امروز سه شنبه 04 آبان 1400
ravanshenasi.cloob24.com
0

دوره ی کودکى نقش مهمى در شکل گیری شخصیت در ابعاد مختلف شناختى، عاطفى، اجتماعى و... دارد. افلاطون تربیتى را پسندیده مى داند که روح و بدن را از همه زیبایى ها و کمالاتى که قابلیت پذیرش آنها را دارد، برخوردار سازد. هربرت اسپنسر هدف تربیت را تکوین منش مىداند. هم چنین هوراس مان تنها تربیت را عامل هدایت به سمت لذتى معرفى کرده که از لحاظ کمیت بى انتها و از لحاظ کیفیت بى نظیر است.

ژان ژاک روسو و امانوئل کانت از جمله فیلسوفان بزرگى هستند که در عرصه تعلیم و تربیت فعالیت داشته اند. دیدگاه روسو در زمینه تربیت کودکان در کتاب امیل مطرح شده است.
امیل به صورت داستان مطالب گستردهای در رابطه با پرورش کودک، تغذیه، آموزش و طیف وسیعى از جنبه های تربیتى کودک از بدو تولد تا بزرگسالى، انتخاب شغل و ازدواج را در بر مى گیرد. به اعتقاد روسو به کودک نه مانند یک حیوان غیرمنطقى و نه مانند یک انسان کامل و بزرگسال، بلکه باید به عنوان یک کودک نگریست. نظریات روسو در رابطه با کودک باعث شده او را به عنوان عامل تحول در آموزش و پرورش یعنى کودک محوری بدانند.

او در تربیت کودک اعتقاد به تحمیل زور از سوی بزرگسالان ندارد بلکه تربیت را طبیعى مى داند. در این تربیت امکان شکوفایى همه تمایلات اعم از فکری، عاطفى، اجتماعى و جسمى وجود دارد. در تربیت طبیعى به جای ساختن متربى باید به او اجازه داد خویشتن را بسازد و در کسب تجربیاتش آزاد باشد. کانت که به فیلسوف اخلاق شهرت دارد، در زمینه تعلیم و تربیت اندکى پس از روسو با تأثیرپذیری از کتاب امیل نظریات تربیتى خود را ارائه کرده است.

کانت بحث هایى را در حوزه تربیت مطرح ساخت که حاصل آنها در کتاب تعلیم و تربیت گردآوری شد. در این کتاب، تعلیم و تربیت به چهار بخش پرورش، تأدیب، آموزش و اخلاق تقسیم شده و یکصد و سیزده
نکته ی تربیتى در آن مطرح شده است. کانت در کتاب تعلیم و تربیت فراهم آوردن یک نظام تربیتى صحیح را لازمه تکامل آدمى مى داند. وی عقیده دارد کودکان را نباید برای زمان حال بلکه باید برای آیندهای بهتر از حال تربیت نمود.

نظام تربیتى کانت دارای دو جنبه تجربى و ارزشى است. دانایى به بررسى تربیت منفى از دیدگاه روسو پرداخته است. وی اصل اساسى که روسو در دستورالعمل های آموزشى خود به کار گرفته است را تربیت منفى مى داند و پایه ی تربیت منفى را مفهوم آزادی و کودکى را تام و تمام زیستن عنوان مى کند. غفاری در پژوهش خود به بررسى اصل آزادی و انضباط از دیدگاه کانت و روسو پرداخته است، نتایج نشان مى دهد عدم درک صحیح از مفهوم آزادی موجب نارسایى در عمل تربیتى مى شود. آقا حسینى به بررسى مبانى تربیتى از دیدگاه روسو و ابن سینا پرداخته است. از دیدگاه وی در برخى موارد از جمله آزادی روسو حالت افراط گونه داشته و ابن سینا حالت تعادل را بیان داشته است. بهشتى نیز به نقد فلسفه تربیتى کانت پرداخته است و پس از بیان داشتن اصل پاداش و تنبیه و عادت نمودن دیدگاه کانت را به دلیل عدم مرزبندی دقیق مراتب تربیتى چهارگانه و خدشه دار بودن نظر کانت در باب آینده نگری نقد نموده است.

روسو کانت
پیروی از طبیعت پرورش تن و روح به صورت طبیعی و به دور از انتقال تجربیات دیگران در سالهای اولیه تا 12 سالگی تشکیل عادات مطلوب از همان سالهای اولیه زندگی باید به کودک انضباط را آموخت و آزادی بیش از حد خودداری نمود
مجازات و پاداش طبیعی برای هر رفتار نامطلوب مجازات طبیعی وجود دارد در نتیجه نیازی به تنبیه بدنی نیست حذف پاداش و محدودسازی تنبیه پاداش و تنبیه بیرونی معنا ندارد و احساس مسئولیت کودک باید پرورش یابد.
تربیت تدریجی از شتاب و آموزش زود هنگام خودداری شود. تربیت تدریجی آموزش متناسب با توانایی ذهنی کودکان
توجه به زمان حال کودک باید فعالیت آزادانه داشته باشد و از فعالیت در زمان حال لذت ببرد. توجه به آینده هدف تربیت بهبود وضع آدمی است.
آزادی فراهم کردن موقعیت برای اینکه کودک فعالیت کند و تجربه کسب نماید. انضباط و آزادی آزادی باید تجت نظم و قوانین باشد و محدودیت های عقلانی توسط والدین و مربیان اعمال شود.

روسو و کانت هر دو به دنبال تحقق سعادت در زندگى هستند. از نظر آنها باید کودکان را به انجام کارهای نیک تشویق کرد و حقوق شهروندی مورد احترام قرار بگیرد و قوانین جامعه رعایت شود. راه رسیدن به عدالت در جامعه و تحقق سعادت از دیدگاه روسو پیروی از طبیعت است.

روسو معتقد است برای رهایى از فساد جامعه باید دوران کودکى از طریق پیروی از طبیعت سپری شود و سپس فرد وارد جامعه گردد، درحالى که از دیدگاه کانت رسیدن به سعادت از طریق پرورش قدرت تفکر و شکل گیری انضباط از دوران کودکى مى باشد و لازمه دوری از اعمال زشت حضور مربى است که توانایى تحقق انضباط در فرد را داشته باشد. با بررسى آراء روسو درباره تعقل درمى یابیم که وی اصل اساسى در رسیدن به تعقل را از طریق پیروی از طبیعت و خودداری از انباشت مفاهیم انتزاعى در ذهن کودک مىداند.

روسو عقیده دارد تا سن 12 سالگى نباید به کودکان مفاهیم وموضوعات استدلالى آموزش داده شود. درحالى که در مراحل رشدی کودکان تا این مرحله، مراحل پیش عملیاتى و عملیاتى (مراحل رشد پیاژه) را پشت سر گذاشته اند و از توانایى انتخاب و منطق استقرایى و دلیل آوردن برای کارهای خود برخوردار هستند کودک قادر است عملیات ذهنى انجام دهد، تفکر استقرایى دارد، تفکر کودک مجهز به عمل بازگشت پذیری و نگهداری ذهنى مى شود.

عقاید کانت درباره ی پرورش قدرت تفکر نشان مىدهد از نظر وی از دوران کودکى باید فرد را به پیروی از دستورات عقل عادت داد. کانت در پرورش قدرت ذهنى روش سقراطى را توصیه مى کند یعنى استنتاج اندیشه های کودکان که مبتنى بر عقل است.

نظرات روسو درباره آزادی نشان مى دهد وی به فعالیت آزاد کودکان توجه دارد و توصیه مى کند کودکان را آزاد بگذاریم تا خویشتن را بسازند و از طریق تجربه کردن اندیشیدن را بیاموزند، در حالى که کانت نیز به آزادی توجه دارد، اما معتقد است در ابتدا کودکان را باید به صورت منضبط پرورش داد تا در دوران جوانى پس از سپری کردن دوران تأدیب و با کم رنگ تر شدن عادت، آزادی اخلاقى پرورش یابد. به عبارتى کانت از انضباط به سوی آزادی مى رود و روسو از آزادی کودک به سمت فراگیری انضباط و حقوق دیگران پیش مىرود.

بررسى دیدگاه این دو فیلسوف نشان مى دهد حالت افراط و تفریط در بحث آزادی وجود دارد پیروی از طبیعت و آزادی داشتن برای کودکان چنان چه روسو مطرح کرده، لازم است، اما نه به شکلى که هیچ گونه آموزشى وجود نداشته باشد و مانند امیل تا 12 سالگى از جامعه دور باشد. چنان چه کانت انضباط را لازم مى داند و طبق نظر وی عادت نمودن کودک لازم است. اما کانت نیز حالتى تفریطى در پیش گرفته و کودک را بدون در نظر گرفتن طبیعت آزاد صرفاً به پیروری از دستورات ملزم مىداند. حالت اعتدال یعنى در نظر گرفتن آزادی و تا حدودی انضباط بهترین شکل در تربیت کودکان است. تأکید بیش از حد کانت برانضباط برخلاف طبیعت آزاد کودکان است تحمیل و عادت دادن کودکان و با نظارت همیشگى پدر و مادر و مربیان به معنای صحیح شکل گرفتن شخصیت آنان برای تبدیل انضباط و عادت به آزادی در بزرگسالى نیست و تضمینى وجود ندارد که پس از محدودیت آزاد گذاشتن در بزرگسالى زمینه تجربه آن چه در کودکى بد دانسته شده نباشد و شاید در این مرحله به دلیل برخوردار نبودن از آزادی در کودکى شیوه استفاده از آن را در بزرگسالى ندانند. از سوی دیگر عادت کردن به اطاعت محض از والدین باعث مى شود در بزرگسالى توانایى استقلال و تصمیم گیری به شکل ضعیفى دیده شود. هم چنین احتمال خطا در بزرگسالى بیشتر است.

آراء روسو درباره ی اصل مجازات و پاداش نشان دهنده این است که وی مخالف تنبیه بدنى است. از نظر روسو هر فردی که خطا کرده نتیجه خطا را به صورت طبیعى دریافت مى کند و هرکس کار صحیحى انجام بدهد نتیجه خوبى به صورت طبیعى دریافت مى کند، برای مثال شخصى که با چاقو دستش زخمى شده است نتیجه طبیعى که درد است را دریافت کرده است. عقیده وی بر پاداش و تنبیه به شکل طبیعى و در نتیجه خود اعمال است.

کانت نیز مخالف تنبیه بدنى است و چنین بیان داشته در صورت تنبیه باید تنبیه اخلاقى صورت بگیرد، پاداش دادن را نیز نوعى شرطى سازی رفتار مى داند که باعث منفعت طلبى فرد مى گردد.

دیدگاه هر دو فیلسوف تربیت در حذف تنبیه بدنى صحیح است اما بى توجهى به اصل پاداش باعث نقص در نظر تربیتى آنان مىشود پاداش در تمام سنین به ویژه کودکى منجر به لذت بردن از انجام آن عمل و تسهیل روند تربیت و فعالیت ها مى گردد. روسو معتقد است سال های اولیه زندگى باید به دور از قوانین تعیین شده در جامعه و به دور از هرگونه آموزشى صورت بگیرد تا کودک قبل از ورود به جامعه برای مدتى از مفاسد بندگى اجتماع دور بماند، به همین دلیل امیل تا قبل از بلوغ از طبیعت پیروی مى کند و دیگران حق القا هیچ فکر و آموزشى به او ندارد، اما روسو طبیعت انسان را خوب و جامعه را فاسد مى داند درحالى که سعى بر دور کردن امیل از جامعه دارد از این نکته غفلت کرده که در نهایت امیل وارد این جامعه مى شود و از آن تأثیر مى پذیرد و تأثیر مى گذارد و در همین جامعه و با دختری که در این جامعه بزرگ شده ازدواج مى کند بنابراین راه حل دوری از جامعه نیست و این نوعى فرار از مواجه با مشکل است.

با تربیت صحیح در عین مواجهه با شرایط مختلف جامعه مى توان در شرایط مختلف پاکى درون را حفظ نمود. آموزش باید متناسب با رشد کودک از آسان به پیچیده صورت بگیرد. از نظر روسو و کانت تربیت فرایند تدریجى دارد و در آموزش کودکان نباید شتاب زده برخورد نمود.

نظر کانت مبنى بر فعال بودن اولیا و مربیان در تربیت کودک امروزه مورد توجه است اما نقش والدین و مربیان نباید به شکل تحمیل صورت گیرد، بلکه حضور آنان باید در قالب هدایت کننده باشد.

روسو فعالیت آزادانه کودک را در نظر مىگیرد و معتقد است باید به زمان حال توجه نمود و از برخورد عجولانه با کودک خودداری نمود ولى کانت بیشتر به تربیت کودک با توجه به وضع آینده نظر دارد به همین دلیل هر چه زودتر فراگیری انضباط را ضروری مى داند، در حالى که اگر دوران کودکى با توجه به خصوصیات همان دوره سپری شود نتیجه مطلوبتری در آینده کسب مى شود و نادیده گرفتن این دوران به بهانه ساختن آینده پسندیده نیست.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه