امروز دوشنبه 08 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

نظریه اوسر (oser) در 1991 بر مراحلی از قضاوت مذهبی تمرکز دارد. از دیدگاه اوسر قضاوت های مذهبی پاسخ هایی هستند که افراد برای خودشان پیدا می کنند تا ایمان مذهبی را با واقعیاتی که ظاهراً مغایر با ایمان هستند، سازگار کنند.

در مطالعه ای که اوسر و گموندر ( Gmunder) در 1991 به عمل آورده اند، قضاوت نوجوان درباره مسائل مذهبی، حاکی از دریافتهای انتزاعی (از قبیل تقدس، آزادی، معناو امید) بود.

اوسر و گماندر در 1984 پرسش محوری اوسر و گماندر این است که انسان‌ها در موقعیت‌های وابستگی، چگونه روابط خود را با نگاه به یک وجود الهی، یا به اصطلاح «وجود غایی» پی‌ریزی می‌کنند. به نظر اسر و گماندر، داوری دینی انسان در موقعیت‌های وابستگی برحسب سن، متحول می‌شود. داوری دینی استدلالی است که واقعیت را آن گونه که تجربه می‌کند با وجود غایی مرتبط کرده و جهت و معانی فراتر از مضمون درک شده ارائه می‌دهد. انسان‌ها در هنگام تصمیم‌گیری در موقعیت‌های وابستگی درباره این‌که تسلیم اراده الهی باشند یا تسلیم خواسته خود باشند و از اراده الهی سرباز زنند بر حسب ابعاد متضاد فکر می‌کند و هماهنگ‌سازی این ابعاد متضاد در طول زندگی ساختار داوری‌های دینی‌ را تشکیل می‌دهد.

اوسر در 1984 چهار دوره تحول قضاوت مذهبی را توصیف کرد که سه دوره از این دوره ها در کودکی و نوجوانی، رخ می دهد ولی بعدا دوره پنجم به آن اضافه کرد.

مدل اسر و گماندر شامل پنج مرحله است؛

مرحله اول: وجود غایی به عنوانی امری درک می‌شود که از طریق پاداش یا مجازات، در سرنوشت انسان مداخله می‌کند. در حالی که بشر می‌تواند تنها بر اساس خواست آن وجود غایی واکنش نشان دهد.

در دوره اول دیدگاه کودکان از خداوند به طور زیادی عینی است. خدا به عنوان خالق همه حوادث و همه چیز در دنیا در نظر گرفته می شود. باید از خداوند اطاعت شود زیرا عدم اطاعت موجب تنبیه فوری می شود مانند تصادف یا بیماری. در عین حال افراد تأثیر کمتری بر خدا دارند.

مرحله دوم: رابطه سوداگرانه بین بشر و وجود غایی را نشان می‌دهد. دعا خواندن، وفا به پیمان‌ها، و به‌جا آوردن آیین‌ها می‌تواند بر وجود غایی اثرگذار باشد و تأثیر پیش‌گیرانه بر خواست وجود غایی داشته باشد.

در دوره دوم، کودکان بزرگ تر و نوجوانان خدا را کمتر تنبیه گر می دانند. خداوند می تواند تحت تأثیر رفتار خوب افراد، از طریق عبادات و پیروی افراد از مراسم و فعالیت های مذهبی قرار گیرد. عشق به خداوند در یک زندگی سالم و شاد بدیهی و آشکار است. در عین حال، خداوند کمتر به طور عینی و مستقیم در امور انسان دخالت می کند.

مرحله سوم: انسان بین حوزه تأثیر خدا و حوزه اثربخشی خود تمایز قائل می‌شود و خود را مسئول زندگی خویش و امور غیردینی می‌داند.

مرحله سوم با شروع در نوجوانی است. در این مرحله خداوند از جهان جدا و فاصله زیادی دارد. افراد مسئول بهزیستی خودشان هستند. تحول از دوره دوم به سوم قضاوت با تجربه های شخصی و مشاهده افرادی که به طور غیرمنصفانه موفق شده اند یا رنج کشیده اند امکان پذیر است. در مقابل شناخت فزاینده بی عدالتی و رنج انسان که در این دوره مطرح می شود، این دوره، دوره سؤال فزاینده در مورد وجود خداوند و افزایش انکار وجود خداوند در بین نوجوانان نیز است.

مرحله چهارم: انسان حالت خود مختاری‌ای پیدا کرده که بر وجود غایی به عنوان شرط پیشین برای تصمیم‌ها و اعمال انسان مبتنی است، انسان خود را بخشی از برنامه کلی رستگاری می‌بیند. انسان تدبیر الهی را به عنوان امری که انسان را به سرانجامی نیک می‌رساند، می‌پذیرد.

در دوره چهارم که در بین درصد کمی از بزرگسالان آشکار می شود، افراد با ایمان مذهبی افرادی هستند که دوباره به خداوند به عنوان خالق نهایی که منبع آزادی زندگی است و کسی که زندگی را معنادار می سازد روی می آورند.

مرحله پنجم: در این مرحله انسان احساس می‌کند که همواره خواه ناخواه با وجود غایی در ارتباط است و وجود غایی حضوری فراگیر دارد. استدلال دینی فرد نشان‌دهنده هماهنگی تعادل یافته و کاملی بین ابعاد متضاد است. دین برای فرد بیشتر یک الگوی مؤثر است تا یک مفهوم تضمین کننده.
نظریه اسر حاکی از این نیست که تمام افراد در یک سن، در سطح یکسانی قضاوت مذهبی را نشان می دهند.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه