امروز سه شنبه 04 آبان 1400
ravanshenasi.cloob24.com
0

به گفته جوی پال گیلفورد (Joy Paul Guilford) تا وقتی که انسان به مشکلی برخورد نکند و زندگی او از روی عادت و یا بر مبنای دور زدن مشکلات سپری شود، خلاقیتی در کار نیست، ولی همین که به مشکلی برخورد نمود و خواست آن را حل کند فرایند فکری و اعمالی که متعاقب آن برای حل مشکل ایجاد می شود خلاقیت نام دارد.

در نظریه ی گیلفورد که به الگوی ساخت ذهنی شهرت دارد در آن دو تفکر عمده همگرا و تفکر واگرا را معرفی می کند. خلاقیت را با تفکر واگرا (دست یافتن به رهیافت های جدید برای مسائل) در مقابل تفکر همگرا (دست یافتن به پاسخ) مترادف دانسته است.(بودو،1978).

- همگرا: ازنقاط مختلف شروع ولی به یک نقطه ختم می شود.

- واگرا: از یک نقطه شروع ولی به نقلط مختلف ختم می شود.

افرادی که تفکر واگرا دارند در فکر و عمل خود با دیگران تفاوت دارند و از عرف و عادت دور می شده روش های خلاق و جدید را به کار می برند. برعکس کسانی که از این خصوصیت برخوردار نیستند تفکر همگرا دارند و در فکر و عمل خود از عرف و عادت پیروی می کنند. پس تفکر واگرا یعنی دور شدن از یک نقطه مشترک که همان رسم و سنت و عرف اجتماع است (آفرینندگی بر حسب تفکر واگرا تعریف شده است) و تفکر همگرا یعنی نزدیک شدن به آن نقطه.

از نظر «گیلفورد» هوش و خلاقیت دو عامل فکری جداگانه تلقی شده و هوش را تفکر همگرا و خلاقیت را تفکر واگرا می‌داند. از نظر او وجه تمایز تفکر آفریننده، تفکر واگرا است که از طریق انعطاف پذیری،اصالت و روانی می‌توان باز شناخت (سیف: روانشناسی یادگیری و تدریس).

گیلفورد خلاقیت را مجموعه‌ی ویژگی‌‏ها و توانایی‌‏های فردی می‌‏داند. در واقع، خلاقیت از دیدگاه گیلفورد عبارت از تفکر واگراست، یعنی تفکر از جهات مختلف و ابعاد گوناگون.

گیلفورد در نظریه هوشی خود، هوش را در قالب دو مفهوم تفکر واگرا و تفکرهمگرا معرفی می کند. تفکر همگرا با هوش رابطه دارد اما تفکر واگرا ویژگی مهم آفرینندگی است. تفکر واگرا و تفکر همگرا دو وجه عمده تفکر انسان هستند. تفاوت آنها در این است که در تفکر همگرا نتیجه تفکر از قبل معلوم است، یعنی همیشه یک جواب درست یا غلط وجود دارد، اما در تفکر واگرا جواب قطعی وجود ندارد و تعداد زیادی جواب احتمالی ممکن است موجود باشند که از نظر منطقی هر یک از آنها درست است. در نظریه گیلفورد تفکر واگرا از چند عامل مختلف تشکیل یافته است.

به نظر گیلفورد (1987)، تفکر واگرا ویژگی مهم آفرینندگی است. در این نوع تفکر جواب قطعی وجود ندارد و تعداد زیادی جواب احتمالی ممکن است موجود باشدکه از نظر منطقی هر یک از آنها درست است.

او خلاقیت را با تفکر واگرا (دست یافتن به رهیافت های جدید برای مسائل) در مقابل تفکر همگرا (دست یافتن به پاسخ) مترادف دانسته است. افرادی که تفکر واگرا دارند در فکر و عمل خود با دیگران تفاوت دارند و از عرف و عادت دور می شده روش های خلاق و جدید را به کار می برند. برعکس کسانی که از این خصوصیت برخوردار نیستند تفکر همگرا دارند و در فکر و عمل خود از عرف و عادت پیروی می کنند. پس تفکر واگرا یعنی دور شدن از یک نقطه مشترک که همان رسم و سنت و عرف اجتماع است و تفکر همگرا یعنی نزدیک شدن به آن نقطه.

از نظر گیلفورد، تا زمانی که عملی از روی عادت انجام گیرد، خلاقیتی در کار نیست ولی به مجردی که اجرای عملی احتیاج به تدابیر جدیدی داشت، جریان خلاقیت به کار می‌افتد. (خلاقیت کودکان، ص 19)

ویژگی های تفکر واگرا

گیلفورد برای تفکر واگرا 8 عامل را ذکر می‌کند که عبارتند از:

1. سیالی کلام که توانایی تولید واژه‌هایی است که نیازهای نمادین معینی را بر طرف می‌سازد. برای اندازه گیری آن از شخص خواسته می‌شود فهرستی از واژه‌ها را با پیشوندهای معینی ارایه دهد.

2. ایده پروری که توانایی فراخوانی ایده‌های بسیار، در موقعیت‌های رها از محدودیت هاست و کیفیت پاسخ اهمیتی ندارد. برای سنجش این عامل از فرد خواسته می‌شود. فهرستی از کاربردهای یک شیء معمولی مانند آجر و روزنامه را ارایه می‌دهد.

3. انعطاف پذیری خود جوش معنایی که توانایی تولید ایده‌های گوناگونی است که شخص آزادی انجام آن را دارد. این توانایی را می‌توان به این صورت سنجید که شخص بخواهند فهرستی از کاربردهای شیء معمولی را اریه می‌دهد، امًا این کاربرد ها، بر اساس تعداد موارد کاربرد‌های پیشنهادی محاسبه می‌شود.

4. انعطاف پذیری خود جوش تصاویر ، با توانایی فهم تغییرات سریع، از نگاره‌های دیداری که قابل درک هستند تشکیل شده است.

5. تداعی پروری یعنی توانایی تولید واژه‌ها از حوزه یک معنی محوری، برای اندازه گیری این استعداد از فرد می‌خواهند تا فهرستی از مترادف‌های واژه معینی را فراهم سازد.

6. تعبیر پروری، توانایی نادیده گرفتن شکل مجموعه ای از خطوط، جهت دیدن شکل خطوطی دیگر است. مثل پیدا کردن چهره هایی که خطوط آنها به عنوان بخشی از اشیاء بزرگتر، از این نظر پنهان شده‌اند.

7. سیالی سازگاری نمادین یعنی توانایی ساختار جدید موقعیت و یا مسأله، وقتی شخص با موضوعی نمادین سرو کار دارد. برای سنجش این توانایی از شخص خواسته می‌شود با برداشتن تعداد معینی از چوب‌های کبریت که مربع یا مثلث‌هایی را تشکیل می‌دهند، تعداد معینی مربع یا مثلث باقی می‌گذارد.

8. ابتکار که توانایی ارایه پاسخ‌های غیر معمول، دور از ذهن یا زیرکانه است.

عوامل یا ویژگی های تفکر واگرا به شرح زیر است:

  • سیالی: تولید تعدادی اندیشه در یک زمان معین
  • انعطاف پذیری: تولید اندیشه ها و راه حل های متنوع و غیر معمول برای یک مساله
  • تازگی: استفاده از راه حل های منحصر به فرد و نو
  • گسترش: تولید جزئیات و تعیین تلویحات و کاربردها
  • ترکیب: کنار هم قرار دادن اندیشه های ناهمخوان
  • تحلیل: شکست ساختارهای نمادین به عناصر تشکیل دهنده
  • سازمان دادن: تغییر شکل دادن طرح ها، کارکردها و مورد استفاده ها
  • پیچیدگی: توانایی برخورد کردن با تعدادی اندیشه ی مختلف و متنوع به طور همزمان

از میان ویژگی های بالا، سه ویژگی نخست از همه مهم ترند، سیالی یا روانی اندیشه به کمیت اندیشه های فرد، مثلا تعداد پاسخ هایی که در یک زمان معین به یک سوال می دهد، اشاره می کند. در آزمون های مخصوص سنجش سیالی، سرعت و تعداد پاسخ های فرد ملاک سنجش قرار می گیرند. گیلفورد (1987) معتقد است کسانی که در حضور یک سوال یا یک مساله پاسخ ها یا راه حل های زیاد تری ارائه می دهند احتمال اینکه بعضی از آنها واگرا باشند بیشتر می شود. بنابراین، در آزمون های گیلفورد سیالی از طریق شمارش تعداد پاسخ های آزمون شونده نمره گذاری می شود.

ابعاد اساسی خلاقیت ازنظر گیلفورد

  • حساس بودن در برابر مسئله
  • سیالیت
  • اصالت داشتن
  • انعطاف‌پذیری
  • سنتز کردن
  • تحلیل کردن
  • تسلط
  • تعریف مجدد

عوامل تفکر خلاق

درگزارش گیلفورد (1967) تعدادی فرضیه تنظیم شده است.علاوه بر این، آزمون هایی تهیه و اجرا گردید. و نتایج به دست آمده به صورت تحلیل عوامل تجزیه و تحلیل شد.

بالنتیجه شانزده عامل استخراج گردید که از بین آن ها چهارده عامل مشخص تر است. 5 عاملی که به نظر می رسد فکر خلاق را بهتر مشخص می کنند.عبارتند از:

1- دریافت مسائل (در مقابل موقعیتی معین، فردی ممکن است متوجه یک یا چند موضوع گردد. و یا اصلا متوجه موضوعی نشود.

2 – روانی در تولید اندیشه ها

3- روانی در بیان کلمات (بار آوری فر در این زمینه)

4 – انعطاف پذیری (سهولتی که به وسیله آن آزمودنی می تواند از مقوله ای به مقوله دیگر برود.)

5 – اصالت جویی بازسازی (توانایی در ساختمان مجدد)

عوامل بازدارنده خلاقیت

گیلفورد در این باره ویژگیهای زیر را نام برده است که عبارتند از: سلطه‌گری، منفی‌بافی، مقاومت، ترس، عیب‌جویی، انتقاد از دیگران، سازشکاری، تسلیم در برابر قدرت کمرویی.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه