امروز دوشنبه 08 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

پیاژه در 1925 در پژوهش «چگونگی تفکر کودکان درباره دنیای طبیعت» به چند نکته درباره دین کودکان اشاره کرد که مبنای تعیین مراحل و تجویزهایی برای آموزش دین شده است. به عقیده‌ پیاژه، کودک در سنین چهار تا هفت‌سالگی به‌طورطبیعی علل وجودی اشیا را در خدا یا بشر به‌عنوان یک موجود روحانی و پرقدرت جست‌وجو می‌کند. کودک در این سن نمی‌تواند در پاسخ به خواسته‌ها و پرسش‌هایی که هنگام رویارویی با طبیعت برای او پیش می‌آید، استدلال کند و از خدا یا بشر به‌عنوان موجودی قدرتمند و روحانی به همین دلیل سود جوید. اگر کودک بتواند فرد یا چیز دیگری را به‌جای خدا یا بشر با قدرت روحانی قرار دهد، از خدا غافل می‌شود.

پیاژه بر اساس این تحلیل، اولاً معتقد می‌شود که دین کودک در طول سال‌های نخست زندگی با دین او در سنین بالاتر متفاوت است. در طول سال‌های نخست زندگی، کودک خدا را به این دلیل در تفسیر جهان به‌کار می‌گیرد که از تفکر منطقی برخوردار نیست، تصور اساسی از علیت ندارد و بدون تعمیم یا تشکیل یک مفهوم منطقی استدلال می‌کند؛ ثانیاً نباید به کودک در این دوره، آموزش مذهبی داد؛ چراکه آموزش‌های مذهبی با تفکر کودک بیگانه است و مرحله تفکر سحری را تشدید می‌کند و گذار از این مرحله را با تأخیر روبه‌رو می‌سازد.

پیاژه در سال 1930 تحقیقی صورت داد که در آن مسأله (جاندار پنداری) در رشد دینی کودکان را مطرح کرد در تحقیق نخست پیاژه نقش «ساخته پنداری» را در زندگی کودکان مورد آزمایش قرار می‌دهد و از آن به نام «تلقی کودک از اشیاء به عنوان محصول خلقت بشری» تعبیر می‌نماید. منظور پیاژه از به کارگیری لفظ بشر هم خدا به عنوان یک بشر قدرتمند است و هم قدرت بشری که کودک به آن کیفیت‌های روحانی را نسبت می‌دهد. پیاژه، بیان می‌دارد که تبیین کودک از اصل خورشید، ماه، ابرها، آسمان، بادها و رودها تقریبا نشانگر سه دوره از رشد می‌باشد:

1ـ ساخته‌پنداری اساطیری فنی (4 تا 7 سال)

2ـ ساخته‌پنداری فنی (7 تا 10 سال)

3ـ ناساخته‌پنداری (پس از 10 سالگی)

در دوره‌ی نخست، اصل وجود این اشیاء به بشر یا منبعی روحانی نسبت داده می‌شود، به عنوان مثال؛ یک کودک شش ساله، اصل وجود خورشید را از خدا می‌داند که آتشی را در آسمان روشن نموده است. او نتیجه می‌گیرد که توضیح پدیدارهای طبیعی پیش از 7 ـ 8 سالگی امکان ندارد و دلایل کودکان در این سال‌ها بیشتر جنبه افسانه‌ای دارد.

در این مرحله از رشد که کودک هنوز آن تصور اساسی را از علیت ندارد، بدون تعمیم یا تشکیل یک مفهوم منطقی استدلال می‌کند. سپس یک دوره‌ی، واسطه مطرح می‌شود که در آن توضیح طبیعی با یک راه حل ساخته پنداری توأم است، مثل این که کودک مطرح می‌کند خورشید و ماه در اثر به هم آمیختن ابرها به وجود آمده‌اند که اصل وجود خود ابرها از خدایا از دودهای برخاسته از خانه‌های انسان‌ها پدیدار شده است.

در پایان، دوره‌ای وجود دارد که کودکان به توضیحات برخاسته از تفکر منطقی طبیعی ـ علمی روی می‌آورند و در آن کارهای بشری و الهی با ریشه‌ی وجودی این موجودات هیچ ارتباطی ندارند و آنها نشأت گرفته از خود طبیعت هستند.

پیاژه، در بیان معنا و ریشه‌های ساخته پنداری کودک، از نقش آموزش دینی به عنوان یک محرک یاد می‌کند که علاقه‌مندی کودک را به راه حل‌های ساخته‌پنداری بر می‌انگیزد. او معتقد است که ساخته‌پنداری یک دوره‌ی طبیعی در نگرش کودک به دنیا است.

وی بیان می‌دارد که تعداد انبوهی از کودکان تنها خدا را در برابر خواسته‌های خود مطرح می‌نمایند و در زمانی که بتوانند فرد دیگری را برای این منظور پیدا نمایند، از او غافل می‌شوند. آموزش‌های مذهبی داده شده به کودکان در خلال سنین 4 تا 7 سال، اغلب نسبت به تفکر کودک در طول سال‌های نخست زندگی با دین او در سنین بالاتر کاملاً متفاوت است.

ظاهرا وی اعتقاد دارد که کودک به طور طبیعی ریشه‌ی وجودی اشیاء را در خدا یا بشر جستجو می‌کند، زیرا در نظر او هر دو پر قدرت، بسیار دانا و قابل جابه جایی هستند. با وجود این، از آن‌جا که بتدریج محدودیت‌های بشر در خطاپذیری والدین مشاهده می‌گردد و تفکر عملیاتی کودک رشد می‌یابد، دلایل ساخته پنداری کم‌کم ضرورت خود را از دست می‌دهند و در پایان نیز ساخته پنداری به سبب نامناسب و ناپسندیده بودن آن ترک می‌شود. در همین زمان با شروع دوره‌ی تفکر عملیاتی صوری سبب و اثر فیزیک مورد توجه قرار می‌گیرد.

رونالد گلدمن که نظریه‌ی مهم وی پیرامون رشد تفکر دینی کودکان به تفصیل خواهد آمد، در نقد نظریه پیاژه وجود دوره‌ی ساخته‌پنداری اساطیری را تائید می‌کند، اما بیان می‌دارد که؛ نه تنها نمی‌توان وجود دوره ساخته‌پنداری فنی را اثبات نمود، بلکه در طول این سنین (7 تا 10 سال) دانش‌آموزان بیش از خردسالان دارای خصوصیات ساخته‌پنداری در یک مفهوم اساطیری می‌باشند.

اگرچه خامی این ویژگی تا حدی تصفیه شده، یک نمونه ساخته‌پنداری الهی هویدا می‌گردد، اما او علاقه‌مند است تا در نگرش به جهان هر دوی این خصوصیات را به کار بندد. نخست ویژگی الهی است که یک واسطه‌ی مافوق طبیعی را بخصوص در داستان‌های دینی مطرح می‌سازد و دیگری همان ساخته‌پنداری علمی است که کم‌کم راه را برای توضیحات طبیعی می‌گشاید.

در نظر کودک نیز این دو تفسیر در کنار یکدیگر متناقض نیستند. لذا یک مسأله مهم در آموزش دینی آن است که این دو دنیای جدای از هم را در کنار یکدیگر قرار دهد، به گونه‌ای که وقتی نظریات علمی تفوق می‌یابند، آرای الهی در تفاسیر کودکان باطل نگردند.

گلدمن درباره‌ی دو سوم نظریه پیاژه، معتقد است که، اگرچه پیاژه تصریح نکرده است، اما می توان حدس زد که کودک در این دوره به یک مرتبه‌ی بالاتر و تصفیه شده‌ی ساخته پنداری بازگشت می‌نماید که خدا به عنوان نخستین علت منظور گردیده و به عنوان یک قانون الهی و ذاتی در داخل هستی مطابق با قوانین طبیعی عمل می کند.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه