امروز سه شنبه 04 آبان 1400
ravanshenasi.cloob24.com
0

اگرچه پیاژه حدود 60 سال به پژوهش در حیطه روان شناسی پرداخت و می توان گفت که روان شناسی رشد به او مدیون است, اما برخی از پایه ای ترین مفاهیم و اندیشه های موجود در نظریه او از همان اوایل دهه 1930 به نقد کشیده شد و موجبات چالش هایی برای نظریه او را به وجود آورد. نخستین ناقد اندیشه و نظریه پیاژه را می توان ویگوتسکی اندیشمند روس دانست. انتقادات به نظریه رشد شناختی پیاژه طیفی را تشکیل می دهد که دامنه آن از کنارگذاردن علنی و صریح این نظریه تا پذیرش کایات و اذعات به ضرورت تعدبل آن گسترده است. البته نباید این موضوع را نیز نادیده گرفت که دفاعیات قدرتمندی نیز از مواضع مکتب ژنوی در رشد شناختی به عمل آمده اند.انتقادات اصلی به نظریه رشد شناختی پیاژه را می توان به شرح ذیل خلاصه کرد.

1- ادعای جهان شمول بودن فرایند و ساختارهای رشد شناختی در حالی که پژوهش ها به صورت روز افزون نشان داده اند که تغییر پذیری چشمگیری میان الفراد وجود دارد و این تفاوت ها برحسب نوع تکلیف و فرهنگ توجیه پذیرند. آنچه جهان شمول است فرایند رشد شناختی و متباین آن است نه ساختارهای آن, و علاوه بر ان نقش پختگی زیستی در این فرایند مورد توجه کافی واقع نشده است.
2- ادعای این که هر مرحله از رشد شناختی نظامی کامل است یعنی کلیتی ساخت یافته که در هنگام ورود کودک به هرمرحله در اختیار کودک قرار می گیرد. این در حالی است که نتایج پژوهش های تجربی به تکرار نشان می دهند که کودکان در هرمرحله بسیاری از تکالیف معین برای آن مرحله را نمی توانند انجام دهند. این موضوع به معنای اصرار بر انتقال بدون نقص به مرحله ای جدید است که نمی توان آن را دید. علاوه براین زندگی پیاژه و سایر کودکان نشان می دهد که ممکن است کودکی در حیطه ای خا ص بالاتر از سطح معمول رشد شناختی خود عمل کند.
3- مراحل پس از رشد حسی- حرکتی اگر چه از نظر طول زمان بسیار طولانی تر هستند, اما از نظم و انسجام و توضیحات کافی درمورد ساختارشان برخوردار نیستند.
4 - بسیاری از بزرگسالان به مرحله عملیات صوری در نظر پیاژه دست نمی یابند.
5- در توالی مراحل رشد شناختی , برخلاف ادعای نظریه پیاژه , میان کودکان متفاوت , تفاوت دارد و این موضوع توالی پیش بینی شده در نظریه را برمبنای نوع تکالیف و فرهنگ ها تغییر می دهد.
6- تعدادی از پژوهشگران مدعی شده اند که پس از عملیات صوری , یعنی آخرین مرحله نظریه رشد شناختی پیاژه , مراحلی وجود دارد که لازم است به مراحل نظریه مزبور افزوده شوند.
7- بسیاری از پژوهشگران مفهوم فرایند تعادل جوی در نظریه پیاژه را مبهم و بدون شواهد تجربی می دانند که تنها تلاشی ذهنی برای تعیین تغییر کیفی از یک مرحله به مرحله دیگر از رشد شناختی پیاژه ای است و نمی توان برمبنای آن فرضیه های روشن و آزمون پذیر را مطرح کرد و آنها را به بوته آزمایش کشید.
8- اشکال دیگری که به نظریه پیاژه وارد شده است تکیه بیش از حد او بر منطق بعنوان چهارچوب توصیف ساختارهای شناختی و در واقع تحمیل این اصول منطقی بر ساختارهای مزبور می باشد. در واقع از پیاژه انتقاد شده است که اصول منطقی را به عنوان غایت جریان رشد در نظر گرفته است.
در واقع به نظر می رسد زمینه هایی از رشد که محورشان منطق نیست فراتر از مرزهای این نظریه قرار می گیرند.
9- روش شناسی اکتشافی مکتب ژنو از قدرت و فنون نظامدار علم تجربی و آزمایشی مرسوم بهره مند نیست. ادعاهای نظریه در چنان سطح کلی و وسیعی مطرح شده اند که اغلب انجام آزمون قوی در موردشان دشوار است.
10- نظریه پیاژه روش نظامداری برای توضیح هیجانات ندارد.
11- نظریه پیاژه به تفاوت های فردی, فردیت یا تغییر پذیری توجهی نمی کند.
12- این نظریه متضمن آن است که پیشرفت واقعیتی طبیعی و ناگزیر در رشد شناختی می باشد, فرضیه ای که به نظر می رسد بیش از سایر جنبه های نظریه از قرن نوزدهم به جای مانده است.
13- این نظریه در رشد شناختی نقش ناچیزی را برای تاثیر عمده نیروهای فرهنگی , اجتماعی و فناوری و تاریخی قائل است. به نظر می رسد این نظریه به نحو ویژه ای تناقضی را به وجود آورده است, یعنی از سویی الهام بخش اصلاح در آموزش و پرورش بوده است و از سویی دیگر نقش مهمی را برای متغییر های فرهنگی و اجتماعی از جمله آموزش های مربیان در نظر نمی گیرد.
14- نظریه رشد شناختی پیاژه به عنوان نظریه ای که قصد دارد برای تحلیل صوری توضیح مناسبی را مطرح سازد , از نظر مفهومی , منطقی و فلسفی با ضعف های جدی روبروست.
15- نظریه رشد شناختی پیاژه توانمندی های کودکان را دست کم می گیرد. این موضوع به ویژه در مورد دوران پیش عملیاتی صحت دارد. در واقع تکالیف پیاژه ای به خطاها منفی کاذب منجر می شوند. در واقع عوامل دیگری با توانمندی های شناختی کودکان اشتباه گرفته می شوند مانند توانمندی زبان شناختی , متغیر های بافت , حافظه ضروری برای هر تکلیف , مواد مورد استفاده در تکلیف , ماهیت تکلیف , تعداد اشیا» حاضر در تکلیف , نوع پرسش های مطرح شده و پاسخ هایی که خواسته شده و تعدادی از عوامل دیگر.

نئوپیاژه ای ها

در پی انتقادات وارد شده به نظریه شناختی پیاژه، گروهی از شاگردان و هواداران نظریه وی به منظور رفع جنبه های آسیب پذیر آن براساس پژوهش های تجربی تغییراتی را به وجود آوردند. نظریه پردازان نو پیاژه ای اصول نظریه پردازش اطلاعات را با نظریه های مبتنی بر ساخت گرایی در هم آمیختند، در طول بیش از 25 سالی که از فعالیت نظریه پردازان نو پیاژه ای می گذرد، تلاش آنان به چند موضوع توجه شده است.

1) حفظ جنبه های اصلی نظریه سنتی پیاژه 2) تدوین و گسترش جنبه هایی که اکتشاف بیشتر نیاز داشتند. 3) تغییر جنبه هایی از نظریه پیاژه به منظور همساز ساختن آنها با پژوهش های تجربی جدید.
در حالی که نظریه پردازان نو پیاژه ای در شماری از جنبه های با یکدیگر هم رای نیستند، تا حدی به این سبب که هر یک دیدگاهی متفاوت دارند، در برخی نتیجه گیری ها هم رای اند نخستین نافذ اندیشه در نظریه پیاژه را می توان لئوسیمون ویچ ویگوتسکی از اندیشمندان روس که هم عصر با پیاژه بوده دانست و نیز می توان به پاسکوال لئون که نیم دوره های پیاژه را به عنوان یک مرحله معرفی نمود و نیز میخائیل کومونز و کورت فیشر که هر کدام برای دوران پس از عملیات صوری مراحلی را پیشنهاد داده اند. نظریه پردازان نو پیاژه ای حداقل در مورد حفظ پنج اصل مندرج در نظریه پیاژه هم رایند:
1- نخست آنکه به ساخت گرایی شناختی باور دارند به طوری که پیاژه، ویگوتسکی، بروند را می توان پایه گذاران تئوری ساخت گرایی دانست آنها در این زمینه بر طرح داده ها و مراحل پیاژه ای و ویژگی های سازمان بخش متمرکز شده اند.

2- آنها به ماهیت فعال یادگیرندگان اذعان داشته و معتقدند که ساختارهای شناختی از طریق فعالیت یادگیرندگان خلق می شوند یعنی یادگیرندگان به نحو فعال آگاهی های خود را می سازند و آنها را سازمان می دهند نه اینکه فقط کلمه به کلمه اطلاعات مندرج در آن داده ها را همانند دستگاه های ضبط صوت یا تصویر به حافظه بسپارند.
3- توجه آنها به اینکه شناخت یک جریان پویاست. و دستیابی به ساختارشناختی و سازمان دهی آنها معلول رابطه متقابل استعدادهای ذهنی فرد و تاثیرات محیط خارج در طی فرایند چرخش آگاهی ها به طور روز افزون پیچیدگی می یابد. آنها میزان پیچیدگی روزافزون را برحسب سطوح یا مراحل کیفی متفاوت در شناخت، دسته بندی می کنند، اگرچه ممکن است آنها در مورد ویژگی های این سطوح هم رای نباشند.
4- سطوح پیچیده تر و انتزاعی تر شناخت بر پایه و در اثر تغییر شکل سطوح پایین تر و ساده تر آگاهی و فهم ساخته می شوند.
5 -این تبدیل ها یا سطوح مربوط به کیفیت شناخت یادگیرندگان، در اغلب موارد با ترتیبی جهان شمول رخ می دهد. و همچنین این تغییرات با سن افراد رابطه دارند، اما این موضوع بدین منظور نیست که کیفیت شناخت در سطوح یادگیری توسط سن افراد تعیین می شود.
پژوهشگران زبادی تحقیقات پیاژه را، به منظور تایید و عمیق تر کردن نظریه او یا نقد آن، دنبال کرده اند. اما اصولی که نظریه پردازان نو پیاژه ای تغییر داده اند عبارتند از:

1- تداوم رشد شناختی تا بزرگسالی با عنوان تفکر پس از عملیات صوری (اوایل بزرگسالی تا حدود 30 سالگی)

2- به رسمیت شناختن نقش بنیانی حمایت در بافت و نوع میدانی که رشد در آن رخ می دهد.

نظریه سنتی پیاژه برای تبیین ماهیت تغییرات شناختی در بزرگسالی ناموفق بوده است، از این رو بیشتر نظریه پردازان نوپیاژه ای تغییرات در تفکر انتزاعی به سمت فرا انتزاعی را برای جبران این شکاف نام برده اند تا تبیین کامل تری از رشد شناختی داشته باشند.

در یکسری از مدل های نوپیاژه ای به مرحله ی فرانتزاعی بعد از مرحله انتزاعی تاکید شده است آنها فرض می کنند که بعضی از بزرگسالان به سطوحی فراتر از استدلال عملیاتی انتزاعی پیشرفت می کنند زیرا آنها توانایی در نظر گرفتن و هماهنگ کردن سیستم های منطقی مختلف را دارند و می توانند سیستم خاصی را به عنوان سیستم درست برای خودشان انتخاب کنند وآگاهند که هر کدام از سیستم ها بطور بالقوه کارآمد می باشند.

در حالیکه در سطح عملیات انتزاعی، افراد تمایل دارند فقط به توضیحات عینی و منطقی متکی باشند و هرگونه ذهنی بودن را در تفسیر نتایج رد کنند. بزرگسالان در سطح عملیات فرا انتزاعی، اشکال انتزاعی و عینی استدلال را با یکدیگر تلفیق می کنند. تفکر فرانتزاعی نوعی منطق است که در متفکران بالغ رخ می دهد و از طریق آن ارتباط با خدا، دیگران و جهان رشد می یابد و به یکپارچگی ذهن و عواطف در یک مفهوم اصلاح شده از خود می رسند.

ویژگی های این تفکر بصورت راه حل های متعدد حل مساله، انعطاف پذیری، همدلی و رفتارهای سازگارانه بروز می کند. مدل های تفکر فرا انتزاعی در وجود سه مرحله رشد شناختی با یکدیگر توافق دارند.

از نظرکرامر تفکر مطلق گرا در مرحله تفکر انتزاعی است.در این مرحله جهان برای فرد ثابت و بدون تغییر است، تضاد ها نادرست و ناخوشایند درک می شود و پدیده ها در قالب های کلیشه ای با منابع و راهبردهای محدود ارزیابی دو قطبی می شوند.

در تفکر نسبی گرا بعنوان اولین مرحله تفکر فرا انتزاعی،دانش بر مبنای شرایط نسبی است و با تغییتر شرایط ادراک فرد از واقعیت نیز تغییر می کند.

متفکر دیالکتیک همه پدیده ها را بصورت فراتر رفتن از تنش مداوم بین اضداد می انگارد، کل های دیالکتیک ساخت های شناختی موقتی به نظر می رسند که با تنش های جدید نمو می یابند.

متفکر بالغ به این ادراک دست می یابد که همه پدیده ها ی متضاد بخشی از یک کل یکپارچه اند. تفکر دیالکتیک به عنوان نشانه ای از بلوغ رشد شناختی دیده می شود.

اما استدلال شناختی در پیشرفته ترین سطوح اش الزاما به تصمیم گیری یا رفتار براساس آن منجر نمی شود. و ممکن است فرآیندهای واسطه ای دیگری چون رشد واکنش های عاطفی باشند که ارتباط بین استدلال و عمل را واسطه گری می کنند. همچنین از چشم انداز نظریات نوپیاژه ای و نو اریکسونی، رشد شناختی و عاطفی نمی توانند از هم مجزا باشند.

از نظر سینات تفکر فرا انتزاعی تلفیق ساختارهای شناختی و عاطفی می باشدکه نوعی فراشناخت خود ارجاع است درباره اینکه ما دنیا را از پشت فیلتر عواطف و شناخت می بینیم.

از نگاه لابوویف توانایی یکپارچه کردن هیجان ها با شناخت ها، نقش بزرگسالی بالغانه و مرحله نهایی شناخت بزرگسالی است که فرد به نقش خود در خلق یک واقعیت پی می برد. به بیانی تغییر به استدلال فرا انتزاعی با رشد شایستگی های عاطفی مثل دیدگاه گیری پیشرفته، مدارا و مهارت های خود تنظیمی همراه است. مهارتهای تفکر دیالکتیکی ضروری هستند تا پاسخهای شناختی و عاطفی به همدلی با یکدیگر برای حل مساله تلفیق شوند. خرد ویژگی های تفکر نسبی و دیالکتیک را داراست و یک فرد خردمند مسایل را از جوانب گوناگون بررسی می کند و در اولویت های ذهنی خودش توقف نمی کنند و خود محوری کمتر و توانایی همدلی بیشتر دارد.

یک مولفه مهم رشد عاطفی، همدلی است. دیویس نشان داده است که همدلی دو مولفه شناختی و عاطفی دارد. بعد شناختی همدلی شامل دیدگاه گیری است و بعد عاطفی آن شامل دلسوزی برای دیگران است. همدلی پیش شرط درک حالات عاطفی درونی و تنظیم موفقشان است. درواقع همدلی و خود محوری نشان دهنده دو سطح بالغانه ونابالغانه واکنش های عاطفی هستند. پیاژه به این روند تغییرات عاطفی در تحقیقاتش تاکید کرده است.

به نظر کیمبل در خود محوری هدف نهایی هر تلاش منافع و اولویت های شخصی است و به معنای قرار دادن علایق یا نگرانی های خود در برابر خواسته های دیگران است. خود محوری بر اساس نظریه پیاژه بیانگر ناتوانی در دیدگاه گیری است و ویژگی بارز تفکر نابالغانه است. از نظر یونگ نیز خود محوری یک واکنش عاطفی ناسالم در میانسالیست. گیبس اذعان دارد که خودمحوری به معنای کمبود کامل مهارت دیدگاه گیری نیست. بلکه خودمحوری، شامل سوگیری یا تمایل به تحریف دیدگاه های دیگران با توجه به حافظه کاری و تجربه خود است و غلبه بر خودمحوری یک مکانیسم مهم تحول در مراحل رشد اخلاقی است. باورهای غیر منطقی با رها کردن فرد از قید و بندها خودمحوری را تقویت کرده و منجر به کاهش همدلی و ایجاد احساس نگرانی می شوند.

کرامر معتقد است که فرایندهای فکری ناکارامد در تفکر انتزاعی منجر به تبدیل شناخت ها به عنوان منبع نگرانی در زندگی می شود. با تفکر مطلق گرابه تعارضات به عنوان تهدید بالقوه نگریسته می شود و باعث ایجاد نگرانی و استرس می شود.

به نظر سینات در تفکر نسبی گرا تغییرات و تعارضات پذیرفته می شود اما چون ارزش ها نسبی هستند، انتخاب ذهنی میان سیستم های منطقی متضاد باعث ایجاد استرس می شود. زیرا پیش بینی آینده امکان پذیر نیست. و به نظر لابوویف سطوح بالای کارکرد شناختی یا کارکرد عاطفی به تنهایی برای عملیات فرا انتزاعی ناکافی است بلکه مهارتهای خودتنظیمی که بطور موثر، تحریف های شناختی و شدت ابراز عاطفی را مدیریت کند نیز ضروری هستند. و یکی دیگر از پیامد های رشد عاطفی کسب شایسگی در توانایی خودتنظیمی برانگیختگی عاطفی است.

کار نئوپیاژه ای ها در مراحل و تعاریف

در پی انتقادات وارد شده بر نظریه شناختی پیاژه , گروهی از شاگردان و هواداران نظریه وی به منظور رفع جنبه های آسیب پذیر آن بر اساس پژوهش های تجربی تغییراتی را بوجود آوردند. سه تغییر عمده در تعداد مراحل و تعاریف آنها به وجود آمد.
نخستین و بیشترین تغییر این بود که معلوم شد نیمدوره های نظریه پیاژه خود یک دوره هستند. پاسکوال لئون این موضوع را کشف کرد. به تقریب تمامی نظریه پردازان پس از پیاژه این موضوع را پذیرفته اند. دوم آن که معلوم شد پس از دوران عملیات صوری مراحلی وجود دارند. مراحل پیشنهادی میخاییل کومونز برای دوران پس از عملیات صوری مراحل نظامدار سازی , فرانظامدارسازی. الگو سازی و تعامل میان الگو ها هستند. کورت فیشر برای دوران پس از عملیات صوری دو مرحله را پیشنهاد کرده است.
این در حالی است که بیگز و بیگز, پیش از دوره یا نیمدوره پیش عملیاتی را مورد توجه قرار داده اند. کومونرو ریچاردز این مرحله را دوره زنجیره سازی نامیده اند چون موجود زنده در این دوره می تواند بازنمایی های مفاهیم را در یک ترتیب زنجیره وار در ذهن حفظ نماید.
در واقع می توان گفت که نظریه پردازان نوپیاژه ای اصول نظریه پردازش اطلاعات را با نظریه های مبتنی برساخت گرایی در هم آمیختند. در طول بیش از 25 سالی که از فعالیت نظریه پردازان نوپیاژه ای می گذرد , تلاش آنان به چند موضوع مصوف گشته است:
1) حفظ جنبه هایی اصلی نظریه سنتی پیاژه 2) تدوین و گسترش جنبه هایی که اکتشاف بیشتر نیاز داشتند و 3) تغییر جنبه هایی از نظریه پیاژه به منظور همساز ساختن آنها با پژوهش های تجربی جدید. در حالی که نظریه پردازان نوپیاژه ای در شماری از جنبه ها با یکدیگر هم رای نیستند, تاحدی به این سبب که هر یک دیدگاهی متفاوت دارند, در برخی نتیجه گیری ها هم رایند.

رشد شناختی‌ از دیدگاه‌ نئوپیاژه‌ای‌ها

نئوپیاژه‌ای‌های‌ اولیه‌ علیرغم‌ پذیرش‌ بسیاری‌ از فرضیات‌ نظریه‌ پیاژه‌، مدلهای‌ تجدید نظرشده‌ یا جدیدی‌ از رویکرد پیاژه‌ را ارائه‌ داده‌اند. آنها معتقدند که‌ پیاژه‌ اغلب‌ شایستگی‌ شناختی‌بچه‌ها را کمتر از حد تخمین‌ زده‌ است‌. اغلب‌ بچه‌ها خیلی‌ شایسته‌تر از آنچه‌ پیاژه‌ فرض‌ کرده‌، به‌نظر می‌رسند. نئوپیاژه‌ای‌ها مقداری‌ تغییرات‌ در نظریه‌ پیاژه‌ داده‌اند، به‌ طور مثال‌ مراحل‌ او را بامقداری‌ اصلاحات‌ ذکر کرده‌اند. آنها بیشتر از پیاژه‌ به‌ تاثیر محیط‌ و اجتماع‌ بر رشد شناختی‌ تأییدکرده‌اند. نئوپیاژه‌ای‌ها تلاش‌ کرده‌اند تا مفاهیم‌ مرحله‌ای‌ را با تحقیقات‌ در زمینه‌ پردازش‌اطلاعات‌ و دانش‌ حوزه‌ای‌ خاص‌ تلفیق‌ کنند. از بین‌ نظریه‌پردازان‌ نئوپیاژه‌ای‌، می‌توان‌ به‌ رابی‌کیس‌ و فیشر اشاره‌ کرد، که‌ به‌ توضیح‌ مختصری‌ از هر کدام‌ از این‌ نظریه‌ ها می‌پردازیم‌ و آن‌ را بانظریه‌ پیاژه‌ مقایسه‌ می‌کنیم‌.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه