امروز سه شنبه 04 آبان 1400
ravanshenasi.cloob24.com
0

یکی از دانشمندانی که در زمینه آفرینندگی نظریه پردازی کرده و پژوهش های زیادی انجام داده پاول تورنس (1998) است.

تورنس می گوید هر زمان که ما یک نقص یا کمبودی را احساس می کنیم در ما تنش ایجاد می شود. احساس ناراحتی می کنیم و تلاش به عمل می آوریم تا تنش را برطرف سازیم. در نتیجه به تکاپو و سوال کردن می افتیم، عناصر را دست کاری کرده و حدس هایی می زنیم و تا زمانی که مورد آزمودن و تجدید نظر قرار نگرفته اند آرام نمی گیریم (بودو،1358).

پال تورنس می‌گوید محیطی که هم آزادی بیان و هم ارتباط سالم را تبیین کند از لحاظ پرورش خلاقیت بهترین محیط محسوب می‌شود به ویژه اگر پاداشهایی نیز برای رفتارهای خلاق در نظر گرفته شود. در کنار خانواده، مدرسه نیز نقش بسیار مهمی در شکوفایی خلاقیتهای کودکان دارد.

تورنس شواهدی بدست آورد که نشان می‌داد اوج خلاقیت در کلاس دوم ابتدائی است ولی به دلیل اقرار در مطابقت با دیگران معمولاً ‌از بین می‌رود. منحنی خلاقیت بسیاری از کودکان در حدود ده سالگی افت می‌یابد و آنان هرگز خلاقیت دوره اولیه کودکی را باز نخواهند یافت. با توجه به اینکه آنان در این سن در مدرسه هستند نباید تاثیر خانواده، مدرسه، محتوای درسی، روش تدریس و شخصیت معلم را در افت خلاقیت کودکان ندیده گرفت. محتوای درسی یکی از عواملی است که می‌تواند در مدرسه، زمینه پرورش خلاقیت را فراهم کند.

پال تورنس (1985) در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که خصوصیات مربی و شیوه‌های آموزش وی می‌تواند به افزایش تفکر خلاق بیانجامد.

تعاریف خلاقیت تورنس

تورنس (1998،به نقل از سیف، 1387)، سه تعریف برای خلاقیت در سه زمینه پژوهشی، هنری و وابسته به بقاء مطرح کرده است.

به نظر وی تعریف پژوهشی خلاقیت عبارت است از فرآیند حس کردن مشکلات و مسایل، شکاف در اطلاعات، عناصر گم شده چیزهای ناجور، حدس زدن و فرضیه سازی درباره این نواقص و ارزیابی و آزمودن این حدس‌ها و فرضیه ها، تجدید نظر کردن و دوباره آزمودن آنها و بالاخره انتقال نتایج.

تورنس (1998) در توضیح تعریف فوق می گوید هر زمان که نقص یا کمبودی را احساس می کنیم در ما تنش ایجاد می شود. احساس ناراحتی می کنیم و دلمان می خواهد کاری انجام دهیم می کنیم، و حدس ها و فرضیه هایی را مطرح می سازیم. تا زمانی که این حدس ها و فرضیه ها مورد آزمون و تجدید نظر قرار نگرفته اند آرام نمی گیریم. حتی پس از انجام این کار هنوز هم تنش باقی است، و زمانی آرام می گیریم که به کسی بگوییم که چه چیزی را کشف یا تولید کرده ایم. در سراسر این فرایند، عنصری از پاسخدهی سازنده به موقیعت های موجود یا تازه وجود دارد و صرفا انطباق یافتن با آنها مطرح.

تورنس در تعریف هنری خلاقیت به مصادیقی اشاره می‌کند که برخی ازمصادیق عبارتند از: خلاقیت مانند خواستن دانستن است، خلاقیت مانند دوباره نگاه کردن است، آفرینندگی مانند خط زدن خطاهاست، آفرینندگی مانند خواندن به سبک خود است.

تورنس در تعریف خلاقیت"وابسته به بقاء" خلاقیت را عبارت از قدرت کنار آمدن با موقعیت‌های دشوار و خطرناک می‌داند، وقتی که شخص هیچ راه حل از پیش آموخته شده‌ای ندارد.

تورنس (1998) در تعریف وابسته به بقا از آفرینندگی قدرت کنار آمدن فرد با موقعیت های دشوار را ذکر کرده است. به هنگام برخورد با موقعیت های دشوار و خطرناک، وقتی که شخص هیچ راه حل از پیش آموخته شده و تمرین کرده ای ندارد، به درجه ای از آفرینندگی نیازمند است.

تورنس (1962) خلاقیت را بعنوان نوعی مسأله گشایی مد نظر قرار داده است. به نظر وی تفکرِ خلاق مختصراً عبارتست از فرآیند حس کردن مسائل یا کاستی‌های موجود در اطلاعات، فرضیه سازی درباره حل مسائل و رفع کاستی‌ها، ارزیابی و آزمودن فرضیه‌ها، بازنگری و بازآزمایی آنها و سرانجام انتقال نتایج به دیگران.

تفکر جانبی در خلاقیت

تورنس و دوبونو نیز با نگاهی شناختی به خلاقیت، نظریه‌ی تفکر جانبی یا افقی را در تبیین خلاقیت ذکر کرده است که مشابه تفکر واگرا در نظریه‌ی گیلفورد و تورنس است. دوبونو در کنار تفکر جانبی، تفکر عمودی را نیز مطرح کرده است. وی معتقد است که تفکر عمودی موجب ایجاد قالب‏‌های ذهنی و توسعه‌ی آن می‌‏شود در حالی که تفکر جانبی یا خلاق، ساختار این قالب‏‌ها را تغییر می‌‏دهد و قالب‏‌های جدیدی را ایجاد می‌‏کند. در تفکر عمودی، افراد برای حل مسئله پس از کندن چاه به حفر آن ادامه می‌‏دهند، اما در تفکر جانبی پس از کندن چاه به محل دیگری حرکت کرده چاه دیگری می‌‏کنند.

سه بعد خلاقیت از نظر تورنس

1 – سیالی: سیالی به تعداد پاسخ‌هایی که ما برای یک مسأله در نظر می‌گیریم، مربوط است. به زبان ساده‌تر، ما هر چه در مقابل یک موقعیت، تعداد بیشتری ایده در اختیار داشته باشیم، تفکر سیال‌تری داریم. تفکر سیال در مقابل تفکر سخت و منجمد قرار می‌گیرد.(سیف،1383).
تفکر منجمد تفکر منجمد برای هر مشکل فقط یک راه‌حل مشخص را در نظر دارد.
2 ـ ابتکار: شاید کلمه ابتکار یا نوآوری کلمه خوبی برای این بعد از خلاقیت نباشد. در واقع، کلمه اصلی در زبان لاتین originality است، یعنی اصالت، یعنی کپی نبودن،.
3 – تخیل: (داور پناه، 1386).

عناصر خلاقیت تورنس

تورنس (1979) خلاقیت را ترکیبی از 4 عنصر اصلی زیر می داند:
• سیالی: قدرت تولید ایده ها و جواب های فراوان
• انعطاف: توانایی لازم برای تغییر جهت فکری یا توانای تولید ایده های متنوع
• ابتکار: توانایی تولید ایده یا محصول نو و بدیع: یعنی پاسخ های فرد قبلا دیده نشده باشد و جدید و نو باشد.
• بسط: توانایی توجه به جزئیات وابسته به یک ایده: یعنی افراد خلاق به جزئیات یک ایده توجه بیشتری نشان می دهند.

اصول تفکر خلاق در مدرسه

تورنس اصولی برای توسعه تفکر خلاق از طریق مدرسه ارائه می‌دهد:

1ـ حساس کردن دانش‌آموزان به محرکهای محیطی

2ـ تشویق به دستکاری اشیاء

3ـ تشویق عقاید نو

4ـ ایجاد جوی خلاق در کلاس

5ـ آشنا کردن کودکان با فرایند خلاقیت

6ـ ارزشیابی و تشویق یادگیری خود انگیز

7ـ ایجاد فرصت برای تفکر خلاق

8ـ گسترش انتقاد سازنده

9ـ روحیه حادثه جو داشتن

10ـ کسب شناخت در رشته‌های گوناگون

11ـ ارزشمند داشتن تفکر خلاق

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه