهارچوب این نظریه ­ها بر این استوار است که دانش ­آموزان چگونه از نظر فراشناختی، انگیزشی و رفتاری، یادگیری خود را سامان می­بخشند (زیمرمن، مارتینز و پونز، 1990).

مطالعات اولیه در زمینه خودتنظیمی مبتنی بر خودتنظیمی به معنای عام کلمه بود که زمینه های گوناگون فردی – خانوادگی و اجتماعی را مورد توجه قرار می داد. ولی از دهه ی 1980، این سازه در زمینه ی یادگیری مطرح شد. اهمیت این سازه در یادگیری، به ویژه موفقیت تحصیلی و شغلی به حدی است که مورد توجه تئوری های رفتاری، شناختی و ساخت گرایی به ویژه شناخت اجتماعی قرار گرفته است (صمدی، 1386).

عناصر خودتنظیمی

زیمرمن (1998) معتقد است 6 عنصر خود تنظیمی را شکل می­ دهد. در واقع او پاسخگوی این پرسش است که چه چیزی خود تنظیمی را شکل می ­دهد.

1- به اعتقاد او اولین عنصر، خودگردانی انگیزشی یا فرایندی است که فرد برای رسیدن به هدف حساس، خودکار آمدی می­کند. این عنصر گویای چرایی انجام کار است.

2- دومین عنصر خودگردانی، آگاهی از راهبردهای مختلف یادگیری و به کارگیری آن‌ها است. (تصویر سازی ذهنی، سازماندهی، بسط و گسترش مطلب). این عنصر چگونگی انجام کار را بیان می ­کند.

3- مدیریت زمان سومین عنصر است که اشاره­ای به این دارد که یادگیرنده از زمان اختصاص داده شده برای مطالعه استفاده ­ی مفید می ­کند. به صورتی که او با کنترل بر زمان می ­تواند کنترل بیشتری بر زندگی ­اش داشته باشد.

بنا بر عقیده زیمرمن (1995) یکی از مهارت­های خودتنظیمی مهارت مدیریت و برنامه ­ریزی زمان است. مدیریت زمان، به معنی مدیریتی است. هم چنین به معنی اختیار گرفتن زمان و کار خویش و اجازه ندادن به اینکه امور و حوادث شما را هدایت کند.

4- عنصر دیگری به اینکه چه چیزی آموخته می­شود (عملکرد یا رفتار آشکار فرد) اشاره دارد به گونه ­ای که یادگیرنده با مشاهده­ی خود، توانایی اصلاح و تغییر رفتار خود را دارد.

5- عنصر پنجم بیان­گر این است که یادگیرنده، محیط خود را انتخاب، تنظیم و کنترل می­ کند.

6- آخرین عنصر، کنترل محیط اجتماعی می­باشد. یعنی یادگیرندگان خودگردان می­دانند که چه هنگام و چگونه از دیگران کمک بگیرند و در این زمینه دارای اعتمادبه نفس هستند.

انواع خودتنظیمی زیمرمن و ماتینز (2002)

بین چند نوع خود تنظیمی در حیطه ی تحصیلی تفاوت قائل شده اند که این انواع خودتنظیمی براساس میزان درونی شدن آن ها تقسیم بندی شده است.

1- نظم دهی بیرونی: در پایین ترین سطح پیوستار درونی سازی قرار دارد در این حالت، شخص منحصراً براساس وقایع بیرونی مورد انتظار، دست به انجام عمل می زند یا از انجام یک رفتار بازداری می کند.

2- نظم دهی درون فکنی شده: در این سطح، شخص خود را با تائید یا عدم تائید خود، نظم می بخشد. دانش آموز درون فکنی کرده، تکلیف خود را انجام خواهد داد و در صورت عدم انجام آن احساس گناه خواهد کرد.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه