امروز جمعه 30 مهر 1400
ravanshenasi.cloob24.com
0

ابویوسف یعقوب بن اسحاق کندی نخستین فیلسوف مسلمان، دارای آثار و دیدگاه های اخلاقی است. با توجه به آثار اخلاقی کندی به نظر می رسد که وی خصوصا تحت تاثیر سقراط و دیوجانس کلبی بوده است.

کندی درباب تعریف انسان اظهار داشته: «از آنجا که تعریف انسان آن است که او موجودی زنده، میرا و عاقل است پس اگر مرگی نباشد، انسانی وجود نخواهد داشت» و مرگ جزء ذاتی تعریف انسان است.

کندی، نخستین فیلسوف اصیل اسلام و اولین فردی بود که درباره ی اخلاقیات فلسفی مطلب نوشت و حائز اهمیت است که وی با کلام معتزله در زمان اوج شکوفایی آن جنبش همسو بوده است. کندی برخلاف معاصران معتزله اش که نقشه ی شروع آنها قرآن و سنت پیامبر (ص) بود، با فلسفه ی یونانی آغاز کرد. بر اساس آنچه کتاب شناسان کهن گزارش کرده اند؛ وی رساله ای اخلاقی تألیف کرده است که بیانگر توجه و علاقه ی عمیق وی به اندیشه ی سقراطی است. علاوه بر رساله ای در زمینه ی فلسفه ی اخلاق، اثر تسهیل السبل السعاده و همچنین رساله ای موجود به نام فی الحیله لدفع الاحزان از آثار به جامانده از اوست. از میان آثار سقراطی او، رساله ای در باب برتری سقراط (Excellence of Socrates)، گفت و گویی میان سقراط و اسخینس (A Dialogue between Socrates and Aschines) و مجموعه ی کوتاه الفاظ سقراط در منابع کهن ذکر شده اند.

این نکته قابل توجه است که در آخرین مجموعه ای که نام آن برده شد، شخصیت های سقراط و دیوجانس کلبی (6) به هم آمیخته شده و به عنوان معیارهای فضیلت و زهد معرفی شده اند؛ هر چند در اثر استدلالی تر فی الجیله لدفع الاحزان،ایده آل رواقی آپاته آ (apatheia) رهایی از شور و***و بی اعتنایی به فراز و نشیب و تغییر بخت و اقبال در عبارتی فصیح بیان شده اند.

وی هدف اخلاق را رسیدن به سعادت و کمال از طریق رفع رذایل اخلاقی و رسیدن به فضایل انسانی می داند. او در بحث از رذایل اخلاقی نگاهی طب گونه دارد و رذایل را همچون بیماری های نفس مورد بحث قرار می دهد. او سعادت را رسیدن انسان به برترین جایگاه انسانی یعنی تشبّه به اله، می داند. دیدگاه اخلاقی کندی بر مبانی ارسطویی علم النفس یعنی تعریف نفس، کمال نفس و قوای نفس استوار است.

فضایل انسانی در پرتو تعاریف وی از فلسفه بیان می شوند. وی بر اساس دیدگاه سنّت ارسطویی، دستیابی به فضایل و رسیدن به سلامت نفس را در گرو رعایت اعتدال در افعال هر یک از قوای نفسانی می داند. فضایل عمده در دیدگاه وی، حکمت، شجاعت، عفت و عدالت می باشند. افراط و تفریط در افعال هریک از قوای نفس، صفاتی را برای نفس رقم می زند که او هر یک از این صفات را به عنوان رذایل اخلاقی و بیماری برای نفس در نظر می گیرد.

کندی شناخت عیوب نفس از طریق خودنقدی را گام دیگری در حفظ سلامت نفس می داند. او شناخت عیوب نفس را بر خلاف دیدگاه جالینوسی، فرایندی فعال و در پرتو دیدن خود در آینه خود می داند. معطوف شدن نگاه انسان به عالم عقلی وعقلانی زیستن سلامت را در پی دارد. توجه به امور مادی و محبوب قرار گرفتن این امور برای انسان، زمینه را برای گرفتار شدن به بیماری های نفسانی، در پی از دست دادن آن امور زوال پذیر، ایجاد می کند. کندی از حزن، حسد، غضب، شهوت، ترس از مرگ و عشق به عنوان بیماری های نفس بحث می کند.

وی دو سبب اصلی حزن را فقدان محبوب و فوت مطلوب می داند و از انسان ها می خواهد با برگزیدن محبوب ها و مطلوب های خود از امور موجود در عالم عقلی، دچار حزن ناشی از این عدم وصول یا از دست دادن آن ها که از خصوصیات عالم مادی است، نگردند. او حزن را یکی از مهمترین بیماری های نفس می داند. کندی حسد را در تحلیل گونه های مختلف حزن مطرح می کند و به عنوان عاملی در ایجاد حزن، آن را به عنوان بیماری برای نفس و بدترین گناه برای انسان، بر می شمارد. کندی مرگ را جزء ماهیت انسان دانسته و آن را امری نیکو می داند و ترس از آن را شر و به عنوان یک بیماری برای نفس مطرح می کند. او عشق را در صورتی که سبب دور شدن توجه انسان ازعالم عقلی و معطوف شدن نگاه وی به امور مادی گردد، به عنوان رذیلت و بیماری برای نفس در نظر می گیرد.

کندی معتقد است تریاق اندوه که در دیدگاه رواقی مآبانه ی کندی از موقعیت زودگذر انسان در این دنیای کون و فساد جداناشدنی است، این است که در نظر داشته باشیم اندوه یا زاییده ی اعمال ماست یا حاصل رفتارهای دیگران. در مورد نخست ما به عنوان کنشگرهای عاقل باید از انجام آنچه عامل اندوه است، خودداری کنیم. در مورد دوم، دفع کردن اندوهی که به واسطه ی رفتار دیگران حاصل می شود، یا در توان ما هست یا نیست. اگر در توان ماست که یقینا باید آن را دفع کنیم و اگر قدرت دفع آن را نداریم، به امید آنکه شاید این امر به صورتی دفع شود، نباید خود را به واسطه ی آسیب محتمل غمگین کنیم. به هر ترتیب اگر به واسطه ی اندوهی برآمده از اعمال خارج از کنترلمان رنجیده شدیم، وظیفه ی ماست که با شهامت آن را تحمل کنیم. این دیدگاه در کنار تشویق به دوری کردن از دارایی های مادی به عنوان دارایی های موقت که ما در واقع تنها قرض کنندگان آن هستیم و نه صاحب اصلی آن، آشکارا منعکس کننده ی تاثیر معلم بزرگ رواقی قرن دوم، اپیکتوس است وبه نظر می رسد ملهم از آموزه های (Enchiridion) او باشد.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه