امروز چهارشنبه 17 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

ناهاپیت ( Nahapiet) و گوشال ( Goshal) (1998)، نیز سرمایه اجتماعی را از دیدگاه سازمانی تعریف می‎کنند. از دیدگاه آنها، سرمایه اجتماعی جمع منابع بالفعل و بالقوه موجود در درون، قابل دسترس و ناشی شده از شبکه روابط یک فرد یا یک واحد اجتماعی است. سرمایه اجتماعی یکی از قابلیتها و داراییهای مهّم سازمانی است که می‎تواند به سازمانها در خلق و تسهیم دانش بسیار کمک کرده و برای آنها در مقایسه با سازمانهای دیگر مزّیت سازمانی پایدار ایجاد کند.

ناهاپیت و گوشال (1998) گسترش اعتماد و شبکه روابط بین افراد را سرمایه اجتماعی نامیده و آن را یکی از قابلیتها و داراییهای مهم سازمانی تلقی می‎کنند. به نظر آنها، کیفیت مناسب سرمایه اجتماعی موجود در سازمان، یاری‌دهنده خلق و تسهیم دانش در سازمان است و به عنوان مزّیت سازمانی پایدار باید مورد تأکید باشد.

ناهاپیت و گوشال سرمایه اجتماعی را یکی از قابلیتها و داراییهای مهم سازمان می‎دانند که می‎تواند به سازمانها در خلق و تسهیم دانش بسیار کمک کرده و برای آنها در مقایسه با سازمانهای دیگر مزیّت سازمانی پایدار ایجاد کند. از دیدگاه آنها، سرمایه اجتماعی جمع منابع بالفعل و بالقوه موجود در درون شبکه روابط یک فرد یا یک واحد اجتماعی است که از طریق آن شبکه قابل دسترس است و از آن ناشی می‎شود.

ناهاپیت و گوشال با رویکردی سازمانی جنبه های مختلف سرمایه اجتماعی را در سه طبقه جای می دهند: ساختاری، رابطه ای (مشتری) و شناختی

ابعاد سرمایه اجتماعی معیارهای اندازه‌گیری
بعد شناختی

وجود ارزشهای مشترک

شناخت و همکاری بر اساس حکایات (تبادل تجربه بر اساس حکایات)

بعد رابطه‌ای

- روابط مبتنی بر صداقت و اعتماد متقابل

- همکاری به عنوان یک الزام

- تعهد به اهداف

- رجحان منافع سازمان

- عضو یک خانواده مشترک بودن

بعد ساختاری

روابط شخصی گرم

ارتباطات کاری زیاد

ساختار ارتباطی تسهیل‌کننده

1- عنصرساختاری

بعد ساختاری بعد ساختاری سرمایه اجتماعی اشاره به الگوی کلی تماسهای بین افراد دارد یعنی شما به چه کسانی و چگونه دسترسی دارید..

مهمترین جنبه های این عنصر عبارت است از روابط شبکه ای بین افراد، پیکربندی شبکه ای، و سازمان مناسب.

این عنصر سرمایه اجتماعی، به الگوی کلی تماسهای بین افراد اشاره دارد؛ یعنی شما به چه کسانی و چگونه دسترسی دارید. مهم‎ترین جنبه ‎های این عنصر عبارتند از: روابط گروهی، پیکربندی روابط گروهی، سازمانهای مناسب.

الف) روابط گروهی : پیشنهاد اصلی تئوری سرمایه اجتماعی این است که روابط گروهی امکان دسترسی به منابع(مثل دانش) را فراهم می‎سازند. روابط اجتماعی، کانالهای اطلاعاتی ایجاد می‎کنند که میزان زمان و سرمایه‎گذاری مورد نیاز برای گردآوری اطلاعات را کاهش می‎دهند (قلیچ لی و مشبکی، 1385). «وبر و وبر» (Weber and Weber, 2007) در تحقیق خود نشان می‎دهند شبکه‎ها و تعاملات بین کارکنان در سازمان، فرصت تبادل و اشتراک دانش را فراهم می‎سازند. در همین راستا، «مرلو و همکاران» (Merlo et al., 2006) اشاره می‎کنند که جریان اطلاعات در سازمان برخاسته از شبکه روابط بین افراد است. «کارکولیان و همکاران» (Karkoulian et al., 2008) نیز ضمن بیان تأثیر روابط بین افراد، بر انتقال دانش از روابط چهره به چهره بین افراد به عنوان مؤثرترین عامل انتقال دانش در سازمان، نام می‎برد.

ب) پیکربندی روابط گروهی : کیفیت و کمیّت روابط افراد در سازمان نیز از جنبه‎های مهّم سرمایه اجتماعی است که بر میزان تبادل و انتقال دانش تأثیرگذار است. وجود روابط همفکری و همکاری بالا، سبب افزایش تبادل دانش در سازمان می‎شود. «مو و دیگران» (Mu et. al., 2008)، در پژوهش خود اعلام می‎دارند، گسترش روابط درونی و بیرونی و ایجاد شرایط مناسب برای ارتباط بین افراد، زمینه تولید دانش جدید و پیشرفت شرکت را فراهم می‎سازد.

ج) سازمان مناسب : سازمانهای اجتماعی مناسب می‎توانند یک شبکه بالقوه دسترسی به افراد و منابعشان از جمله اطلاعات و دانش را فراهم کنند و از طریق ابعاد شناختی و رابطه‎ای سرمایه اجتماعی، ممکن است انگیزش و قابلیت را برای تبادل تضمین نمایند. به طور کلی، سازمانها قادرند گروه‎های سازمانی را با یکدیگر هماهنگ و شرایط ایجاد رابطه را بین بخشهای مختلف فراهم سازند و به ایجاد سرمایه فکری و تبادل دانش در سازمان کمک کنند. در همین راستا، «وان دن هاف و بارت» (Van den Hooff and Bart, 2009) عقیده دارند با ایجاد ساختار سازمانی مناسب در سازمان و فراهم کردن زیرساختهای فناوری و ارتباطات، می‎توان زمینه گسترش سرمایه اجتماعی و به تبع آن اشتراک دانش در سازمان را افزایش داد. به طور کلی، مطالبی را که در این قسمت در رابطه با تأثیر ابعاد سه‎گانه سرمایه اجتماعی بر میزان اجرای مدیریت دانش مطرح شد، می‎توان در مدل مفهومی زیر تجسّم نمود.

2. عنصررابطه ای

روابط شبکه ای پیشنهاد اصلی تئوری سرمایه اجتماعی این است که روابط شبکه ای امکان دسترسی به منابع (مثل دانش) را فراهم می سازند.

روابط اجتماعی، ایجاد کننده کانالهای اطلاعاتی هستند که میزان زمان و سرمایه گذاری مورد نیاز برای گردآوری اطلاعات را کاهش می دهند.

عنصر رابطه‎ای سرمایه اجتماعی، توصیف‌کننده نوعی روابط شخصی است که افراد با یکدیگر به سبب سابقه تعاملاتشان برقرار می‎کنند. مهم‎ترین جنبه‎های این بُعد از سرمایه اجتماعی عبارتند از: اعتماد، هنجارها، الزامها و انتظارها، و هویت.

الف) اعتماد : تحقیقات نشان می‎دهد در جایی که روابط مبتنی بر اعتماد در سطح بالایی وجود دارد، افراد تمایل زیادی برای تبادل اجتماعی و تعامل همکارانه دارند. «میزستال» (Misztal, 1996) می‎گوید: «اعتماد تأمین کننده ارتباطات و گفتمان است». «مانو و والکر» (Manu and Walker, 2006) بر نقش اعتماد بر گسترش روابط بین افراد و به تبع آن افزایش انتقال دانش در سازمان اشاره می‎کنند. در این راستا، «مو و دیگران» (Mu et. al., 2008) نیز اعتقاد دارند، اعتماد بین اعضای سازمان زمینه اشتراک دانش و تولید دانش جدید را فراهم می‎کند و باعث می‎شود افراد تمایل بیشتری برای همکاری و کار گروهی با یکدیگر داشته باشند و در نهایت باعث افزایش خلاقیت و بهتر شدن عملکرد سازمان می‎شود. «راتن و ساسنو» (Ratten and Suseno, 2006) نیز بیان می‎دارند هرگاه روابط بین افراد بر اساس اعتماد باشد، افراد تمایل بیشتری به برقراری ارتباط، همکاری و اشتراک منابع پیدا می‎کنند که باعث تسهیل جریان اطلاعات در سازمان و به تبع آن افزایش اشتراک دانش می‎شود.

ب) هنجارها : هنجارهای همکاری می‎توانند پایه‎ای قوی برای ایجاد سرمایه فکری به وجود آورند. برای مثال،«استارباک» (Sturbuck, 1995) اهمیت هنجارهای اجتماعی صداقت و کار گروهی را به عنوان ویژگیهای کلیدی شرکتهای دانش محور یادآور می‎شود. وی همچنین نشان می‎دهد که هنجارهای تعاملی مانند روحیه انتقادی و تحمل شکست، تأثیر زیادی بر تشکیل سرمایه فکری در سازمان دارند.

ج) الزامها و انتظارها : الزامها نشان‎دهنده یک تعهد یا وظیفه برای انجام فعالیتی در آینده است. «کلمن» (1377) الزامها را از هنجارهای عمومی شده متمایز می‎سازد و آنها را به عنوان انتظارهای ایجاد شده در درون روابط شخصی خاص در نظر می‎گیرد. «ناهاپیت و گوشال» (1998) نیز در زمینه ایجاد سرمایه فکری اظهار می‎کنند که الزامها و انتظارها احتمالاً بر دسترسی، انگیزش افراد و گروه‎ها برای تبادل و ترکیب دانش تأثیر می‎گذارند.

د) هویت : هویّت فرایندی است که در آن افراد احساس می‎کنند با فرد یا گروهی از افراد دیگر، عضو یک گروه واحد هستند. «کرامر و همکاران» (Kramer and et al., 1996 نقل از: قلیچ لی و مشبکی، 1385) دریافتند که احساس همانندی کردن با یک گروه یا جمع، نگرانی درباره فرایندها و نتایج جمعی را افزایش می‎دهد. به این ترتیب، احتمال فرصت تبادل دانش افزایش می‎یابد. «هافمن و همکاران» (Hoffman et al., 2005) نیز نشان می‎دهند با افزایش هویت در گروه، فرصت مبادله اطلاعات و همکاری گروهی افزایش می‎یابد و برعکس در جایی که هویت وجود ندارد، موانع عمده‎ای در مسیر تسهیم اطلاعات، یادگیری و تولید دانش وجود دارد. به باور «مو و دیگران» (Mu et al., 2008) هویت در سازمان باعث می‎شود افراد خود را جزء یک گروه واحد بدانند و در جهت منافع سازمانی بیشتر فعالیت کنند. در نتیجه، روابط بین افراد افزایش می‎یابد و به واسطه این ارتباط و هویت، زمینه اشتراک و تولید دانش فراهم می‎ گردد.

3.عنصرشناختی

پیکربندی روابط شبکه ای پیکربندی کلی روابط شبکه ای یک جنبه مهم سرمایه اجتماعی را شکل می دهد که می تواند بر توسعه سرمایه فکری تاثیر بگذارد. برای مثال سه میژگی ساختار شبکه: تراکم، پیوند و سلسله مراتب همگی از طریق تاثیر بر میزان تماس یا قابلیت دسترسی اعضا شبکه باعث انعطاف پذیری و سهولت تبادل اطلاعات می شوند.

برای مثال برت بحث می کند که شبکه پراکنده با تعداد تماسهای بسیار کم فراهم کننده مزایای اطلاعاتی بیشتری است. شبکه متراکم از این جهت که فراهم کننده اطلاعات متنوع کمتر با همان هزینه شبکه پراکنده است، شبکه ای ناکارا است. همچنین هانس پی برده است که پیوندهای ضعیف مانع انتقال دانش می شوند.

عنصر شناختی سرمایه اجتماعی به منابعی اشاره دارد که فراهم کننده مظاهر، تعبیرها و تفسیرها و سیستمهای معانی مشترک در میان گروه‎هاست. مهم‎ترین جنبه‎های این بُعد از سرمایه اجتماعی عبارتند از: زبان و قواعد مشترک، حکایات مشترک (تجربیات و خاطرات مشترک).

الف) زبان و کدهای مشترک : به دلایل مختلفی زبان مشترک بر شرایط ترکیب و تبادل دانش تأثیر می‎گذارد. نخست، زبان کارکرد مستقیم و مهمی در روابط اجتماعی دارد، زیرا ابزاری است که از طریق آن افراد با یکدیگر بحث می‎کنند، اطلاعات را مبادله می‎نمایند، از یکدیگر سؤال می‎کنند و در جامعه امور تجاری انجام می‎دهند. دوم، زبان بر ادراک ما تأثیر می‎گذارد (Nahapiet and ghoshal, 1998). کدها همچنین یک چارچوب مرجع برای مشاهده و تفسیر ما از محیط فراهم می‎کنند. سوم، زبان مشترک قابلیت ترکیب اطلاعات را افزایش می‎دهد. از این جهت، زبان و کدهای مشترک می‎توانند بر فرایندهای مدیریت دانش از جمله انتقال و تبادل دانش، تأثیر‎گذار باشند.

ب) حکایت های مشترک : علاوه بر زبان و کدهای مشترک، محققان معتقدند اسطوره‎ها، داستانها و استعاره‎ها ابزارهای قدرتمندی در اجتماعات برای ایجاد، تبادل و نگهداری مجموعه‎های غنی معانی فراهم می‎کنند. «کارکولیان و همکاران» (Karkoulian et la., 2008) از اجتماعی‎سازی و داستان‎سرایی به عنوان شیوه‎های موثر در اشتراک دانش ضمنی افراد نام می‎برند. «آر» (Orr, 1998، نقل از: قلیچ لی و مشبکی، 1385) نیز نشان می‎دهد چگونه حکایتهای مشترک در یک اجتماع باعث خلق و انتقال تفسیرهای جدیدی از رویدادها شده و ترکیب شکلهای مختلف دانش را که عموماً به صورت پنهان هستند، تسهیل می‎کند.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه