امروز دوشنبه 08 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

اخلاق یک مفهوم پیچیده است، به گونهای که از منظر علوم مختلف ازجمله روانشناسی، جامعه شناسی، حقوق، علوم سیاسی، فلسفه، پزشکی و سایر حوزه های علمی دارای تعابیر و قرائتهای مختلف است.

در این میان پل هرست در بحث تربیت اخلاقی نظری بدیع و جالب دارد که حائز اهمیت است. هرست، یک نوارسطو گراست و در باب عقل و نحوه شکوفایی آن تحت تاثیر ارسطوست، و از طرفی در باب طرح اشکال یا فرمهای دانش تحت تاثیر اشکال زندگی و شفاف سازی واژه در عمل تحت تاثیر ویتگنشتاین است.
ایشان معتقدند که انسان موجودی است که صاحب عقل و اندیشه است، بنابراین وظیفه آموزش و پرورش را اعتلای عقلانیت می داند.
هرست تربیت اجتماعی، اخلاقی را زیر یک چتر می برد، هردو حوزه را به وسیله استدلال و عقل به هم پیوند می زند. اینکه بدون تصور وجود اجتماع تربیت اخلاقی و اجتماعی هیچ ضرورتی نمی یابد.
ما اگر دروغ می گوییم یعنی دست به کاری غیر اخلاقی میزنیم، همیشه به کسی دروغ می گوییم، یعنی به یکی از افراد اجتماع دروغ می گوییم پس دستور دروغ مگو، پیش فرض اصلیاش وجود اجتماع است.
هرست انسان را موجودی فکور می داند، که مسئول اعمال خودش است و باید راجع به تک تک اعمال و اندیشه های خود در زندگی مستقلاً تصمیم بگیرد، و بیندیشد. هرست به نحوی روشن از استقلال عقلانی که از سطح دبستان شروع می شود سینه سپر کرده است. در واقع استقلال عقلی و اندیشه ورزی بدون پایه های مستحکم و حاصل شده از دانش به دست نمی آید. از نظرهرست مدرسه باید دارای قدرتی آشکار باشد بنوعی که هم در محتوا و هم روش عملکرد از نظر عقلانی قابل دفاع باشد. این محتوا و روش برای یادگیری اخلاقی باید مناسب باشد.

پل هرست به مکتب تحلیلی معتقد است و علاوه بر اینکه مفاهیم تربیتی را روشن می کند و پیشفرض های آنها را بیان می کند، وی نهاد تعلیم و تربیت را جایگاه شروع با انتقال با قصد و نیت ارزشها میداند و در راستای رسیدن به توافق عمومی روشهایی را در تربیت اخلاقی واجتماعی توصیه می کند.
هرست معتقد است که سه سطح از اصول و قوانین وجود دارد که تعلیم و تربیت اخلاقی باید بپذیرد، و در همین نقطه او تربیت اجتماعی و اخلاقی را با سروری عقل بهم پیوند می زند: آن دسته از اصولی که دلایل وجود دارد مبنی بر اینکه توجیه عقلی دارند، آنهایی که توجیه عقلی برایشان وجود ندارد اما توافق اجتماعی مبنی بر لزوم آنها وجود دارد، و آنهایی که نه توجیه عقلی برای قبولشان وجود دارد و نه توافق اجتماعی لازم است.
در اینجا هرست می گوید در راستای ایجاد استقلال عقلی، تعلیم و تربیت اخلاقی باید این سطوح متفاوت را لحاظ کند. در اینجا نظام تربیتی باید تا حد امکان درباره عملکردهایش اطلاعات داشته باشد و از قواعد اخلاقی منحرف نشود.
پل هرست به دلیل تأکید براینکه فرد باید براساس قوانین و اصولی زندگی کند که یکدست باشند و باید پیرو منطق خاصی باشند تحت تأثیر کانت است. این امر شرط لازم برای دارا بودن یک نظام اخلاقی است، هرست معتقد است: "بسیاری از مردم براساس قوانینی زندگی می کنند که نامنسجم اند و فاقد منطق درونی اند".
هرست مجموعه ای از عوامل علمی و شخصیتی و روانی انسان را بهم می آمیزد و مدرسه را نهادی برای روشنکردن و توجیه مبانی بر اساس عقل به دست می دهد. او مدرسه را محلی برای تمرین و کسب مهارت های اجتماعی معرفی می کند. او عاملی راتحت عنوان نقش پذیری (تصمیمگیری) در تحصیل ازهمان دوره ابتدایی آغاز می کند.
تأکید بر تصمیم گیری و نقش پذیری اجتماعی از او متفکری می سازدکه صرفاً به فکر ارائه دروس آکادمیک برای دانش آموزان توانمند نیست بلکه طرحی برای آموزش دروس عمومی مبتنی بر دانش و آگاهی درسر می پروراند که متکی بر تضمین استقلال فردی و عقل نیز هست.

هرست و پیترز هم تربیت اخلاقی را زمینه ای می دانند که فرد بتواند زمینه تعلیم و تربیت عقلانی را فراهم کند.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه