امروز دوشنبه 08 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

مدت کوتاهی بعد از اینکه روسو برداشت خود را از کودکی مطرح کرد، اولین دیدگاه عمر پدیدار شد. در قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم، دو فیلسوف آلمانی به نامهای جان نیکولاس تتنس و فردریش اوگوست کاروس تأکید کردند که توجه به رشد، به بزرگسالی گسترش یابد. جان نیکولاس تتنس و فردریک آگوست کاروس اصرار داشتند که توجه به رشد،باید به بزرگسالی گسترش یابد.هر یک از آن ها سوال های مهمی را در مورد پیری مطرح کردند.

پس از گذراندن دوره راهنمایی در باوتزن، کاروس ابتدا الهیات را در لایپزیگ، به ویژه نزد کارل کریستف نستلر، فرا گرفت و مدرک کارشناسی ارشد خود را در سال 1791 دریافت کرد. پس از آن او به گوتینگن نزد فیلسوف کلاسیک کریستین گوتلوب هاین نقل مکان کرد. وی در سال 1793 مجدداً در لایپزیگ مشغول به کار شد، جایی که در ابتدا به عنوان یک مدرس خصوصی مشغول به کار شد.

در 26 سپتامبر 1796، فردریش آگوست کاروس با یوهانا کارولین هورنمن از فورتن، دختر سندیکوس هورنمن ازدواج کرد. این زوج دارای دو فرزند بودند:

  • ارنست آگوست (10 ژوئیه 1797 در لایپزیگ، 26 مه 1854 در برلین )، بعدها دکتر پزشکی، پزشک متخصص و استاد طب زخم در دانشگاه لایپزیگ
  • جولیوس (30 آگوست 1800 در لایپزیگ، 14 ژوئن 1880 در لایپزیگ)، بیمار روانی و مجرد

کاروس یک نماینده مهم روانشناسی تجربی در اواخر قرن 18 است. به نظر وی، روانشناسی به عنوان یک علم طبیعی روح، که با بدن در ارتباط است، از پنوماتولوژی (ماوراء) جدا شد و به یک رشته اساسی مردم شناسی یا به طور کلی "علم انسان" تبدیل شد. کاروس "موسسه روانشناسی" را تأسیس کرده بود که از سال 1802 به "انجمن مردم شناسی" تبدیل شد. "تاریخچه روانشناسی" (1808)، که پس از مرگ نابهنگام وی منتشر شد، اولین در نوع خود است.

کاروس در 1808 با مشخص کردن چهار دوره در روند زندگی، از مراحل روسو فراتر رفت. کودکی، جوانی، بزرگسالی و پیری. کارلوس نیز مانند تتنس، پیری را علاوه بر افول، دوره پیشرفت در نظر داشت.

کاروس،با مشخص کردن چهار دوره در طول عمر از مراحل روسو فراتر رفت:کودکی،جوانی،بزرگسالی و پیری.کاروس مانند تتنس،پیری را نه تنها به صورت زوال بلکه به صورت پیشرفت هم در نظر داشت.نوشته های او اگاهی قابل ملاحظه ای از فرض های چند وجهی و شکل پذیری را نشان می دهد که محور دیدگاه عمر معاصر است.

یوهانس نیکولاس تتنس ( Johannes Nikolaus Tetens) متولد 16 سپتامبر 1736 و متوفای 17 اگوست 1807، فیلسوف و دانشمند آلمانی بود. استاد وی در دانشگاه کیل یوهان کریستین اشنباخ مترجم آلمانی آثار برکلی بود و باید به این دلیل باشد که تتنس شناخت گسترده ای از فلسفه انگلستان داشت و با این فلسفه همدلی آشکار داشت. تتنس از 1776 تا 1789 استاد دانشگاه کیل بود که به خدمت شاه دانمارک درآمد. وی در مقام وزیر مالیه تا زمان مرگش در 1807 فعالیت برجسته ای داشت.

او روان انسان را مرکب از سه بعد می‌داند:

1. باورها و عقاید

2. بعد احساسات و عواطف

3. بعد اراده و خواست.

تتنز در سال 1736 در تِتنبول دانمارک متولد شد. او در دانشگاه روستوک و دانشگاه کپنهاگ ریاضی و فیزیک خوانده است. او در سال 1759 در مقطع کارشناسی ارشد و در 1760 در مقطع دکترا تحصیل کرد. از 1760 تا 1765 او در دانشگاه بتزوف فلسفه و فیزیک ( در آن زمان " فلسفه طبیعی ") تدریس کرد. در طول این دهه، او رساله های بسیاری در موضوعات مختلف نوشت. پس از این دوره شکل گیری چند گانه، تتنس به تحقیقات اساسی تری برمی گردد: پس از خواندن آثار دیوید هیوم، او آن را در سراسر جهان آلمانی زبان رواج داد. بنابراین تصور می شود که تتنس امانوئل کانت را با اندیشه پدیدارگرایانه و دوگانگی تجربی / متعالی آشنا کرده است.

تتنس در 1777 به علتها و دامنه تفاوتها فردی، درجهای که رفتار را می توان در بزرگسالی تغییر داد و تأثیر دوران تاریخی بر روند زندگی پرداخت.

تتنس،علت ها و وسعت های تفاوت فردی،میزان تغییر رفتار در بزرگسالی و تاثیر دوره ی تاریخی بر روند زندگی را بررسی کرد،او با تشخیص این موضوع که زوال عقلانی پیری را می توان جبران کرد و منافعی نیز دارد،از زمان خود جلوتر بود.برای مثال تتنس اظهار داشت که برخی مشکلات حافظه ممکن است حاصل تلاش برای جست و جو کردن یک کلمه یا نام در بین اطلاعات انباشته شده ی انبوهی باشد که فرد در طول عمر خود کسب کرده است اتفاقی که پژوهشگران نوین نیز به آن واقف هستند.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه