امروز چهارشنبه 17 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

پیازه نشان داده است که در طول تحول، طرز عمل یا وظایف بزرگ ساختمان روانی ثابت می ماند و این کنش های تغییرناپذیر در مقابل دو نوع از کلی ترین کنش های زیستی، یعنی کنش «سازش» و کنش «سازمان» قرار می گیرند. سازش ذهنی مانند هر سازش دیگر عبارت است از ایجاد تعادل تدریجی بین «درون سازی» یا ادخال معلومات و خصوصیات ناشی از محیط در «روان بنه» و «برونسازی» یا تغییر دادن «روان بنه» ها به منظور سازش یافتن با یک موقعیت جدید. بدیهی است کنش سازمان که در حقیقت معرف رابطه اجزاء با کل است از کنش سازش جدایی ناپذیر است، چه هر دو مکمل یکدیگرند و یک کلیت را تشکیل می دهند. اما ساخت های ذهنی تغییر می یابند و در وادی عملیات عقلی می توان از یک سو ساخت های فکر را از نخستین مراحل به تدریج که تشکیل می یابند بررسی کرد و از سوی دیگر ناظر به انجام رسیدن این ساخت ها یعنی پله های تعادلی که در طول تحول هوش به وجود می آیند بود.

وجه پیاژه به درست یا غلط بودن پاسخ ها نبود بلکه توجهش به علت درست یا غلط بودن پاسخ ها بود. پیاژه خیلی زود دریافت که الگوهای معینی از پاسخ ها مشخص کننده گروههای مختلف سنی است. او به این نتیجه رسید که در تفکر اشخاص در سنین مختلف تفاوتهای کیفی وجود دارد.

پیاژه (1950) هوش را شکل خاصی از سازگاری (adaptation) بین شخص و محیطش می دانست. او اعتقاد داشت که آدمها رشد می کنند ساختهایشان تغییر می کند و این تغییر از طریق درونسازی و برونسازی بوجود می آید. پیاژه تأکید کرده است که درون سازی و برون سازی، مستقل از سن و در همه گروههای سنی رخ می دهد.

پیاژه ضمن توجه زیاد روی پاسخ هایی که کودکان به سوالات آزمون می دادند، کیفیت این پاسخ ها و دلایلی که پشتوانه ارائه پاسخ ها بودند، به بررسی درونی آزمودنی ها پرداخت.

نتایج کار وی را می توان در چند مقوله مطرح کرد:

1- رشد عقلی از الگوی مشخصی پیروی می کند

2- در نحوه تفکر کودکان در سنین مختلف تفاوت های کیفی وجود دارد.

3- هماهنگ با رشد و افزایش سن، ساخت ها و توانایی های شناختی جدید نیز رشد می کند

4- رشد عقلی در حدود سال های پایانی نوجوانی کامل می شود.

برخلاف بسیاری از روانشناسان که هوش را به عنوان کیفیتی نسبتا ثابت و قابل اندازه گیری توصیف کرده اند، پیاژه هوش را فعالیتی می داند که از شخص سر می زند و دائما در حال تغییر است. او تعریف های موجود برای هوش را نمی پذیرد و در این باره می گوید: «من هوش را نه براساس ملاکی ایستا، آن چنان که دیگران تعریف کرده اند، بلکه از لحاظ جهتی که هوش در تکامل خود سیر می کند تعریف می کنم. من هوش را به عنوان صورتی از تعادل یابی تعریف می کنم که تمام ساخت های شناختی به سوی آن هدایت می شوند».

پیاژه هوش را شکل خاصی از سازگاری شخص با محیط می دانست. به اعتقاد وی کودک بتدریج که رشد می کند همواره ساخت های روانی خود را از نو سازمان می دهد تا بتواند به گونه ای مطلوب با محیط خود تعامل برقرار کند. این فرایند از راه درون سازی و برون سازی انجام می گیرد.

پیاژه فرایند رشد شناختی و هوش را به چهار دوره و هر دوره را به چند مرحله تقسیم کرده که تعادل موفقیت آمیز در هر دوره مستلزم رسیدن به تعادل در مرحله قبلی است.

چهار دوره رشد شناختی پیاژه عبارتند از:

1- دوره حسی – حرکتی از تولد تا 2 سالگی

2- دوره پیش عملیاتی از 2 تا 7 سالگی

3- دوره عملیات عینی از 7 تا 11 سالگی

4- دوره عملیات صوری از 11 سالگی به بعد

به نظر پیاژه رشد هوشی به طور طبیعی در 15 سالگی کامل می شود و از آن به بعد آنچه رشد می کند پیشرفت یا یادگیری های اکتسابی است.

دوره اول: دوره حسی ـ حرکتی ـ از تولد تا 2 سالگی

مرحله اول- از بدو تولد تا یک ماهگی؛ مرحله بازتابهای کلی.

مرحله دوم – از یک ماهگی تا چهار و نیم ماهگی؛ تشکیل نخستین عادات در طفل، پدید آیی «واکنشهای دورانی نخستین».

مرحله سوم- از 4 و نیم ماهگی تا 9 ماهگی؛ هماهنگی بین دیدن و گرفتن، یکپارمچه شدن فضاهای مختلف، پدیدآیی واکنش های دورانی ثانوی.

مرحله چهارم – از 9 ماهگی تا 12 ماهگی؛ تفاوت قایل شدن بین هدف و وسیله به صورت کلی.

مرحله پنجم- از 12 ماهگی تا 18 ماهگی؛ بروز واکنش های دورانی نوع سوم، تفاوت قائل شدن بین هدف و وسیله به صورت اختصاصی تر.

مرحله ششم- از 18 ماهگی تا 24 ماهگی؛ مرحله درونی شدن و تجسمی شدن روان بنه های حسی – حرکتی.

دوره دوم: دوره تهیه و استقرار عملیات منطقی عینی ـ از 2 تا 11 سالگی

نیمدوره اول: از 2 سالگی تا 7 سالگی: سازش با محیط از طریق هوش پیش عملیاتی.

مرحله اول: از 2 سالگی تا 4 سالگی: مرحله هوش تصوری مستقیم یا شهودی؛ استفاده از زبان و کنش های رمزی، تقلید در غیاب الگو و به وجود آمدن تصاویر ذهنی.

مرحله دوم – از 4 سالگی تا 6 -5 سالگی: مرحله شکل بندی های راکد ادارکی.

مرحله سوم – از 5 تا 7-6 سالگی؛ مرحله حدفاصل بین شکل بندی های راکد ادراکی و بروز عملیات عینی

نمیدوره دوم از 7 سالگی تا 12-11 سالگی؛ استقرار منطق عینی؛ مسأله مهم این نیمدوره تثبیت کمیت یا نگهداری ذهنی می باشد.

مرحله اول – 7 تا 9 سالگی: مرحله بروز عملیات منطقی عینی.

مرحله دوم – 9 تا 12 -11 سالگی: مرحله هماهنگ شدن عملیات یا تشکیل ساخت های مجموعه ای.

دوره سوم- دوره هوش انتزاعی یا عملیات منطق صوری ـ از 12،11 سالگی تا 15 سالگی

از 12 -11 سالگی شروع و در حدود 15 سالگی به مرتبه تعادل خود می رسد؛ عملیات این دوره فرضی ـ استنتاجی هستند.، منطق در این دوره بروز پیدا می کند، جدا شدن شکل و محتوا، به وجود آمدن عملیات ترکیبی.

وی چهار عامل را در رشد هوش موثر می داند:

1- عوامل بیولوژیک

2- عوامل موازنه یا تنظیم کننده خودکار

3- عوامل عمومی که از زندگی اجتماعی سرچشمه می گیرند

4- عوامل مربوط به آموزش و پرورش و انتقال فرهنگی به نظر پیاژه دوره های رشد در همه فرهنگها رخ می دهد و توالی آنها تغییرنا پذیر است و از نظر سن پیدایش هر مرحله، تفاوتهای فردی وجود دارد.

وی به طور کلی هوش را به عنوان فرایندی سازشی تصور می کند. ازنظر پیاژه سازگاری مستلزم ایجاد و تعادل بین ارگانیسم و محیط است.

مهمترین ویژگی این نظریه جهت گیری تحولی یا رشدی آن است. در مرکز ثقل سیستم او این قضیه قراردارد که عملکرد هوش فرد در مراحل مختلف زندگی به لحاظ کمی و کیفی فرق می کند.

عوامل موثر بر رشد ذهنی از نظر پیاژه:
پیاژه رشد را متاثر از چندین عامل درونی و بیرونی می داند:
1- رسش ارگانیکی و روانی - عصبی
2 -تجربه در دو شکل منطقی - ریاضی و مادی (آزمایشی)
3- تاثیر محیط بیرونی: یعنی محیط مادی و محیط اجتماعی که در زمینه محیط اجتماعی نیز دو جنبه از یکدیگر تفکیک شده اند:
الف) انتقال فرهنگ و ارثیه اجتماعی , که در فرهنگ های مختلف , تغییر پذیر و متفاوت است.
ب) تعامل های بین فردی که در هر جامعه ای, صرف نظر از محتوای مورد مبادله جریان دارد.

اشکال تجربه و انتزاع:
پیاژه برمبنای دانش و شناخت (یعنی شناختی که از دنیای بیرون به دست آمده یا حاصل فعالیت ها و اعمالی است که شناساگر روی موضوع انجام می دهد, یعنی درونی است) دو نوع تجربه و دو شکل از انتزاع را توصیف کرده است.
1 -تجربه فیزیکی و انتزاع ساده (فیزیکی)
2- تجربه منطقی - ریاضی و انتزاع سازنده , انعکاسی یا اندیشه ای

تجربه فیزیکی (عملی یا آزمایشی):
عبارت است از دستکاری کردن روی موضوع و یا ایجاد موقعیت های آزمایشی که از خلال ان می توان به ویژگی ها و خصوصیات موضوع پی برد. دانش حاصل از این تجربه , مبنای بیرونی دارد.

تجربه منطقی - ریاضی:
مبنایی درونی دارد. زیرا موضوع آن اعمال و فعالت هایی است که شناساگر روی موضوع انجام می دهد. دراین زمان وقتی فرد بر چگونگی اعمالی که روی موضوع انجام می دهد, به صورت یک کل مرکب آگاهی حاصل کرد, یک انتزاع سازنده تحقق یافته است.
آنچه از این نوع تجربه حاصل شناساگر می گردد, ماهیتی ذهنی یا انعکاسی (اندیشه ای) دارد زیرا قبلا موضوع وجود نداشته و فقط حاصل ذهنی فعالیت های شناساگر روی موضوع است. از نظر پیاژه , همین نوع تجربه و انتزاع سازنده است که ساخته شده ابزارهای دانش را توجیه می کند.
مکانیسم پایه در کسب هر دانش جدید, انتزاع است.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه