امروز دوشنبه 08 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

تجاربی که کودک در راستای هر مؤلفه بدست می‌آورد نقش اساسی را در ارزیابی از خود ایفا می‌سازد، این فرآیند ارزیابی یا قضاوت، توصیفهای درونی از خود را میسّر می‌نماید، که عزّت‌نفس نام می‌گیرد و به منزله بیانیه‌ای در چگونگی احساس کودک درباره خویش محسوب می‌شود.

«عزت‌نفس سالم» را می‌توان مورد تقویت قرار داد و یا اینکه آن را از مسیر حرکت اصلی منحرف ساخت. شخص با عزت‌نفس قوی، تا حدود زیادی قادر است که در خود جنبه‌های مثبت مؤلفه‌های عزت‌نفس را تحقق بخشد. در صورت فقدان مؤلفه‌های مزبور شخص دچار ناپایداری، بیهودگی و ناتوانی می‌گردد.
پنج مؤلفه عزت‌نفس از دیدگاه جامع‌نگر «اینرونر» (1982) در ارتباط با نظریه خود نشأت گرفته است. در اینجا به اختصار توصیف‌هایی در رابطه با هر مؤلفه عرضه می‌شود توصیف موارد با استناد به عزت نفس بالا و پایین توسط بربا (1989) طرح شده است.

1- امنیت:
احساس از اطمینان قوی است که شامل این نکات می‌شود. احساس راحتی و ایمنی، وقوف در آنچه که از وی انتظار می‌رود، توانایی وابستگی به افراد و موقعیتها و درک قواعد و محدودیتها، دارا بودن احساس قوی امنیت (می‌توانم از پشتیبانی دیگران برخوردار شوم)، پایه‌ای است که ساختار مؤلفه‌های دیگر بر آن اساس پایه‌ریزی می‌گردد. از این رو کودکان باید قبل از انجام هر عملی نسبت به آن اطمینان خاطر حاصل نمایند. چنانچه کودک احساس ناامنی و خطر نماید (نسبت به آنچه که از من انتظار می‌رود مطمئن نیستم) در جذب مؤلفه‌های دیگر عزت‌نفس با مشکلی مواجه خواهد شد.
2- خودپذیری:
احساس فردیتی است که اطلاعاتی درباره خود را در برمی‌گیرد، توصیف دقیق واقع‌بینانه از خویش برحسب نقشها، اسنادها و ویژگیهای جسمانی، کودکی که واجد خودپذیری قوی باشد(من خودم را دوست دارم، خویشتن را می‌پذیرم.) احساس فردگرایی، شایستگی، کفایت و تحسین از خود دارد. ولی کودکان که احساس خودپذیری ضعیفی دارند(من خودم را دوست ندارم) در پذیرش خود، فاقد اراده هستند.
3- پیوندجویی:
احساس از پذیرش با مقبولیت است. بویژه در روابطی که مهم قلمداد می‌شوند همچنین به معنای احساس پذیرفته‌ شدن و مورد احترام قرار گرفتن از سوی دیگران بکار می‌رود. کودکانی که دارای احساسات پیوندجویی قوی باشند(احساس تعلق داشتن) رابطه راحت و رضایت‌مندی با دیگران برقرار می‌کنند. حال آنکه احساس پیوندجویی ضعیف در کودک(کسی نمی‌خواهد با من باشد)، منجر به انزواطلبی و احساس بیگانگی وی خواهد شد.
4- تعهد:
در این مؤلفه، دارا بودن هدف و انگیزه در زندگی مورد نظر است، بطوریکه به خویشتن رخصت دهد تا اهداف واقع‌بینانه و قابل حصولی داشته باشد و در قبال پیامدهای تصمیمات خود، احساس مسئولیت نماید. کودک برخوردار از احساس تعهد قوی(من اهداف مهمی دارم) قادر است عملی را آغاز کند و براساس طرح و نقشه، آن را پی گیرد. امّا کودکی که حس تعهد ضعیفی دارد(من گیج هستم و نمی‌دانم چه باید بکنم) در قبال اعمال خود مسئولیتی احساس نمی‌کند و در هنگام مواجهه با مشکل راه‌حلهای مختلف را مورد کاوش قرار نمی‌دهد.
5- شایستگی:
این مؤلفه به احساس موفقیت و فضیلت در کارایی اشاره دارد، که مهم و ارزشمند به نظر می‌رسد و شامل وقوف بر نیرومندیها و توانائیها و پذیرش ضعفها نیز می‌شود. کودکانی که واجد احساس شایستگی می‌باشند(من احساس توانایی می‌کنم، بنابراین می‌توانم با هر خطری روبرو شوم) در بیان تصورات و عقاید خود در ارتباط با دیگران بی‌پروا می‌باشند. امّا کودکانی که از شایستگی لازم برخوردار نیستند (نمی‌خواهم کوشش داشته باشم)، خود را ناتوان می‌انگارند و موفقیتهای خویش را به بخت و اقبال نسبت می‌دهند و نمی‌خواهند فرصتهایی در جهت نیل به موفقیت داشته باشند، آنها رفتارهای(خودمغلوبانه) دارند و احساس کفایت شخصی نمی‌کنند.
در پرتو تجارب فزاینده‌ای که در آموزش عمومی و عالی بدست آمد مؤلفه‌ها مهمترین عامل در تعیین احساس رضایت و موفقیت فرد را، به احساسات درونی و در مورد خویش نسبت داده‌اند. دانش‌آموزانی که نسبت به خودشان نامطمئن هستند و انتظار شکست دارند، به راحتی دست از تلاش و کوشش برداشته، به ترک مدرسه مبادرت می‌ورزند. از سوی دیگر دانش‌آموزانی که درباره خود و توانائیهایشان احساسات مثبتی دارند، از مدرسه، روابط با دوستان و دنیای یادگیری لذت می‌برند.
یافته‌های کوپر اسمیت(1975) مبین آن است که دانش‌آموزان واجد احساسات مثبت درباره خویش، فراگیران با انگیزه‌ای و خلاقی هستند که در کلاس مشارکت فعالی بروز می‌دهند(ص23 مجله استعدادهای درخشان، شماره1 خرداد 73).

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه