امروز دوشنبه 08 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

آموزش فلسفه برای کودکان متنوع است. با این حال، بسیاری از تمرین کنندگان از جمله کسانی که در سنت کار می کنند متیو لیپمن و موسسه پیشرفت فلسفه برای کودکان تأکید بر استفاده از روش تحقیق جامعه که ریشه در کار فیلسوف دارد جان دیویی. اصطلاح "پرس و جو" به "درس" ترجیح داده می شود زیرا تاکید بر این است که گروه به جای منبع معتبر اطلاعات، سوالات خود را با معلم به عنوان تسهیلگر جستجو کنند.

لیپمن پس از مشاهده تحولات سیاسی در دانشجویان و دانشگاه های کشور در دهه 1960، دریافت که تفکر فلسفی و انتقادی را باید خیلی زود تر در محیط دانشگاه تشویق کرد. او موسسه پیشرفت فلسفه برای کودکان در دانشگاه ایالتی مونتکلر (در آن زمان کالج ایالتی مونتکلر) در سال 1974 بنیانگذاری کرد.

روش لیپمن شامل خواندن روایتی محرک فلسفی برای کودکان و تشویق آنها برای طرح سئوالات فلسفی در پاسخ به روایت وادار سازد. در روش او معلم فقط به عنوان یک تسهیل گر است نه بیشتر از آن.

این درس ها گفتگوی مبتنی بر دانش آموزان است که معمولاً در یک دایره می نشینند و به نوبت پیشنهاد راه حل، ابراز عقیده، طرح استدلال و ضد استدلال، ارائه مثال، ساخت معیارها و ایجاد ایده های یکدیگر با هدف رسیدن به توافقی در مورد سوالات فلسفی اولیه که گفتگو را تحریک می کردند بیان می کنند.

عقاید لیپمن در مورد یادگیری، آموزش و برنامه درسی به شدت تحت تأثیر ایده های تربیتی و فلسفی فیلسوف عمل گرای آمریکایی جان دیویی است.

لیپمن اولین برنامه درسی فلسفه پیش دانشگاهی سیستماتیک جهان را نوشت و برنامه های کارشناسی ارشد و دکترا را در رشته فلسفه برای کودکان ایجاد کرد. او همچنین مجله فلسفه برای کودکان را تاسیس کرد .

ماتیولیپمن بنیان گذار برنامه فلسفه برای کودکان می باشد. وی در مورد این که چگونه ایده ی برنامه فلسفه برای کودکان به ذهنش رسیده می گوید: در اواخر سال 1960 در دانشگاه کلمبیا، هنگام تدریس دروس فلسفی به دانشجویان، متوجه شدم که دانشجویان من فاقد قدرت استدلال و قدرت تمیز و داوری هستند، اما برای تقویت قدرت تفکر آن ها، به نظر می رسید که دیگر بسیار دیر شده بود.

از این رو به این نتیجه رسیدم که این کار می بایستی در دوران کودکی صورت می گرفت. برای نمونه، وقتی کودکان به سنین یازده یا دوازده سالگی پا می گذارند، باید دروسی را در خصوص تفکر انتقادی پیش روی آن ها گذاشت. بنا به دیدگاه لیپمن، کودک، قابلیت های ویژه ای برای یادگیری دارد که این مهم در بزرگسالان رنگ باخته است؛ از این رو کودکان بسیار بیشتر از افراد بزرگسال، مستعد یادگیری مهارت های فکری اند.

بنیان گذار برنامه فلسفه برای کودکان، از آن جایی که برای دوران کودکی و ویژگی های این دوران، اهمیت خاصی قائل است، به گونه ایی این برنامه را طراحی کرده که کودک در مرکز قرار می گیرد، به فعالیت های فکری او توجه ویژه ای می شود و معلم تنها نقش یک تسهیل گر را دارد. وی برنامه ی خویش را مبتنی بر پیش فرض هایی استوار می سازد. هنگامی که به این پیش فرض ها نیک بنگریم متوجه می شویم که دیدگاه وی درمورد فلسفه دوران کودکی بسیارشبیه دیدگاه ما تیوس می باشد.

برخی از این پیش فرض ها عبارتند از:

1- کودکان و فیلسوفان هر دو از دنیا در تحیرند. بنابراین کودکان در صورتی که نظریات فلسفی به زبان روشن و قابل فهم برای آن ها طراحی شده باشد، می توانند این نظریات را بپذیرند و حتی نظریاتی نیز خود، اختراع کنند. به طور خلاصه کودکان پیوندی طبیعی با فلسفه دارند.

2- سوالاتی که کودکان همواره در حال پرسیدن از بزرگترها، هستند، بسیار شبیه به سوالاتی است که فلیسوفان نیز آن ها را مطرح کرده اند. در هر دو گروه سوالاتی پرسیده می شود که دیگران آن را امری بدیهی و مسلم تلقی کرده اند.

3- تصور این که کودکان، اسیر تجربه های محسوس مورد علاقه اشان هستند وبه موضوعات مجرد توجهی ندارند، تصوری نادرست است. در حقیقت این پیش داوری افراد بزرگسال است

لیپمن می گوید کودکان در بسیاری جهات شبیه فیلسوفان هستد از جمله پرسیدن پرسش ها و نیز حس کنجکاوی مداوشان. بعلاوه خود از موضوعات فلسفی نظیر خوبی و بدی زشتی و زیبایی، جهان خدا و انسان پرسش می کنند که همه موضوعاتی فلسفی اند حتا کودکان از مفهوم ها می پرسند و به دنبال معنا هستد.

لیپمن مدعی است که کودکان وقتی فلسفه ورزی را آغاز می کنند که می پرسند چرا؟ یا در جای دیگری می گوید فلسفیدن هنگامی آغاز می شود که کودکان آغاز به پرسش در باره معنا های واژگان می کنند.

هدف لیپمن از ارایه فلسفه به کودکان، بدون ساده سازی آن، آن است که به جای آموزش آکادمیک تاریخ فلسفه، فلسفه را بر فلسفه ورزی استوار سازد، روش بنیادی او استفاده از گفتگوی سقراطی در یک اجتماع تحقیقی است.

ادعای ارتباط فلسفه با آموزش های مدرسه ای بر این فرض استوار است که فلسفه می تواند، حالت های انتقادی شاگردان (نظیر تعجب کردن، درخواست معیار کردن و...) و استدلال، شکل دهی مفهوم، برگرداندن و مهارت جستجوگری را در آنان پرورش دهد.

فلسفه برای کود کان اساساً از الگوی معلم - شاگرد که در آن معلم دانش اش را به شاگردان واگذار می کند و به عبارت دیگر شاگردان به عنوان ظروف خالی تلقی می شوند، متفاوت است... برنامه های فعلی گرچه در لفظ و حتی در اهداف اولیه مبتنی بر تفکر انتقادی هستند، اما هر کسی که شاهد چنین برنامه هایی باشد، به خوبی درمی یابد که آنها آنچه را که موعظه می کنند کاملا به عمل درنمی آورند. فلسفه برای کودکان، فلسفه را به عنوان سکوی پرتابی مورد استفاده قرار می دهد که عقل، تصور اخلاقی و تفکر انتقادی و خلاق کودکان را تیز می کند، فلسفه نه فقط به آنها یاد می دهد که به موارد فوق احترام بگذارند بلکه به آنها اجازه می دهد که پیشرفت کنندو شکفته شوند.
لیپمن معتقد است که فلسفه را می توان از نو به نحوی طراحی کرد که به کودکان پرشور و مشتاق خوشامد بگوید و مقبول طبع آنان قرار گیرد. و برنامه درسی نیز به نحوی طراحی شود که بتواند از فلسفه استقبال خوبی به عمل آورد.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه