امروز دوشنبه 08 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

اواخر بزرگسالی یا دوران پیری، از 60سالگی تا پایان عمر ادامه دارد.
متاسفانه تصورات عامه در مورد پیری، اجازه نمی دهد که افراد در مورد کیفیت این چند دهه ی آخر زندگی آگاه شوند.
خیلی ها به این افسانه معتقدند که افراد سالخورده عاجز و مریض هستند، با خانواده هایشان تماس کمی دارند، دیگر قادر به یادگیری نیستند و باید آن ها را درخانه ی سالمندان گذاشت.
اما باید بدانیم که بسیاری از افراد سالخورده، بسیارفعال و درگیر دنیای اطرافشان می باشند.

تغییرات جسمانی

• معمولا وقتی سن افراد را از ظاهر آن ها حدس می زنیم، یا می گوییم که فرد نسبت به سن جوانتر به نظر می رسد یا پیرتر، این اظهارات ما نشان دهنده ی این است که سن زمانی (تقویمی)شاخص مناسبی برای تخمین «سن کارکردی» افراد نیست.
• سن کارکردی،یعنی میزان کفایت و عملکرد واقعی فرد.

• دستگاه عصبی

• گرچه وزن مغز در طول سال های بزرگسالی کاهش پیدا می کند اما این کاهش بعد از 60سالگی به علت از بین رفتن نورون ها بزرگ شدن بطن های درون مغز بیشتر می شود و در 80سالگی به 5 تا 10 درصد کاهش می رسد.
• البته کاهش نورون ها در قسمت های مختلف مغز متفاوت است.
• در مناطق بینایی،شنوایی و حرکتی بالغ بر 50درصد نورون ها از بین میروند.
• قطعه ی پیشانی که مسئول برنامه ریزی،نظم بخشیدن به اطلاعات،قضاوت و تفکر است، بسیار کمتر تغییر می کند.
• مخچه که مسئول تعادل و هماهنگی است،تقریبا 25درصد نورون های خود را از دست می دهد.
• سلول های گلیال نیز که مسئول میلین دار شدن رشته های عصبی هستند کاهش می یابند،لذا توانایی دستگاه عصبی مرکزی نیز کاهش می یابد.
• دستگاه عصبی خودمختار نیز در سنین پیری عملکرد ضعیف تری دارد.
• مثلا فرد سالخورده در هوای گرم کمتر عرق می کند،در نتیجه تحمل گرما برای او سخت تر می شود
• یا بدن او هنگام مواجهه با سرما نمی تواند دمای خود را بالاتر ببرد.
• در نتیجه افراد سالخورده در برابر سرما و گرما آسیب پذیرتر می شوند.

• دستگاه حسی

• در اواخر بزرگسالی،بینایی بیشتر کاهش می یابد، چراکه قرنیه شفا ف تر می شود و نور راپخش می کند و باعث تارشدن تصاویر می شود.
• عدسی چشم زرد می شود و باعث اختلال در تشخیص رنگ ها می گردد.
• ازمیانسالی تا پیری، مناطق کدر در عدسی افزایش پیدا می کند و منجر به آب مروارید می شود که اگر جراحی صورت نگیرد، منجر به نابینایی می شود.
• هنگامی که سلول های حساس به نور در لکه (ماکولا)از بین می روند، افراد سالخورده دچار «تباهی لکه ای»می شوند.
• در نتیجه دید مرکزی تار می شود و کم کم منجر به نابینایی می شود.
• تباهی لکه ای علت اصلی نابینایی در سالخوردگان است.
• معمولا بعد از 60سالگی وزن بدن کاهش می یابد
• از 75سالگی به بعد افت قدرت شنوایی به چشم می خورد. مرگ طبیعی سلول ها در گوش داخلی می گردد.
• شکایت از «بی مزه گی»در افراد سالمند به علت ضعف حس بویایی و چشایی آن هاست.
• پیری،کاهش شدید درک لامسه در دست ها، مخصوصا نوک انگشتان و کاهش کمتر در بازوها و لب ها را به همراه دارد.
• علت آن شاید کند شدن گردش خون،مخصوصا در اندام های دور از مرکز بدن مانند انگشتان دست و پا باشد.
• همچنین از دست رفتن گیرنده های لامسه دربرخی از نواحی پوست، مسبب آن است.
• تقریبا تمام سالخوردگان،بعد از 70سالگی به کاهش ادراک لامسه مبتلا می شوند.

• دستگاه قلبی - عروقی وتنفسی

• با افزایش سن،عضله ی قلب سخت تر می شود و برخی سلول های آن می میرند.
• در حالی که سلول های دیگر بزرگ می شوند که نتیجه ی آن ضخیم شدن جداره ی بطن چپ است (بزرگترین حفره ی قلب که خون از آن به بدن پمپاز می شود).
• همچنین،جداره ی شریان به علت پیری طبیعی و عمدتا اگر فرد دچار تصلب شرایین شده باشد، خشک شده و مقداری رسوب کلسترول و چربی در آن انباشته می شود.
• در نتیجه ی این تغییرات،قلب با نیروی کمتری پمپاژ می کند و حداکثر ضربان قلب کاهش پیدا می کند
• جریان خون به دستگاه گردش خون کم می شود.
• این بدان معنی است که به هنگام فعالیت بدنی،اکسیژن کافی به بافت های بدن نمی رسد.

• دستگاه ایمنی

• با پیر شدن دستگاه ایمنی،سلول های T که مستقیما به آنتی ژ ن ها (مواد بیگانه) حمله می کنند. کمتر اثر بخش می شوند.
• علاوه بر این،دستگاه ایمنی با حمله کردن علیه بافت های طبیعی بدن به صورت پاسخ ایمنی،به احتمال زیاد کژکار می شوند.
• دستگاه ایمنی نا کارآمد،می تواند خطر مبتلا شدن به سالخوردگان به انواع بیماری ها،ازجمله بیناری های عفونی (مثل انفولانزا)
بیماری قلبی - عروقی،برخی انواع سرطان و انواع اختلال های خود ایمنی مانند آرتریت روماتوئید و دیابت را افزایش می دهد.
اما ضعیف شدن عملکرد دستگاه ایمنی در اثر افزایش سن،علت اغلب بیماری ها در افراد سالخورده نیست، بلکه صرفا اجازه می دهد پیشرفت کند،در حالی که وکنش ایمنی قوی،بدن را از عامل بیماری نجات می دهد.

• خواب

• افراد سالخورده تقریبا به اندازه ی جوانان به خواب نیاز دارند یعنی 7 ساعت در شب
• اما وقتی که افراد پیر می شوند سخت تر می توانند بخوابند و خفته بمانند.
• در واقع آن ها در طول شب زمان کمتری در مرحله ی خواب عمیق بدون حرکت سریع چشم (NREM) به سر می برند و چندین بار بیدار می شوند.
• این روند در مردان بعد از 30 سالگی و در زنان بعد از 50 سالگی آغاز می شود و تا 70-80 سالگی ادامه پیدا می کند.
• مردان بیشتر از زنان دچار اختلال خواب می شوند.
• یک دلیل آن این است که بزرگ شدن غده ی پروستات منجر به منقبض شدن پیشابراه می شود و باعث می شود که فرد به دفعات بیشتری در طول شب به ادرار کردن نیاز پیدا کند.
• دلیل دیگر این است که مردان بیشتر دچار وقفه ی تنفسی در خواب می شوند حالتی که تنفس به مدت 10 ثانیه یا بیشتر قطع می شود و به بیدارشدن های کوتاه می انجامد.
• یکی دیگر از دلایل مختل شدن خواب بی قراری پاها است که می تواند به علت تنش عضلانی کاهش گردش خون یا تغییرات مربوط به سن در مناطق حرکتی مغز باشد.

• تمایلات جنسی

• تغییرات مرتبط با سن در اندام های تناسلی در مقایسه با سایر اندام های بدن مثل چشم ها، گوش ها، استخوان ها و دستگاه قلبی – عروقی ناچیز است.
• گرچه تمام بررسی های مقطعی از کاهش میل جنسی و فراوانی فعالیت جنسی در افراد سالخورده خبر می دهند، این روند به وسیله آثار هم دوره اغراق شده است.
• نسل جدید سالخوردگان که عادت کرده اند تمایلات جنسی را با دید مثبت بنگرند احتمالا از لحاظ جنسی فعالتر هستند.
• همچنین شواهد طولی نشان می دهد که اغلب زن و شوهر های سالخورده ی سالم، آمیزش جنسی خود را ادامه می دهند.
• در واقع آمیزش جنسی خوب در گذشته، آمیزش جنسی خوب در آینده را پیش بینی می کند.
• البته میل جنسی با آمیزش جنسی تفاوت دارد.
• میل جنسی، احساس ***، لذت بردن از مصاحبت نزدیک و صمیمانه و احساس عزیز و دوست داشتنی بودن است.
• هم مزدان و هم زنان سالخورده می گویند که معمولا این شوهر است که تعامل جنسی را متوقف می کند.
• در فرهنگی که بر نعوظ به عنوان عامل ضروری جنسی بودن تاکید می شود وقتی مرد در می یابد که رسیدن به حالت نعوظ دشوارتر شده و فاصله زمانی بیشتری باید بین نعوظ ها باشد، امکان دارد که از کلیه ی فعالیت های جنسی کناره گیری کند.
• ناتوانایی هایی که جریان خون به آلت مرد را مختل می کنند که عمدتا اختلال های عصبی خود مختار، بیماری های قلبی – عروقی و دیابت هستند، مسبب کاهش یافتن تمایلات جنسی در مردان سالخورده می شوند.
• سیگار کشیدن، مصرف بیش از حد الکل و انواع داروهای تجویزی نیز موجب کاهش عملکرد جنسی می شوند.
• در بین زنان ضعف سلامتی و نداشتن همسر از عوامل اصلی کاهش تمایل جنسی هستند.

• آرتریت

• آرتریت حالتی است که طی آن مفاصل و عضلات، ملتهب، دردناک، خشک و گاهی متورم می شوند،
• در اواخر بزرگسالی شیوع پیدا می یابد.
• آرتریت چند نوع است.
• استئوآرتریت شایعترین نوع آن است.
• نام دیگر آن آرتریت فرسودگی یا بیماری تباهی مفاصل است و یکی از معدود معلولیت های مرتبط با سن است که در اثر سال ها استفاده از مفاصل ایجاد می شود.
• معمولا برای این بیماری آمادگی ژنتیکی وجود دارد اما معمولا تا 40-50 سالگی پدیدار نمی شود.
• در مفاصلی که مکررا استفاده می شوند غضروف روی استخوان ها که هنگام حرکت سایش را کم می کند، به تدریج تباه می شود.
• تقریبا همه ی سالخوردگان در عکس های اشعه ی X درجاتی از استئوآرتریت را نشان می دهند ولی از نظر شدت آن تفاوت های فردی وجود دارد.
• آرتریت روماتوئید بر خلاف استوآرتئیت که به برخی مفاصل مربوط می شود کل بدن را درگیر می کند.
• در این اختلال پاسخ خود ایمنی به التهاب بافت رابط مخصوصا غشایی که مفاصل را می پوشاند می انجامد که نتیجه ی آن خشکی، التهاب و درد کلی است.
• بافت موجود در غضروف رشد می کند و به رباط ها، عضلات و استخوان های اطراف آسیب می رساند.
• نتیجه ی آن از شکل افتادن مفاصل و اغلب از دست دادن تحرک است.
• گاهی اندام های دیگر مانند قلب و شش ها تحت تاثیر قرار می گیرند.

• دیابت

• دیابت قندی است که در دوران بزرگسالی آغاز می شود.
• چنانچه انسولین که توسط لوزالمعده ترشح می شود و وظیفه ی جذب گلوکز موجود در خون را بر عهده دارد تولید نشود یا این که سلول های بدن به آن حساس نباشند و در نتیجه انسولین نتواند فعالیت خود را انجام بدهد دیابت قندی محرز می شود.
• از اواسط تا اواخر بزرگسالی شیوع این دیابت دو برابر می شود.

• بیماری اتئوپروز

• پوکی استخوان که در نتیجه ی یائسگی در زنان ایجاد می شود و با خمیدگی پشت همراه است.

• دو نظریه ی زیر در مورد علت پیری مطرح شده اند:

1. پیری برنامه ریزی شده (پیری نخستین) روند پیری، فطری، برنامه ریزی شده و غیر قابل تغیر است.
طبق این نظریه ژن های پیری وجود دارند که یائسگی، موی سفید و تباهی سلول های بدن را کنترل می کنند.

2. نظریه ی فرسودگی (پیری ثانوی) بدن انسان در اثر کارکرد دراز مدت فرسوده شده و بسیاری از سلول های خود را از دست می دهد. طبق این نظریه اعتقاد بر این است که می توان تا حدودی از تسریع پیری جلوگیری کرد.

تغییرات شناختی

1. بیماری آلزایمر

• درصدی از سالمندان به خصوص در سنین بالاتر دچار اختلال های زوال عقل(دمانس) می شوند.
• آلزایمر رایجترین نوع زوال عقل است.
• آلزایمر به معنای کاهش ظرفیت روانی به علت ضایعه ی عفونی مغزی است.
• طبق آمارهای موجود 5 الی 10 درصد افراد بالای 65 سال به زوال عقلی مبتلا هستند و از این تعداد 50 درصد آن ها به الزایمر مبتلا می باشند.
• رقم ابتلا به این بیماری در کشورهای صنعتی بیشتر است.
• در این بیماری ابتدا حافظه ی نزدیک بیش از همه صدمه می بیند، سپس یادآوری رویدادهای دور و اطلاعات اساسی مثل زمان،تاریخ و مکان زایل می شوند.
• معمولا افراد مبتلا به آلزایمر سه مرحله ی خفیف، متوسط و شدید را پشت سر می گذارند.
• در مرحله ی خفیف بیمار فراموشی های پراکنده ای دارد و ممکن است تا حدودی منزوی شده و به کمک دیگران نیاز داشته باشد.
• ابتدا حافظه ی یادآوری و سپس حافظه ی بازشناسی آسیب می بیند.
• در مرحله ی شدید بیماری ممکن است فرد حتی قادر به راه رفتن و صحبت کردن نیز نباشد و رفتارهای پرخاشگرانه از خود نشان دهد.
• دوره ی بیماری آلزایمر بسیار متغیر است و گاهی از چند سال تا 20 سال ادامه پیدا می کند.
• متوسط دوره ی آن 8 تا 10 سال است.
• عده ای معتقدند که وجود ژن یا ژن های خاصی در ایجاد این بیماری نقش دارد.
• این ژن ها بر روی کروموزوم 21 قرار دارند، همان کروموزومی که در ایجاد نشانگان داون نیز نقش دارد.
• اکثر افراد مبتلا به نشانگان یا سندرم داون(مونگولیسم) بعد از 40 سالگی به بیماری آلزایمر مبتلا می شوند.
• همچینی درصد تولد کودکان مبتلا به نشانگان داون در میان خانواده هایی که اعضای آنها آلزایمر دارند نیز بیشتر است.
• همچنین سلول های عصبی سازنده ی آنزیم استیل کولین در دستگاه عصبی افراد مبتلا به آلزایمر از بین می رود و در نتیجه میزان استیل کولین در دستگاه عصبی آن ها کاهش می یابد و باعث از بین رفتن نورون های هیپوکامپ می شود. عده ای نیز معتقدند که وجود یک نوع ویروس عامل پیدایش این بیماری است.
• دو تغییر ساختاری عمده در قشر مخ مخصوصا در مناطق حافظه و استدلال با بیماری آلزایمر ارتباط دارند.
• درون نورون های گره های نور و فیبریل ظاهر می شوند.
• دسته هایی از رشته های پیچ خورده که حاصل ساختارهای نورونی تباه شده هستند بیرون نورون ها انبوهی از رسوبات پروتئین خراب شده به نام آمیلوید ایجاد می شوند که توده ای از سلول های عصبی و گلیال مرده آن را احاطه کرده است. این تغییرات در قربانیان آلزایمر بسیار فراوانتر هستند.

2. زوال عقل مغزی – عروقی

• در زوال عقل مغزی – عروقی، یک رشته سکته های مغزی مناطقی که سلول های مرده را در مغز بر جای می گذارند و تباهی مرحله به مرحله توانایی عقلانی به بار می آورند. به طوری که در هر مرحله بعد از سکته ی مغزی به طور ناگهانی روی می دهد.
• نزدیک 5 تا 10 درصد از تمام موارد زوال عقل، مغزی – عروقی هستند و تقریبا 10 درصد آن ها به علت ترکیب آلزایمر با سکته های مغزی مکرر می باشند.
• گرایش ارثی به زوال عقل مغزی-عروقی غیر مستقیم است:
• از طریق فشار خون بالا بیماری قلبی – عروقی و دیابت که هر یک خطر سکته ی مغزی را افزایش می دهند.
• اما تاثیرات محیطی متعدد از جمله سیگار کشیدن، مصرف زیاد الکل، مصرف زیاد نمک، غذای بسیار کم پروتئین، چاقی، نافعالی و استرس نیز خطر سکته ی مغزی را افزایش می دهند.
• بنابریان زوال عقل مغزی-عروقی نتیجه ی مشترک عوامل ژنتیکی و محیطی است.
• مردان به علت آسیب پذیری نسبت به بیماری های قلبی-عروقی بعد از 60 سالگی بیشتر از زنان دچار زوال عقل مغزی-عروقی می شوند.
• زنان تا بعد از 75 سالگی زیاد در معرض خطر قرار ندارند.

3. رشد شناختی

• چگونه سالخوردگان می توانند از حداکثر توانایی های شناختی خود استفاده کنند؟
• طبق یک دیدگاه سالخوردگانی که حداکثر عملکرد شناختی خود را حفظ می کنند از روش به حداکثر رساندن همراه با جبران استفاده می کنند.
• یعنی آن ها هدف های خود را محدود می کنند، فعالیت های را که برای آن ها ارزش دارند انتخاب می کنند و به این طریق از حداکثر انرژی خود استفاده می کنند.
• ضمنا آن ها روش های جدیدی را برای جبران کردن ضعف های خود استفاده می کنند.
• مثلا یک فرد 80 ساله که نوازنده ی پیانوست برای به حداکثر رساندن انرژی خود گزینشی عمل می کند.
• به این صورت که قطعه های کمتری می نوازد و آن را بیشتر تمرین می کند.
• همچنین روش های جبرانی را ابداع می کند مثلا قبل از قطعه ای سریع چند قطعه ای آهسته می نوازد
• و بعد قطعه ای سریع را می نوازد تا تفاوت سرعت در قطعه ها برای حضار بیشتر به نظر برسد.

4. حافظه

• حافظه ی حسی با افزایش سن افت پیدا نمی کند، حافظه ی دیداری نیز با افزایش سن تغییر عمده ای نمی کند،
• اما حافظه ی سالمندان در زمینه ی بازیابی اطلاعات جدید از حافظه ی دراز مدت افت می کند.
• مشکلات یادآوری در سنین پیری افزایش می یابد چرا که قدرت پردازش سریع کاهش می یابد.
• حافظه ی فعال افراد پیر نیز در یک لحظه اطلاعات کمتری را می تواند در خود نگه دارد چرا که افراد سالخورده اطلاعات کمتری را درباره یک محرک و موقعیت آن پردازش می کنند و گاهی نمی توانند رویداد تجربه شده ای را از رویداد خیالی متمایز کنند.
• همچنین آنها موقع پردازش کردن یک رویداد و به هنگام یادآوری ان رویداد به سختی می توانند جلوی اطلاعات نامربوط را بگیرند.
• حافظه ی بازشناسی در مقایسه با یادآوری در سنین پیری کمتر صدمه می بیند.
• چرا که نشانه های محیطی زیادی برای بازشناسی وجود دارد.
• بنابراین اگر نشانه های بیشتری برای یادآوری فراهم آوریم، می توانیم عملکرد سالخوردگان را بهبود بخشیم.
• هر گونه انتقال اطلاعات جدید از حافظه ی کوتاه مدت به حافظه ی دراز مدت مستلزم پردازش این اطلاعات در حافظه ی کوتاه مدت یا فعال است.
• بنابراین احتمالا سالمندان در نحوه ی پردازش اطلاعات جدید و انتقال آن به حافظه ی دراز مدت و سپس بازیابی آن راهبردهایی متفاوت دارند.
• شاید به همین دلیل است که حافظه ی دراز مدت آن ها افت می کند.
• حافظه ی آینده اشاره به یادآوری پرداختن به اعمال برنامه ریزی شده در آینده دارد.
• مقدار تلاشی لازم است تعیین می کند که آیا سالخوردگان در حافظه ی آینده مشکل دارند یا خیر.
• در آزمایشگاه سالخوردگان تکالیف حافظه ی آینده ی رویدادی را بهتر از زمانی انجام می دهند.
• در تکلیف رویدادی یک رویداد (مانند کلمه ی خاص که روی صفحه ی کامپیوتر ظاهر می شود) نقش نشانه را برای یادآوری انجام دادن کاری (مثل فشار دادن دکمه) بر عهده دارد در حالی که فرد به فعالیت دیگری مشغول است (مثل به خاطر سپردن فهرستی از کلمات).
• ضعف حافظه در اثر افزایش سن زمانی روی می دهد که تکلیف رویدادی دشوار شده باشد (فشار دادن دکمه زمانی که یکی از چهار کلمه ظاهر شود) یا دشواری فعالیت جاری بیشتر شده باشد (فراگیری فهرست کلمات طولانی تر) در تکلیف زمانی فرد باید بعد از سپری کردن فاصله ی زمانی مشخصی بدون هر گونه نشانه بیرونی واضح عملی را انجام دهد (برای مثال هر 10 دقیقه دکمه ای را فشار دهد.
• تکالیف حافظه ی آینده ی زمانی به ابتکار عمل بیشتری نیاز دارد و توانایی افراد در انجام دادن آن ها در اواخر بزرگسالی بیشتر تضعیف می شود.
• البته مشکلات حافظه ی آینده که در آزمایشگاه مشاهده می شوند همیشه در زندگی واقعی روی نمی دهند زیرا سالخوردگان در تنظیم کردن یادآورها برای خودشان از وسایل کمک ی بیرونی استفاده می کنند.
• مثلا زنگی را در آشپزخانه می گذارند تا انجام کارها را به آنها یادآوری کند.
• در حالی که جوانان وقتی می خواهند فعالیت آینده ای را به یاد آورند بیشتر به راهبردهای مرور ذهنی متوسل می شوند.

5. پردازش زبان

• زبان و مهارت های حافظه رابطه ی نزدیکی با هم دارند.
• در درک زبان (فهمیدن معنی جمله ی شفاهی یا کتبی) آنچه را که شنیده یا خوانده ایم، بدون آگاهی هشیار به یاد می آوریم
• درک زبان شفاهی مانند حافظه ی ناآشکار در اواخر زندگی خیلی کم تغییر می کند، به شرط آنکه فردی که صحبت می کند خیلی سریع صحبت نکند و به سالخوردگان فرصت کافی برای پردازش دقیق مطالب داده شود.
• برخلاف درک زبان در دو جنبه از تولید زبان به خاطر افزایش سن ضعف هایی مشاهده می شود.
• جنبه ی اول بازنمایی کلمات از حافظه ی دراز مدت است.
• مثلا افراد سالخورده هنگام صحبت کردن با دیگران ممکن است نتوانند کلمه ی مناسبی را برای انتقال افکارشان پیدا کنند به خاطر همین گفتارشان نسبت به دوران جوانی مقدار بیشتری ضمایر و سایر اشارات مبهم دارد.
• ضمنا ممکن است آهسته تر یا با مکث های بیشتر صحبت کنند، چرا که به زمن بیشتری برای یافتن برخی کلمات در حافظه ی خود نیاز دارند.
• جنبه ی دوم این است که در اواخر بزرگسالی برنامه ریزی برای گفتن یک مطلب و نحوه ی گفتن آن دشوارتر می شود.
• بنابراین ممکن است تردیدها، اشتباه ها، تکرار کلمات و جمله های تکه پاره ی بیشتری در گفتار افراد سالخورده دیده شود.

6. مساله گشایی

• مساله گشایی مهارت شناختی دیگری است که نشان می دهد چگونه پیری علاوه بر تباهی تغییرات انطباقی مهمی را به همراه دارد.
• در اواخر بزرگسالی مساله گشایی سنتی که فاقد بافت زندگی واقعی است(مثل بازی بیست سوالی) ضعیف می شود.
• محدودیت حافظه ی سالخوردگان به آن ها اجازه نمی دهد که هنگام پرداختن به مسائل فرضی دشوار همه ی اطلاعات مربوط را در ذهن نگه می دارد.
• مسائل تندرسی که برای ساالخوردگان اهیمت زیادی دارد بیانگر انطباقی بودن مساله گشایی روزمره در اواخر بزرگسالی است.
• سالخوردگان در مورد این که آیا بیمار هستند تصمیمات سریعتری می گیرند و زودتر درصد مراقبت پزشکی بر می آیند.
• در مثال افراد جوان و میانسال حتی زمانی که مشکل تندرستی آن ها جدی است صبر کن ببین چه می شود را اختیار می کنند.
• این پاسخ سریع سالخورگان با توجه به پردازش شناختی آن ها جالب است.
• سال ها تجربه در مقابله کردن با بیماری آن ها را قادر ساخته است تا از دانش شخصی گسترده ی خود کمک بگیرند و با اطمینان بیشتری پیش بروند.

7. خردمندی

• تجربه ی زندگی پیامدهای کلامی و مساله گشایی سالخوردگان را بهبود می بخشد.
• این توانایی های، شالوده ی توانمندی دیگری به نام خردمندی را بنا می نهند.
• خردمندی شامل وسعت و عمق دانشی عملی، توانایی تامل کردن درباره ی این دانش به شیوه ای که زندگی را قابل تحملتر و باارزشتر سازد، پختگی هیجانی و نوع منسجم خلاقیت می باشد.
• ویژگی های متعدد شناختی و شخصیت که خردمندی را تشکیل می دهند به صورت مهارت در حل کردن مسائل عملی زندگی خلاصه می شوند.
• پژوهشگران صفات شناختی و شخصیتی که خردمندی را تشکیل می دهند به عنوان کاردانی در کردار و معنی زندگی خلاصه کرده اند.

• فرضیه ی افت پایانی هوش یا کاهش نهایی

• طبق این فرضیه هنگامی که افراد به خاتمه ی عمر نزدیک می شوند افت نسبتا محسوسی در هوش آن ها دیده می شود.
• طبق بعضی شواهد در 5 سال آخر و طبق بعضی واهد دیگر در 2 سال آخر عمر افت هوش به ویژه در زمینه کلامی شدیدتر است.
• به عبارت دیگر کاهش نهایی به کاهش زیاد در عملکرد شناختی قبل از مرگ اشاره دارد.
• پژوهشگران مطمئن نیستند که آیا این کاهش به چند جنبه از هوش محدود می شود یا تمامی جنبه های آن تحت تاثیر قرار می دهد و از تباهی کلی خبر می دهد.
• تحقیقات از نظر ارزیابی مدت زمان کاهش نهایی بسیار متفاوت هستند.
• برخی گزارش می دهند که مدت آن فقط 1 تا 3 سال است.
• برخی دیگر نیز گزارش می دهند که به مدت 14 سال ادامه دارد و متوسط آن در حدود 5 سال است.
• نیوگارتن اصطلاح جامعه ناوابسته به سن را مطرح می کند.
• به اعتقاد او اگر سالمندان به انجام انواع فعالیت های اجتماعی، آموزشی، ورزشی و … تشویق شوند و جوانان نیز فعالیت هایی را که افراد سالمند در گذشته انجام می دادند. بر عهده بگیرند، در این صورت افراد سالمند از جامعه کناره نخواهد گرفت و قادر به شرکت در فعالیت های مختلف خواهد بود.

• نظریه های دیگر رشد روانی – اجتماعی در اواخر بزرگسالی

• نظریه پردازان دیگر دیدگاه اریکسون را در مورد اواخر بزرگسالی روشن و اصلاح کرده اند و تکالیف رشد فرایندهای تفکر و فعالیت هایی را که به انسجام من کمک می کنند مشخص نموده اند.
• همه قبول دارند که رشد موفقیت آمیز و ثمربخش در سال های آخر زندگی انسجام و تعمیق بیشتر را در بر دارد:

نظریه ی پک

رابرت پک معتقد است که تعارض انسجام من در برابر ناامیدی که توسط اریکسون مطرح شده است از سه تکلیف مجزا تشکیل شده است.
برای ایجاد انسجام در دوران پیری هر یک از این تکالیف می بایست انجام شود:

• تمایز من در برابر دل مشغولی به کار – نقش:
• این تکلیف حاصل بازنشستگی است.
• افراد سالخورده ای که خود را وقف شغلشان کرده بودند حال در زمان بازنشستگی باید راه های دیگری را برای احساس ارزشمندی پیدا کنند.
• مثلا نقش های خانوادگی، دوستی و اجتماعی را کسب کنند که به اندازه ی شغلشان رضایت بخش باشد.

• استعلای من در برابر دل مشغولی به من:
• افراد سالخورده با دیدن مرگ خواهر – برادرها، دوستان و هم سن و سالان خودشان مرگ قطعی را می پذیرند.
• بنابراین تلاش برای ایمن تر هدف مندتر و خوشنودکننده تر کردن سال های آینده برای نسل جدید می تواند به انسجام من کمک کند.
• به نظر پک سالخوردگان برای رسیدن به انسجام من باید از زندگی جسمانی و شخصی خودشان فراتر بروند
• به طوری که به فکر دیگران باشند که زندگی آن ها را بهتر کند.

نظریه ی لابووی – ویف (خبرگی هیجانی)

• لابووی-ویف در مورد استدلال من در زمینه هیجان نیز تحقیق کرده است.
• او معتقد است که افراد سالخوده و آنهایی که از نظر روانی پخته تر هستند از احساسات خود بیشتر خبر دارند.
• آن ها از طریق فکر کردن به تجربیات زندگی و استفاده از راهبردهایی که سرشار از آگاهی هیجانی است
و در طول زندگی آن ها را تجربه کرده اند، واکنش های هیجانی را به گونه ای پیچیده تر توصیف می کنند.
• مثلا اگر از افراد جوان و سالخورده بخواهیم که تجربیات شخصی را نقل کنند و در ان تجربیات هیجانی خود را توصیف کنند
خواهیم دید که جوانان بیشتر به صورت عینی به توصیف احساسات خود می پردازند مثلا می گویند:«ضربان قلبم تند شد…»
اما افراد سالخورده جنبه های عینی و ذهنی هیجان را با هم ترکیب می کنند.
مثلا در توصیف احساسات خود می گویند:«قلبم می درخشید و نور خورشید را در ان احساس می کردم…»
آن ها در موقعیت های ناگوار به راحتی از راهبردهای کنار آمدن هیجان مدار استفاده می کنند.

• یادآوری گذشته ها و مرور زندگی

• به عقیده ی رابرت بالر اغلب سالخوردگان به عنوان بخشی از دستیابی به انسجام من جلوگیری از یاس و ناامیدی و پذیرش پایان عمر به مرور زندگی می پردازند.
• در یک تحقیق سالخوردگان 61 تا 99 ساله ای که در فرایند مرور زندگی به سرپرستی یک مشاور شرکت کرده بودند،
رضایت بیشتری از زندگی خود داشتند و حتی یک سال بعد این رضایت در آن ها آشکار بود.
این حالت در آزمودنی هایی که صرفا از ملاقات های دوستانه بهره مند شدند یا تحت درمان قرار نگرفتند، مشاهده نشد.

8. ثبات و تغییر در خودپنداره و شخصیت

• پژوهش طولی نشان می دهد که پنج صفت اصلی شخصیت از اواسط تا اواخر زندگی تداوم دارند.
• با این حال عناصر تشکیل دهنده ی انسجام من را در نظر بگیرید:
• یکپارچگی خرسندی و تصویری از خود به عنوان بخشی از دنیای بزرگتر.

9. خودپنداره ی ایمن و چندجنبه ای

• سالخوردگان یک عمر خودشناسی را انباشته کرده اند که خودپنداره ی ایمن تر و پیچیده تر از دوران گذشته را به یاد می آورد.
• برای مثال یک فرد سالخورده با اطمینان می داند که به خوبی می تواند دیگران را راهنمایی کند از یک باغچه ی گل رسیدگی کند،
• مهمانی های شام ترتیب دهد، پس انداز کند و بفهمد به چه کسی می توان و به چه کسی نمی توان اطمینان کرد.
• درعین حال نیزی می داند که شاید نتواند به راحتی گذشته در شهر گردش کند.
• ماهیت قاطع و چندجنبه ای خودپنداره ی این فرد به او امکان می دهد تا فقدان مهارت در زمینه هایی که هرگز امتحان نکرده بود بر آن ها تسلط نیافته بود یا دیگر نمی توانست مانند گذشته آن ها را انجام دهد جبران کند.
• در نتیجه این خویشتن پذیری را کسیر ساخت که ویژگی مهم انسجام است.
• پژوهشگران بعد از ارزیابی مصاحبه های آزاد با سالخوردگان در 60 و 90 سالگی آن ها به این نتیجه رسیدند که سالخوردگان در سه ویژگی اصلی شخصیت تغییراتی نشان می دهند:

o نمرات آنها در صفاتی که خوشایندی – بلندنظری، رضایت و مهربانی را تشکیل می دهند در سن بالاتر افزایش یافته بود. این ویژگی ها افرادی را مشخص می کند که به رغم کاستی های زندگی با آن کنار امده اند.

o آزمودنی ها با افزایش سن در معاشرتی بودن اندکی افت کردند. این شاید بیانگر محدودشدن تماس های اجتماعی سالخوردگان باشد زیرا با مرگ اعضای خانواده و دوستان روابط آن ها بیشتر گزینشی می شود.

o سالخوردگان بیشتذ تغییر را می پذیرند و این ویژگی ای است که آن ها غالبا برای سلامت روانی خود با اهمیت می دانند.

10. معنویت و دینداری

نظریه فولر

جیمز فولر (1981) در نظریه رشد ایمان خود پنج مرحله را مطرح می کند که مراحل چهار و پنج در مورد دوران سالخوردگی است:

o مرحله ی شهودی – فرافکنی (3 تا 7 سالگی)
در این مرحله کودکان از طریق خیالپردازی و تقلید شدیدا تحت تاثیر داستان ها، خلق ها و رفتارهایی قرار دارند
که ایمان بزرگسالان را نشان می دهند.
کودکان در این مرحله از اعمال درست و غلط آگاه می شوند.

o مرحله ی اسطوره ای – کلمه به کلمه (7 تا 11 سالگی)
کودکان در این مرحله به درونی کردن داستان ها، عقایدو مراسم مذهبی خود می پردازند
و آن ها را کلمه به کلمه جذب می کنند.
مثلا آن ها تصورات عینی از خداوند دارند و فکر می کنند که خدا در آسمان زندگی می کند و همه را زیر نظر دارد.

o مرحله ی تصنعی – عرفی (نوجوانی)
نوجوان یک سری عقاید و ارزش هایی دارند که مبنایی برای هویت آن ها می گردند.
آن ها هنوز این ایدئولوژی را به صورت منظم بررسی نکرده اند.

o مرحله ی فردگرایانه – تاملی (بزرگسالی)
بزرگسالانی که به این مرحله می رسند درباره ی ارزش ها و عقاید خود فکر می کنند
آن ها را نقد می کنند و می دانند که دیدگاه آن ها در مورد دنیا فقط یکی از چند دیدگاه موجود در دنیاست.
آن ها ایدئولوژی خود را ایجاد کرده و با گذشت زمان به اصلاح آن می پردازند.

o مرحله ی ایمان عطفی (اواخر بزرگسالی)
تعداد کمی از افراد به این مرحله می رسند و دیدگاه گسترده ای در مورد کل بشریت تشکیل می دهند.
آن ها با ایستادگی در برابر شکنجه و آزادی و بی عدالتی، به تحقق بخشیدن به دیدگاه خود می پردازند.
رهبران مذهبی بزرگ مثل ماهاتما گاندی و مارتین لوترکینگ، ایمان عطفی را نشان می دهند.

11. خود کشی

• خودکشی در اواخر زندگی به اوج می رسد.
• میزان خودکشی در سال های پیری بالا می رود و در بین سالخوردگان 75 ساله و مسن تر به بیشترین میزان می رسد.
• گرچه وقوع خودکشی در بین ملیت ها متفاوت است سالخوردگان در سراسر دنیا بیشتر در معرض خطر هستند.
• میزان خودکشی در نوجوانان مرد بسیار بالاتر از نوجوانان زن است.
• این تفاوت جنسی در طول عمر ادامه پیدا می کند و در دوران پیری افزایش پیدا می کند.

12. نظریه های اجتماعی پیری

• نظریه های اجتماعی کاهش روابط اجتماعی را در دوران پیری مطرح می کند.
• در واقع وقتی سالخوردگان در انتظار مرگ هستند عقب نشینی متقابلی بین آنها و جامعه صورت می گیرد.
• سالخوردگان سطح فعالیت خود را کاهش می دهند کمتر تعامل می کنند و بیشتر سرگرم دنیای درونی خود می شوند.
• جامعه نیز سالخوردگان را از قید شغل و مسئولیت های خانوادگی آزاد می کند.
• تصور می شود که این کار به نفع هر دوی آنهاست،
• در واقع زمانی که سالخوردگان کناره گیری کرده باشند مرگ آنها برای جامعه کمتر مخرب خواهد بود.

o نظریه ی کناره گیری
سالمندان براساس تمایل خودشان از جامعه کناره می گیرند.

o نظریه ی فعالیت
افراد مسن بعد از این که از روی اجبار نقش های اجتماعی را رها کردند دچار احساس پیری می شوند.
طبق این نظریه موانع اجتماعی که بر سر درآمیختگی با جامعه وجود دارد و نه تمایلات سالخوردگان موجب کاهش میزان تعامل آن ها می شود.
زمانی که سالخوردگان نقش هایی را از دست می دهند (مثلا از طریق بازنشستگی یا بیوه گی)
برای این که فعال باقی بمانند تمام تلاش خود را می کنند تا نقش های دیگری پیدا کنند.
طبق این دیدگاه اگر شرایطی را برای سالخوردگان فراهم آوریم که بتوانند نقش های جدید را بر عهده بگیرند،
میزان رضایت از زندگی آن ها بالا می رود.

o نظریه ی گزینش اجتماعی – هیجانی
این رویکرد رویکر جدیدتری است که می گوید وقتی پیر می شویم،
شبکه های اجتماعی، گزینشی می شوند.
یعنی در اواخر بزرگسالی تعامل اجتماعی کاهش پیدا نمی کند بلکه فرایندهای گزینش همیشه ادامه دارند.
طبق این نظریه جنبه های جسمانی و روانی پیری موجب می شوند تا تغییراتی در زمینه ی تعاملات اجتماعی به وجود آید
و از آنجایی که افراد سالخورده اهدافی چون اجتناب کردن از استرس و حفظ آرامش هیجانی را دنبال می کنند
بنابراین از میانسالی تا اواخر بزرگسالی تماس با افراد جدید کاهش پیدا می کند.
تماس با خانواده و دوستان قدیمی تا 80 سالگی ادامه پیدا می کند
و کم کم به نفع روابط بسیار صمیمانه کاهش پیدا می کند.

13. بدرفتاری با سالخوردگان

بدرفتاری با سالخوردگان می تواند به شکل های مختلفی باشد:

o بدرفتاری جسمانی،
o بدرفتاری روانی،
o بدرفتاری مالی

هر چقدر تعداد بیشتری از عوامل مخاطره آمیز زیر وجود داشته باشد، احتمال وقوع بدرفتاری و بی توجهی بیشتر خواهد بود:

• وابستگی قربانی:
سالخوردگانی که خیلی پیر، ضعیف و از لحاظ روانی و جسمانی معلول هستند، نسبت به بدرفتاری آسیب پذیرتر می سازند:
گرایش به ناسزا گفتن به هنگام عصبانیت یا ناکامی، روش منفعل یا دوری جویانه در برخورد با مشکلات و کارآیی شخص کم، از آن جمله می باشند.

• وابستگی مقصر:
خیلی از سوء استفاده کنندگان از لحاظ عاطفی یا مالی به قربانیان خود وابسته هستند.
این وابستگی که به صورت عجز و ناتوانی احساس می شود،
می تواند به رفتار پرخاشگرانه و سوء استفاده بینجامد.

• اختلال روانی و استرس فرد مقصر:
سوء استفاده کنندگان معمولا به مشکلات روانی و وابستگی به الکل یا سایر مواد مخدر مبتلا هستند.
آن ها ار لحاظ اجتماعی منزوی هستند.
در محیط کار مشکل دارند و یا بیکار هستند که موجب نگرانی های مالی می شود.

• تاریخچه ی خشونت خانوادگی:
بدرفتاری با سالخوردگان، معمولا جزئی از تاریخچه ی طولانی خشونت خانوادگی است.
در واقع چرخه ی پرخاشگری بین اعضای خانواده می توانند به راحتی خودکفا شوند
و به پرورش فردی بیانجامد که از طریق نشان دادن خصومت دیگران با خشم کنار بیایند.
در خیلی از موارد بدرفتاری با سالخوردگان ممکن است صرفا ادامه ی سال های بدرفتاری با همسر باشد.

• شرایط نهادی:
بدرفتاری با سالخوردگان در خانه های سالمندانی که پرجمعیت هستند و کمبود کارمند دارند،
نظارت بر کارمندان ناچیز است، جا به جا شدن کارمندان خیلی زیاد است و تعداد ملاقات کنندگان کم است،
به احتمال بیشتری یافت می شود. در صورتی که شرایط کاری بسیار استرس زاد با حداقل نظارت بر کیفیت
پرستاری ترکیب شده باشد، زمینه برای بدرفتاری و بی توجهی آماده می شود.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه