امروز سه شنبه 04 آبان 1400
ravanshenasi.cloob24.com
0

مولفه های اساسی عزت نفس:

پنج مولفه عزت نفس از دیدگاه جامع نگر اینرونر (1982) در ذیل مطرح شده است، توصیف موارد با استناد به عزت نفس بالا و پایین توسط بربا مطرح شده است:

1) امنیت

امنیت از اساسی‌ترین نیازهای زیربنایی بشر است. احساس اطمینان داشتن یعنی موردحمایت قرار گرفتن توسط دیگران. این مؤلفه بسیار مهم است، از آن نظر که پایه‌ای است که بر اساس آن مؤلفه‌های دیگر عزت‌نفس شکل می‌گیرند. احساس امنیت باعث می‌شود که ما بتوانیم در محیطی امن به پرورش توانایی‌ها و استعدادهایمان بپردازیم. اگر احساس ایمنی نکنیم، ترس باعث می‌شود به کشف خودمان نپردازیم و شناختی از آنچه به رشد و موفقیتمان کمک می‌کند، پیدا نکنیم. در سایه امنیت می‌توانیم به اهدافمان برسیم.

احساسی از اطمینان قوی است که شامل این نکات می شود، احساس راحتی، وقوف در آنجا که از وی انتظار می رود، توانایی وابستگی به افراد و موقعیت ها و درک قواعد و محدودیت ها، دارا بودن احساس قوی امنیت(می توانم از پشتیبانی دیگران بر خودار شوم) پایه ای است که ساختار مولفه های دیگران برآن اساس پایه ریزی می گردد از این رو کودکان باید قبل از انجام هر عملی نسبت به آن اطمینان خاطر حاصل نمایند، چنانچه کودک احساس ناراحتی نماید(نسبت به آنچه که از من انتظار می رود مطمئن نیستم) در جذب مولفه های دیگر عزت نفس با مشکل مواجه خواهد شد.

2) خودپذیری

فرد خودش را دوست دارد و می‌پذیرد. افرادی که خودپذیری قوی‌ای دارند، احساس شایستگی و کفایت می‌کنند و افرادی که خودپذیری ضعیفی دارند یعنی خودشان را دوست ندارند احساس عدم توانایی در انجام امور می‌کنند. خودپذیری باعث می‌شود جنبه‌هایی از خودمان را که دوست نداریم انکار نکنیم بلکه نسبت به آن ویژگی‌‍‌ها آگاه باشیم و برای رشد شخصیتمان بر روی آن‌ها کار کنیم.

احساس فردیتی است که اطلاعاتی درباره خود و توصیف دقیق و واقع بینانه را بر حسب نقش ها، اسنادها و ویژگی های جسمانی را در بر می گیرد. کودکانی که واجد خود پذیری قوی باشند(من خود را دوست دارم و می پذیرم) احساس فرد گرایی، شایستگی، کفایت و تحسین از خود دارند وکودکانی که احساس خود پذیری ضعیفی دارند(من خودم را دوست ندارم) در پذیرش خود فاقد اراده اند.

3) پیوند جویی

پیوند جویی به معنای تعلق داشتن است. افرادی که احساس پیوند جویی می‌کنند، به راحتی با دیگران رابطه برقرار می‌کنند. در مقابل افرادی که احساس پیوند جویی ضعیفی دارند و احساس این را دارند که به کسی و جایی تعلق ندارند، دچار احساس بیگانگی و انزوا می‌شوند. اینکه ما علاقه داشته باشیم با دیگران در ارتباط باشیم، باعث تعاملی با کیفیت و همراه با رضایت می‌شود.

احساسی از پذیرفتن و مقبولیت است به ویژه در روابطی که مهم قلمداد می شوند، همچنین به معنای احساس پذیرفته شدن و مورد احترام قرار گرفتن از سوی دیگران به کار می رود. کودکانی که دارایی احساسات پیوند جویی قوی باشند(احساس تعلق داشتن) رابطه راحت و رضایتمندی با دیگران برقرار می کنند. حال آنکه احساس پیوند جویی ضعیف درکودک(کسی نمی خواهد با من باشد) منجر به انزوا طلبی و احساس بیگانگی وی خواهدشد.

4) شایستگی

شایستگی به معنای احساس کارایی و موفق شدن در امور است. افرادی که واجد احساس شایستگی هستند، می‌توانند با هر شرایطی مواجه شوند. در مقابل افرادی که احساس شایستگی نمی‌کنند از روبه‌رو شدن با چالش‌ها گریزانند. اگر ما احساس شایستگی داشته باشیم، باور داریم که در کارها می‌توانیم موفق باشیم و همین مسئله در رسیدن به موفقیت تأثیرگذار است اما اگر احساس شایستگی نداشته باشیم و دائماً به این فکر کنیم که بی‌کفایت هستیم، نتیجه تلاش‌هایمان قطعاً شکست است.

این مولفه به احساس موفقیت و فضیلت در کارایی اشاره دارد و شامل وقوف بر نیرومندی ها، توانمندی ها و پذیرش ضعف ها نیز می شود. کودکانی که واجد احساس شایستگی می باشند(من احساس توانایی می کنم، بنابراین می توانم با هر خطری رو برو شوم).

5) تعهد

تعهد به معنای احساس مسئولیت کردن در قبال پیامد‌‌های تصمیمات خود است. فرد اهداف واقع‌‌بینانه و قابل حصولی انتخاب کند و برای دستیابی به آن‌ها متعهد باشد. اگر متعهد باشیم به‌سرعت از ناکامی‌ها دلسرد نمی‌شویم و مسیر رشد و ارتقا را ادامه می‌دهیم ولی اگر متعهد نباشیم از کوچک‌ترین دشواری‌ها نمی‌توانیم عبور کنیم. تعهد باعث رها نکردن اهداف و خواسته‌ها می‌شود.

در این مولفه دارا بودن هدف وانگیزه درزندگی مورد نظر است به طوری که به خویشتن اجازه دهد تا اهداف واقع بینانه و قابل حصولی داشته باشد و در قبال پیامدهای تصمیمات خود احساس مسئولیت نماید.

مؤلفه‌های عزت‌نفس از رویکرد شناختی در روانشناسی

روانشناسی عزت نفس از دو مؤلفه اصلی که به هم مرتبط هستند تشکیل می‌شود:

بخش اول باور به توانمندی خود یا خودکارآمدی: یعنی فرد برای رسیدن به اهدافش در زندگی از توانمندی لازم برخوردار است و به دیگران برای ارضا نیازها و خواسته‌هایش وابسته نیست و با هر چالشی که در زندگی سر راهش قرار بگیرد، می‌تواند مقابله کند

بخش دوم احساس ارزشمندی است: یعنی فرد بدون اینکه خودش را با اطرافیانش مقایسه کند و صرف‌نظر از چگونگی قد، وزن، تحصیلات، ثروت و … خودش را موجودی ارزشمند و شایسته احترام می‌شناسد. هر انسانی به خاطر ماهیت انسان بودنش واجد احترام است و باید انتظار این را داشته باشد که با احترام با او رفتار شود و از طرف دیگر فرد دارای عزت‌نفس وقتی باور به ارزشمندی خویش دارد، برای دیگران هم صرف‌نظر از ویژگی‌های ظاهری و باطنی و … احترام قائل است و معتقد است که دیگران هم توانایی و شایستگی رسیدن به نیازها و اهدافشان را دارند و فرد نباید آن‌ها را مسخره و تحقیر کند.

ماهیت عزت نفس:

از آنجایی که عزت نفس مفهوم روانشناختی بسیار عام وگسترده ای است و در عین حال بسیار مهمی می باشد، والدین معمولاً تشویق به رشد ویژه آن را دشوار می یابند، مگر اینکه عزت نفس را به طور مشخص تعریف کنند. عزت نفس همان ارزیابی نفس است که برطبق معیارهای فردی خاص صورت می پذیرد. هر فرد، نقش آن معیارها را در تعیین ارزش انسانی خود بسیار تلقی می کند.

عزت نفس برای بقا و سلامت روانی انسان حیاتی است«عزت نفس» همیشه از ارزش ثابتی برخوردار نیست، بنابراین می توان بسته به شرایط جسمی(سلامت یا بیماری)، تجربه ها زندگی(موفقیت یا شکست)و حالات روحی(شاد یا غمگین) مثبت و منفی نوسان داشته باشد. عزت نفس یکی از ملزومات عاطفی زندگی است و بدون آن بسیاری از نیازهای اساسی برآورده نمی شوند. در واقع، عزت نفس بعد ارزیابانه خود پنداره، توصیف فرد از خود است و اشاره به این داردکه چگونه خود را ارزشیابی می کنیم. برای انسان این امکان وجود دارد که رنگها، صداها، شکلها و احساسهای خاصی را دوست نداشته باشد. اما اگر فرد بخشهای از خود را دوست نداشته باشد، ساختار روانی او به شدت آسیب می بیند.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه