امروز سه شنبه 04 آبان 1400
ravanshenasi.cloob24.com
0

اصل کرامت نفس پایه و محور همه تعلیمات اخلاق اسلامی است و در تعلیمات اسلامی بر هیچ موضوعی این قدر تأکید نشده است. در اسلام به کرامت و عزت نفس، در قالب محترم شمردن نفس بسیار اهمیت داده می شود. واژه عزت نفس در متون اسلامی با اصطلاحات و بیان های گوناگونی آمده است، ولی همه آنها مفهومی واحد را بیان می کند؛ واژه هایی مانند کرامت نفس، احترام نفس، حریت نفس و شرافت نفس که در روایات و احادیث زیاد یدیده می شود (اسلامی نسب، 1373).

خداوند متعال استعداد‌های گوناگونی را در وجود انسان به ودیعه گذاشته است و مربیان نفوس هر کدام روی یک یا چند استعداد تکیه کرده‌اند. با آنکه در هر فرد استعدادهای متعدد وجود دارد، اما تنها یک یا چند استعداد ممکن است شناسایی و شکوفا گردد.

در اخلاق اسلامی، محور و نکته‌ای که اسلام در خصوص انسان به آن اهمیت داده، کرامت و عزت‌نفس است که سلسله جنبان کلیه استعداد‌های درونی انسان محسوب می‌شود.

معانی نفس در قرآن کریم:

عزت نفس در آیات قرآن

بدون تردید یکی از مهم ترین موضوعات قرآنی انسان و ویژگی های اوست. آنگونه که قرآن انسان، ویژگی های او و کرامت انسانی را توصیف و بر آن تأکید داشته است

در هیچ جا چنین در نظر گرفته نشده است. انسان در بین مخلوقات از ویژگی های بسیار متمایزی برخوردار است که به «احسن الخالقین» خطاب شده است.

در این کتاب شریف، نخست به خلقت انسان و سیر طبیعی آفرینش او اشاره می شود، بعد آفرینش زمین و آسمان بیان می گردد: «و لقد خلقنا الانسانَ من صلصالٍ من حمأ مسنون؛ و همانا ما انسانی را از گل و لای سالخورده تغییر یافته آفریدیم» (حجر: 26).

بعد از آنکه در آیات مختلفی به مراحل خلقت انسان می پردازد به نتیجه این آفرینش اشاره می کند: «و لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم؛ ما انسان را در (مقام) احسن تقویم (نیکوترین مراتب صورت وجود) بیافریدیم» (تین: 4).

از میان مخلوقات گوناگون الهی، این انسان است که دارای ویژگی های ممتازی است که مقام خلیفه الهی را در میان موجودات از آن خود کرده است. اگرچه در اینجا خلافت الهی برای نخستین انسان یعنی، حضرت آدم (ع) ثابت شده است، ولی منحصر در ایشان نبوده و عمومیت دارد و شامل انسان های بعد از او نیز می شود. قرآن کریم ارزش های متعالی برای انسان بر می شمرد که دلالت بر برتری کرامت نفس انسان نسبت به دیگر موجودات دارد. از نگاه قرآن، کرامت انسان از اصول آفرینش در نظر گرفته شده و کرامت در سرشت انسان تنیده شده است. در زیر به نمونه هایی از این آیات اشاره می شود: «وللَّه الْعزَّهُ و لرَسوله و للْمؤْمنینَ...؛ عزت برای خداوند و رسول او و برای مؤمنین می باشد...» (منافقون: 8)

در سوره اسراء، آیه هفتاد، تکریم خداوند نسبت به بنی آدم و برتری آنها بر بسیاری از مخلوقات مطرح می شود: «و لقد کرمنا بنی آدم و حملنا هم فی البر و البحر و رزقناهم من الطّیبات و فضّلنا هم علی کثیرممن خلقنا تفضیلا؛ فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا بر نشاندیم و از چیزهای پاک به ایشان روزی دادیم و بر بسیاری از آفریده های خود، آنان را به گونه ای برجسته برتری دادیم».

همچنین در سوره فاطر آیه 39 خداوند می فرماید: «هو الذی جعلکم خلائف فی الارض؛ خداوند شما انسان ها را خلیفه خدا بر روی زمین می داند» و یا در جایی دیگر خداوند می فرماید: «ثم جعلناکم خلائف فی الارض؛ انسان را خلیفه و جانشین خود در روی زمین قرار داده است» (یونس: 14)

«و نفخت فیه من روحی» (ص: 72) این که خداوند از روح خود در انسان می دمد،نشان گر شرافت و قداست این مخلوق الهی است و به عبارت دیگر همین روح دمیدهشده در آدم او را سزاوار و شایسته تقدیس و تکریم فرشتگان ساخته است.

«الم تروا ان الله سخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض و اسبغَ علیکم نعمه ظاهره و باطنه؛ آیا مشاهده نکرده و نیاندیشیدند که به راستی خداوند آنچه را در آسمانها و زمین است برای شما مسخر ساخته و نعمت های آشکار و پنهان خود را به طور کامل بر شما فروریخت» (لقمان: 20)

قرآن کریم نفس را بزرگترین سرمایه آدمی یاد می کند و هرآنچه در آیات فوق بدان اشاره گردید، همه نشانگر کرامت، شرافت و برتری انسان بر سایر موجودات و مخلوقات هستی است.

نفس در احادیث و روایات

احادیث فراوانی در این مورد وجود دارد که به چند مورد اشاره می‌شود:

عزت نفس دراحادیث و روایات

توجه به کرامت و عزت نفس انسان، به آیات کتاب روشنی بخشی چون قرآن ختم نشده است. بزرگان و معصومین (ع) نیز در کلامشان به تکرار از کرامت نفس سخن گفته اند. مؤمن اجازه ندارد عزت، کرامت و حرمت نفس خود را جریحه دار نموده و خود را ذلیل و خوار کند.

رسول اکرم (ص) فرموده است: «اطلبوا الحاجات بعزه الأنفس فإن بید الله قضاءها؛ حاجت هایتان را بخواهید و عز تنفس را از دست ندهید» (نهجالبلاغه،حکمت 643).

به این منظور اگر حاجت خودتان را با دوست و رفیقی مطرح می کنید تا جایی که شرافت و عزت نفس تان پایمال نشود، مانعی ندارد.

در توضیح این مطلب شهید مطهری در کتاب فلسفه اخلاق بیان می کنند: «عزت نفس ممکن است در برخی در حد افراط باشد که حتی اگر نیازی هم داشته باشند، به احدی نمی گویند. (در حالی که) پیغمبر اکرم فرمود: «اطلبوا الحوائج؛ حاجت هایتان را بخواهید»، ولی «بعزه الانفس؛ اما عز ت نفس را از دست ندهید»، آنجا که حاجت هایتان را با دوست (و یا پدر و مادر) بیان می کنید، تا آنجا که شرافت، عزت و کرامت نفستان پایمال نشد ه است جلو بروید. آنجا که بر کرامت و عزت نفستان خدشه وارد می آید، توقف کنید. نیازمندی و نداشتن بهتر است» (شهید مطهری، 1381)

در روایت آمده است:

محمد بنُ الْحسنِ عنْ إِبرَاهیم بنِ إِسحاقَ الْأَحمرِ عنْ عبد اللَّه بنِ حماد الْأَنْصارِی عنْ عبد اللَّه بنِ سنَانٍ عنْ أَبِی الْحسنِ الْأَحمسی عنْ أَبِی عبد اللَّه ع قَالَ إِنَّ اللَّه فَوض إِلَى الْمؤْمنِ أُموره کُلَّ ها و لَم یفَوض إِلَیه أَنْ یکُونَ ذَلیلًا أَ ما تَسمع اللَّه تَعالَى یقُولُ و للَّه الْعزَّهُ و لرَسوله و للْمؤْمنینَ فَالْمؤْمنُ یکُونُ عزِیزاً و لَا یکُونُ ذَلیلًا قَالَ إِنَّ الْمؤْمنَ أَعزُّ منَ الْجبلِ لأَنَّ الْجبلَ یستَقَلُّ منْه بِالْمعاوِلِ و الْمؤْمنَ لَا یستَقَلُّ منْ دینه بِشَی ء.

خداوند همه کارهاى مؤمن را به او واگذار کرده جز اینکه به او اجازه نداده است که خود را ذلیل و خوار کند؛ مگر نمى بینى خداوند در این باره فرموده: عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است. سزاوار است مؤمن همیشه عزیز باشد، و ذلیل نباشد (تهذیب الاحکام، ج 16)

حضرت علی (ع) در نهج البلاغه می فرماید: «منْ کَرُمت علَیه نَفْسه هانَت علَیه شَهواتُه؛ کسی که نفس برای عزت و شرف داشته باشد و احساس شرافت و کرامت برای نفس خود کند، شهوات در نظر وی خوار است» (نهجالبلاغه،حکمت 449)

حضرت علی (ع) در وصیت نامه ای به فرزند بزرگوارش امام مجتبی (ع) می نویسد:

«اکرِم نَفسک من کُلِ دنیه و ان ساقَتک الَی الرَغائبِفَإِنَک لَن تَعتاض بمِاتَبذُلُ من نَفسک عوِضاً؛ خود را از تن دادن به هر کار پستی گرامی دار. اگرچه آن کار تو را به خواسته هایت برساند؛ زیرا در برابر آنچه از شخصیت خود از دست می دهی عوضی دریافت نمی داری» (نهجالبلاغه،نامه 31)

از امام حسین (ع) روایت بیشتری نسبت به دیگر ائمه (ع) درباره عزت و کرامت نفس نقل شده است. به ویژه در خطابه ها و صحبت های ایشان در واقعه عاشورا: «لا و الله لا اعطیهم بیدی اعطاء الذلیل و لا افر فرار العبید؛ نه، به خدا قسم مانند یک انسان ذلیل با آنها بیعت نمی کنم و نیز مانند یک برده فرار نمی کنم» (بحار الانوار، ج 44)

امام صادق (ع) در شعری می فرماید:

أُثَامنُ بِالنَّفْسِ النَّفیسهِ ربها فَلَیس لَها فی الْخَلْقِ کُلِّهِم ثَمن

ترجمه: من با نفسخود هیچ موجودی را برابر نمی کنم. اگر بخواهی معامله بکنی با نفس خودم، هیچ چیزی را با آن برابر نمی کنم جز پروردگارم. در عوض، فقط او را می گیرم (بحارالانوار،ج4)

نفس در نظریه دانشمندان اسلامی
1. کندی: نفس جوهری بسیط، الهی روحانی است، نه طول دارد نه عرض، نوری از انوار باری تعالی.
2. ابن سینا: وی اعتقاد دارد به این که نفس به معنای وسیع مبدأ، حرکت در نظر گرفته شده است و همه موجودات عالم دارای نفس هستند او به نفس فلکی، نفس نباتی و نفس حیوانی و در درجه آخر به نفس انسانی اعتقاد دارد.
3. ابوحامد غزالی: مقصود از نفس جوهر کاملی است که کاری جز تذکر، حفظ و تمیز نیت ندارد.
در مجموع هیچ یک از دانشمندان و علمای مسلمان نه تنها از بی حرمتی نفس بر حذر داشتند بلکه تأکید بر احترام به نفس که معادل عزت‌نفس است داشتند.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه