امروز دوشنبه 08 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

مطابق با تحقیقاتی که در زمینه بازی شده است نیازهای کودکان در دوره های رشد تحول می یابد و این تحول با زمان و مکانی که کودک در آن زندگی می کند متناسب است نیاز به تغذیه، نیاز به محبت، نیاز به احترام، نیاز به سلامت و نیاز به امنیت از جمله نیازهایی است که آدمی با آنها همراه است که بازی را هم باید جزو همین ها به حساب آورد زیرا که باعث شادی و سرگرمی و تفریح کودک می شود.

بازی عبارت است از نوعی فعالیت بدنی یا ذهنی که تنها به منظور سرگرمی، تفریح، لذت بردن و تخلیه انرژی زائد بدن، بدن می پردازند. در نزد کودکان تقلید از کارهای بزرگترها نوعی بازی است هر آدمی چه کودک و چه بزرگسال با میل و رغبت به این نوع فعالیت دست می زند پاتریک در تعریف بازی می گوید بازی عبارت است از مجموعه فعالیت های آزاد و دلخواه که صرفاً با اراده و میل خود شخص صورت می گیرد و پرداختن به آن و ادامه دادن آن به علت فشار و جبر هیچ کدام از عوامل درونی و بیرونی نیست. بازی در عین حال که عامل رشد و تجربه اندوزی و ارزشیابی توانایی و قدرت کودک است راهگشای او به عرصه حیات اجتماعی و درک قانون و انضباط و اخلاق است شادابی و نشاطش را نیز تأمین می کند.

دکتر ماریا مونته سوری بازی را مدرسه بزرگی می داند که کودک در آن پرورش می یابد و نیروی بدنی، ذهنی و اجتماعی او رشد می کند و برای زندگی کردن از هر جهت آماده می شود.

فروبل نیز بر این باور است که بازی های کودکان به منزله ی هستی حیاتی برای همه دوره های زندگی است زیرا رشد و بروز شخصیت کودک از راه بازی میسر است. استانلی هال هم می گوید بازی فعالیتی است عزیزی که پیشینه ی آدمی را بازگو می کند که این فعالیت ها آزاد و با اراده است.

نظریه های روان شناختی بازی

در نیمه دوم قرن هیجدهم و اوایل قرن نوزدهم دو تن از متخصصان تعلیم و تربیت به نام یوهان هزیک پستالوزی سوئیسی و فریدریک فروبل آلمانی این نظر را مطرح کردند که بازی در تعلیم و تربیت عاملی است ضروری. پستالوزی بر این اعتقاد بود که بازی کودکان را در اعمالشان یاوری می کند و درگیریهای رقابتی که در بازی وجود دارد موجب انسجام روح و جسم آنان می گردد.

فریدریک فروبل بر این باور بود که بازی نه تنها موجب اختلال رشد کودکان نیست بلکه یکی از عوامل مهم رشد آزاد کودک است و بد و امکان می دهد که از جهت جسمانی، فکری و عاطفی رشدی هماهنگ داشته باشد.

- نظریه کارایی یا نیروی اضافی:

این نظریه ریشه ای بس کهن دارد و بنا بر توجهی که صاحبان این نظریه می کنند بازی فعالیتی است که انرژی مازادی را که در کودکان وجود دارد و نمی توان از آنها برای فعالیت سازمان یافته استفاده کرد به کار می گیرند اسپنسر و شیلر بر این باورند که بدن مقدار انرژی را که در خود ایجاد کرده است به دو صورت مصرف می کند یکی به صورت فعالیت های با هدف یعنی کار و دیگری به صورت فعالیت های بی هدف یعنی بازی هرگاه انرژی موجود در بدن بیش از حد نیاز کار باشد صرف بازی می شود.

- نظریه تنش زدایی (رفع خستگی و تجدید نیرو)

دو تن از روان شناسان بنام شالر و موریس لازاروس بر این باورند که بازی نیرو مصرف شده را بار دیگر جبران می کند یعنی تن آدمی پس از مدتی کار و فعالیت خسته کننده به نوعی فعالیت که بتوان بدان تنش را زدود، یعنی؛ به بازی نیاز دارد این نظریه را لازاروس در تضاد با شیلرو اسپنسر آورده و پاتریک روان شناس آمریکایی ضمن مطرح کردن مبنای فیزیولوژیکی بازی این نظریه را تأیید کرده است.

به نظر سی شور بازی فعالیتی اجتماعی است و یکی از مهمترین نتایج آن برقراری حس دوستی و حسن معاشرت میان آدمیان است.

- نظریه تکرار و سیر تکاملی (یا تجدید فعالیتهای نیاکان)

استنلی هال اعتقاد دارد که کودکان بازی می کنند تا صحنه ها و محتویات موقعیت ها و فعالیت های نیاکان خویش را بر حسب نیاز زندگی آن ها تولید شده است تجدید کنند و از آنجا که کودکی برای تصفیه اعمالی که در آدمی در آینده از آن بی نیاز می شود بهترین دوره است این تجدید فعالیت در آن صورت می گیرد و در جای دیگر می گوید که بازی فعالیتی است غریزی که پیشینه آدمی را بازگو و تکرار می کند نه تمرینی برای آینده آدمی.

- نظریه پیش تمرین

کارل گروس این نظریه را مطرح کرده است این دانشمند نخستین روان شناسی است که بازی را یکی از مهمترین فعالیت های کودکان شمرده و آن را عامل مهمی برای فعال شدن ذهن کودک دانسته است.

گروس بر این باور است که بازی عاملی است برای تبای حیوانات، زیرا بازی وسیله تمرین و عامل تکامل مهارتهایی است که در بزرگسالی به کار می آید. گروس در کتاب بازی و انسان بازی را به چهار نوع مهم تقسیم کرده است.

1- بازی عاطفی 2- بازی جنگی 3- بازی اجتماعی 4- تقلیدی و نمایشی

- نظریه تخلیه یا آرام کردن احساسات زیانبخش

این نظریه در اوایل قرن بیستم گسترش یافت «کار » روان شناس معروف آمریکایی می گوید مقصود از پالایش، تخلیه نیرویی است که امکان دارد آن نیرو موجد کارهایی شود که مخالف قراردادهای اجتماعی باشد ورزشهایی از قبیل کشتی، بوکس که وسیله ای برای رقابتهای جسمانی است برای کم کردن میل به ستیزه گری و جنگجویی پسر بچه ها بسیار مؤثر است. اگر این نوع بازی ها سازمان یافته نبود که به وسیله آنها انرژی انباشته شده کودکان تخلیه شود کار معلمان بسیار وحشتناک می شد.

- نظریه جبران

از سال 1920 میلادی به بعد عده ای از روان شناسان از جمله وینی و رابنیسون بر این عقیده شدند که با وجود کثرت وتنوع بازی های رمزی می توان آنها را مبنای تبیین بازی های جبرانی کودکان شمرد باید به این نکته توجه کرد که فقط بخشی از بازیهای رمزی را می توان به عنوان بازی های جبرانی پذیرفت نه همه آنها را.

- نظریه دهلیز فعالیتهای غریزی

کار می گوید بازی همچون دهلیزی است که غرایز کودک از آن سر در می آورند به این معنی که کودک از طریق بازی با عروسک غریزه مادری خود را نشان می دهد و به وسیله بازی های جنگی غریزه جنگاوری خود را نشان می دهد.

- بازی تخلیلی و نمایشی بیشتر مورد توجه کودکان کم سن و سال است این کودکان از حدود دو سالگی با بازیهای نمایشی آشنا می شوند و در حدود پنج سالگی شدیداً به آن علاقه مند می شوند کودکان باهوش از این جهت که نسبت به کودکان دیگر زودتر به واقعگرایی می رسند بازی های نمایشی را به سرعت به کنار می گذارند. یکی از آثار بازی های نمایشی آن است که کودک را در فرار از واقعیت های تحمیلی یاوری می کند و اثر دیگر آن وسعت بخشیدن به دامنه تخیل کودک است تا از این راه آرزوهای وی که اعمال آنها در جهان واقعیت عملی نیست در عالم خیال عملی شود. کودکان زیر سه سال به بازیهای نمایشی به سه دلیل اهمیت می دهند:

1- شخصیت سازی یا جاندار انگاری یعنی کودک با نیروی خیال به عروسکها و اشیاء بی جان جان
می دهد.

2- نمودگار سازی که کودک با نیروی خیال اشیاء را از چیزی به چیز دیگر تبدیل می کند و به کار می گیرد مثلاً چوبی را اسب می شمارد و بر آن سوار می شود و می تازد.

3- واقعی نمایی نمودگارها این مورد در حقیقت تکمیل مورد دوم است در مورد دوم کودک به نیروی خیال چوب را نمودگار اسب قرار داده بدون اینکه زین و افساری به نمودگار اسب بدهد اما در مورد سوم کودک برای اینکه نمودگارها را واقعی جلوه دهد سعی می کند لوازم و متعلقات اصل شی را به نمودگار آن شی بدهد مثلاً اگر قصد دارد چوبی را به نمودگار آدمی اضافه کند کلاه و لباس بر آن می پوشاند.

- موضوع بازی های نمایشی متفاوت است و با سن کودک ارتباط دارد که از شکل ساده آن شروع می شود و کم کم کار به نقش های شخصیت های قصه ها می دهد از جمله تقلید از حیوانات، مهمانبازی، پدر و مادر بازی، بچه داری، پلیس بازی و در مراحل کاملتر بازی در نقش سیندرلا و بابانوئل و جز آنهاست.

- بازی های سازنده به تدریج که کودک بزرگ می شود خیالبافی را رها می کند از بازیهای تخیلی روی گردان می شود و به بازی های سازنده روی می آورد مشهورترین این بازیها بازی با ماسه و گل برای خانه سازی، کوه، جاده یا بازی با مکعب های چوبی مهره ها، رنگ و مواد رنگی، گل رس و یا خمیر بازی برای ساختن انسان، حیوان، درخت و اشیاء دیگر، البته دختران بیشتر از وسایل آشپزخانه که در اندازه های کوچک ساخته شده است و به تقلید از بزرگترها به عنوان آشپزی استفاده می کند.

- از هشت سالگی تا 12 سالگی کودک برای شرکت در بازی به گروههای مختلف کودکان وارد می شود و بازی در این سالهای عمر جنبه رقابت به خود می گیرد و سازمان یافته و دقیق می شود. گروهها دو نفری، چهارنفری یا بیشتر باشد.

عوامل مؤثر در بازی

1- عامل محیط: محیط تنها در نوع بازی کودکان مؤثر است چنانکه کودک آمریکایی از بازی کلاغ پر یا بازی یک قل دو قل اطلاعی ندارد و کودک ایرانی هم از بازی گلف چیزی نمی داند بنابراین می توان گفت که بازیهای کودکان با اختلاف فرهنگ ها نسبت مستقیم دارد عوامل محیطی ادوار گذشته را که در ساختار و تدوین و تکامل بازی های کودکان تأثیر گذاشته و امروز نیز اثرهای آن در بازیها دیده می شود.

الف- محیط اقلیمی و موقعیت های اجتماعی، نظامی موجب خلق بازی های خاص می شود مثلاً کودک روستایی در بازیهای خود فرا می گیرد که چگونه حیوان اهلی را از گزند درندگان باید حفظ کرد مثل

گرگم و به گَلَت می زنم منم چماق به کَلَّت می زنم

ب - در نواحی مرزی که موقعیت نظامی و پاسداری از مرز اهمیت فوق العاده دارد بازی ها به گونه ای آفریده شده است که کودک فرا بگیرد که چگونه با هجوم دشمن مقابله کند.

ج - بافت های قدیمی شهر با کوچه های تنگ و باریک و پر پیچ و خم پشت بام های کوتاه و بلند موجب پیدایش بازی هایی از قبیل قایم باشک شده است. در این بازیها کودک فرا می گیرد که چگونه از راهها و معبرهای تنگ و پرپیچ و خم با دقت و تمرکز حواس باید عبور کند و قاعدتاً امروز با دگرگون شدن محیط و بافتهای شهری باید این نوع بازیها قروک شده باشند اما می بینیم که این چنین نیست حتی در روزهای بارانی کودکاندر داخل اطاق ها و یا سالن ورزشی بازی هایی می کنند شبیه قایم باشک.

2- عامل هوش و خلاقیت و سن

الف- هوش: کودک با استفاده از هوش خود چگونگی انتخاب بازیها و استفاده از آن را در می یابد کودکان تیز هوش معمولاً به دنبال بازیهای رمزی و نمودگارین هستند امّا کودکان باهوش متوسط با بازی های ساده خود را مشغول می کنند حال آنکه کودکان معلول اعم از ذهنی یا جسمی وسایل بازی خود را با شدت به اطراف
می کوبند و آنها را خرد می کنند که شاید توان سازگاری با محیط را ندارند.

دو تن از دانشمندان به نام «لهُمن» و «ویتی» می گویند که کودکان هوشمند و کودکان کند ذهن هر دو یکسان در بازی شرکت می کنند امّا کودک هوشمند بازی هایش گوناگون و شکل گرفته تر است. بیشتر وقت خود را صرف خواندن می کند و کمتر به بازیهای دسته جمعی توجه دارد و حال آنکه کودک کودن کوشش می کند که در بازیهای گروهی شرکت کند تا عیب کم هوشی خود را بپوشاند.

بینه و سیمون چنین معتقدند که هوش بهره ای است ارثی هم چنان که رنگ چشم ارثی است البته برای انتقاد به نظریه این دو تن در پرورشگاه چند کودک که به نظر عقب مانده ذهنی بودند به محیطی که از نظر عاطفی و بازی بهتر به نظر می رسید بردند متوجه شدند بعد از مدتی هوش آنها افزایش پیدا کرده بنابراین محیط مطلوب ضریب هوشی را افزایش می دهد.

ب - خلاقیت: کودکانی که از نیروی تخیل بیشتری برخوردارند می توانند مبدع و آفریننده باشند و با قدرت خلاقه ای که دارند به بازی ها جهت دهند و آنها را بر حسب ذوق خود جذابتر و لذیذتر کنند برای آنکه کودکان را برای ورود به آینده درخشان تربیت کرد تا بتواند صاحب نقش مفید و سازنده باشد باید برای آنها محیط مناسب و مطلوب بازی کردن فراهم آورد.

ج - سن: پیاژه دوره های سنی کودکان را برای بازی به سه مرحله تقسیم کرده است.

1- مرحله بازی های تمرینی (حسی و حرکتی)

کودک از آغاز تولد تا 2 سالگی به این نوع بازی مشغول است و بازی های او بیشتر جسمی است پیاژ این مرحله را به چند دوره تقسیم کرده است. الف) دوره ای که کودک با اندام و اعضای بدن خود بازی می کند مانند مکیدن انگشتان ب). در این دوره کودک با چیزهایی که در دسترس اوست بازی می کند. اشیاء را لمس
می کند و تکان می دهد و داخل دهان خود فرو می برد. ج) به چهار نوع بازی منحصر می شود یکی بازی با محتویات اشیا تا حدود 20 ماهگی کودک با آن سرگرم می شود نوع دیگر بازی روی هم چیدن اشیاء است نوع دیگر چیدن و کوپه کردن اشیاء است.

2- بازی های تخیلی: این مرحله نیز بنا به نظر پیاژه به چند دوره تقسیم می شود.

الف) کودک با اندام خود کارهای خیلی می کند مثلاً خیال می کند که دستهایش را زیر شیر آب گرفته است و می شوید.

ب) کودک ممکن است اعمال تخیلی را درباره دیگران انجام دهد مثلاً قاشق خالی را به دهان مادر می برد و از او می خواهد که غذای خیالی بخورد.

ج) همانند سازی: مثلاً عروسک را به جای بچه خود پذیرفتن (در میان دختران) و بر چوبی سوار شدن و آن را اسب پنداشتن و مانند اسب شیهد کشیدن (در میان پسران).

د) همانند کردن خود با دیگران مثلاً حرکات خاص مادر را هنگام جارو کردن یا ظرف شستن تقلید می کند.

ه) همانند کردن خود با اشیاء مثلاً هواپیما شدن یعنی دستها را از هم باز کردن و به اطراف دویدن.

و) همانند کردن خود با حیوانات مثل شیر یا گاو و یا گوسفند.

ز) همانند کردن شی باسئی دیگر مثلاً به کار بردن قوطی کبریت به جای اتومبیل

3- مرحله بازی های با قاعده:

این مرحله از 5 یا 6 سالگی آغاز می شود بازی ها در این مرحله سنی بر حسب قاعده و مقررات معین صورت می گیرد و تا پایان عمر آدمی ادامه دارد.

4- جنس

در دوران آغازین کودک بچه ها از لحاظ جنس مذکر و مونث فرقی میان خود قائل نیستند اما پس از سه سالگی به تدریج در می یابند که میان آنان تفاوتی است دریافت این تفاوت از چند عامل ناشی می شود.

1- وظایفی که خانواده و جامعه برای جنس های متفاوت تعیین می کنند و انتظارهای متغایری که از این جنس دارند.

2- میزان آگاهی و شعور اجتماعی و نوع و سطح فرهنگ خانواده.

3- اقتصاد و اندازه و بهره وری خانواده از در آمد مالی آنها.

4- مراحل رشدی که کودک گذارنیده است.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه