امروز سه شنبه 04 آبان 1400
ravanshenasi.cloob24.com
0

کردارشناسی، مطالعه رفتار انسان و حیوان در بافت تکاملی آنهاست.

چارلز داروین در 12 فوریه 1809 در خانوادٔه پزشکی ثروتمند از شروزبری در شهرستان شروپشر در انگلستان متولد گردید. او پنجمین از شش فرزند خانواده بود. پدرش رابرت داروین و مادرش سوزانا وجُوود هر دو از خانواده های اصیل انگلیسی مسیحی بودند.

وقتی داروین هشت سال داشت مادرش درگذشت. یک سال بعد او را برای تحصیل به مدرسه شبانه روزی در شهر همسایه فرستادند. در 1825 پس از صرف یک سال کارآموزی در کنار پدرش برای تحصیل پزشکی به دانشگاه ادینبرو رفت. اما خشونت عملیات جراحی باعث شد که از پزشکی بیزار شود و در عوض نزد یک برده سیاه پوست آزاد شده به نام جان ادمونستن به آموختن تاکسیدرمی مشغول شود.

داروین شیفته داستانهایی بود که ادمونستن از جنگلهای بارانی آمریکای جنوبی برایش تعریف می کرد. سفر با کشتی بیگل پنج سال به طول انجامید. داروین بیشتر این مدت را صرف پویشهای زمینشناختی، بررسی سنگوارهها و مطالعه بر روی ارگانیسمهای زنده کرد. او از موجودات زنده آمریکای جنوبی هزاران نمونه گرد آورد که بسیاری از آنها تا آن زمان برای دانشمندان غربی ناشناخته بودند. همه اینها به عالوه یادداشتهای مفصلی که داروین از مشاهدات خود تهیه کرده بود، در نظریهپردازیهای آینده او بسیار به کار آمدند.

نظریه انتخاب طبیعی

اساسا، نظریه داروین از این قرار است، در میان اعضای یک گونه، تنوع بی پایانی وجود دارد و میان اعضای مختلف، تنها بخشی از آنها که به دنیا می آیند آنقدر زنده می مانند که تولید مثل کنند. بنابراین نوعی تنازع بقا وجود دارد که در جریان آن شایسته ترین اعضای یک گونه، آنقدر زنده می مانند که صفات خود را به نسل بعد انتقال دهند. بنابراین در طول نسل های بی شمار، طبیعت آنهایی را که به بهترین وجه با محیط خود انطباق می یابند، انتخاب می کند. این فرایند را انتخاب طبیعی می نامند. برای مثال انسان های اولیه ای که متحد بودند، با یکدیگر همکاری می کردند و خواستار منافع مشترک بودند، احتمال بیشتری برای بقا داشته اند.

نظریه انتخاب طبیعی تاکید دارد که، لازم نیست در دوران زندگی هیچ صفت جدیدی کسب شود اساسا نظریه داروین از این قرار است که در میان اعضاء یک گونه تنوع بی پایانی وجود دارد و میان اعضاء مختلف تنها بخشی از آنها که به دنیا می آیند و تولید مثل می کنند بنا براین نوعی تنازع بقا وجود دارد که شایسته ترین افراد صفات خود را به نسل های بعد منتقل می کنند پس بهترین انتخاب در طول زمان زندگی می کند.

رفتار اجتماعی و انگیزه آن

در انسان موضوع مورد توجه خرد است، با اینکه انسان از لحاظ بدنی ضعیف و کندتر از خیلی گونه ها است اما بقا از هوش و نو آوری هایش استفاده می کند.

تکامل و رویان شناسی

او به این موضوع توجه کرد که رویان اکثر گونه ها به شکل های اولیه آنها بسیار شبیه اند که این امر، نشان می دهد نسب آنها، اجداد مشترکی هستند. داروین چنین مطرح کرد که پدیدآیی فردی، پدیدآیی نوعی را تکرار می کند یعنی رشد فرد یا موجود زنده (پدید آیی فردی) در یک مسیر خالصه شده، تاریخچه تکاملی گونه خود (پدیدآیی نوعی) را تکرار می کند.

رویان انسان هنگامی که شبیه ماهی و سپس شبیه دوزیست و غیره است، با گذراندن مراحلی، تاریخچه تکاملی گونه ما را تکرار می کند، ولی هاکل بر این باور بود که رویان انسانی شبیه شکل بزرگسالی سایر گونه هاست که این عقیده اشتباه بود. رویان انسان به شکل های رویانی سایر گونه ها شباهت دارد. امروزه رئوس کلی نظریه داروین را معموال درست می دانند.

داروین معتقد بود که یافته های رویان شناسی کاملا با نظریه تکامل هماهنگ است و رویان اکثر گونه ها به شکل اولیه آنها بسیار شبیه است که نشان می دهد احتمالا آنها اجداد مشترک داشته اند ودواصطلاح پدید آیی فردی {رشد یک فرد یا موجود زنده} و پدیدآیی نوعی {تاریخچه تکاملی یک گونه} را تائید کرد.

غرایز

کردار شناسان به برسی غرایز علاقه مند هستند، آنها می دانند غرایز بوسیله محرک بیرونی راه اندازی می شود.

محرک های راه انداز واکنش های حیوانات نسبت به والدین را نیز توجیه می کند.

غرایز در گونه ها نوعی هستند یعنی الگوی رفتار معین تنها در اعضای گونه های خاصی مشاهده می شود، و رفتار ها همواره دارای نوعی الگوی عملی ثابت (مولفه حرکتی کلیشه ای)هستند.

الگوی عمل ثابت همچنین دارای یک مولفه سایقی زیر بنایی یعنی نوعی تمایل ذاتی به پرداختن رفتار غریزی است یعنی اگر رفتاری برای مدت طولانی راه اندازی نشده باشد ممکن است سایق وابسته به آن چنان افزایش یابد که محرک های کمتر اختصاصی نیز برای راه اندازی آن کافی باشد، و سر انجام غرایزی که محصول تکامل هستند ارزش بقا دارند

کردار شناسی جدید

لورنز و تین برگن کنراد لورنز بنیان گذار کردارشناسی جدید است. تین برگن به آرامی و در سایه لورنز کار کرد. رویکرد روش شناسی کردار شناسان بر این باورند که تنها زمانی می توانیم رفتار حیوانات را درک کنیم که رفتار آنها را در موقعیت طبیعی شان مورد مطالعه قرار دهیم. کردارشناس به مشاهده طبیعی می پردازد.

رفتار غریزی

کردارشناسان به بررسی غرایز می پردازند. معموال هر نوع رفتار غیر اکتسابی را رفتاری غریزی گویند. غریزه به وسیله محرک بیرونی مشخصی راه اندازی می شود. غرایز همچنین در گونه ها نوعی هستند، یعنی الگوی رفتاری معینی، تنها در اعضای گونه های خاصی مشاهده می شود.

رفتارها همواره دارای نوعی الگوی عملی ثابت یعنی نوعی مولفه حرکتی کلیشه ای هستند. ژست جنگیدن، رفتار جفت طلبی و سبکهای تعقیب همواره دارای برخی جنبه های ثابت هستند. با وجود این هر بخش از یک غریزه الزم نیست ماهیت ثابتی داشته باشد. الگوی عمل ثابت همچنین دارای یک مولفه ی سایقی زیربنایی، یعنی نوعی تمایل ذاتی به پرداختن به رفتار غریزی است. سرانجام غرایز که محصول تکامل هستند، ارزش بقا دارند.

نقش پذیری

فرایندی که طی آن، اطلاعات در خلال یک دوره حساس اولیه کامل شود، نقش پذیری نامیده می شود. نقش پذیری نوعی یادگیری فوق العاده پایدار است که در خلال یک دوره حساس که از طریق رسش تعیین می شود اتفاق می افتد. نوزاد حیوانات فقط زمانی به چیزی دلبسته می شوند که در خلال یک دوره زمانی در اوایل زندگی در معرض آن قرار بگیرند و آن را دنبال کنند. نقش پذیری اولیه ممکن است ترجیحات جنسی بعدی را نیز تحت تاثیر قرار دهد. مثال پرنده ای که اوایل زندگی خودش را تنها با انسان سر و کار داشته است رفتار جنسی بعدی خود را بر انسان متمرکز می کند.

لورنز نخستین فردی بود که اعلام کرد نقش پذیری در مرحله حساسی ایجاد شده و گفت گونه ها از نظردامنه چیزهایی که نقش می گیرند متفاوت اند لرنز در ابتدا اعلام کرد نقش پذیری در کودک همواره فرا فردی است ولی کردار شناسان گونه هایی را کشف کردند که از این اصل پیروی نمی کرد و لرنز تغییر عقیده داد.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه