امروز سه شنبه 04 آبان 1400
ravanshenasi.cloob24.com
0

سبک پیچیدگی شناختی در برابر سادگی شناختی

به تفاوتهای فردی در تمایل به تفسیر یا تغییر جهان به ویژه دنیای رفتار اجتماعی در ابعاد متعدد و به طریق متمایز اشاره دارد. افرادی که پیچیدگی شناختی دارند، به گونه ای چندبعدی به مسائل می نگرند، در حالیکه افرادی که سادگی شناختی دارند از یک بعد به مسائل می نگرند (سریواستاوا،1997).

سبک یکپارچگی مفهومی یا پیچیدگی مفهومی در برابر تمایز مفهومی

یکپارچگی مفهومی به ثبات فردی در میزانی که مقوله ها یا ابعاد اطلاعات دریافت شده بوسیله افراد که در طرق گوناگون و چندگانه از نظر درونی به همدیگر مرتبط می شوند، دلالت می کند. در مقابل تمایز مفهومی به تفاوتهای افراد در تمایل به مقوله بندی شباهت ها و تفاوت های موجود در محرک های دریافت شده بر حسب مفاهیم یا ابعاد مختلف دلالت دارد. تمایز مفهومی بیانگر یک خط مشی چندگانه تفاوت میان دو یا چند مفهوم است (سریواستاوا، 1991).

سبک مقاوم در برابر تغییر در مقابل سبک انعطاف پذیر

افراد دارای سبک مقاوم در برابر تغییر نسبت به پذیرش شواهد یا نظریه های غیرمعمول و غیرمنتظره و ناخواسته تمایلی از خود نشان نمی دهند. در صورتی که افرادی که سبک انعطاف پذیر دارند، بیشترین سازگاری را با نقطه نظرات جدید، مختلف، یا غیرمنتظره دارند (بیلر و اسنومن،1993).

سبک خطرپذیری در برابر محافظه کاری

این سبک به تفاوت های فردی در تمایل به استفاده از فرصت ها جهت نیل به اهداف موردنظر در مقابل تلاش برای کسب اطمینان کامل از موقعیت و اجتناب از موقعیت های خطرزا اشاره می کند. افراد محافظه کار تمایلات متضادی را از خود نشان می دهند و این اشخاص بیشتر مضطرب هستند (سریواستاوا، 1997).

سبک خودگردانی قوی در مقابل خودگردانی ضعیف

این بعد از سبک شناختی به توانایی نسبی فردی جهت انجام وظایف تکراری ساده در مقایسه با آنچه که از وی انتظار می رفت تا با توجه به سطح توانایی اش انجام دهد داللت می کند. افراد دارای خودگردانی ضعیف یا قوی با توجه به سطح حرفه ای خود از همدیگر متفاوت هستند. معمولا افراد دارای خودگردانی قوی نسبت به افراد دارای خودگردانی ضعیف از موقعیت های شغلی بالاتری برخوردار هستند (همان منبع).

سبک واگرا در مقابل همگرا

این بعد از سبک شناختی نشانگر میزان اعتقاد نسبی فرد به تفکر واگرا در برابر تفکر همگرا می باشد. این دو قطب سبک شناختی مثل یک رقیب به همدیگر واکنش نشان می دهند. افرادی که گرایش به علوم مختلف دارند دارای تفکر همگرا، و افرادی که گرایش های هنری دارند دارای تفکر واگرا هستند (همان منبع).

سبک کانونی در مقابل سبک پیگردی

این سبک به وسیله برونر (1965 به نقل از یارمحمدی واصل، 1379) شناسایی و معرفی شد. برونر می گوید افرادی که دارای سبک کانونی هستند وقتی با مسئله ای روبرو می شوند، همیشه با فرضیه سازی سرو کار دارند. و دلایل کافی برای فرضیه های خود جمع آوری می کنند، ولی افرادی که دارای سبک پیگردی هستند، وقتی با مسئله ای روبرو می شوند، فوراً فرضیه ای را شکل می دهند. و اگر این فرضیه غیرقابل پذیرش باشد، معمولا سریع آن فرضیه را کنار می گذارند و فرضیه دیگری را شکل می دهند.

سبک پاسخدهی یک سویه در مقابل توجه کننده

به جزئیات افراد دارای سبک پاسخدهی یک سویه در یک زمان به یک جنبه از یک موقعیت تمرکز دارند، اما افراد دارای سبک توجه کننده به جزئیات جنبه های زیادی از یک موقعیت را در یک زمان شناسایی و به آن پاسخ می دهند (بیلر و اسنومن، 1993).

سبک متعارف در مقابل سبک غیرمتعارف (فردیت)

افراد دارای سبک متعارف تمایل به جستجو یا فراهم کردن یک پاسخ صحیح یا جواب معمول و متعارف دارند، در حالیکه افراد دارای سبک غیرمتعارف (فردیت) تمایل دارند به وسیله روش های غیرمتعارف، غیرمنتظره، و انحصاری به سوالات پاسخ دهند (همان منبع).

سبک وابسته به زمینه در مقابل نابسته به زمینه

سبک های وابسته به زمینه و نابسته به زمینه (یا فارغ از زمینه) گویای این است که قضاوت های شخصی بعضی از یادگیرندگان تحت تاثیر زمینه موضع یادگیری قرار می گیرد، در حالی که برای بعضی از اشخاص دیگر تاثیر زمینه بسیار اندک است یا اصلا وجود ندارد (ویتکین و همکاران، 1977 به نقل از سیف، 1379).

افرادی که از لحاظ سبک یادگیری وابسته به زمینه اند به راحتی نمی توانند محرک ها را از زمینه جدا کنند، لذا ادراکات آنان به سادگی تحت تاثیر تغییرات زمینه ای قرار می گیرد. از سوی دیگر افرادی که از لحاظ سبک یادگیری نابسته به زمینه اند به سادگی می توانند محرکها را از زمینه جدا سازند، لذا ادراک های آنان از تغییرات زمینه تاثیر چندانی نمی پذیرد. به افراد دارای سبک وابسته به زمینه کلی نگر و به افراد دارای سبک نابسته به زمینه تحلیلی نگر نیز می گویند، زیرا گروه اول شکل و زمینه را در یک ترکیب کلی می بینند و لذا جداسازی شکل از زمینه برای آنان دشوار است، اما افراد گروه دوم شکل و زمینه را جدا از هم می بینند و لذا به راحتی می توانند آنها را از هم جدا کنند (سیف، 1379).

سبک های تکانشی و تاملی

به این بعد از سبک های یادگیری سرعت ادراکی نیز گفته می شود. منظور از سرعت ادراکی این است که یادگیرندگان با چه سرعتی به تکالیف شناختی پاسخ می دهند. یادگیرندگان تکانشی سریع کار می کنند اما اشتباهات زیادی مرتکب می شوند، یادگیرندگان تاملی کند کار می کنند اما اشتباهات کمتری مرتکب می شوند (سیف، 1379).

یادگیرندگان تکانشی تمایل دارند تکالیفشان را سریع و بدون دقت و بدون توجه به جزئیات انجام دهند. افراد تکانشی فوراً احساس شکست و ناامیدی می کنند حواس آنها زود پرت می شود. معموالً دارای قدرت ریسک بالایی هستند (هوهن، 1995).

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه