امروز دوشنبه 08 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

عشق در تفکر یهودی

در فرهنگ یهود و زبان عبری، عشق، مترادف کلمه «اهاوا (ahava)» است و به طور یکسان، هم در مورد عشق به خدا و هم عشق زمینی به کار می رود. عرفان یهود، منبع معرفت و زندگی را عشق می داند ومعتقد است که عشق انسان به خدا، باید از طریق عشق به همنوعان ابراز شود. عرفان یهود، هدف نهایی عشق میان انسان و خدا را «تیفون» می داند که به معنای اصلاح جهان، پیشرفت انسان و تبدیل زمین به چیزی شبیه بهشت است.


عشق در نظر متفکّران مسلمان

در اسلام، کهن ترین منبع در موضوع عشق، قرآن مجید است؛ امّا در قرآن لفظ عشق نیامده و به جای آن، از واژه هایی چون: «حبّ» و«محبّت» و «ودّ» و... استفاده شده است. به عنوان مثال، قرآن در سوره یوسف، شدت عشق زلیخا به یوسف را به «شغفها حبا» (یعنی خاطر خواهی وعشق شدید اورا کور کرده بود) تعبیر کرده است.
از سویی در عرفان اسلامی نیز، عشق، جایگاه ویژه ای دارد، به طوری که از نظر عرفا بنیاد هستی، بر عشق، بنا نهاده شده است؛ عشقی که نوعی جنب وجوش است وسراسر وجود را فرا گرفته است.
از نظر ملاصدرا، عشق، دوگونه است:«عشق حقیقی» و «عشق مجازی (غیر حقیقی)». او عشق حقیقی را محبت به خدا و صفات و افعال او می داند ومی گوید: «چون ذات حق تعالی، بالفعل، جامع جمیع کمالات است، احق است که معشوق ومطلوب ومقصود کل و مطلق باشد». امام جعفر صادق(ع) دراین مورد می فرماید: «هرگاه مؤمن از دلسپردگی به دنیا بپرهیزد، بلندمرتبه می گردد وشیرینی محبت خدا را در می یابد. آن گاه نزد دنیا پرستان، دیوانه می نماید؛ در حالی که شیرینی عشق خدا با وجود او در آمیخته وبدین روی،دل خویش جز به خدا مشغول نمی دارد».
ملاصدرا،عشق مجازی را عشق به غیر خداوند تعریف می کند وآن را هم به دو گونه کوچک تر تقسیم می نماید: «عشق نفسانی» و «عشق حیوانی». ملاصدرا معتقد است که عشق نفسانی،بدون مقدّمه وغافلگیرانه وغیر اختیاری است ومی توان آن را نتیجه توجّه وعنایت الهی به بنده دانست وحادثه وآزمونی است که به ناگاه، انسان را از خود پرستی بیرون می برد وحصار ومحدودیتی را که انسان در اثر خود پسندی وخود خواهی به دور خویش کشیده، می شکند و وجود عاشق را توسعه می دهد وکانون هستی اش را عوض می کند. این نوع عشق،نفس و روح را نرم، آرام، مهربان،صاحب وجد و بهجت شادی و شعف و سخاوت و نرمی دل می کند. در این نوع عشق،عاشق شیفته،تصویری متعالی متکامل از معشوق برای خود ترسیم می کند وحواس خود را بر آن متمرکز می نماید،به طوری که حواس او دیگر در مقابل غیر محبوبش،حساسیتی ندارد.
ملاصدرا، عشق حیوانی را نتیبجه مقدّماتی اختیاری و ناپرهیزگارانه(همچون: بی پروایی، حضور در محیط معاصی، معاشرت و مراوده با بی پروایان) می شمرد. او همچنین مبدا عشق حیوانی را شهوات بدنی وغریزه می داند وهدف آن را نیز کسب لذّت حیوانی و ارضای تمایلات جسمی معرّفی می کند ومعتقد است که از این نوع عشق،خشونت وجنایت وبخل واندوه وافسردگی بر می خیزد. به نظر ملاصدرا، انسان تا وقتی که تحت تاثیر شهوات خویش است، از خود، بیرون نرفته است وشخص وشیء مورد علاقه را تنها برای خود می خواهد واگر به او می اندیشد بدین صورت است که چگونه از وصال او بهره مند شود وحداکثرتمتّع راببرد واگر نسبت به او غیرت می ورزد، غیرتش حیوانی است ومانع رشد وتکامل محبوب خویش می شود. او هرگز تکامل وتعالی معشوق را نمی خواهد؛ زیرا همواره نگران از دست دادن اوست. همیشه ملتهب و افسرده خاطر است و دائم به فکر تصاحب وتملّک محبوب است وگاه رفتارهای ناشایست و خلاف عقل از او سر می زند. او تا آنجا پیش می رود که از آزردن معشوق خود باکی ندارد. چنین عشقی با وصول به معشوق وگذشت ایّام، رو به سردی می گذارد وگاهی هم به کینه و نفرت تبدیل می شود وتا جایی پیش می رود که چه بسا معشوق، دشمن ترین دشمنان او می گردد.
آنچه از ملاصدرا نقل کردیم ومربوط به کتاب «اسفار اربعه» اوست، جامع و شامل آرای پیشینیان او، همچون بو علی سینا در کتاب «اشارات» وسهروردی در «رساله فی حقیقه العشق» ومولوی وحافظ نیز هست. متفکّران اسلامی، به وضوح برای عشق، مراتبی را ذکر کرده اند که هم شامل عشق دنیوی می شود وهم عسق الهی وهم برای هر یک، مراتبی را در نظر گرفته اند که جایگاه افراد را در آن مشخص می کند. اندیشمندان کمتر دین یا مکتبی به مانند متفکّران عالم اسلام، درباره مقوله عشق،این قدر بحث و تفکّر نموده اند و این، نشان از جایگاه رفیع عشق در نزد آنان دارد که به منزله نردبانی برای رسیدن به معبود است.
خواجه عبد الله انصاری معتقد است که، عشق،آتش سوزان است وبحر بیکران است. همه، جان است وقصه بی پایان است. عقل وادراک در وی حیران است ودل در یافت وی ناتوان است. نهان کننده عیان است وعیان کننده نهان. روح روح است وفتوح فتوح.اگر خاموش باشد، دلش چاک کند و از غیر خود پاک کند واگر بخروشد وی را زیر وزبر کند و شهر را خبر کند. هم آتش است،هم آب؛ هم ظلمت است هم آفتاب. عشق درد است؛ لیکن به درد آرد وچنان که علّت حیات است، سبب ممات است. هر چند مایه راحت است، پیرایه آفت است.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه