امروز دوشنبه 08 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

در ابتدای شکل گیری مکتب روانکاوی، عمده پژوهش ها تنها معطوف به شناسایی و ارزیابی نهاد بود. تمام مقصود روانکاوی به کشف و تحلیل کشش ها و تمایلات ناخودآگاه غریزی محدود می شد، چراکه در ابتدا ریشه اصلی تمام ناهنجاری های روانی را تمایلات غریزی ناخودآگاه ارضاء نشده می دانستند.

تمایلاتی لذت جو و لجام گسیخته که درصورت برخورد با موانع محیطی و یا وجدان و عدم ارضاء، موجب بروز تنش و ناهنجاری در روان انسان می شوند.
زمانی که سازمان "من" برخاسته از نهاد درکانون توجه قرار گرفت و بعنوان بخش خدمت گزار و البته کنترل کننده نهاد معرفی شد. گرایشی در روانکاوی انشعاب یافت که بیشتر قصد مطالعه و ارزیابی کیفیت عملکرد "من" را داشت. این گرایش درابتدا، انحرافی از نگرش اصیل روانکاوی محسوب می شد. زیرا روانکاوی اولیه تنها متکی به شناخت و اکتشاف نهاد و غرایزش بود و پرداختن به حوزه عملکرد سازمان "من" را، خارج از موضوع روانکاوی می دانست. امّا با پی بردن به این موضوع که بخش قابل توجهی از عملکرد "من" نیز ناخودآگاه بوده و روانکاوی چیزی جز ورود انسان به محوطه ناخودآگاه نیست، تحلیل "من" از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار گردید.

با رشد و تکامل بیشتر روانکاوی، هر روز اهمیت تحلیل "من" پر رنگ تر و تعیین کننده تر جلوه می کرد. چرا که دراصل این نحوه عملکرد و کیفیت کنترل سازمان "من" بر سایر اجزاء شخصیت و همچنین نوع مکانیزم های دفاعی بکارگرفته شده است که نقش اصلی را در شناخت لایه های پنهان روان آدمی را بازی می کرد.

این موضوع باعث بوجود آمدن نوعی تقابل میان روانکاوی " نهاد " و روانکاوی " من " گردید.
در روانکاوی "من" تمام استراتژی هایی که به ما در شناسایی نحوه عملکرد سازمان "من" کمک می کند، می تواند به شکل مانع و مقاومت در برابر روانکاوی نهاد ظاهر شود. به بیان دیگر، آن زمان که کیفیت عملکرد "من" سوژه اصلی روانکاوی باشد، باید "من" را بعنوان پنهان کننده تهاجم غرایز نهاد به رسمیت شناخت.

نحوه دفاع "من" طبیعتاً، مقاومتی در برابر روانکاوی ست. زیرا مقصود مکانیزم های دفاعی چیزی جز فریب و تحریف حقایق نهاد نمی باشد.
بنابراین در روانکاوی "من" باید توجه داشت، همواره دو نوع آسیب بطور مستقل و متمایز از جانب ناخودآگاه سلامت و تعادل روان انسانی را تهدید می نماید. آسیب نوع اول که مبداء پیدایش روانکاوی بوده است تمایلات و کشش های غریزی ناخودآگاهند که به سبب عدم ارضاء کامل با تمرکز تنش روانی موجب ناهنجاری روانی می شوند.
امّا آسیب نوع دوّم، عوارض دفاع سازمان "من" در برابر آسیب های نوع اول می باشد.
تحلیل و شناخت این آسیب ها بطور متمایز می تواند ریشه روان رنجوری های آدمی را بیان کند. همچنان که شناخت و کشف غرایز و تمایلات بجامانده در ناخودآگاه می تواند ما را دراین مقصود یاری کند، تحلیل و رمزگشایی تحریف ها و تبدیل های دفاع سازمان "من" نیز می تواند اطلاعات ذی قیمتی را درمورد جریانات ناخودآگاه آدمی ارائه نماید.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه