امروز دوشنبه 08 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

کارل گوستاو یونگ (1961-1875) از نظریه پردازانی است که به تحلیل فراسوی روانشـناختی دیـن پرداخته است. دین شناسی وی به دلیل مسبوقیتش به دین شناسی فروید و عطف توجه به ابعاد گوناگون در دین پژوهـی، حـائز اهمیـت اسـت. یونـگ دانـشمند مـؤثر در تـاریخ روانشناسی و الهیات نوین مسیحی بوده است.

روان شناسی تحلیلی یونـگ آمیـزه ای از پژوهش های بالینی، اندیشه های فلسفی و دینی است؛ اما برخلاف فروید، ادعای علمـی بودن ندارد. مهمترین عنصر روانشناسی تحلیلی جستار از طریق فراسوی علم و فلسفه برای دستیابی به افق لایتناهی انسانیت است. مَـدی بـا هـشیاری کامـل، روان شناسـی تحلیلی را تلفیق روانشناختی فیزیک و متافیزیک توصیف کرده است.

یونگ با تکیه بـر ناهشیار جمعی نه تنها به لحاظ نظری راهی نو در معرفت بشر به آنچـه از طریـق علـوم تجربی و عقل گرایی قرن نوزدهم قابل وصول نیست، ارائـه مـی نمایـد؛ بلکـه بـه لحـاظ عملی، روشی برای درمان روان نژندی همگانی عصر مـا، پـوچی و بیهـودگی ناشـی از فقدان ارتباط معنوی بشر با ناهشیار، مطرح می کند.

یونـگ در بـاب دیـن، بـیش از هـر موضوعی سخن گفته است؛ زیرا همانگونه که وی اشاره می کند «بی تردید، دین یکی از قدیمی ترین و عمومی ترین تظاهرات روح انسانی است». مهم ترین خطای روش فروید، از نظر یونگ این است که وی نه از موضع روانشناسـی، بلکـه از موضـع فیلـسوف بـا مسئله دین مواجهه داشته است. نگرش فلـسفی بـه اندیـشه هـای دینـی، روی آورد نقـد منطقی و قضاوت است؛ حال آنکه در نگرش روانشـناختی، قـضاوت مغفـول اسـت و شناخت اندیشه های دینی به منزله واقعیت (بدون توجـه بـه حقانیـت و عـدم حقانیـت) لحاظ می شود. فروید در سطح قضاوت قرار گرفته و صرفاً به دلیل روش دگماتیک خود اندیشه دینی را موهوم پنداشته است و به همین سبب از شناخت واقعیـت دیـن محـروم مانده است (قراملکی، 1376 ش، 1،ص89).

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه