امروز سه شنبه 04 آبان 1400
ravanshenasi.cloob24.com
0

نگهداری ذهنی

در دوره دوم، در نیم‌دوره دوم این دوره، در زمینه روانی و ذهنی فرد، ظرفیت جدیدی بوجود می‌آید که طی آن، کودک به خصوصیات و مشخصات اشیا ثبات می‌بخشد. تثبیت کمیت و ثبات بخشیدن به خصوصیات اشیا در نظر پیاژه، نگهداری ذهنی نامیده‌ می‌شود. در نیم‌دوره قبلی، نیم دوره پیش عملیاتی، خصوصیات اشیا اعم از خصوصیات فیزیکی و هندسی برای کودک وضع ثابتی ندارد. پیشرفت بزرگی در نیم‌دوره عملیاتی در کودک حاصل می‌شود که بر اساس آن می‌تواند به دنیای خارج و به خصوصیات اشیا ثبات و دوام ببخشد.
این ثبات، نشانه ساخته شدن ملاک‌های ثابت و نامتغیرها در ساخت فکری کودک می‌باشد. وقتی در شکل ظاهری اشیا و در ترتیب قرار گرفتن و ارتباط عناصر با یکدیگر، تبدیل بوجود بیاوریم، کودکی که واجد نگهداری ذهنی است، انسجام و تغییر ناپذیری در جریان تبدیل را حفظ می‌کند، در غیر این‌صورت تحت تاثیر شکل ادراکی قرار می‌گیرد و نمی‌تواند خصوصیات شی را درست در ذهن نگهداری کند.

در حدود یک و نیم تا دو سالگی، کاربرد زبان آغاز می‌شود. واژه‌ها، به‌عنوان نمادها، می‌توانند اشیاء یا گروه‌هائی از اشیاء را بازنمائی کنند و هر شیء نیز می‌تواند، شیء دیگری را بازنمائی کند (نماد شیء دیگری باشد). برای مثال، کودک سه ساله ممکن است با تکه‌ای چوب به‌مثابه اسب رفتار کند و در اتاق با آن اسب‌سواری کند؛ یا ممکن است چوب مکعب‌شکلی را اتومبیل، عروسکی را پدر، و عروسک دیگری را طفلی شیرخوار به‌حساب آورد.

هرچند کودکان سه یا چهار ساله می‌توانند به‌شیوه نمادی فکر کنند، اما واژه‌ها و تصاویر ذهنی آنها هنوز به‌شیوه منطقی سازمان نیافته‌اند. پیاژه، دو تا هفت سالگی را مرحله رشدشناختی پیش‌عملیاتی (preoperational) خوانده است، زیرا در این سن کودک هنوز قادر به درک برخی قواعد یا عملیات نیست. عملیات عبارت است از روش ذهنی جداسازی، ترکیب و یا تغییر دادن اطلاعات به‌شیوه منطقی. برای مثال، اگر آب از لیوان بلند و باریک به لیوان کوتاه و پهن ریخته شود، بزرگسالان می‌دانند که مقدار آب تغییر نکرده، زیرا می‌توانند این تغییر شکل را در ذهن خود وارونه کنند، یعنی می‌توانند در ذهن خود مجسم کنند که می‌توانند آب را از لیوان کوتاه به لیوان بلند، یعنی به وضعیت اولیه، بازگردانند. در مرحله پیش‌عملیاتی رشد شناختی، درک کودکان از برگشت‌پذیری و عملیات ذهنی دیگر یا ضعیف است و یا وجود ندارد. درنتیجه، به‌قول پیاژه، هنوز آنها به نگهداری ذهنی (conservation) نرسیده‌اند و نمی‌توانند بفهمند که آب وقتی از لیوان بلند به لیوان کوتاه ریخته می‌شود، مقدارش ثابت می‌ماند.

فقدان نگهداری ذهنی، در آزمایش با خمیر نیز دیده می‌شود: به کودکان مقداری خمیر داده می‌شود تا آن را به‌صورت گلوله‌ای همانند گلوله خمیری دیگر درآورند. پس از آنکه کودک گلوله را ساخت و قبول کرد که دو گلوله مثل هم هستند، آزمایشگر یکی از گلوله‌ها را به‌عنوان 'مرجع' نگه می‌دارد و گلوله دیگر را به‌صورت سوسیس باریکی درمی‌آورد. کودک شاهد این کار است و می‌بیند که مقدار خمیر کم یا زیاد نشده است. با این حال، حتی در حدود چهارسالگی هم قبول نمی‌کند که مقدار خمیر در این دو شیء برابر است، بلکه می‌گوید مقدار خمیر شیء دراز بیشتر است (شکل مفهوم نگهداری ذهنی). تنها پس از هفت ‌سالگی است که بیشتر کودکان می‌گویند مقدار خمیر در شیء درازتر با مقدار خمیر گلوله مرجع برابر است.

کودک چهار ساله ابتدا می‌پذیرد که دو گلوله ساخته شده از خمیر بازی برابر هستند. ولی وقتی یکی از گلوله‌ها را به‌شکل دراز و باریک درمی‌آوریم، کودک می‌گوید که این یکی خمیر بیشتری دارد. چند سال بعد است که کودک قبول می‌کند مقدار خمیر این دو شیء متفاوت از لحاظ شکل، برابر است.

به‌نظر پیاژه جنبه کلیدی مرحله پیش‌عملیاتی این است که کودک نمی‌تواند در آنِ واحد توجه خود را بر بیش از یک جنبه از موقعیت متمرکز سازد. به‌همین دلیل نیز در تکلیف نگهداری نگهداری مقدار خمیر، کودک پیش‌عملیاتی نمی‌تواند همزمان به‌طول و قطر گلوله خمیری توجه کند. علاوه بر این، پیاژه معتقد بود که تفکر پیش‌عملیاتی زیر سلطه تأثرات بصری است. در مرحله پیش‌عملیاتی، تغییری در نمود بصری خمیر، بیش از کیفیت‌های غیرآشکار آن، مانند جرم یا وزن بر کودک تأثیر می‌گذارد.

اتکاء کودکان خردسال بر تأثرات بصری به‌صورت روشنتری در آزمایش نگهداری عدد دیده می‌شود. اگر دو ردیف مهره را همتا کرده و تناظر یک به‌یک بین آنها برقرار کنیم، خردسالان تأیید می‌کنند که در هر دو ردیف، تعداد مهره‌ها یکسان است (شکل نگهداری عدد). اما اگر مهره‌های یکی از دو ردیف را به‌هم نزدیکتر کنیم و به‌شکل خوشه درآوریم، کودکان پنج‌ساله مهره‌های ردیف دست‌نخورده را بیش از ردیف دیگر می‌پندارند، حال آنکه تعداد مهره‌های هر دو ردیف برابر است. تأثیر بصری ردیف طولانی‌تر، تساوی عددی دو ردیف همتای قبلی را از بین می‌برد. اما کودکان هفت‌ساله چنین استدلال می‌کنند که اگر تعداد اشیاء قبلاً برابر بوده، حالا هم باید برابر باشد. در این سن، نقش تساوی عددی بارزتر از برداشت بصری است.

وقتی دو ردیف هفت مهره‌ای را با فواصل مساوی بین مهره‌ها در کنار هم قرار دهیم، اکثر کودکان می‌گویند تعداد مهره‌های دو ردیف برابر هستند. هرگاه مهره‌های یک ردیف را به‌صورت خوشه دور هم جمع کنیم، کودکان زیر شش یا هفت سال می‌گویند تعداد مهره‌های ردیف دست‌نخورده بیشتر است.

در مورد تکالیف نگهداری ذهنی پیاژه نیز تحلیل دقیق مهارت‌های لازم برای عملکرد موفقیت‌آمیز، حاکی از آن است که مهارت در این زمینه نیز زودتر از آنچه نظریه پیاژه پیش‌بینی کرده، به‌وجود می‌آید. برای مثال، اگر شرایط آزمون در آزمایش‌های نگهداری ذهنی با دقت تنظیم شود به‌نحوی که پاسخ‌های کودکان متکی بر توانائی زبانی (درک منظور آزمایشگر از 'بیشتر' یا 'بلندتر') نباشد، حتی کودکان 3 و 4 ساله نیز می‌توانند نشان دهند که از توانائی نگهداری عدد برخوردار هستند، به این معنی که می‌توانند ویژگی اصلی، یعنی تعداد عناصر مجموعه را از ویژگی نامربوط، یعنی نحوه آرایش فضائی عناصر، تمیز دهند (گلمن - Gelman و گالستیل - Gallistel در 1978).

در آزمایشی در زمینه نگهداری عدد، دو مجموعه اسباب‌بازی با تناظر یک‌ به‌یک (شبیه شکل نگهداری عدد) ردیف شدند. آزمایشگر یکی از دو ردیف را ردیف کودک و دیگری را ردیف خود اعلام کرد و سپس از کودک خواست در مورد برابری اولیه دو ردیف قضاوت کند. مثلاً اعلام کرد: 'اینها سربازان شما و اینها سربازان من هستند. کدام بیشتر هستند سربازان من، سربازان شما، یا هر دو برابر هستند؟' بعد از قضاوت اولیه کودک، آزمایشگر اسباب‌بازی‌های یکی از ردیف‌ها را پخش می‌کرد و مجدداً همان سؤال را می‌پرسید.

همان‌گونه که پیاژه و دیگران قبلاً گزارش کرده بودند، در این آزمایش نیز کودکان 5 ساله در نگهداری موفق نبودند و اظهار داشتند که ردیف اسباب‌بازی‌های پخش شده، 'سربازان بیشتری' دارد. آزمایشگر در این مرحله، آزمایش را در شرایط دیگری تکرار کرد. به‌جای آنکه هریک از دو مجموعه اسباب‌بازی را 'سربازها' بنامد، گفت: 'این ارتش من و این یکی ارتش شما است. کدام سرباز بیشتری دارد، ارتش من یا ارتش شما، یا هر دو مثل هم هستند؟' با این تغییر جزئی در واژگان، بیشتر کودکان قادر به نگهداری ذهنی بودند و دو ارتش را، حتی زمانی‌که سربازان یکی از آنها پخش شده بود، از نظر تعداد سرباز، برابر اعلام کردند. با تشویق کودکان به تفسیر مشهوداتشان به‌صورت یک مجموعه به‌جای سلسله عناصر منفرد، قضاوت آنها در مورد برابری دو مجموعه، کمتر تحت تأثیر تغییر شکل‌های ادراکی نامربوط قرار می‌گیرد. افزون بر آن، وقتی از کودکان خواسته شد قضاوت خود را در مورد برابری دو مجموعه توجیه کنند معلوم شد وقتی از واژه 'ارتش' استفاده می‌شود، اکثر آنها اصل زیربنائی را درمی‌یابند. بسیاری از آنان به‌صراحت به تعداد اشاره کردند (مثلاً سربازان را شمردند تا برابری دو مجموعه را نشان دهند)، برخی دیگر اشاره کردند که چیزی اضافه یا کم نشده است، و عده‌ای نیز آشکارا به بی‌ربط بودن سؤال درباره تغییر عددی مجموعه اشاره کردند (مثلاً گفتند: 'شما فقط آنها را پخش کردید'). وقتی اشیاء به‌صورت: 'بازیکنان فوتبال' در برابر 'تیم فوتبال'، 'حیوان‌ها' در برابر 'مهمانی حیوان‌ها'، یا 'خوک‌ها' در برابر 'خانواده‌ٔ خوک' معرفی شد، همان نتایج به‌دست آمد (مارکمن - Markman در 1979).

مفهوم نگهداری ذهنی یعنی اگر ظاهر اشیای خارجی (از جهات مختلف) تغییر کند, وضع آنها در ذهن کودک ثابت می ماند و او چنین تشخیص می دهد که این اشیای به ظاهر تغییر کرده, همان اشیای سابق هستند و فرقی نکرده اند. نگهداری و تثبیت ذهنی , تابع مساله مهم بازگشت پذیری است. به این معنی که در هر عملی امکان بازگشت به نقطه شروع وجود دارد.

پایه و اصول نگهداری ذهنی

عملیات

نگهداری ذهنی، منتج از ذهن عملیاتی است. ذهن عملیاتی، ذهنی است که وجوه مختلف و خصوصیات اشیا را بهم مرتبط و هماهنگ می‌کند و آنها را به صورت یک نظام کلی، یکپارچه ترکیب می‌کند. مشخصه عملیات متقابل آن است که وقتی عملیات اول با عملیات متقابل ترکیب می‌شود، هم ارزی و تعادل بوجود می‌آید. تغییراتی که در عملیات انجام می‌گیرد، همواره با یک نامتغیر است.

نامتغیر ملاک تغییر ناپذیری ذهنی کودک است که به نگهداری ذهنی منتج می‌شود. پس نگهداری ذهنی، نشانه روان‌شناختی تکمیل یک ساخت عملیاتی است. نکته‌ای را باید درباره تفاوت عملیات و عمل متذکر شد. عمل رفتار قابل مشاهده‌ است که الزاما بازگشت پذیر نیست اما عملیات، یک عمل ذهنی بازگشت‌پذیر است.

بازگشت پذیری

پایه اصلی نگهداری و تثبیت ذهنی است. بازگشت‌پذیری، امکان بازگشت به نقطه شروع است. این امکان به دو شکل ذهنی و عملی متجلی می‌شود. در بازگشت پذیری ذهنی، کودک می‌تواند در ذهن عملیات بازگشت پذیر انجام دهد یعنی به نقطه شروع برگردد. در بازگشت‌‌پذیری عملی که مبتنی بر بازگشت‌پذیری ذهنی است، کودک در عمل، عملیات بازگشت‌ پذیری انجام می‌دهد. بازگشت‌پذیری، موید وجود یک تعادل دائمی میان درون‌سازی در روان‌بنه و منطبق ساختن روان‌بنه به اشیا است.

اگر ظاهر اشیای خارجی (از جهات مختلف) تغییر کند, وضع آنها در ذهن کودک ثابت می ماند و او چنین تشخیص می دهد که این اشیای به ظاهر تغییر کرده, همان اشیای سابق هستند و فرقی نکرده اند. نگهداری و تثبیت ذهنی , تابع مساله مهم بازگشت پذیری است. به این معنی که در هر عملی امکان بازگشت به نقطه شروع وجود دارد.

استدلال های کودکان در نگهداری ذهنی

استدلال هایی که کودک در زمینه نگهداری کودک به کار می برد, بر سه قسمند:
1- استدلال به صورت اینهمانی
یعنی یک چیز , همان است که بود. خمیر لوله شده , همان خمیر گلوله ای است.
2- استدلال به صورت عمل عکس
کودک می توان شیئی که حالتش عوض شده است را به همان حالت اول باز گرداند.
3- استدلال به صورت جبرانی
مثلا کودک این دو خط را برابر تشخیص می دهد و می گوید که بلندی یک طرف خط , کوتاهی طرف دیگر ان را جبران می کند.

جنبه های مختلف نگهداری ذهنی
1 -نگهداری ذهنی ماده (8 سالگی) , وزن (9 سالگی) و حجم (12-11 سالگی)
2- نگهداری ذهنی عدد
3- نگهداری ذهنی طول
4-نگهداری ذهنی سطح

توانایی طبقه بندی کردن
منظور از طبقه بندی , منطق جز» و کل است که به کودک امکان می دهد که اجزا» را در کل داخل سازد یا برعکس , اجزا» را از کل جدا کند.

انواع طبقه بندی
شکل , رنگ , اندازه یا مجموعه ای از این سه.
هرچه سن کودک بیشتر شود, شیوه های طبقه بندی آنها متنوع تر است.
پیاژه معتقد است که عملیات, مجموعه ای از فعالیت های ذهنی است که از 2 ویژگی برگشت پذیری و انعطاف پذیری برخوردار باشد.
همچنین از خصوصیات این دوره , حل مسائل عملی و واقعی از طریق آزمایش و خطا است.
در زبان پیاژه , بین عمل و عملیات, تفاوت اساسی وجود دارد:
عمل = رفتار قابل مشاهده فرد
عملیات = فعالیتی درونی که خصوصیات زیر را دارد
عملی ذهنی و درونی است. (وقتی کودک با مساله ای در گیر است, در ذهنش راه حل های متعددی را در نظر می گیرد و بالاخره یکی را بر می گزیند.)
فقط تغییرات حاصله را در ذهن مجسم نمی کند, بلکه تغییرات را به شکل نمادین درذهنش انجام می دهد.
بازگشت پذیر: یعنی
A شامل عمل معکوسش می شود. 0=A-A+
B عمل, متقابل است. اگر A=B پس B=A
c عمل , انتقال پذیر است. اگر B«A و C«B پس C«A

روش آزمایش در مورد ارزیابی نگهداری ذهنی

روش پیاژه برای مطالعه توانایی‌هایی شناختی، روش مخصوصی است که آن را روش بالینی نامیده ‌است. پیاژه معتقد است روش بالینی، از هر دو روش مشاهده محض و تست استفاده می‌کند بدون آنکه مشکلات آنها را داشته‌باشد. در روش بالینی پیاژه، شرایطی برای کودک فراهم می‌شود که با لوازمی به عمل بپردازد و با مفاهیم خود جواب سوالات را بدهد و استدلال کند. در این روش ضمن مصاحبه با کودک و عمل او بر روی لوازم آزمایشی، سعی می‌شود که فکر او قدم به قدم دنبال شود تا به عمق فکر او دسترسی پیدا کنیم.

ویژگی برجسته روش بالینی پیاژه وجود استدلال مخالف، برای وارسی استدلال کودک است. در این استدلال سعی می‌شود که از واژه‌های سطوح کودکی استفاده‌ شود، استدلال مخالف مشخص می‌کند که آیا این فکر به خود کودک تعلق دارد یا به صورت تصادفی بیان شده است. معمولا کودکان در مقابل استدلال مخالف آزمایشگر به دو طرف متمایل می شوند: یا دچار تردید می‌شوند و یا بر عقیده خود استوار می‌مانند. کودکانی که به سطح نگهداری ذهنی رسیده باشند، دچار تردید نمی‌شوند و همچنان استدلال خود را تکرار می‌کنند. تکرار استدلال و عدم تردید در کودک، نشانه الزام ذهنی در او به شمار می‌رود.

والدین برای بالا بردن بهره هوشی کودک خود چه کارهایی می‌توانند انجام دهند؟

تحقیقات نشان می‌دهد در سال‌های اولیه زندگی، وقتی که مغز هنوز در حال شکل گیری است. رسیدگی و توجه والدین، حتی در فعالیت‌های ساده مانند بازی‌ها، به شکل‌گیری ساختمان مداری پیچیده مغز که برای افزایش هوش ضروری است، کمک موثری خواهد بود. لازم نیست سعی کنید که به کودکتان با حالت رسمی چیزی یاد بدهید، آنچه که لازم است، ایجاد فضایی تحریک کننده برای یادگیری‌های اتفاقی است. کارشناسان پیشنهاد می‌کنند که این مراحل را عملی سازید:

به چشمان کودک نگاه کنید.

چشمان کودک شش هفته‌ای شما در هاله 18 سانتیمتری متمرکز می‌شود. یعنی در حدود فاصله‌ای که باید او را در جلوی خود نگهدارید و به صورتش نگاه کنید. این کار ارتباط مغزی را در شکل‌گیری الگوی شناسایی تقویت می‌کند و به کودک کمک می‌کند که دنیا را به آنچه که آشناست، آنچه که آشنا نیست، آنچه متفاوت است و آنچه که مشابه است (مهارتهای لازم در یادگیری)، دسته‌بندی کند.

با او صحبت کنید.

کارشناسان در آزمایشی پی برده‌اند، والدینی که با فرزندانشان طی سال دوم زندگی آنها صحبت کرده‌اند، بیشترین تاثیر را در افزایش گنجینه لغات کودکانشان داشته‌اند. زبان در عملکرد موفقیت‌آمیز هوش مهم است و فهم و درک فراتر از توانایی گفتن کلمات است.

حس کنجکاوی آنها را تشویق و تحریک کنید.

کودکان با دست زدن به تجربیات جدید و جستجو دنیا را می‌شناسند. جستجوگران کوچک حتی وقتی در تختشان خوابیده‌اند، در جستجوی دنیای جدید هستند. نگاه آنها بر روی اشیا مختلف متمرکز می‌شود. کودکان کنجکاوی‌شان را با لمس کردن و چشیدن ارضا می‌کنند. این کنجکاوی را تشویق کنید و حتی با آنها به جستجو بپردازید. اسباب‌بازی را بردارید آن را وارسی کنید سپس به کودکتان بدهید تا آن را امتحان کند. مانند او چهار دست و پا روی زمین راه بروید.

اشیا را طبقه‌بندی کنید.

رنگ‌ها، شکل‌ها و اندازه‌ها را برای تقویت فهم و درک کودکان طبقه‌بندی کنید. کودکان در سال اول زندگی، تفاوت رنگ‌ها را درک می‌کنند، اما نمی‌توانند آن را با کلمات بیان کنند. از او بخواهید که رنگ‌ها و اندازه‌های مختلف را به شما بدهد.

کودکتان را تشویق و تحسین کنید.

وقتی کودک شما برای اولین بار، یاد می‌گیرد که با لیوان خودش آب بنوشد، فریاد بزنید: آفرین، تحسین هنر او نه تنها مسرت را در او بر انگیزید، بلکه ارتباطاتی را که قشر پیشین مغز و قسمت مرکزی مغز (جایگاه احساسات) وجود دارد، تقویت می‌کند. مغز این ارتباطات را بین 10 تا 18 ماهگی ایجاد می‌کند. وقتی شما اولین قدم‌های کودکتان را تحسین می‌کنید، کودک خوشحال می‌شود و جریانی از مواد شیمیایی عصبی در مغز آزاد می‌شود که این ارتباطات را تقویت می‌کند. برعکس اگر با تلاش‌های کودک بطور مستمر با بی‌تفاوتی برخورد شود، مدارهای مغز از تقویت باز می‌مانند و کودک برای تجربه چیزهایی جدید بی‌میل می‌شود.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه