امروز چهارشنبه 17 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

لاک بنیانگذار محیط گرایی و نظریه یادگیری بود. روسو آغازگر سنت رشدگرایی در روانشناسی است. تندرو در دیدگاه اولیه ای که پیش ساخت گرایی نام داشت، محسوب می شوند.

بشر طی قرن ها، کودکان را به شکل مدلی کوچک شده از فرد بزرگسال، نگریسته است. فیلیپ آریه مورخ فرانسوی توضیح داده است که این طرز فکر، تا چه حد در قرون وسطی رواج داشته است. کودکان تنها با اندازه اندام هایشان متمایز می شوند، گویی کودک ابتدا در قالب بزرگسال شکل گرفته و سپس به دنیا آمده است.
در زندگی اجتماعی دوران قرون وسطی، با کودکان نظیر بزرگسالان رفتار می شد. کودکان 6 یا 7 ساله را معمولاً برای شاگردی کردن به سایر روستاها می فرستادند تا به عنوان شاگرد، کار کردن را شروع کنند. آن ها در آنجا در حین کار کردن، درودگری، زراعت، خانه داری، بافندگی و سایر حرفه ها و مشاغل را فرا می گرفتند و معمولاً در کنار سایر شاگردانی که خیلی از او بزرگتر بودند، کار می کرد.

هیچ کس به سن کودک، چندان توجهی نداشت، زیرا او از ابتدا وارد زندگی بزرگسالی شده بود. کودک لباس های بزرگسالان را می پوشید، بازی های آن ها را می کرد و در جشن هایی شرکت می کرد که بزرگسالان در آن ها شرکت می کردند.
آریه معتقد بود که با کودکان کم سن و سال تر (کودکان کمتر از 6 یا 7 سال)، به گونه ای متفاوت رفتار می شد. مردم نیاز آن ها را به مراقبت و حفاظت می پذیرفتند. اما در کل، به ویژگی های خاص کودکان بی اعتنا بودند. مثلاً هیچ کس به خود زحمت نمی داد که درباره رشد زبانی یا حرکتی نوزاد مطالعه کند و وقتی هنرمندان، کودکان را در نقاشی هایشان به تصویر می کشیدند، حتی نوزادان را چون بزرگسالانی کوچک ترسیم می کردند.

برخی مورخان، دیدگاه های آریه را مورد سؤال قرار داده اند. از آنجا که اسناد مکتوب به جا مانده از قرون وسطی، پراکنده هستند، ارزیابی همه اختلاف نظرها دشوار است، ولی مورخانی چون باربارا هاناوالت و شالامیت شاهار برای اینکه نشان بدهند آریه گاهی در نوشته هایش غلو کرده است، شواهد کافی گردآورده اند. به نظر می رسد با وجود اینکه شاگردی در قرون وسطی معمول بود، ولی در آن حد که آریه مدعی است، رواج نداشت، و ورود کودکان 6 یا 7 ساله به محیط کار بزرگسالان، آرام تر از آنچه که آریا ادعا می کند، انجام می شد. با این همه، بیشتر کودکان 12 ساله و بزرگ تر، مسئولیت های بزرگسالان را انجام می دادند و به نظر نگارنده، منتقدانه آریه بیش از آنکه نظریه او را رد کنند، ادعاهای وی را تأیید کرده اند.
تصویری از کودکان که آریه بر آن تأکید دارد، یعنی کودک به عنوان بزرگسالی کوچک، در طول تاریخ رواج داشته است. این تصویر، احتمالاً در نظریه های پیش ساخت گرایانه در زمینه روان شناسی، بیش ترین نمود را داشته است. بسیاری از دانشمندان قرن ها بر این باور بودند که در هنگام لقاح، یک انسان کوچک و کاملاً شکل گرفته یا یک آدمک، در اسپرم یا تخمک وجود دارد. آن ها بر این باوربودند که انسان از همان بدو لقاح «از پیش ساخته شده» است و تا هنگام تولد تنها از نظر اندازه و جثه رشد می کند.

تا قرن هجدهم بیشتر دانشمندان به دیدگاه های پیش ساخت گرایانه اعتقاد داشته اند. آن ها پذیرفته بودند که هیچ مدرک صریحی دال بر وجود یک آدمک کاملاً شکل گرفته در هنگام لقاح، در دست ندارند. اما استدلال می کردند که این آدمک، شفاف یا آنقدر کوچک است که نمی توان آن را دید.

ما در برابر خود محوری خاص بزرگسالان آسیب پذیر هستیم و اگرچه نگرش ما با گذشته تفاوت دارد، ولی هنوز هم تصور می کنیم که کودکان، نظیر ما فکر می کنند.
در قرن 18، بعد از کاوش های میکروسکوپی که نشان داد رویان به حالتی تدریجی و تسلسلی رشد می کند، پیش ساخت گرایی در رویان شناسی کنار گذاشته شد. پیش ساخت گرایی، در تفکر اجتماعی اروپا در اوایل قرن 16 و همگام با تحولاتی که در حرف و مشاغل صورت گرفت، سیر نزولی پیمود.
در خلال قرون وسطی، بیشتر مشاغل نظیر کشاورزی، نجاری، خانه داری، فلز کاری و بافندگی به مهارت نیاز داشتند، ولی بزرگسالان بر این باور بودند که کودکان 6 و 7 ساله می توانند حداقل حین مهارت نیاز داشتند، ولی بزرگسالان بر این باور بودند که کودکان 6 و 7 ساله می توانند حداقل حین کار کردن، آن ها را فرا بگیرند. پس از سال 1500 میلادی، دنیای مشاغل، آشکارا دگرگون شد. با اختراع ماشین چاپ، گسترش تجارت و اقتصاد بازار و توسعه یافتن شهرها و کشورها، به تدریج مشاغل اداری رواج یافتند. هم چنین فرصت های جدیدی برای بازرگانان، وکلا، بانکداران، روزنامه نگاران و کارمندان دولت، یعنی مشاغلی که مستلزم خواندن، نوشتن و حساب کردن هستند، ایجاد شد. افراد طبقه متوسط که در این دوره بوجود آمد، متوجه شدند که می توانند با فراهم آوردن امکان تحصیلات دانشگاهی مورد نیاز این گونه مشاغل برای فرزندان خود، خوشبختی آن ها را تأمین کنند. این تقاضای جدید برای آموزش، گسترش قابل توجه مدارس را در قرن های 16 و 17 در اروپا موجب شد.
نتیجه آن شد که تعداد روزافزونی از والدین (به ویژه در طبقه متوسط)، دیگر مایل نبودند فرزندان 6 یا 7 ساله خود را به کار کردن وادار کنند. والدین می خواستند که کودکان آن ها نخست به مدرسه بروند. کم کم، والدین فرزندان خود را تا وقتی که آن ها 12 ساله می شدند و اغلب تا زمانی که کاملاً به دوره نوجوانی پا می گذاشتند، به مدرسه می فرستادند. بنابراین گسترش مدارس، کودک را در موقعیت جدیدی قرار داد. دیگر کودک را مهیای ورود به دنیای بزرگسالان تصور نمی کردند، بلکه معتقد بودند باید تا زمانی که به تحصیل مشغول است، از این دنیا جدا نگه داشته شود از این پس، کودک را کمتر بزرگسالانی کوچک، و بیشتر بزرگسالان آینده در نظر می گرفتند.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه