امروز دوشنبه 08 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

زندگی را می توان گذر زمان تعریف کرد و بر این ترتیب سرآغاز بحث درباره ی تجربه را باید زمان دانست. حیات انسان در قالب زمان معنا پیدا می کند و ادامه می یابد و در جای دیگر گفته شد که یادگیری عبارت است از فرایندی است که طی آن انسان رشد می کند (جارویس1992) به زبان بسیار ساده، زمان به عنوان آنچه در گذشته، حال و آینده مربوط است تجربه می شود، ولی زمان حال معمولاً مسأله ساز است، زیرا بلافاصله پس از آنکه انسان تصمیم گرفت زمان حال را تعبیر و تفسیر کند، حال به گذشته تبدیل می شود به طوری که می توان گفت در حقیقت مردم به زمان های گذشته و آینده می اندیشند هر چند عمل تجربه کردن به خودی خود چیزی است که بینابین این دو زمان تحقّق می یابد.

در واقع می توان چنین بحث کرد که در بیشتر مواقع مردم در حالتی زندگی می کنند که نسبت به گذشته زمان آگاه نیستند و رفتار آنان به شیوه ای بدیهی صورت می گیرد. برگسون این پدیده را «تداوم» تعریف می کند که تقریباً همان گذر ناآگاهانه زمان است، با این حال برگسون می داند که حتی هر گاه انسان به صورت بدیهی رفتار کند، باز هم نوعی آگاهی نسبت به گذر زمان دارد. اگرچه این آگاهی بسیار اندک است.

تجربه آگاهی ذهنی از موقعیّت حاضر است و معنای آن را تا حدی یادگیری های قبلی انسان تعیین می کند، در نتیجه تجربه صرفاً خارجی نیست؛ بلکه ترکیب دنیای خارج با خاطرات انسان است.

بی شک تفکّر و تأمل در فرایندهای یادگیری نقش مهمی ایفا می کند و بی تردید هر کسی از تفکّرات خود به شیوه ای متفاوت با دیگران استفاده می کند؛ برای مثال یک نفر ممکن است خیلی سریع در ورد شرایط بالقوّه یادگیری نتیجه گیری و بر اساس این نتیجه گیری عمل کند. به همین ترتیب یک نفر ممکن است از شرایطی که برای تجربه اندوزی فراهم شده بسیار تأثیر بپذیرد، حال آنکه نفر دیگر چندان تأثیری از آن نپذیرد. مسلماً این ویژگی های مختلف شخصیتی نشان دهنده ی روش های مختلف شناختی است.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه