امروز جمعه 30 مهر 1400
ravanshenasi.cloob24.com
0

بررسی تاریخ تعلیم و تربیت قرن بیستم، می توان شاهد شکل گیری و نفوذ اندیشه های مربیان پیشرفت گرا در وادی تعلیم و تربیت بود. مکتب (لندن) را که خود مبتنی به آموزه های لیبرالیسم آموزشی و رویکردی تحلیلی در عرصه تعلیم و تربیت بوده است، می توان واکنشی به موج پیشرفت گرایی تلقی کرد. پل هرست از بنیانگذاران مکتب لندن است.

«پل هرست»، فیلسوف انگلیسی، یکی از صاحب نظران مطرح در حوزه فلسفه تحلیلی زبانی است. هرست از بنیان‌گذاران فلسفه تحلیل، تعلیم و تربیت در دهه شصت و هفتاد میلادی بوده است. پل هرست یکی از فیلسوفان برجسته قرن بیستم در انگلستان و یکی از بنیان گذاران مکتب فلسفی و تربیتی لندن، نظریه «اشکال دانش» را در حوزه معرفت شناسی ارائه داد و این اشکال را به عنوان محتوای تعلیم و تربیت همگانی معرفی نمود.

پل هیوود هرست (Paul Hurst) یکی از فیلسوفان معاصر لیبرال می گوید: منشأ اصلی ارزشمندی آموزش و پرورش، کسب اشکال (شعب) گوناگون دانش است. آموزش باید مبتنی بر اهمیت دانش باشد نه بر اساس نیاز های موجود جامعه یا هوس های سیاستمداران، منظور هرست این است که محور آموزش و پرورش باید کسب دانش باشد نه ابزاری برای برتری جویی سیاستمداران در صحنه های سیاست. به عنوان مثال، اگر حزبی بر حزب دیگر پیروز شود مدرسه و دانشگاه باید همچنان مکان تعلیم و دانش با روحیه مستقل حقیقت طلبی و صرف نظر از منافع حزبی باشد.

اشکال زندگی ویتگنشتاین در نظریه پل هرست به اشکال دانش تبدیل می‌شود که پلی برای ورود به حوزه‌های متفاوت و درک زبان‌های متفاوت دانش‌های گوناگون است.

تعلیم و تربیت لیبرال

پیترز و هرست تعلیم وتربیت لیبرال را به عنوان ارزشمند بودن فى نفسه کسب دانش مى دانند و دلیل آموختن و انجام مطالعه را براى مربیان جداى از فایده هاى که احتمالأ بر آن مرتب است در خود مطالعه و تحقیق مى دانند نه به دلیل غایات بیرونى آن.

به اعتقاد هرست تعلیم و تربیت لیبرال فعالیت ویژه و ممتاز ذهن را، براى پیگیرى دانش، ترغیب مى کند.

هرست نیز همانند پیترز با ابزاری بودن تعلیم و تربیت مخالف است. هرست معتقد است هدف آموزش و پرورش باید کسب دانش باشد نه ابزاری برای برتری جویی سیاستمداران در صحنه های سیاست.

به نظر هرست تعلیم و تربیت لیبرال، آموزش حرفه اى نیست و نمى توان آن را آموزش تخصصى علمى به حساب آورد.

ویژگی های تعلیم و تربیت لیبرال در نظر هرست:
الف) نخست آن که محتوای تعلیم و تربیت لیبرال از فعالیت های روز مره ذهنی یا بدنی فرا تر است.
ب) محتوای تعلیم و تربیت لیبرال به دلیل سودمندی آن ها مطالعه نمی شوند و آن ها ممکن است فواید عملی را داشته باشند یا نداشته باشند، ولی آنچه محتوای تعلیم و تربیت لیبرال را ممتاز می کند، پی گیری آن ها به دلیل ارزش درونی آنها است. پس این موضوعات به دلیل ارزش درونی آنها دنبال می شوند نه ارزش بیرونی.
ج) در تعلیم و تربیت لیبرال، سعی بر آن نیست که انسان در یک موضوع تخصص پیدا کند و ذهن او محدود شود، بلکه ذهن او به موضوعات متفاوتی دررگیر می شود که همگی ارزش یکسان دارند و در زندگی سعادتمندانه مفید هستند.
د) محتوای تعلیم و تربیت لیبرال و مطالعه آن ها به خودی خود ارزش درونی دارند و مربیان نیز آن را به دلیل ارزش درونی دنبال می کنند نه برای نشان دادن به دیگران و گذراندن زندگی

مدافعان آموزش پرورش آزاد بر این باور بودند که عنصر عقلى ارزشمندترین استعداد آدمى به حساب مى آید، هنکامى که آدمیان این عنصر را به صورت درست به کار ببرد، به شناخت اصلى اشیاء پى مى برد و مى فهمد چه چیزى واقعیت نهایى است. افلاطون از نخستین فیلسوفان تعلیم وتربیت لیبرال، تعلیم وتربیت را پرورش عقل انسان مى داند . هرست معتقد است: "تعلیم و تربیت تعهد به عقلانیت است، نه کمتر و نه بیشتر ".

تربیت عقلانی

پل هِرست رویکردى را به تربیت عقلانى ارائه داده که به انواع معرفت به عنوان شیوه هاى متمایز مى نگرد.

پل هرست (Paul Hirst) رویکردى را به تربیت عقلانى ارائه داده که به انواع علم به عنوان شیوه هاى متمایز مى نگرد که بر اساس آن ها، تجربه خود را درباره به کارگیرى نمادهاى عمومى پذیرفته، سازمان مى دهیم. هرست از رویکرد انواع معرفت به عنوان یک بازگویى معاصر از تعلیم و تربیت آزاد حمایت مى کند، بازگویى اى که از متافیزیک رئالیسم کلاسیک اجتناب مىورزد. با این حال، آنچه ارائه داده عمدتاً تربیت عقلانى است و نه یک نظریه کامل از تعلیم و تربیت آزاد; زیرا بعضى از ارکان مهم آن آن گونه که در بحث از نظریه اش روشن خواهد شد مطرح نگردیده است.
انواع معرفت در نظریه هرست، داراى ویژگى هاى ذیل است:
اول. هر نوع داراى مفهومى محورى است که منحصر به آن نوع خاص بوده و قابل تحویل به هیچ نوع دیگرى نیست; مانند خدا و گناه در مذهب، و جاذبه زمین و هیدروژن در علوم پایه.
دوم. هر نوع یک سازمان منطقى مشخصى دارد. مفاهیم در هر نوع، نشانگر جنبه هاى خاصى از تجربه است و شبکه اى را به وجود مى آورند که در آن، تجربه مى تواند قابل درک باشد.
سوم. هر نوع، اصطلاحات، ساختارها و تقریراتى دارد که از طریق تجربه قابل آزمایش و بررسى است.
چهارم. این انواع، از فنون و مهارت هایى برخوردار است که مى تواند تجربه را شکوفا کند و طرز تلقى آن ها از تجربه را بسنجد. به عقیده هرست، انواع در معرض تغییر و تبدیل به انواع جدید هستند. هرست اذعان مى دارد از آن جا که مرزبندى مشخصى در میان انواع معرفت وجود ندارد، مى توان آن ها را آشکارا از یکدیگر متمایز کرد.
انواع به یکدیگر وابسته اند. بعضى از انواع معرفت که هرست آن ها را شرح مى دهد عبارت است از: ریاضیات، علوم فیزیکى، علوم انسانى، تاریخ، دین، ادبیات، و هنرهاى ناب (صنایع ظریف) و فلسفه. در نسخه ترجمه شده سال 1974، هرست هفت نوع معرفت را پیشنهاد مى کند: منطق صورى و ریاضیات، علوم فیزیکى، حقایق از نوع ذهنى یا شخصى، قضاوت و آگاهى اخلاقى، زیبایى شناسى (ادبیات و هنرهاى ناب)، دین، و فلسفه. به اعتقاد هرست، تعلیم و تربیت یعنى آشنا کردن دانش آموزان با این نوع معارف که براى خود آن ها ارزشمند و ضرورى تشخیص داده شده است.

به اعتقاد هرست، معلوم نیست چرا تربیت عقلانى موجود در انواع معرفت باید از طریق رشته هاى دانشگاهى پذیرفته شده، آموزش داده شود، هر چند او این راه را مؤثرترین شیوه براى سازمان دهى یک برنامه درسى مى دانست. وى نسبت به امکان تنظیم برنامه درسى، چه نظرى و چه عملى، براى حوزه هاى مطالعاتى، تعصّب نداشت. او قدرت را همانند موضوعى مى پنداشت که از زوایاى گوناگون مى توان به آن نگریست.

به عقیده هرست براى آموزش و رشد عقلانیت در کودکان باید آنها را منتقد و آزاداندیش بار آورد، به گونه اى که هر عقیده اى را انتقادیذیر و تأویل پذیر عقلانى بدانند و هیچ امرى را حقیقت آخر نپندارند.

فنیکس (Phenix, 1964) نیز تحلیل مشابهی از دانش (معرفت) ارائه داده است. او از دید یک اصالت وجودی (اگزیستانسیالیست) اظهار می دارد که تجربه بشر را می توان مطابق با شیوه هایی که تجربه وجودی خود را در جهان درک می کنیم به قلمروهای معنا طبقه بندی کرد. به عقیده او، تعلیم و تربیت فرایند ایجاد مفاهیم اساسی است. قلمروهای معنا که او ارائه می دهد، عبارت است از:

1. نمادها: زبان، ریاضیات، نشانه ها، شعایر و آداب;

2. امور تجربی: توصیف جهان مادی و موجودات زنده;

3. زیبایی شناسی: هنرها;

4. هم فکری ها: آگاهی از خود به عنوان شخص در رابطه با دیگران;

5. اخلاقیات: مفاهیمی که تکلیف را بیان می کند.

6. نظیرها: معانی فراهم آمده توسط تاریخ، فلسفه و دین که تلاش دارند الگو و قالب منسجم و قابل فهمی به وجود آورند تا سایر حوزه های معانی را شامل شود.

انسان فرهیخته هرست

هرست و وایت نیز آرمان تربیتی خویش را «تربیت شخص آزاداندیش» می دانند که باید به «اشکال دانش» دست پیداکند.
هرست این امور ارزشمند قابل انتقال به یادگیرنده را شامل صور هفتگانه دانش و تجربه بشری می دانند. به عقیده هرست برای آموزش و رشد عقلانیت در کودکان بایستی آنها را منتقد و آزاداندیش بارآورد، به گونه ای که هر عقیده ای را قابل انتقاد و قابل تأویل عقلانی بدانند و هیچ امری را حقیقت آخر نپندارند.

نقد هرست

با این که هِرست این نکته را روشن ساخت که به تربیت عقلانى علاقه مند است; این نظریه مطرح شده است تا در برگیرنده تمام معارف و علوم ارزشمند تلقى شود. اگر چنین است، به جنبه هاى اثر بخش، عاطفى، جسمى، شغلى و سیاسى تعلیم و تربیت بى اعتنایى شده است. این نوع استفاده از نظریه به عنوان این که نظریه اى است منحصر به افراد رؤیایى، مورد انتقاد قرار گرفته است.
حمله شدیدى که به این نظریه شده درباره تحلیلى است که هرست از انواع معرفت و نقش آن در برنامه ریزى درسى مدارس ارائه مى دهد. به نظر نمى رسد که هرست از قضاوت ارزشى که به طور ضمنى در تحلیل هایش وجود دارد، آگاه باشد. نقطه آغازین او دیدگاه سنّتى و علوم انسانى مدرسى است. او در حالى که متافیزیک دوران باستان را رد مى کرد، از شکل کار خودش آگاهى نداشت. او براى نوع خاصى از تعلیم و تربیت دلیل منطقى ارائه داده که مفتخر به نام «تعلیم و تربیت لیبرال» گردیده بود. این اتفاق در تعلیم و تربیتى رخ مى دهد که در بهترین مدارس زادگاهش، بریتانیا، از بیش ترین ارزش و احترام برخوردار است. او و دیگر فلاسفه تعلیم و تربیت بریتانیایى نظیر خود مانند: آر. اس. پیترز (R. S. Peters) و آر. دیدردن (R. Dedrden) تعلیم و تربیت را با تعلیم و تربیت لیبرال و تعلیم و تربیت آزاد را با تعلیم و تربیت عقلانى یکسان دانسته اند. نتیجه این کار بى مقدار شمردن هر تعلیم و تربیتى است که خارج از شاخص هاى تعلیم و تربیت آزاد عقلانى قرار مى گیرند. بحث مشابهى از سوى مارتین (Martin) پیشنهاد شده; وى کوشیده است مفهومى از تعلیم و تربیت لیبرال را به عنوان تعلیم و تربیت انسان در جوانب غیر شناختى، عاطفى و حرفه اى گسترش دهد.
شدیدترین انتقادات از رویکرد هرست به تربیت عقلانى از سوى جامعه شناسان معرفت مطرح مى شود. اگر این دو نظریه معرفت کنار هم قرار داده شوند توان انتقادات جامعه شناسان معرفت آشکار مى گردد. سنّت عقل گرایى که هرست در جایگاه آن قرار گرفته است، شمارى از دیدگاه هاى مربوط به معرفت را در بر مى گیرد. این دیدگاه معتقد است که برخى از واقعیات، حقایق و معارف اعتبار جهانى دارد. این واقعیات، حقایق و علوم، مستقل از خود ما معتبرند. این حقایق به جاى اهداف تعلیم و تربیت در انواع معرفت یا رشته هایى که ساختار منطقى متمایز، مفاهیم محورى، معیارهاى حقیقى یا شکل هاى بررسى و شیوه بیان دارند، ابراز شده اند.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه