امروز سه شنبه 04 آبان 1400
ravanshenasi.cloob24.com
0

جان راولز ( John Rawls‎) متولد21 فوریه 1921 و متوفای 21 نوامبر 2002،فیلسوف آمریکایی معاصر و مشهور به دلیل صورت‌بندی یک نظریه عدالت بود. وی از چهره‌های به‌نام فلسفه سیاسی و فلسفه اخلاق در سده بیستم بود. اثر مشهور وی نظریه عدالت یا نظریه‌ای در باب عدالت ( A Theory of Justice) (چاپ 1971) هم‌اکنون به‌عنوان یکی از منابع کلاسیک فلسفه سیاسی تلقی می‌شود.

کتاب نظریه عدالت تنها در آمریکا دست‌کم 200 هزار جلد فروش داشته و تا کنون به بیش از 20 زبان ترجمه شده‌است.

مشهورترین نماینده قراردادگرایی کانتی، جان راولز است. هدف او این بود که در فلسفه سیاسی، نظریه‌ای در باب عدالت اجتماعی پی ریزی کند و در این راستا، الگویی از مجموعه‌ای از افراد طراحی نمود که توافق آنها در «پشت پرده‌ای از جهل» صورت می‌گیرد، اما الگوی او تاثیر عمیقی بر تفکرات اخلاقی نهاد. پرده جهل از این رو در تفکر در نظریه جان راولز گنجانده شده که سود و زیان هر یک از دوطرف قرارداد و جایگاه نهایی آنها را در جامعه طراحی شده از ایشان پنهان کند. راولز برخلاف قراردادگرایی هابزی- که اهمیت انسانها را به این دلیل می‌داند که از دیگران منفعت می‌برند یا مورد آزار و اذیت دیگران قرار می‌گیرند- معتقد است اهمیت انسان‌ها، از نظر اخلاقی، به آن دلیل است که فی نفسه هدف هستند. از این رو رفتارمان باید با دیگران براساس برابری باشد. هر چند ما شهودهای اولیه‌ای درباره رفتار برابر نسبت به انسان‌ها داریم، اما آن شهودها مبهم‌اند و از این رو برای تعیین معنای دقیق عدالت و رفتار برابر با افراد، نیازمند روش مناسب هستیم. براساس رای راولز، ایده قرارداد اجتماعی، یکی از آن روش‌های مناسب برای تعیین معنای دقیق عدالت است.

جان رالز فیلسوف برجسته اخلاق و سیاست در حوزه اندیشه سیاسی مغرب زمین در زمره اندیشمندانی است که تلاش داشت تا پیرامون عدالت اندیشه ورزی کند. رویدادهای سیاسی واجتماعی در ایالات متحده آمریکا،درعرصه جهان ونیزجنگ باویتنام، رالزرابا این پرسش روبروساخت که چه عواملی کشوری چون آمریکا را به سیستمی ناعادلانه وتجاوزکارانه در جهان کشانده است.این دل مشغولی ها،اراده اورا به سوی تدوین یک نظریه تاثیرگذار دراندیشه سیاسی استوارکرد.

نظریه عدالت

راولز به عنوان چهره‌ای که نظریه‌اش در باب عدالت خیلی زود در سراسر جهان به مباحثات نظری بسیاری دامن زد، در ایران هم مورد توجه موافقان و مخالفان او قرار گرفت.

جان بوردن راولز کوشیده است تا با نظریه‌پردازی خویش در این زمینه، به بازسازی و احیای لیبرالیسم ـ بویژه نوع سیاسی آن ـ همت گمارد.

جان راولز کوشید وضعیتی را ترسیم کند که گرایشات متکثر شهروندان در آن ذیل بُرهان همسازی (congruence) به رسمیت شناخته می‌شود و آنان می‌توانند در جامعه بسامان خود اقدام به عملی عادلانه کنند.

نظریه‌ای که راولز در آن تاکید می‌کند که از هر گونه آموزه فلسفی، مابعدالطبیعی و دینی مستقل است و بر برداشت سیاسی از عدالت و مفهوم پایداری (Stability) مبتنی است. پایداری‌ای که برای همکاری‌های اجتماعی و تحقق جامعه بسامان ضروری است.

راولز در نظریه عدالت می‌نویسد: «عدالت اولین فضیلت برای نهاد اجتماعی است، همچنان که حقیقت برای نظام تفکر». عدالت از نظر راولز مقدم بر خوشبختی است. خوشی و کامیابی آنگاه به‌عنوان یک ارزش مثبت تلقی می‌شود که عادلانه بودن آن محرز باشد. عدالت چارچوبی است که افراد مختلف در آن فرصت پی گرفتن آمال و ارزش‌های مورد نظر خود را پیدا می‌کنند.

دو اصل نظریه بازبینی‌شده عدالت راولز بدین قرار است:

الف) هر شخصی نسبت به طرحی کاملاً کافی از آزادی‌های اساسی برابر که با طرح مشابهی از آزادی‌ها برای همگان همساز باشد، حق لغو ناشدنی یکسان دارد؛ ب) نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی به دو شرط قابل قبول هستند: 1) باید مختص به مناصب و مقام‌هایی باشند که تحت شرایط برابری منصفانه فرصت‌ها باب آن‌ها به روی همگان گشوده‌است. 2) این نابرابری‌ها بابد بیشترین سود را برای محروم‌ترین اعضای جامعه داشته باشند (اصل تفاوت).

به عقیده راولز: "نابرابری در جامعه تنها در صورتی قابل توجیه است که با اعمال آن طیف وسیع تری از گزینه های مطلوب تر به روی محرومان گشوده شود که در صورت حذفشان گزینه های یاد شده از بین خواهد رفت"

راولز عدالت را تبلور انصاف می‌داند و می‌گوید در وضع نخستین (original position)، که تا حدی مشابه مفهوم وضع طبیعی است، آدمیان می‌خواهند جامعه مدنی تشکیل دهند و به‌ناچار روی اصولی معقول و منصفانه توافق می‌کنند. نقشی که این اصول در تفکیک حقوق، تکلیف‌ها و تقسیم مزایای اجتماعی برعهده می‌گیرد همان است که مفهوم عدالت نامیده می‌شود.

در آثار راولز این پرسش اساسی مطرح است که «مناسب‌ترین تلقی اخلاقی عدالت برای کار بست در یک جامعه دموکراتیک چیست؟» در نظریه عدالت، او این پرسش را به منزله بخشی از یک پژوهش کلی‌تر در چارچوب بحث از ماهیت عدالت اجتماعی و سازگاری آن با طبیعت انسان و خیر شخصی دنبال می‌کند. در این اثر مقصود راولز اصلاح سلطه فایده باوری در فلسفه اخلاق جدید است. وی در بحث عدالت، عمدتاً بر مفهوم یا بعد اجتماعی آن تاکید دارد؛ به همین دلیل بر این باور است که «عدالت اولین فضیلت نهادهای اجتماعی است، همان‌گونه که حقیقت، اولین فضیلت نظام‌های اندیشه است.»همین توجه به عدالت از سوی یک فیلسوف لیبرال سبب شد که برخی این اثر را یک پیشرفت مهم در سنت لیبرالی یا دست‌کم نوسازی آن به شمار آورند.

نظریه عدالت راولز، نقدی مهم به آراء فایده‌گرایی و اشخاصی مانند «جرمی‌بنتام» است. وی یکی از اهداف خود در این نظریه را ارائه بدیلی برای فایده‌گرایی ذکر می‌کند. شایان ذکر است که دغدغه فایده‌گرایی به حداکثر رساندن منفعت است؛ هرچند این مجموعه رضامندی بر تناسبی عادلانه استوار نگردد.

ایده اصلی نظریه عدالت فراتر از نقد فایده‌گرایی است؛ یعنی آن ایده، ارائه تفسیر جدیدی از نظریه قرارداد اجتماعی با محور قرار دادن موضوع عدالت است که به‌طور گسترده از طرز تلقی کانت از عقل استفاده شده است؛ بنابراین در نظریه عدالت به سه مسأله مهم پرداخته شده است:

الف. ارائه تفسیری جدید از نظریه قرارداد اجتماعی.

ب. استفاده گسترده از طرز تلقی کانت از عقلانیت در تفسیر خود.

ج. نقادی فایده‌گرایی و تلاش برای ارائه بدیل و جایگزین آن.

اما با وجود نزدیک به چهار دهه تلاش فکری جان راولز برای ساماندهی به مدل و نظریه خویش در باب عدالت، متأسفانه تلاش اولیه و حتی تجدید نظر‌طلبی و انجام اصلاحات تئوریک وی در دهه هشتاد قرین موفقیت نبوده است و اگرچه کوشش فکورانه او به توسعه فضاها و مجادلات علمی مباحث پیرامون عدالت در جهان انجامید، اما نظریه او از فقدان نوآوری، وحدت و یکدستی، انسجام و نابسامانی در رنج است و به هیچ‌وجه نمی‌توان آن را مدل عملی ـ چه برای احیای لیبرالیسم ناکارآمد و چه برای بهره‌گیری سایر مکاتب و نظام‌ها ـ به شمار آورد. نظریه عدالت راولز از عدالت، مفهومی خنثا و فاقد بار اخلاقی و ارزشی ساخته و آن را همچنان بر مدار فایده‌انگاری پیش رانده و آن را نه تنها بر ملاک‌های وحیانی و اخلاقی مبتنی نکرده است، بلکه به سخیف‌ترین شکلی، این مفهوم ماورایی و «فضیلت تامّ» را به هوس‌ها و امیال متغیر و مورد پسند جامعه بشری پایین آورده است؛ ضمن این‌که بستر فکری او یعنی لیبرالیسم نیز نتوانسته انتقادهای متعدد از خود را پاسخگو باشد.

جان مایه اندیشه رالز درنظریه عدالت، دارای چهار عنصر کلیدی:شهودگرایی اخلاقی، آزمایش ذهنی، وضعیت اصلی و آزادی است. کتاب نظریه عدالت او انعکاس دیدگاه او در باره عدالت به مثابه انصاف و عدالت سیاسی است که در آن از عدالت به مثابه انصاف، آزادی قانونی، مفهوم عدالت عدالت توزیعی بحث شده است. عدالت رالز ریشه در سنت کانتی دارد. لذا در آن بر مفهوم اخلاقی عدالت تأکید می کند و سرانجام تحت انتقاداتی در چرخشی، به عدالت سیاسی می رسد.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه