امروز جمعه 30 مهر 1400
ravanshenasi.cloob24.com
0

ارنست دیمنه، عالم روحانی فرانسوی، خطیب و ادیبی فاضل بود. با این که جامه ی کشیش در برداشت لیکن شیفته ی ادبیات بود. از وی آثاری همچون «دنیای کهنه من»، «ما به خاطر چه هدفی زندگی می کنیم» و «هنر فکر کردن» بر جا مانده است. درمیان آثار دیمنه، «هنر فکرکردن» ظاهرا از یک خصلت جاودانگی برخوردار است.

او در بخشی از این کتاب، زیر عنوان «شباهت اندیشه های یک کودک و یک اندیشمند» چنین اظهار می دارد: شباهت های بسیاری ما بین تفکرات یک «کودک» و یک «اندیشمند» وجود دارد. همه ی کودکان قبل از این که به سن 9 یا 10 سالگی، پا بگذارند، شاعر و فیلسوف اند. این کودکان چنین وانمود می کنند که همچون «ما» زندگی می نمایند و تحت تاثیر اندیشه های ما قرار دارند و بدین سان می پنداریم که زندگی آن ها، بازتابی از زندگی ماست. حال این که چنین نیست. آن ها در ذهن خود دنیایی دارند که تخیل ما به سختی می تواند در آن وادی پا بگذارد. قدرت ذهنی کودکان فوق العاده است و از این لحاظ فقط نقاشان یا شاعران بزرگ یارای برابری با آن را دارند. به زعم وی کودکان اشیا را بدین گونه که ما می بینیم، نمی بینند. چه کسی می تواند بگوید که «کوچولوهای برونته» چه چیزی را در دشت کرن وال دیدند که روزهایی پی درپی، دست در دست یکدیگر، در آن قدم زدند؟ (دیمنه،1379).

دیمنه معتقد است که برتری نیروی عقل در کودک همچنان مسیر رشد خویش را طی می کند تا این که مرحله ی تقلید از افراد بزرگسال فرا می رسد. «بدین سان روح کوچک و فعال او به تدریج خشک می شود و امکان برگشت آن، جنبه ی اتفاقی پیدا می کند؛ دانش آموزان پسر وقتی می خواهند انشایی بنویسند، نوعی افکار ادبی به مخیله اشان راه می یابد ولی جرات ندارند که آن ها را بر روی کاغذ بیاورند، زیرا الهامات سرکوب شده ی کودک میدان عمل نیافته اند» (همان منبع، ص59).

وی با تمثیلی زیبا دیدگاه خویش را چنین روشن ترمی سازد. «طلیعه ی سحرآمیز زندگی کودکان را می توان با زیبایی سپیده دم در شهری بزرگ مقایسه کرد: برای مدت کوتاهی هرچیزی چنان تازه و با طراوت به نظر می رسد، که پنداری تازه پدید آمده است، ولی دیری نمی پاید که سروصداها و هیاهوی زندگی عادی سبب ویرانی این سپیده دم با شکوه می گردد و روند پیش پاافتادگی ازنو برقرار می شود» (همان منبع، صص83-82).

به اعتقاد دیمنه بسیار تاثربرانگیز است که اکثر مردم، دوران کودکی خود را فراموش می کنند و یا این دوران را فاقد ارزش یادآوری، می پندارند، به مرور زمان پسر بچه ها به یک مرد کوچک و دختر بچه ها به یک زن کوچک تبدیل می شوند و حرکات بزرگسالان را تقلید می کنند. آن طور فکر می کنند که دیگران می خواهند و آن گونه احساس، که از آنها خواسته شده است. «یک علاقه ی کاذب به برخی چیزها در آنان پیدا می شود یا این که با بی تفاوتی محسوس نسبت به سایر چیزها می نگرند. امکان دارد که حالت صورت آنان تغییر نکند، ولی جنبه ی «خود انگیختگی»آنان متوقف می شود. درپسرها میل به خشونت پیدا می شود و اگر در محیط های خشونت آمیز زندگی کنند، این حالت تشدید می گردد» (همان منبع، ص83).

تمامی کودکان تا قبل از ورود به مدرسه دارای نیروی تخیل قوی و تفکر شهودی و زنده از واقعیت هستند. اما دیری نمیپاید که این حس زیبا و فهم خلاق از جهان هستی، در هیاهوی آموزش رسمی مدرسه رنگ، می بازد.

به باور ارنست دیمنه یکی از مهم ترین وظایف والدین پرورش توانایی خلاقیت فرزندان است.

ارنست دیمنه: افکار افراد متفکر خودبخود می اندیشد.

ارنست دیمنه: انسان بدوى هیچ پرسشى نداشت که تخیلش یا حس هماهنگى اش با دنیاى پیرامونش نتواند پاسخى فورى به آنها بدهد. او خودش را با تحلیل و واکاوى خسته نمى کرد. فقط زندگى مى کرد و تجربه ى هر دقیقه براى او کافى بود.

رنست دیمنه پایه گذار آموزش و پرورش فرانسه بیان می کند: اگر ما اجازه دهیم افکار و اندیشه های ما جاری شود،همچون زنجیره ای خواهد بود که افکار و اندیشه های جدید تری را به همراه خود از درون ذهن انسان به بیرون خواهد کشید. در چنین کنفرانس هایی پژوهشگران فرصت می یابند نتایج کارهای علمی خود را به نمایش بگذارند و همین اتفاق است که زمینه ساز ظهور اندیشه ها و افکار و حتی سوالات جدید تر خواهد بود و در همین جایگاه است که خلاقیت زاده می شود و جرقه ها ی آن در ذهن انسان پدید می آید و باعث می شود که انسان دیگر آرام و قرار نداشته و برای رسیدن به جواب سوالات خویش به تکاپو بیفتد تا در نهایت بتواند به چرایی خلقت خویش به درستی پاسخ دهد.

ارنست دیمنه از پایه گذاران آموزش و پرورش فرانسه در کتاب هنر فکر کردن تلاش می‌کند خواننده را به سوی یک انسان اندیشمند هدایت کند و می‌خواهد انسان هایی را که در زندان بسته ذهن خود گرفتار شده‌اند را نجات بخشد.

"ارنست دیمنه"مغز آدمی را همچون کالیدوسکوپ (Kaleidoscope) می داند. بسیاری از ما این وسیله را در دوران کودکی تجربه کرده ایم، وسیله ای که به آن زیبابین می‌گفتیم، یک وسیله لوله ای شکل با چندین آیینه و ذرات رنگی شیشه ای که هر بار تکان می‌دادیم، تصاویر جذاب و نو در جلوی چشمان ما پدیدار می‌شد و تنوع تصاویر پدید آمده بسیار زیاد بود. ذهن انسان نیز باید به مراحلی برسد که در هر لحظه زیبایی های خاص خود را خلق کند و رشد قدرت تفکر و اندیشه در آدمی می‌تواند چنین زمینه ای را در انسان پدید آورد.
دیمنه در جایی از این کتاب به موانع تفکر از جمله چند شخصیتی بودن، تعصبات فکری، تظاهر به علم و دانش، داشتن دو فکر مختلف در مورد یک موضوع، نگاهداری افکار درخشان، خستگی، افسردگی، زیاده روی در خوابیدن، کم خوابی، پرخوری، تمرینات جسمانی بسیار زیاد یا خیلی کم اشاره می کند.

دیمنه اعتقاد دارد تعلیم و تربیت نامناسب می تواند انگل های ذهنی در وجود انسان پدید آورد که بعد ها او را از درست فکر کردن باز دارد.

هنگامی که تفکر و اندیشه ای در کار نباشد، خشم بروز می کند و خشم، انسان را به سوی خشونت گرایش می دهد لذا او در این کتاب تلاش می کند آدمی را با راهی آشنا کند که دربرخورد با مشکلات به مدد فکر و اندیشه از آنها رهایی یابد و مغز خویش را به درستی تربیت کند.

دیمنه از دو عامل موثر در ایجاد شرایط برای تفکر کردن نام می برد و در مورد آنها توضیح می دهد: تنهایی، فراغت خاطر و همچنین از دو عامل دیگر که از موانع تفکر می باشد، نام می برد: مطالعات بی فایده، گفت‌وگوهای بی محتوا

او در مورد تفکر می گوید: چند بار اندیشیدن عمیق درباره یک چیز. او در کتاب خود جمله ای را از "وونارژ" ذکر می کند: افکار بزرگ از دل برمی خیزند.
ارنست دیمنه معتقد است تفکر می تواند بخاطر یک انگیزه قوی و شخصی صورت گیرد او همچنین نوشتن را زمینه ساز تفکر می داند و می گوید هنگامی که مقاله ای می نویسید، سبب می شود استعدادهای شما آزاد شود و قدرت عمل غیر منتظره ای به شما بدهد.
او در جای دیگری از کتاب ذکر می کند: تسلط کامل شخص بر معلومات مربوط به یک مسئله نه فقط به او کمال علمی می دهد بلکه قدرت استدلال سریع او را تقویت می نماید به طوری که ما بی اختیار آن را یک تفکر درخشان می نامیم، در حالی که فی الواقع فقط اطلاعات و معلومات است.
او در مورد خلاقیت می گوید: یک فکر به تدریج رشد می کند، به سایر افکار می پیوندد یا از آنها استفاده کرده و به صورت یک هدف قوی در می آید که نمی توان در برابر آن ایستادگی کرد و سرانجام به نوعی خلاقیت می انجامد.
دیمنه در کتاب خود خرد آدمی را از چند شخصیتی بودن برحذر می دارد زیرا سبب می گردد انرژی درونی انسان بطور دائم برای تطبیق دادن شخصیت درون و برون به هدر رود و به همین خاطر می گوید: اگر می خواهید چیزی اصیل خلق کنید خودتان باشید.
او دو مانع خود بودن را به شرح زیر بیان می کند: 1) تظاهر:عدم صداقت در فرد که سبب می گردد از افکار و عقاید خود آگاه نباشد و از طرفی باعث تخریب شخصیت می شود. 2) بی اعتمادی به خود

از کتاب هنر فکرکردن اثر ارنست دیمنه

- ما با یک درونگری ساده متوجه خواهیم شد که "وسواس هاس اولیه" بخش بزرگتر مغز ما را پرکرده اند و سهم "افکار و اندیشه ها" اندک است. حضور این وسواس ها، علت اصلی ضعف فکری ما است.

- افراد متفکر خودبخود می اندیشد

- دو مانع عمده سر راه انسانی است که می خواهد خودش باشد: "تظاهر" و "بی اعتمادی به خود". تظاهر یا ژست گرفتن به معنای اعتماد به نفس نیست. همچنین عدم اعتماد به نفس واقعی می تواند شکلی از غرور باشد، به این معنی که فرد مبتلا به ضعف نفس، ترجیح می دهد که از ترس یک حقارت احتمالی، دست به هیچ کار سازنده ای نزند.

- تسلط کامل شخص بر معلومات مربوط به یک مسئله، نه فقط به او کمال علمی می دهد، بلکه قدرت استدلال سریع او را تقویت می نماید، به طوریکه ما بی اختیار آن را یک تفکر درخشان می نامیم، درحالیکه در اصل فقط اطلاعات و معلومات است.

- ما خود به خود درمی یابیم که وجود یک آرمان یا فکر نیرومند، سبب می گردد که عدم اعتماد به نفس ما درمان گردیده و همچنین از قدرت اراده قوی و جذاب برخوردار شویم.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه