امروز دوشنبه 08 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

دیوید کلارنس مک کله لند (David Clarence McClelland) در نیویورک دیده به جهان گشود، در 1938 وارد دانشگاه وسلیان (Wesleyan) شد سپس مدرک فوق لیسانس روانشناسی را از دانشگاه میسوری دریافت نمود، در سال 1941 موفق به دریافت دکترای خود از دانشگاه یال (Yale) شد و در 1963 به عنوان مشاور ارزیابی و استخدام در مک بر (McBer) آغاز کرد. تحقیقات وی در زمینه ضریب هوشی و شخصیت در مجله روانشناسان آمریکا به چاپ رسید و بیشتر روی روابط و انگیزش متمرکز گردید. در 1956 کرسی استادی دانشگاه وسلیان را کسب نمود و همچنین عضو هیئت علمی دانشگاه هاروارد گردید وی در 27 مارس 1998 دیده از جهان فروبست.

نظریه ی نیازهای اکتسابی (Achievement Motivation Theory) که در اوایل دهه 1950 توسط دیوید کلارنس مک کللند (مک کله لند ) مطرح شده است که به نظریه نیازهای سه گانه مک کللند (McClelland's Achievement Motivation Theory) مشهور شده است. به این موضوع می پردازد که انگیزش ریشه در فرهنگ دارد. این نظریه، در کنار نظریه های سلسله مراتب مازلو و مراحل مختلف زندگی گریوز و نظریه ی زیستی- تعلق-رشد آلدرفر، از نظریه های های محتوایی انگیزش می باشند.

مک کللند با مطالعات متعددی که انجام داده، سه نیاز اصلی را در انسان‌ها شناسایی کرده و معتقد است که هر یک از ما، این سه نیاز را به میزان متفاوتی درون خود حس می‌کنیم و به واسطه‌ی آن‌ها برانگیزه می‌شویم.

این نظریه بیان می دارد که نیازها براثر ارتباط فرد با محیط ایجاد می شود. همه افراد در همه حال و در هر زمانی این نیازها را دارا هستند ولی در هر زمان فقط یکی از این سه نیاز، بنا به موقعیت، بر افراد تسلط می یابد (افجه، 1377).

مک کله لند (1974) بیان می دارد که همه ی انسان ها سه نیاز مهم دارند:

1- نیاز به کسب موفقیت یا توفیق طلبی (Need for Achievement)

کوشش و پویایی برای درخشیدن و کسب موفقیت (رابینز،1380). تمایل به برتری جویی، رقابت، اهداف چالشی و پافشاری برای انجام کار و غلبه بر مشکلات (ایران نژاد پاریزی و ساسان گهر، 1370).

توفیق طلبی، میل به انجام چیزی بهتر با کارایی بالاتر برای حل مسائل یا تسلط بر کارهای پیچیده می باشد. یعنی پاداش موثر برای این افراد، تحقق اهداف و آرزوهایشان در رابطه با انجام کار است.

یعنی تلاش برای کسب هدف با توجه به برنامه ها و استانداردهایی که موفقیت را تضمین می نماید. از نظر مک کللند، این نیاز سبب می شود که افراد به تعریف و تکذیب دیگران درانجام کار توجه نداشته و تنها پاداش موثر برای آن ها تحقق اهداف و آرزوهایشا در خصوص انجام کار است.

مک کللند در تحقیقاتش به این نتیجه رسید که در برخی افراد انگیزه ای وجود دارد که از دیگر انگیزه های فرد متمایز است و می توان آنرا با آزمونهای خاصی اندازه گیری کرد. او این انگیزه را انگیزه توفیق طلبی(موفقیت) نام نهاد و ادعا کرد هرچند منشاء پیدایش این انگیزه در کودکی است، اما می توان این انگیزه را در بزرگسالان نیز ایجاد یا تقویت کرد.

یعنی تلاش در به ثمر رساندن هر کاری محول شده و کسب موفقیت و درخشیدن. نیاز به موفقیت تقریباً 80٪ نیروی محرک و انگیزشی تمام افراد است. افرادی که این نیاز در آن‌ها غالب است، اهل قمار و برد و باختهای بزرگ نیستند و موفقیت خودرا بر پایه شانس قرار نمی‌دهند و تلاش می‌کنند تا مسئولیت امور را خود در اختیار داشته باشند هرچند از پذیرفتن کارهای ساده یا بسیار سخت یا شانسی اجتناب می‌ورزند.

نیاز به موفقیت یا Need for Achievement که معمولاً آن را با nAch نشان می‌دهند، به این معناست که فرد، دوست دارد مدام و پیوسته برای خود، هدف گذاری کرده و با تلاش و کوشش، به اهدافی که تعیین کرده دست پیدا کند.

مک کللند توضیح می‌دهد که چنین افرادی، کار فردی را به کار تیمی ترجیح می‌دهند. چون در کار تیمی، ممکن است عملکرد ضعیف دیگران، به مانعی برای موفق‌شان تبدیل شود.

هم‌چنین می‌کوشند هدف‌هایی با سطح دشواری متوسط را انتخاب کنند. چون هدف‌های بسیار دشوار، امکان دستیابی به هدف و تجربه‌ی موفقیت را از آن‌ها می‌گیرند. دستیابی به هدف‌های بسیار ساده هم، حس موفقیت را القا نمی‌کند.

او ویژگی‌های دیگری هم برای افرادی که نیاز به موفقیت در آن‌ها قوی است بیان می‌کند. از جمله این‌که برای این افراد، بازخورد بسیار مهم است. آن‌ها باید نتیجه‌ی موفقیت‌شان را ببینند و حس کنند که دیگران موفقیت آن‌ها را به رسمیت می‌شناسند.

برای این افراد، پول به صورت مستقیم نمی‌تواند انگیزاننده باشد. مگر این‌که احساس کنند پول، خود شاخصی است که می‌تواند میزان موفقیت‌شان را نشان دهد.

مثلاً کارآفرینی که nAch او بالاست، شاید دوست داشته باشد که شرکتش، ماهانه میلیاردها تومان درآمد داشته باشد. اما این درآمد را بیش از آن‌که برای خرج کردن بخواهد، برای این می‌خواهد که مطمئن شود موفق شده است.

نیاز به کسب موفقیت عبارت است از خواسته های فرد برای رسیدن به هدف خود و انجام کاری مؤثرتر از قبل.
نیاز به کسب موفقیت در دو سطح فرد و جامعه مورد مطالعه قرار می گیرد. هدف اصلی مطالعات در سطح فردی، دست یابی به ویژگی های افراد است یعنی شناخت کسانی که دارای نیاز به کسب موفقیت بالایی هستند،کشف پی آمد های مرتبط با کسب موفقیت و یافتن روش های افزایش کسب موفقیت.
مک کللند تأکید داشت شخصی که برای احراز موفقیت نیازمندی های بالایی دارد،از ویژگی های معینی برخوردار است که او را به انجام بهتر کارها و پیشبرد وظایف خویش در برخی موقعیت ها ترغیب می کند.
تحقیقات نشان می دهد، کسانی که در آن ها انگیزه ی کسب موفقیت بسیار شدید است در فعالیت هایی که به نوآوری و خلاقیت نیاز دارند بسیار موفق هستند. یکی از ویژگی های افراد توفیق طلب، تعهد (مشغول بودن کاری) آن هاست. ایشان در مسیر رفتن به محل کار، هنگام صرف نهار و در منزل به کار فکر می کنند.کنار گذاشتن کار برای آن ها مشکل است و هنگامی که مجبور می شوند کار کردن روی یک پروژه ی تکمیل شده را متوقف کنند دچار ناکامی می شوند. در نهایت این افراد خودشان مسئولیت کارهایی را که باید انجام دهند می پذیرند.آن ها به طور معمول داوطلب پذیرفتن وظایف اضافی هستند و واگذاری بخشی از کار به دیگران برایشان مشکل است. به همین ترتیب هنگامی که آن ها بدون کمک دیگران نسبت به دیگر همکاران خود،کار بیشتری انجام می دهند احساس موفقیت می کنند.

نیاز به موفقیت یعنی رفتار به سوی رقابت با استاندارد عالی (مک کللند و دیگران 1953). افرادی که نیاز به موفقیت بالایی دارند گرایش به مسئوولیت پذیری و ایجاد اهداف دشوار و در عین حال دست یافتنی دارند و تمایل به گرفتن بازخورد از فعالیت خود دارند، همچنین میل قوی به ایفای موفقیت آمیز وظایف دارند. افراد دارای نیاز وابستگی بالا، بیشتر از دیگران در کار حضورمی یابند، در موقعیت های طالب همکاری شرکت می کنند، نیاز به قدرت اجتماعی قوی دارند. افراد دارای نیاز قدرت بالا در فعالیت های گروهی طالب جایگاه رهبری هستند وگرایش به کارکردن عالی دارند.

2- نیاز به کسب قدرت (Need for Power)

یعنی کسب توانایی برای اعمال نفوذ بر دیگران و کنترل آنها. یعنی دیگران را وادار کنیم تا به گونه ای مخالف رفتار همیشگی خود رفتار کنند (رابینز،1380)

تمایل به کنترل دیگران برای اثرگذاری بر آنها و دراختیارداشتن دیگران (ایران نژاد پاریزی و ساسان گهر، 1370).

یعنی کسب توانایی برای اعمال نفوذ بر دیگران و کنترل آن ها می باشد این نیازها سبب می شود که افراد مسئولیت های دیگران را بر عهده بگیرند و بر آن ها اعمال نفوذ نمایند و در وضعیت رقابتی به انجام کار بپردازند و همواره در پی کسب شهرت، اعتبار و تشخیص هستند و بیش از آن که به عملکرد موثر فرد توجه کنند به اعمال نفوذ بر دیگران توجه دارند. در مقایسه با نظریه مازلو صاحبنظران معتقدند که نیازها به قدرت بین نیاز احترام و خود شکوفایی قرار دارد.

3- نیاز به کسب دوستی و روابط یا نیاز به وابستگی و تعلق (Need for Achievement)

داشتن روابط دوستانه و نزدیک اجتماعی و همکاری با دیگران (ایران نژاد پاریزی و ساسان گهر، 1370). تمایل به ایجاد ارتباط و داشتن روابط متقابل و دوستانه با دیگران (رابینز،1380)

توفیق طلبی، میل به انجام چیزی بهتر با کارایی بالاتر برای حل مسائل یا تسلط بر کارهای پیچیده می باشد. یعنی پاداش موثر برای این افراد، تحقق اهداف و آرزوهایشان در رابطه با انجام کار است.

یعنی تمایل به کسب دوستی، حمایت دیگران و ایجاد روابط صمیمی با آن ها، بر اساس این نیاز افراد تمایل دارند که مورد پذیرش دیگران واقع شوند و در شرایطی که تعاون حاکم است و روحیه همکاری وتفاهم وجود دارد به کار اشتغال داشته باشند. افرادی که دارای این نیاز هستند اغلب به عضویت در باشگاه ها، موسسات اجتماعی و فعالیت های گروهی گرایش دارند. این نیاز با نیاز تعلق یا اجتماعی در مراتب نیازهای مازلو شباهت دارد.

بعدها مک کللند عامل یا نیاز چهارم را نیز معرفی کرد.

4- نیاز به یکتایی یا تازگی

به تمایلاتی گفته که از طریق آن‌ها خود را متفاوت و آغازین درک می‌کنیم.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه