امروز دوشنبه 08 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

ماریا مونته‌ سوری ( Maria Montessori) متولد 31 اوت 1870 و متوفای 6 مه 1952، مربی کودکان معلول بود که در خانواده‌ای مرفه در ایتالیا به دنیا آمد. ماریا مونته‌سوری در شهر کیاراوله ایتالیا به دنیا آمد. او فرزند الکساندرو مونته‌سوری و رنیلده استوپانی بود. به دلیل شغل پدر، خانواده مونته‌سوری در سال‌های 1873 و 1875، ابتدا به فلورانس و بعد به رم نقل مکان کردند و ماریا در 6 سالگی برای تحصیلات ابتدایی وارد یک مدرسه دولتی شد.

پدر و مادر او در رابطه با ادامه تحصیلات ماریا هم‌عقیده نبودند اما او در سیزده سالگی با حمایت مادرش وارد مدرسه مهندسی شد. در آن زمان تحصیل دختران در رشته مهندسی امری رایج نبود. در دوران تحصیل در همین مدرسه بود که اندیشه‌های اولیه ماریا در رابطه با این که مدرسه چگونه نباید باشد، شکل گرفت.

پس از اتمام مدرسه در سال 1890 ماریا قصد ادامه تحصیل را در رشته پزشکی داشت اما با مخالفت پدرش روبرو شد چرا که دانشکده‌های پزشکی در آن دوران کاملاً مردانه بود. از این رو ماریا مونته‌سوری وارد دانشگاه ساپینزای رم شد و دو سال بعد در رشته ریاضیات، فیزیک و علوم طبیعی موفق به دریافت دیپلم شد. سپس او با سفارش پاپ لئو هشتم شروع به تحصیل علوم پزشکی کرد و در تاریخ 10 ژوئیه 1896 اولین پزشک زن ایتالیا شناخته شد.

در سال 1896 ماریا مونته‌سوری به عنوان نماینده ایتالیا به کنگره بین‌المللی حقوق زنان در برلین دعوت شد و با ایراد یک سخنرانی در مورد برابری دستمزد بین زنان و مردان، حضار را مسحور کرد.

پس از دریافت مدرک پزشکی، او به مدت دو سال در کلینیک روانپزشکی دانشگاه رم به عنوان مسئول مراقبت از کودکان معلول ذهنی مشغول به فعالیت شد. تجربه کار و مشاهده آرزو و نیازِ بکر این کودکان به بازی، مونته‌سوری را به تحقیق در زمینه امکان آموزش به آن‌ها سوق داد. از این رو به پژوهش در آثار برونویل، ایتارد و سگوین پرداخت و با دیدگاه‌های روسو و دیدرو آشنا شد. وی روش مونته‌سوری را ابداع کرد.

در زمانی که دختران اجازه تحصیلات دانشگاهی نداشتند، با وجود مخالفت پدر، با حمایت مادرش به دانشکده پزشکی رفت. او نخستین دختری بود که در ایتالیا پزشک شد. چون بسیاری از بیمارستان‌ها و مراکز درمانی و بهداشتی حاضر به استخدام او نبودند ناچار شد سرپرستی یکی از مراکز کودکان معلول و بیمار را بپذیرد. او در حین کار در آن مرکز متوجه برنامه‌های آموزشی و تربیتی کودکان شد و دریافت که فرصت آزاد برای تجربه کردن به آنان داده نمی‌شود. چون علاقه داشت در این زمینه کاری انجام دهد به دانشگاه بازگشت و در رشته تعلیم و تربیت و جامعه‌شناسی تحصیل کرد و با الگوها و روش‌های آموزشی آشنا شد. سپس به‌جای برنامه‌های آموزشیِ موجود، الگوی جدیدی برای بچه‌ها ارائه داد.

مونته‌سوری مراکزی را برای اجرای برنامه‌های خود تأسیس کرد که سبب شد دیدگاه‌هایش در سراسر کشور گسترش یابد و مورد استقبال قرار گیرد؛ اما چون دیدگاه‌های مونته‌سوری مبتنی بر آزادی بود، دولت فاشیستی موسولینی به او اجازه فعالیت نداد و به اسپانیا تبعیدش کرد و مدارس او نیز بسته شد. دولت موسولینی بعدها با دعوت رسمی او را به کشور بازگرداند. بااین‌حال، مونته‌سوری که تحمل حکومت فاشیستی را نداشت از ایتالیا گریخت. در سال‌های جنگ جهانی دوم به هلند و سپس به هند رفت و با افکار و اندیشه‌های صلح‌طلبانه گاندی آشنا شد. در سال‌های آخر عمر، مدال افتخار یونسکو را به‌سبب خدمات خود به آموزش دریافت کرد. او در 82 سالگی در کشور هلند در گذشت.

اساس فلسفه ی تربیتی ماریا مونته سوری بر این ایده بنا شده که رشد و تفکر کودکان در مقایسه با افراد بزرگسال بسیار متفاوت است و هرگزکودکان «بزرگسالانی در بدن های کوچک» نیستن. او در سال 1907 میلادی، اولین اثر مهم خویش را یعنی «روش آموزش و پرورش علمی و خانه ی کودکان» منتشر نمود. مونته سوری در این کتاب اظهار می دارد که تعلیم و تربیت می بایستی از طبیعت و قوانین رشد کودک الهام بگیرد و خود را از پیش زمینه های ذهنی که ریشه در سنت و عادات نادرست و غیرعملی دارد، برهاند. «بزرگسالان معمولا و تقریبا همیشه [کودکان را] طبق دلخواه خود تربیت کرده اند و این امر نوعی تجاوز به طبیعت و به آزادی یعنی تخطی از قانون واز ارزش هایی است که به نفسه مقدس می باشند. همیشه آن چه بزرگسالان تصور می کند کودک باید چنان باشد یا بهتر بگوییم، آن چه بزرگسالان با دید خاص خود از کودک متوقع است، مورد نظر بوده است. هرگز یا تقریبا هرگز، به وظایفی که بزرگسال نسبت به کودک دارد، به آن چه طبیعت کودک، حیات او، آینده ی وی و محرک های درونی غیر قابل تغییر موثر در رشدش اقتضا می کند، توجه نشده است».

مونته سوری با تاسیس «خانه کودکان» – که شباهت بسیار با «باغ کودکان» فروبل داشت – برآن بود تا محیطی متناسب با ویژگی ها و علایق کودکان مهیا نماید. دراین محیط میز و نیمکت و وسایل کار مطابق با اندام ونیروی بدنی کودکان ساخته شده بود. کودکان به راحتی می توانستند پشت نیمکت ها بنشینند و به آسانی وسایل کار را جا به جا نمایند.آموزگار در خانه ی کودکان تنها نقش یک «ناظر» را دارد و به کودک اجازه می دهد تا به فعالیتی که رغبت دارد، بپردازد و هیچ چیزی را تحمیل نمی کند. وی معتقد است که تمام جنگ ها، کینه ورزی ها، بی عدالتی ها و تجاوزات، ریشه در برخورد استبدادی است که بزرگسالان نسبت به کودکان روا می دارند؛ و بدین سان از همان ابتدا بذرهای پرباری را دراو می کشند که درآینده نوید دهنده ی زندگانی سرشار از صلح وشادی بود.

معروفترین پیشگام فلسفه تربیتی عملگرایی و پیشرفت گرایی بعد از دیویی، ماریا مونته سوری است. ازنظر مونته سوری کودک عاشق نظم و کار است و فعالیت آدمی، فعالیتهای اجتماعی است. ازنظر وی، دو سال اول زندگی کودک بسیار مهم است. رشد و نمو کودک، فرایند تکاملی پیچیده ای است. آزادی، کار و نظم، سه ستون اصلی (خانه کودکان) مونته سوری هستند. روش تربیتی مونتهسوری، روش علمی بود، مرکب از مشاهده، آزمایش و تجزیه و تحلیل. مونته سوری، مفهوم انضباط آزاد را معرفی کرد.

دوره های حساس رشد

یکی از مؤلفه های مرکزی نظریه مونته سوری، مفهوم دوره های حساس اوست.

تعریف دوره حساس: دوره هایی زمانی، در فرایند رشد که در آنها فرد نسبت به انواع خاصی از تجارب، پاسخ گویی بیشتری دارد. دوره های حساس، شبیه دوره های بحرانی و مهم است. این دوره ها، زمان های برنامه ریزی شده ژنتیکی مشخص هستند که در خلال آنها، کودک به ویژه مشتاق و آماده یادگیری و تسلط یافتن در تکالیف معینی است.

1- دوره حساس نظم

در خلال اولین دوره حساس که اصولاً در سه سال اول زندگی است، کودک نیاز شدیدی به نظم دارد. به مجرد اینکه کودکان می توانند به اطراف حرکت کنند، دوست دارند اشیاء را در همان جای خود بگذارند.

2- دوره حساس توجه به جزئیات

بین 1 تا 2 سالگی، کودکان توجه خود را به جزئیات کم اهمیت معطوف می کنند.

3- دوره حساس استفاده از دستها

سومین دوره حساس، به استفاده از دستها مربوط می شود. بین 18 ماهگی تا 3 سالگی، کودکان به طور مداوم اشیاء را با دست چنگ می زنند.

4- دوره حساس راه رفتن

قابل مشاهده ترین دوره رشد، دوره حساس راه رفتن است. مونته سوری می گوید که یادگیری راه رفتن، نوعی تولد دوم است.

5- دوره حساس زبان آموزی

پنجمین دوره حساس – و شاید قابل توجه ترین آنها – دوره فراگیری زبان است. نکته قابلتوجه در این مورد سرعت کودکان در یادگیری چنین فرایند پیچیده ای است. کودکان برای یادگیری زبان باید نهتنها واژه و معانی واژه ها و معانی آنها، بلکه دستور زبان، یعنی نظم و قاعده کنار هم چیدن کلمات را هم بیاموزند.

با توجه به توضیحات مونته سوری، فرایند یادگیری زبان در کودک، شبیه نوعی نقش پذیری است. کودکان در دوره معین و مهمی از چندماهگی تا 5/2 یا 3 سالگی به گونه ای درونزاد برای در خود پذیرفتن صداها، واژه ها و دستور زبان از محیط، آمادگی دارند. مونته سوری، اظهار داشت ازآنجاکه اکتساب زبان، تحت هدایت نیروهای درونزاد مبتنی بر رسش، قرار دارد در کودکان بدون توجه به اینکه در کجا بزرگ می شوند، رشد زبان در مراحل معینی صورت می گیرد.

مونته سوری، بر این نکته تأکید دارد که این مراحل، به صورت حالتی تداومی و تدریجی پدیدار نمی شوند، بلکه زمان های متعددی وجود دارد که به نظر می رسند کودک هیچ پیشرفتی ندارد و سپس به یکباره پیشرفتهای جدیدی در او ظاهر می شود.

استقلال و تمرکز

خواص در مدرسه، هدف تعلیم و تربیت، زمانی است که در خانه تعقیب می شود. هنگامیکه به کودکان تکالیفی داده می شد که نیازهای درونی آنان را در دوره های حساس ارضاء می کرد، آنها بارها و بارها روی آن کار می کردند و هنگامی که کار را به پایان می رساندند. شاد و آرام بودند و به نظر می رسید که به آرامش درونی رسیده اند. گویی کودکان از طریق کار فشرده، حالت طبیعی خویش را بازمی یابند. به همین دلیل مونته سوری این فرایند را بهنجارسازی نامید.

خواندن و نوشتن

مونته سوری دریافت که اگر آموزش را در چهارسالگی آغاز کنیم، کودکان خواندن و نوشتن را با شور و شوق فرا خواهند گرفت به این دلیل که آنها هنوز در دوره حساس فراگیری زبان قرار دارند.

سوء رفتار

سوء رفتار کودکان، معمولاً حاکی از آن است که آنها از کاری که انجام می دهند، راضی و خشنود نیستند. او معتقد بود تکلیف کودک، چیزی نیست که از طریق منبع قدرتی بیرونی به او تحمیل شود، بلکه معلم باید با مشاهده کودک از نزدیک، خود را در موقعیتی قرار دهد که موضوعات درسی را آنچنان برای کودک مطرح کند تا با نیازهای درونی رشد او همسازی داشته باشد.

جایگاه، طبیعت در تعلیم و تربیت

مونته سوری در زمینه علاقه کودک به طبیعت، به سن خاصی اشاره نمی کند، ولی اظهار می دارد که این حساسیت خاص به طبیعت حداقل تا نوجوانی ادامه دارد.

مونته سوری همچنین از زمره اولین افرادی است که توجه همگان را به نیاز کودک به تماس با طبیعت جلب کرد و اظهار داشت که کودکان به ویژه با طبیعت هماهنگ هستند و از حضور در طبیعت، کاملاً سود می برند. او دوره حساس دقیقی را از این لحاظ، مشخص نکرد ولی بر این باور بود که کودکان برای گسترش نیروی مشاهده و سایر تواناییها، نظیر احساس پیوند با دنیای حیات، به کسب تجربه از طبیعت نیازمندند.

تخیل و خلاقیت

مونته سوری کاربرد تخیل و خلاق و سازنده نظیر آنچه به وسیله هنرمندان انجام می شود را تأیید می کرد؛ اما معتقد بود که خلاقیت هنرمند. همراه به واقعیت وابسته است. مثلاً در مورد نقاشی، مونته سوری می پذیرد که کودکان به طور فطری تمایل شدیدی به نقاشی کشیدن دارند، ولی او آنان را به نقاشی آزاد، تشویق نمی کرد. بلکه سعی می کرد به آنها کمک کند تا شکلها و رنگها را در خلال فعالیتهایی نظیر پر کردن شکلهای خالی و بریدن کاغذهای رنگی از یکدیگر تمیز دهند. مونته سوری همچنین از زمره اولین افرادی است که توجه همگان را به نیاز کودک به تماس با طبیعت جلب کرد و اظهار دانست که کودکان بهویژه با طبیعت هماهنگ هستند.

نکته: به عقیده مونته سوری، یادگیری راه رفتن، نوعی تولد دوم است.

نکته: در کلاس درس مونته سوری، پاداش و تنبیه جایی ندارد. از دیدگاه مونته سوری، سوء رفتار کودکان حاکی از آن است که آنها از کاری که انجام می دهند، راضی و خشنود نیستند.

روش مونته سوری

ماریا مونته سوری با مشاهده رفتار کودکان پی برد که کودک بیش از این که به نتیجه کار توجه یا علاقه داشته باشد به رضایت از کار و شیوه انجام آن کار توجه دارد. ویژگی دیگر کودک علاقه به انجام کارهای تکراری است تا کار برایش کاملاً درونی شود. وی بخاطر ابداع این روش جایزه یونسکو را از ان خود کرد.

اصول اساسی آموزش‌های مبتنی بر نظام مونته‌سوری عبارتند از:

  1. محیط: قرار گرفتن گروه‌های سنی متفاوت در کنار هم (گروه‌های سنی سه سالانه)
  2. آزادی: آزادی در انتخاب فعالیت‌های مورد علاقه از بین فعالیت‌های موجود، با حضور راهنما
  3. نقش راهنما: بازه‌های زمانی فعالیت بدون مداخله مستقیم و با حضور راهنما

محیط آموزشی از سه ضلع معلم، کودک و محیط فیزیکی تشکیل می‌شود. نقش معلم در کلاس تشویق استقلال، آزادیِ در چارچوب و برقراری نظم است. کودکان در چارچوب فعالیت‌های در دسترس، در انتخاب فعالیت و روش انجام آن آزادی دارند؛ راهنمایی معلم در هنگام نیاز کودک و نه تشخیص معلم صورت می‌گیرد. در این نظام توانایی، استقلال و آزادی کودک رشد و توسعه پیدا می‌کند.

شاگردان کوچک‌تر از همکلاسان بزرگ‌تر خود یادمی‌گیرند و شاگردان بزرگ‌تر با آموزش به کوچک‌ترها آموخته‌های خود را مرور و تثبیت می‌کنند.

کودکان از بین فعالیت‌های متناسب با سنشان، یک فعالیت را انتخاب کرده و سپس با روش خود به انجام آن می‌پردازند. در جریان انتخاب فعالیت اگر کمک و راهنمایی بخواهند معلم در حد در خواست کودک راهنمایی خواهد کرد. وظیفه دیگر معلم در این نظام حفظ نظم محیط آموزشی است.

دورهای زمانی انجام فعالیت طولانی‌تر از کلاس‌های معمول است و کودک در این دوره به انجام فعالیت خود می‌پردازد و معلم مداخله‌ای در روند کاری او ندارد.

روش مونته سوری بر این باور استوار است که توانایی‌های بنیادی کودک در سالهای اولیه زندگیش یعنی بین 3 تا 6 سالگی شکل می‌گیرند. این تواناییها تنها از طریق مدرسه رفتن کسب نمی‌شوند. کودک به دنیایی قدم می‌گذارد که از قبل ساخته شده‌است و البته مدام در حال تغییر است. روش مونته سوری تأکید دارد که کودک نیاز دارد زندگی کردن در این دنیا را یاد بگیرد و خود را با آن تطبیق بدهد؛ بنابراین او نیاز دارد تواناییهای ضروری ای مانند تمرکز، استقامت، پشتکار، برای خود فکر کردن و همچنین توانایی تعامل با دیگران را نیز از همان کودکی کسب کند. اینها تواناییهایی هستند که معمولاً در مدارس یا محیط خانه به عنوان موضوعی برای آموزش دادن در نظر گرفته نمی‌شدند یا هنوز هم نمی‌شوند.

در روش مونته سوری باور بر این است که نیازهای کودک طوری توسط محیط آماده و مناسب و حضور راهنمای بزرگسال مورد توجه قرار می‌گیرد که کودک به‌طور طبیعی از نیازهای خود و دیگران آگاه می‌شود و توان دهی می‌شود تا خودش آنها را با روشهای خلاقانه اش پاسخ دهد و بنابراین احساس رضایت، استقلال و خودانگیختگی می‌کند و دارای نظمی درونی و خود خواسته می‌گردد.

هسته اصلی دیدگاه های جدید و بالطبع نگرش ماریا مونته سوری توجه و احترام به هویت واقعی و شخصیت ویژه کودک است.

علل ابداع روش جدید تعلیم و تربیت توسط مونته سوری
1- کشف ویژگی های معنوی و اخلاقی خاص در کودکان
2- تلاش برای حمایت و دفاع از حقوق کودک
3- یافتن کودکان به عنوان ضعیفانی که در میان افراد قوی زندگی می کنند.

گام اول در حل مسائل تربیتی، نباید به سوی کودک، بلکه باید به سمت مربیان برداشته شود. آنها باید درک و فهم قبلی خود را از کودک تصفیه کنند و در نگرش ها و باور های اخلاقی خود تجدید نظر کنند.
گام بعدی در عملی ساختن هر نوع نظام تربیتی فراهم کردن محیطی برای کودک است که او را از تمام موانع مشکل، خطرناک و تهدید کننده برهاند.

2 اصل نوین تربیتی
اصل اول: فردیت انسان ها باید مورد توجه و تامل قرار گیرد و بدان شکل داده شود. باید به هر کودکی به اعتبار شخصیت یگانه و منحصر به فرد خودش توجه شود.
اصل دوم: کودک حتما باید آزاد باشد.

کودک در دیدگاه مونته سوری چگونه موجودی است؟
به نظر مونته سوری کودک به منزله موجود مستقل است که صاحب زندگی اجتماعی است. وی معتقد است حقوق هیچ انسانی به اندازه کودک پایمال نشده است و می گوید: کودک در صفحه تاریخ، در صفحه سفیدی که هیچ توضیحی ندارد جای گرفته است. مونته سوری معتقد است تنها چیزی که ما در مورد کودک می دانیم این است که او می تواند هر چیزی بشود ولی هیچکس نمی داند که او چه خواهد شد و یا چه خواهد کرد. وی دوره کودکی را دوره حساس می نامد و توجه خاصی به این دوره به ویژه از لحظه تولد دارد. مونته سوری نوزاد را “موجود روحانی” تلقی می کند که روح او در قالب جسمانی یعنی بدن تعبیه شده و به دنیای ما وارد شده است. با تولد نوزاد روح محدود و زندانی او نیز آزاد می شود و رشد خود را آغاز می کند. این روح به تدریج به آن بدن ضعیف و بی حرکت نیرو می بخشد. کودک در مقیاسی به مراتب وسیع تر از آنچه تصور می شود از جنبه های متعالی روحی و روانی بر خوردار است. ار این رو در تربیت کودک نباید صرفا به امور جسمانی کودک مشغول باشیم. لازمه کمک به رشد مطلوب کودک کسب اطلاعات و آگاهی درباره واقعیت رشد انسانی است.

محیط کودک
به عقیده مونته سوری کودکان از محیط مناسب برخوردار نیستند زیرا در دنیای بزرگسالان زندگی می کنند.
محیط ساخته شده توسط ما برای کودک مناسب نیست چون کودک جدا و خارج از این محیط قرار دارد و نمی تواند آن را درک کند. مادران بایستی محیطی که با سن و انرژی و استعدادهای کودک سنخیت داشته باشد فراهم کنند و آزادی اش را تامین کنند. محیط مدرسه نیز برای کودک شبیه به زندان است. ما بایستی تا آنجا که برایمان مقدور است خود را با دنیای کودک خود منطبق و سازگار کنیم. تامین محیط مناسب برای کودک سبب رفع آزردگی و رنجش ها و حفظ نظم توسط کودک خواهد شد.
در نگرش مونته سوری محیط خود معلم کودک است.

قدرت تمرکز در کودکان
3 مرحله قدرت تمرکز:
1- آمادگی،
2- کار اصلی و بزرگ،
3- مرحله فعالیت درونی که طی آن رضایت و لذت زیادی کسب می کند.
قدرت تمرکز چیزی است که بیشتر با جنبه ها و نیاز های فردی و روانی انسان سر و کار دارد. کودک برای دستیابی به این قدرت نیاز به تنهایی و خلوت دارد. کودک زمانی به یک فعالیت متمرکز است که به فعالیت جدیدی دست نزند. یک فعالیت خاص باید توجه کودک را کاملا به خود جذب کند. در این صورت مشغول کاری است که مونته سوری آن را “کار بزرگ” می نامد. وقتی کودک از کار بزرگ خسته شد این یک خستگی کاذب نیست، خستگی حقیقی است.

فعال بودن کودک
در روش مونته سوری هر کاری را خود کودک انجام می دهد. حرکات و فعالیت های کودک، بایستی خودجوش باشد و از طریق زندگی باطنی خود کودک ساز مان داده شود. عملکرد بزرگسالان، حتی اگر از سر ناخود اگاهی باشد به گونه ای است که ساخته ها و پرداخته های کودکان را خراب می کند.

رابطه والدین با کودک
در خانواده ها، والدین به فکر فردای کودک هستند و هیچ کس وضع فعلی کودک را در نظر نمی گیرد، چیزی که کودک شدیدا به آن نیاز دارد از این رو انسانیت کودک از نظر دور مانده است. کسی که به ما راه بهتر زندگی کردن را می نماید کسی جز کودک نیست. تعلیم و تربیت کودک بایستی از هنگام تولد شروع شود. اهمیت تعلیم و تربیت در این دوره حساس بیش تر از سایر دوره هاست. مهم ترین وظیفه پدر و مادر، تربیت کودک بر اساس عمل است نه بر اساس گفتار.

توصیه هایی برای والدین کودک
1- برای تمامی فعالیت های مستدل و معقولی که کودک جذب آنها می شود و سعی در درک و فهم آن ها دارد، ارزش قائل شوند.
2- بایستی حتی الامکان در حمایت از تمایلات کودک برای انجام فعالیت های مختلف بکوشند..
3- باید کاملا مواظب روابط خود با کودک باشند زیرا آنان بیش از آنکه ما تصور می کنیم حساس و تحریک پذیر هستند.
4- لازم نیست الگوی کاملی برای کودکان باشند، زیرا آن ها نیز والدین را مبرا و منزه از خطا نمی دانند.

مواد آموزشی
تعداد درس ها باید زیاد باشد، زیرا کودک به فراموش کردن چیز هایی که در اطراف اوست تمایل دارد و نمی تواند فایده کاربردشان را به تنهایی حدس بزند. لذا معلم همواره آماده ارائه توضیحات لازم است. در روش مونته سوری آموزش های کلامی و زبانی باید در اواخر دوره تدریس یک درس مشخص ارائه شوند، زیرا قبل از آنکه کودک به نظم درونی برسد راهنمایی و هدایت او غیر ممکن است. مواد آموزشی باید حد و مرز مشخصی داشته باشند تا رشد کامل و فعالیت های خود جوش کودک را پرورش دهند.

نقش معلم
در روش مونته سوری یک معلم باید مانند مادر کودک رفتار کند. معلم بایستی خود را به طور کامل وقف محیط زندگی کودک نماید. معلم باید از آنچه در رابطه با کودک رخ می دهد معمولا آگاه باشد و با دست های خود، گهواره عقل کودک را به حرکت در آورد. معلم بایستی زمانی که کودک مشغول انجام کار های خود است برای آن کار ارزش و اعتبار قائل شود و با اقدام به ارزیابی و تصحیح آن ها فعالیتش را مختل نسازد.

رابطه کودک و بزرگسال
مسائل و مشکلات تربیتی به ویژه آن هایی که با رشد عقلانی و فردیت کودک سر و کار دارند ریشه در تضاد دائمی بین کودک و بزرگسال دارند. مونته سوری معتقد است که بزرگسال است که در کودک ناتوانی ها، آشفتگی ها و سرکشی ها را می پروراند و از انگیزه ها و تمایلات او ممانعت به عمل می آورد. فرزندان کوچک و خردسال نیز بزرگ می شوند و همان لغزش های ما را تکرار می کنند و این لغزش ها مستمرا از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه