امروز چهارشنبه 17 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

اوا فوگلمن (Eva Fogelman‎) نویسنده، استاد دانشگاه و روان‌شناس اهل ایالات متحده آمریکا است. او در جهت درمان اثرات روانشناختی بر بازماندگان و فرزندان هولوکاست پیشگام بوده و کتاب‌های بسیاری نوشته‌است. کتاب آگاهی و شجاعت برنده جایزه پولیتزر از جمله آثار او می‌باشد.

اوا فوگلمن، روانشناسی که بازماندگان هولوکاست و فرزندان آنها را درمان می کند، نسل دوم ( فرزندان بازماندگان هولوکاست) "عقده" را پیشنهاد می کند که با فرایندهایی تأثیر می گذارد که بر هویت، عزت نفس، تعاملات بین فردی و جهان بینی تأثیر می گذارد.

یکی از ویژگی های قابل توجه نسل سوم ( نوه های بازماندگان هولوکاست) پیوند نزدیک آنها با پدربزرگ و مادربزرگشان است. به گفته اوا فوگلمن، "یک روند روانشناختی بسیار جالب این است که نسل سوم بسیار به پدربزرگ و مادربزرگ نزدیکتر است و برقراری ارتباط با پدربزرگ و مادربزرگ بسیار آسان تر از برقراری ارتباط با نسل دوم است."

در سال 1976، در حالی که فاگلمن و چند روانشناس دیگر که در دانشکده پزشکی هاروارد کار می کردند علاقه مند به راه اندازی یک کلینیک بهداشت روان یهودی در دانشگاه بوستون هیلل اقدام کردند. نتیجه این پروژه اولین گروه درمانی کوتاه مدت برای کودکان بازمانده از هولوکاست بود که فوگلمن با همکاری دوستش بلا ساوران راه اندازی کرد. الهام بخش این گروه از خواندن گفت و گو بین چندین کودک از بازماندگان هولوکاست بود. این گروه ها جوانان طیف وسیعی از جامعه یهودیان را جذب خود می کردند، از کسانی که هویت یهودی خود را به صراحت پذیرفتند تا کسانی که تا زمان بزرگسالی نمی دانستند که آنها یهودی هستند. این گروه ها به شرکت کنندگان فرصتی دادند تا یاد بگیرند چه چیزهای مشترکی دارند و چه مختص تاریخچه خانوادگی آنها است. همچنین از آنها پشتیبانی کرد تا بتوانند بسیاری از آنها برای اولین بار با پدر و مادرشان در مورد گذشته وحشتناک خود ارتباط برقرار کنند. در سال 1978، فوگلمن اولین گروه درمانی کوتاه مدت را برای کودکان بازمانده از هولوکاست در اسرائیل در دانشگاه عبری راه اندازی کرد، جایی که او با دکتر هیلل کلاین و اوری کار می کرد آخرین مطالعه تأثیر روانی هولوکاست بر بازماندگان و خانواده های آنها در اسرائیل بود.

روشهای درمانی پیشگامانه ایجاد شده در این گروهها در مقاله برجسته هلن اپستین در 19 ژوئن 1977 مجله نیویورک تایمز با عنوان "وراث از هولوکاست، "و بعداً در کتاب او تحت عنوان فرزندان هولوکاست: گفتگو با پسران و دختران بازمانده در این مقاله آنچه بسیاری از فرزندان بازمانده را احساس می کردند بیان می کرد، این مطالب را بازماندگان نمی توانست به زبان بیان کنند.

این تحقق فرزندان بازماندگان هولوکاست را وادار کرد که بخواهند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، و این باعث جنبشی از بازماندگان نسل دوم هولوکاست شد، همانطور که شناخته شدند. این گروه ها از نظر محدودیت زمانی در مقابل گروه های باز، اشکال مختلفی را به خود اختصاص داده اند، برخی از آنها از چندین نسل، بازماندگان کودک یا نسل سوم استفاده می کنند و برخی دیگر از روشهای مختلف استفاده می کنند، از جمله خودیاری و رهبران، روانکاوی، روان پریشی و روان درمانی روان پویایی.

از نظر فوگلمن، لازمه وجدان در این دیدگاه، توانایی دیدن خود از دیدگاه شخص دیگری است.

اوا فوگلمن (1994) در تحقیق خود بر روی کسانی که در جریان هولوکاست به کمک دیگران شتافتند، همین سه منبع انگیزشی را مجزا کرده است. بعضی از آنها زندگی خود و خانواده خود را به خاطر همدلی به خطر انداختند. آنها میگفتند که به خاطر درد و رنجی که شاهد بوده اند نمی توانستند به قربانیان پشت کنند. انگیزه بعضی دیگر بیشتر اصول اخلاقی بود تا همدلی. این افراد توضیح می دادند که آنها شاهد این جنایات بودند و اگر در برابر آنها مقاومت نمی کردند نمی توانستند با خود کنار بیایند و به زندگی خود ادامه دهند. از صحبتهای این افراد بر می آمد که انگیزه آنها بیشتر بیعدالتی بوده است تا یک ارتباط عاطفی با افراد رنج کشیده. اما انگیزه گروه سوم، ناشی از ارتباط و الگوگیری از یک رهبر اخلاقی یا جامعه اخلاقی، مثل خانواده یا کلیسا بود.
در مجموع، با نگاه به این سه منبع انگیزه اخلاقی، ممکن است گفته شود که اخلاق بر «سر» (اصول اخلاقی یا استانداردهای مبتنی بر شناخت درست و غلط و تشخیص فرد به عنوان یک عامل اخلاقی)، بر «قلب» (همدلی)، و بر «جامعه» (همانندسازی با سرمشقهای اخلاقی) مبتنی است.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه