امروز سه شنبه 04 آبان 1400
ravanshenasi.cloob24.com
0

کوپر اسمیت (1967) در زمینه ی موضوع عزت نفس بالا و پائین می نویسد:

عزت نفس بالا همراه است با کلمات دیگری نظیر احترام به خود، برتری، خودپذیری، غرور و... عزت نفس پائین اغلب برابر با حقارت، ترس، تنفر از خود.و.... بوده است.

برخی عزت نفس بسیار بالا را با خودبینی، خودپسندی و غرور همراه دانسته و ارزش منفی برای آن قائل هستند.

ظاهراً ارزشهای مثبت و منفی که به سطح معینی از عزت نفس داده می شود نشانگر ارزشها و عقاید شخصی است. تا داده های عینی و مستحکم گرچه بعضی اوقات عزت نفس بالا با ویژگیهایی نظیر خود بزرگ بینی و تکبر همراه بوده است. اما هیچ الزام اجتماعی و مدرک عینی و تکبر برای چنین رابطه ای وجود ندارد.

پاپ (1988) ابراز می دارد به طور کلی عزت نفس بالا یعنی داشتن نظر مثبت خود.فردی که عزت نفس بالایی دارد بطور واقع بینانه به نقایص و کمبودهای خود توجه کرده اما نسبت به آنها حساسیت شدید ندارد.

چنین فردی خود را به نحو مثبت ارزیابی نموده و احساس خوبی در مورد نقاط قوت خود دارد معنای احساس رضایت از ویژگی های خود این است که فرد به هیچ وجه تمایل به متفاوت بودن ندارد. بر عکس یک فرد مطمئن از خود برای بهبود نقاط ضعیفش تلاش زیادی می نماید.

معذالک زمانی که رسیدن به اهدافش کوتاهی نماید خود را می بخشد.

فرد دارای عزت نفس پایین مکرراً یک نگرش خود ثبت مصنوعی را به دیگران نشان
می دهد اما ممکن است بطور ناامیدانه تلاش کند تا به خود و دیگران ثابت نماید که فرد
بی کفایتی است.

یا از طرد و تحقیر دیگران از تماس با آنان خودداری کرده و در ادراک خود فرو رود.

فرد دارای عزت نفس پایین فردی است که مباهات به خود کم بینی دارد. شاملو(1368) و باک(1988) معتقدند افراد با عزت نفس بالا افرادی هستند که احساس اعتماد به نفس، استقلال و خلاقیت نموده و به راحتی تحت تاثیر و نفوذ عوامل محیط قرار نمی گیرند.

کوپراسمیت(1967) در این باره می گوید: افراد با عزت نفس بالا ارزیابی نسبتاً ثابت از توانایی ها و ویژگی هایشان دارند. آنها نقش فعالی را در گروه های اجتماعی داشته و همیشه بطور کارآمد دیدگاه های خود را بیان می نمایند.

مک نال (1977) پروین (1994)، اتکینسون (1975) در این رابطه می نویسند:مطالعات کوپراسمیت (1968) نشان داده اند اندک افراد دارای عزت نفس بالا به دلیل ابراز وجود مشهود بوده و قادرند در گروه نفوذ و تاثیر داشته و تا حدی جهت آن را تعیین کنند این افراد مستقل از اجتماع نظراتی دارند و قادرند حتی با فشارهای اجتماعی، استقلال فکری خود را حفظ کنند. از این رو همرنگی را تنها در صورتی می پذیرند که مطابق با مشاهدات شخصی آنها باشد. اینان کمتر دچار احساس اضطراب بوده و به ادراکات و واکنش های خود اعتماد داشته و اطمینان دارند که می توانند تلاشهایشان را به نتیجه مطلوبی برسانند افراد با عزت نفس بالا در هر دو جنبه تحصیلی و اجتماعی تمایل به موفقیت داشته و با این انتظار که به خوبی پذیرفته خواهند شد به افراد دیگر نزدیک می شوند.

این خوش بینی ناشی از تخیلات نبوده بلکه بیشتر بر اساس یک ارزیابی ثابت از توانائیها، مهارتهای اجتماعی و خصوصیات فرد است. آنها خود پسند نبوده با مشکلات شخصی مشغولیت ذهنی نداشته و در مقایسه با افراد دارای عزت نفس پائین کمتر دچار ناراحتیهای روان تنی نظیر بی خوابی، خستگی، سردرد و... می شوند.

کوپراسمیت(1967) معتقد است، که ظاهراً افراد دارای عزت نفس بالا کمترین ترس و تعارض و با کمترین شک به خود و کمترین اختلال شخصیت به طور مستقیم و واقع بینانه به سوی اهداف شخصی گام بر می دارند.

مطالعات وی نشان داد افراد دارای عزت نفس پائین به خویشتن اعتماد نداشته و در مورد ابراز ایده های غیر معمول بیمناک هستند آنها از ابراز وجود شانه خالی می کنند، از خشمگین کردن دیگران می ترسند و به انتقاد حساس هستند آنان در سایه گروه اجتماعی زندگی می کنند و آرامش و انزوا را به تبادل مشارکت ترجیح می دهند. از عوامل دخیل در گوشه گیری این افراد می توان از کم رویی و مشغولیت فکری با مشکلات درونی نام برد. این مشغولیت فکری نه تنها احساس ناراحتی آنان را تشدید می کند. بلکه موجب محدود شدن مراودات اجتماعی و روابط دوستانه که چنین افرادی به آن نیاز دارند جدا می سازد. افراد دارای عزت نفس پایین تصویری از یاس و ناامیدی را نشان می دهند. آنها احساس انزوا نموده و در ابراز یا دفاع از خود رویارویی و غلبه بر نقایصشان احساس ضعف و ناتوانی می کنند. (اتکینسون 1975)

به نظر رامتین (1984) به طور کلی اعتقاد بر این است که عزت نفس کاملاً ثابت بوده و افراد تمایل دارند که در زمانهای مختلف احساس نارضایتی خوب یابد از خودشان داشته باشند.

ماسن[1] (1983) معتقد است که کوپراسمیت(1967) قویترین دلیل برای اثبات عزت نفس را بر اساس همبستگی 7% بین نمرات عزت نفس در مدت سه سال ارائه داده است به نظر می رسد که وی با استناد به این همبستگی نتیجه می گیرد که عزت نفس یک قضاوت نسبتاً پایدار از جانب کودک است او در این باره می گوید: یافته های ما این فرض را به میان می آورد که در زمان کودکی فرد به یک ارزشیابی کلی از ارزش خود می رسد که نسبتاً ثابت است.

هامن (1983) بر خلاف کوپراسمیت معتقد است که عزت نفس همیشه ثابت نیست او ادعا می کند که آزمونهای کوپراسمیت بچه های دبستانی 12-10 ساله بودند و این دوره ای است که مفهوم خود نسبتاً پایدار به نظر می رسد. مثلاً تحقیقات مختلف نشان داده اند که بین سنین 11 تا 13 سالگی عزت نفس کاهش می یابد.

البته لازم به ذکر است کوپراسمیت(1967) نیز به این تغییرات موقتی در عزت نفس اشاره می نماید او معتقد است که عزت نفس کلی در یک دوره چندین ساله نسبتاً ثابت می ماند و احتمالاً این ارزیابی می تواند تحت تاثیر وقایع و تغییرات خاص محیطی قرار گیرد. اما ظاهراً وقتی شرایط مسیر طبیعی و معمول خود را از سر می گیرند عزت نفس به سطح عادی خود بر گشت می نماید. در تحقیقی که توسط وارنی در سال (1986) انجام گرفت. یافته های تحقیق نشان داد که والدین، معلمان، دوستان از عوامل تعیین کننده عزت نفس هستند. و به طور کلی عزت نفس یکی از مهمترین نشانه ها جهت تشخیص افسردگی است.

از جمله عوامل موثر در عزت نفس تعارض والدین می باشد. دی و جاناتان در سال 1993 طی تحقیقی نشان دادند که تعارض والدین به عزت نفس کودکان آسیب می زند.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه