امروز چهارشنبه 17 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

بررسی موضوع رشد اخلاقی معمولاً با طرح دیدگاه شناختی تحولی آغاز می شـود، چراکه این سنت، نقشی محوری در حوزه تحـول اخلاقـی داشـته اسـت. طـی چهـار دهـه گذشته، چشم انداز شناختی تحولی به طور کلی، و تلاش های لورنس کلبرگ به طور خاص (از 1958 – 1984 م)، حوزه تحول اخلاقی را حوزه بررسی مستقلی مطرح کـرده اسـت.

در واقع، کلبرگ را می توان بیش از هر فرد دیگری پیشاهنگ حوزه تحول اخلاقی دانست. طی چند دهه گذشته حجم زیادی از ادبیات حـوزه تحـول اخلاقـی از سـنت شـناختی تحولی سربرآورده است. چشم انداز شناختی تحولی در این فراینـد، در تعریـف بسـیار از مضـامین، موضوعات و مسائل اساسی این حوزه مؤثر بوده است.

برای درک اهمیت تأثیری که کلبرگ و سنت شناختی تحولی بـر حـوزه تحـول اخلاقـی گذارده اند، لازم است به تحولات گسترده و انقلابی دهه های 60 و 70 توجه شـود. یکـی از این تحولات اساسی، دگرگونی هایی است که در رابطه با ماهیت علـم رخ داد. در نیمـه اول قرن بیستم، فلسفه علم تحت نفوذ سنت پوزیتویسـم قـرار داشـت. پوزیتویسـت ها علم و اخلاق را متمایز و اساساً ناسازگار می دانستند. بر اساس این دیـدگاه، علـم عـاری از ارزش است و باید باشد.

اما درسال 1962 م، تومـاس کـوهن (1962م / 1970م) کتـابی بـا عنـوان های علمی ساختار انقلاب علمی منتشر کرد که سنت پوزیتویسم را به چالش کشید و در نهایـت، انقلابی در فلسفه علـم ایجـاد کـرد.

پـس از انتشـار کتـاب کـوهن تـرین، بسـیاری از مهـم های مفروض سنت پوزیتویسم، از جمله این فرض کـه علـم، فـارغ از ارزش اسـت، مـورد تردید قرار گرفت. نتیجه این رویداد، افول سنت پوزیتویسم بود. تضعیف سنت پوزیتویسـم تأثیر گستردهای بر علوم طبیعی و اجتماعی گذارد. اما یکی از این تأثیرات مهم به تغییراتـی مربوط می شود که در زمینه نقش ارزش (یعنی مفروض هـای هنجـاری) در علـم رخ داد.

با کمرنگ شدن تأثیر پوزیتویسم، توجیه نادیده گرفتن ارزشها در حـوزه تحقیقـات علمـی هـا بـه علـوم دشوارتر شد. با تغییرات اساسی در فضای فلسفی و گسـترش ایـن دگرگـونی ها به علوم اجتماعی، انجام فعالیت های تحقیقاتی در خصوص موضوعات اخلاقـی امکـان بیشتری یافت، هرچند ایـن اقـدامات تردیـدها و مقاومـت هـایی را، خصوصـاً در سـال هـای اولیـه برانگیخت. در این دوره گذار بود که اولین کارهای کلبرگ منتشر شد.

اما دگرگونی هایی که در روانشناسی تحـولی رخ داد، تـأثیر مسـتقیم تـری بـر کارهـای کلبرگ و پیدایش حوزه تحول اخلاقی گذارد. در آغاز دهه 60 و تا دهه 70، جهـت گیری مسلط رفتاری در روانشناسی تحولی، جای خود را به جهـت گیـری شـناختی داد.

آگـاهی فزاینده بخشی از روان شناسان ایالات متحده از کارهای پیاژه یکی از دلایلی مهمی بـود کـه وقوع انقلاب شناختی را تسهیل کرد. پیاژه به واسطه کارهای اثرگذار خود در حوزه تحـول شناختی شهرت یافته بود.

بر اساس نظر پیاژه، در خلال دوره تحول شـناختی، تفکـر افـراد دستخوش چند سلسله دگرگونی می شود. چهار مرحله مشهور تحول شناختی پیاژه (مراحل حسی حرکتی، پیش عملیاتی، عملیات عینی و عملیات صوری)، دگرگونی های تحولی را در توانایی کودکان در استفاده از عملیات منطقی در وظایف حل مسئله، توصیف می کنند.

اگرچه پیاژه به سبب تلاشهای علمی در زمینه تحول شناختی شهرت یافته است، لکن در سال 1932 م و در اوایل کار خود کتابی منتشر کرد کـه تـأثیر شـایانی بـر حـوزه تحـول اخلاقی گذارد. این کتاب با عنوان قضاوت های اخلاقی کودک، به معرفی کارهـای وی بـر استدلال اخلاقی کودکان می پردازد.

پیاژه (1965 م) در این اثر، سه مرحله اسـتدلال اخلاقـی (مرحله غیراخلاقی، مرحله اخلاق دیگر پیرو و مرحله اخلاق خود پیرو) را که در مصاحبه با کودکان شناسایی کرده است، معرفی می کند. این کتاب به صورت مستقیم یا غیرمسـتقیم، تحقیقات گسترده ای را در حوزه تحول اخلاقی رقم زد. در واقع، این کتـاب بـا تفسـیرهای متنوع و گاهی اوقات متعارض، یکی از کتاب های مرجع در سرتاسر ادبیات تحول اخلاقـی است. کار پیاژه الهام بخش کلبرگ شد و تلاش های کلبرگ بود که حوزه تحـول اخلاقـی را حوزه مستقلی تعریف کرد.

کلبرگ به تنهایی بانی انقلاب شناختی در ادبیات تحول اخلاقی بـود. ایـن انقـلاب، بـه موازات انقلاب شناختی در روان شناسی تحولی در خلال دهه های 60 و 70 انجـام گرفـت. مطالعات کلبرگ در سال 1958 م، شکافی در سنتهای پوزیتویسم و رفتارگرایی، به عنـوان فضای علمی حاکم بر روانشناسی در آن زمان بود.

تحقیقات کلبرگ از چنـد جهـت بـدیع بوده است. کلبرگ در بررسی های خـود بـه جـای رفتـار، بـه بررسـی شـناخت (اسـتدلال) پرداخت، آن هم نه فقط استدلال بلکه استدلال، اخلاقی. ایـن موضـوعات و مسـائل در آن زمان، موضوعات مناسبی برای تحقیقات علمی به شمار نمی آمدند.

کلبرگ، در خلال چند دهه بعد کارهای خـود را گسـترش داد و اصـلاح نمـود. او در حوزه تئوری، زنجیره تحولی مبسوط تری که دربردارنده سه سطح تحـول (پـیش قراردادی، قراردادی، فراقراردادی) بود با دو مرحله تحولی در هر سطح، ارائـه کـرد. تئـوری او به سبب این ادعا شهرت یافت که تحول استدلال اخلاقی از خلال شش مرحله عبور می کند.

وی برخلاف پیاژه معتقد بود که این مراحل، مراحل واقعی هستند که یـک تـوالی ثابـت را تشکیل می دهد؛ یعنی افراد در طول مراحل با یک نظم ثابت و بـدون جهـش یـا بازگشـت، پیش می رود. همچنین کلبرگ روش پیاژه در سـنجش اسـتدلال اخلاقـی را پـالایش کـرد.

پیاژه از یک روش بالینی نسبتاً باز برای مصاحبه با کودکان استفاده می کـرد، امـا کلبـرگ بـا توسعه روش پیاژه، روند مصاحبه تهذیب شده را ایجاد کرد که برای ارزیابی تحول قضاوت اخلاقی در فراخنای زندگی، در صدها پژوهش از آن استفاده شده است. در نهایت، کلبـرگ پیشگام استفاده از تئوری تحول اخلاقی در مسائل عملی، مثل تربیت اخلاقی است. کلبرگ و همکارانش راه های نوینی در تربیت اخلاقی گشودند. آنها تلاش کردند استدلال اخلاقـی را از طریق مشارکت در بحث های اخلاقی و تصمیم سازی دمکراتیک تسهیل نمایند

تئوری های تحول اخلاقی پیاژه و کلبرگ، ماهیتـاً هـدف محور و غایت گـرا هسـتند و حرکت به سوی یک وضـعیت از پـیش تعریف شـده را دربردارنـد. از نظـر پیـاژه، مراحـل استدلال اخلاقی وی روندهای تحولی را مشخص می کنند.

کلبرگ نیز معتقد بود که مراحل تحول اخلاقی وی توالی ثابتی را تعریف می نماینـد. ایـن ویژگـی در کـار تئوریسـین ها و محققانی که در چارچوب سنت شناختی تحولی کار می کنند نیز قابـل مشـاهده اسـت. آنهـا تمایل دارند تغییرات را کیفی، نامستمر، در مسـیری خـاص، برگشـت ناپـذیر و دربردارنـده سکانس و الگوی جهانی ببینند. در نهایت، سنت شناختی داند تحولی، افراد را نسبتاً فعال می داند که محیط نسبتاً منفعلی را می سازند.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه