امروز سه شنبه 04 آبان 1400
ravanshenasi.cloob24.com
0

اریک فروم، انسان را احاطه‌شده از امور متضاد می‌بیند و در کتاب "فرار از آزادی" در این باب به تفصیل بحث می‌کند. یکی از امور متضاد که از اختیار آدمی بیرون است زندگی و مرگ می‌باشد. سایر تضادها مخلوق خود او هستند و از اینرو قابل حل شدن می‌باشند. یکی از آن تعارضات این است که آدمی جزء طبیعت و از آن اوست، ولی خود را از آن دور می‌کند و برتر از آن نگاه می‌دارد و می‌خواهد آزاد باشد؛ در عین حال می‌خواهد امنیت هم داشته باشد. فروم، قرار گرفتن آزادی و امنیت را در مقابل هم به عنوان تعارض بنیادی انسان مطرح می‌کند.

آزادی در برابر امنیت

مکانیزم‌های روانی برای بازیابی امنیت

علاوه بر راه‌حل‌های ذکر شده برای بازیابی امنیت از دست رفته، فروم سه مکانیزم گریز یا مکانیزم روانی دیگر را نیز عرضه کرده است که عبارتند از: اقتدارطلبی، ویران‌سازی و همنوایی بلااراده.

اقتدار طلبی

مکانیزم نخست، یعنی "اقتدارطلبی"، خود را به صورت اعمال خودآزاری یا دیگرآزاری نشان می‌دهد. افراد خودآزار به حقارت و ناشایستگی خود باور دارند و به همین دلیل نیازی قوی به وابسته بودن به یک شخص یا یک سازمان احساس می‌کنند. بنابراین، مشتاقانه به کنترل دیگران یا نیروهای اجتماعی تسلیم می‌شوند و در برابر دیگران به شیوه‌ای ضعیف و درمانده عمل می‌کنند. آن‌ها با این تسلیم شدن، امنیت کسب می‌کنند و احساس تنهایی خود را تخفیف می‌دهند.

رفتارهای دیگرآزاری، هر چند نقطه مقابل خودآزاری است، به گفته فروم در همان نوع آدم‌ها پیدا می‌شود. این رفتارها به سه شکل خودنمایی می‌کند: در شکل اول، شخص دیگران را به طور کامل به خود وابسته می‌کند به طوری که بر آن‌ها تسلط کامل داشته باشد. شکل دوم دیگر‌آزاری از تحکم و دیکته کردن به دیگران فراتر می‌رود و استثمار دیگران به صورت تملک و استفاده از هر چیزی که آن‌ها دارند را شامل می‌شود. شکل سوم دیگر‌آزاری شامل میل به تماشای رنج دیدن دیگران و عامل ایجاد آن رنج است. اگرچه این رنج می‌تواند شامل درد جسمی باشد، اما اغلب رنج بردن‌های عاطفی، از قبیل کوچک کردن و خجالت دادن را شامل می‌شود.

ویران سازی

مکانیزم دوم گریز "ویران‌سازی" است. در حالی که مکانیزم نخست چه در زمینه خودآزاری و چه در دیگرآزاری شامل تعامل مدوام با یک شیء است. یک شخص ویران‌گر، به گفته فروم، با خود می‌گوید: من می‌توانم از احساس ناتوان بودن خود در برابر جهان پیرامون خود با نابود کردن آن بگریزم. وی شواهدی از ویران‌گری به شکل مبدل یا معقول جلوه داده شده، در همه جای جهان می‌دید. در واقع او به این باور رسیده بود که هر چه نهایتا به عنوان نوعی دلیل‌تراشی برای ویران‌سازی به‌کار می‌رود، از جمله عشق، وظیفه، وجدان و وطن‌پرستی، همه پوششی برای این ویران‌سازی هستند.

همنوایی بلااراده

سومین مکانیزم گریز که به نظر فروم از لحاظ اجتماعی بیشترین اهمیت را داراست "همنوایی بلااراده" است. با استفاده از این مکانیزم، شخص تنهایی و انزوای خود را با از بین بردن هرگونه تفاوتی بین خودش و دیگران کاهش می‌دهد. او با شبیه دیگران شدن و با تسلیم بدون قید و شرط به قواعد رفتاری گروه، به این هدف می‌رسد. فروم این مکانیزم را با همرنگ محیط شدن بعضی از حیوانات به منظور حفظ خود از خطر، مقایسه می‌کند. چنانکه می‌دانیم، این حیوانات با غیرقابل‌تمییز شدن از محیط اطراف خود می‌توانند خود را از خطرات دور نگهدارند.

در مورد افراد کاملا همرنگ و همنوا نیز وضع به همین صورت است. هر چند چنین اشخاصی به طور موقت به امنیت و احساس تعلقی که شدیدا به آن نیاز داشتند، دست پیدا می‌کنند، اما این دست یافتن به بهای از دست دادن نفس آن‌ها حاصل می‌شود. کسی که تا این درجه همرنگ جماعت می‌شود دیگر از خود هویتی ندارد. دیگر برای او هویتی که متمایز از آن‌ها باشد، وجود ندارد. شخص تبدیل به آن‌ها می‌شود و یک خود کاذب جای خود اصیل را می‌گیرد و همین از دست دادن خود یعنی تسلیم من، ممکن است او را در شرایطی بدتر از وضعیتی که قبلا داشت، قرار دهد.

فرد اکنون از سوی عدم امنیت‌ها و تردیدهای تازه‌ای احاطه می‌شود. نداشتن خود واقعی و هویت جداگانه، باعث می‌شود که او خود را به همرنگی دایمی با گروه و جماعت ناچار ببیند. هرگونه انحراف از هنجارها و ارزش‌های جمع سبب عدم تایید و از دست رفتن و به رسمیت شناخته شدن از سوی دیگران می‌شود.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه