امروز سه شنبه 04 آبان 1400
ravanshenasi.cloob24.com
0

موقعیت دلبستگی را در انسان، «ماری انس ورث» با همکاران خود به‌خوبی در قالب الگوی دلبستگی ایمن و نا‌ایمن نشان داده است.

انس‌ ورث در ارتباط با شکل گیری دلبستگی ایمن در نوزادان معتقد بود، نوزاد دلبسته ایمن از والد خود به عنوان پایگاه امن و موردِاعتماد برای کاویدن و کنجکاوی در محیط استفاده می‌کند و وقتی تنها می‌ماند ممکن است گریه کند یا نکند، اما اگر گریه کند به‌علت غیبت والد است زیرا او را به فرد غریبه ترجیح می‌دهد و زمانی‌که والد برمی‌گردد، فعالانه تماس با او را می‌جوید و گریه فوراً کاهش می‌یابد.

مراحل 1 تا 8 آزمایش دلبستگی ایمن که می تواند یک روش منحصر به فرد برای عادت دادن به جداسازی مادر از نوزاد و کودک به صورت تدریجی به کار گرفته شود. این آزمایش به خوبی می تواند راهنمای مربیان مهد کودک، پیش دبستانی و مدرسه برای جداسازی آنها از والدین باشد. از طرفی الگوی دلبستگی ایمن در کودکان رشد یافته و در در بزرگسالی می تواند، موجب تأثیر مثبت در پرورش هوش هیجانی و بلوغ اجتماعی در روابط بین فردی باشد. در کتاب هیجان رفتار و تن گفتار به طور مفصل درباره این نوع تحقیقات صحبت به میانن آمده است.

این روانشناس در جریان تحقیق خود تفاوتهای رفتاری کودکان، مخصوصاً شیوه واکنش آنها در مقابل بازگشت مادران را مورد توجه قرار داده است. تقریباً برای 60 درصد کودکان از لحظه ای که می توانستند در محیط کنجکاوی کنند،مادر برای عقب نشینی آنها ارزش اساسی داشت. پس از پایان جدایی منبع قوت قلب بود. وقتی مادران اتاق را ترک می کردند و بلافاصله بر می گشتند کودکان از آنها به گرمی استقبال می کردند. کمتر عصبانی می شدند و نشان می دادند که دوست دارند بغل شوند و قوت قلب بگیرند. این ثورث، این گروه را (کودکانی که دلبستگی آرام بخش پیدا کرده اند نامیده است.)(دلبستگی نوع B).

تقریباً 10 درصد کودکان نمی خواستند مادر خود را به هنگام بازگشت ببینند، این گروه(کودکان فراری) نامیده می شوند.(دلبستگی نوع A). تقریباً 20 درصد کودکان از کنجکاوی در محیط تازه اجتناب می کردند از مادر خود اویزان می شدند و خود را از شخص بیگانه پنهان می کردند.با این همه در بازگشت مادر تمایل داشتند با او تماس بدنی داشته باشند و درعین حال به گریه کردن، وول خوردن و پس زدن مادر ادامه دهند. این گروه کودکان دو سوگرا نامیده شده اند (دلبستگی نوع C).

اخیراً پژوهشگران گروه دیگری تحت عنوان (کودکان در هم ریخته و گم گشته) دلبستگی نوع D تشخیص داده اند. کودکان انواع A وB و C برای واکنش در مقابل استرس جدایی و بازییها راهبردی منسجم اتخاذ می کنند در حالی که کودکان نوع D ظاهراً از هر نوع راهبرد سازگاری منسجم محرومند. به عقیده انس و ورث دلبستگی نوع A وB وC متجلی شده در موقعیتهای تازه کیفیت مراقبتهای مادرانه در طول اولین سال زندگی کودک را منعکس می کنند.

کودکی که برای خود دلبستگی آرام بخش تشکیل داده است (نوع B) ظاهراً مراقبتهای مادرانه منسجم، حساس و عاطفی دریافت کرده است از طرف دیگر هر چند که مادران تحت تأثیر خلق کودکان خود قرار می گیرند به نظر می رسد که این تحت تأثیر قرار گرفتن، مهمترین عامل تعیین کننده شیوه واکنش مادر در مقابل علایم و نیازهای کودک خود باشد.

در مجموع پژوهشگران دیگر مشاهدات انس ورث را، هر چند که احتمالاً رابطه به اندازه ای که او در ابتدای کار پیشنهاد کرده بود قوی نیست تأیید کرده اند به علاوه کیفیت رابطه پس از آن که تشکیل می شود الزاماً پایدار نیست. رفتار دلبستگی کودک این پیش بینی را نیز ممکن می سازد که عملکرد او در زمینه های دیگر چگونه خواهد بود به نظر می رسد که انگیزش عمیقی با دلبستگی آرام بخش همراه باشد و طبق برخی مطالعات بین درجه استحکام دلبستگی و رشد شناختی رابطه وجود دارد. اما بین درجه استحکام در روابط اجتماعی بعدی نیز احساس می شود. مثلاً طبقاتی که در آزمایش موقعیت نا آشنا تشخیص داده شده است. رابطه اجتماعی کودک کودکستانی با مربیان و همسالان را پیش بینی می کند.

کودکستانی هایی که با مادر خود دلبستگی محکم برقرار کرده اند اجتماعی ترند به آسانی شریک می شوند و در ایجاد و نگه داری رابط متقابل توانایی بیشتری نشان می دهند.همچنین این کودکان به آسانی می پذیرند که مادر به خواهران و برادران بزرگتر که دلبستگی آرام بخش با مادر خود برقرار کرده اند نسبت به دیگران آمادگی بیشتری دارند که به خواهران و برادران کوچکتر خود کمک کنند و از آنها مراقبت به عمل آورند.

کودکان نوع B وقتی در موقعیت استرس آور یاد شده قرار می گیرند مقاومتر و پایدارتر به نظر می رسند. این مشاهدات با فرضیه های نظریه پردازان دلبستگی مطابقت دارد. طبق این فرضیه کودکی که به والدین خود دلبستگی عمیق پیدا می کند از آنها طرحواره هایی در معنای اشخاص مهربان و عاطفی فراهم می آورد.این کودک در مورد خود نیز طرحواره هایی در معنای کسی که شایستگی محبوبیت پرستاری و حمایت شدن را دارد فراهم می آورد. بر عکس کودکی که دلبستگی آرام بخش تشکیل نمی دهد و والدین خود را غیر عاطفی و نا مهربان و خود را برای محبوب و پشتیبانی شدن ناشایست تجسم می کند (دبلیو، 1376).

دلبستگی اولیه

به عقیده ماری انس ورث در طول دو یا سه ماه اول زندگی کودک رفتارهای دلبستگی زیادی از خود نشان می دهد. او می تواند برخی تحریکات مثل شنوایی نامش را از حضور یک انسان دیگر تمیز دهند به نظر می رسد که نوزاد به بزرگسالان خاصی ارجحیت نشان نمی دهد. احتمالاً به این علت که قدرت تشخیص بینایی او هنوز تیز نشده است.(دبلیو، 1376)

دلبستگی در شکل گیری

دومین مرحله دلبستگی بین دو تا شش ماهگی صورت می گیرد از شروع 3 ماهگی کودک بیش از پیش توانایی می یابد که از طریق بینایی تمیز دهد این توانایی جدید کودک را در جهت تمیز آشنایان از غریبه ها شوق دهد و موجب می شود که او رفتارهای دلبستگی خود را اغلب به گروه اول متوجه کند.(دبلیو، 1376)

مرحله واقعی

این مرحله از 7 تا 24 ماهگی طول می کشد و تغییرات مهم خصوصاً تغییرات رفتارهای دلبستگی در این دوره انجام می گیرد. این مرحله با آغاز حرکت جابه جایی که توانایی نزدیک شدن را فراهم می آورد شروع می شود. کودک در مورد ارتباط با اطراف به جای اینکه منتظر باشد دیگران به طرف او بسیایند خود ایتکار عمل را به دست می گیرد.تغییر اصلی در رفتارهای دلبستگی او به راهنمایی آنها مربوط می شود.حال رفتارهای کودک روی یک شخص خاص متمرکز شده است. شخصی که معمولاً از او مراقبت می کند از این لحظه به بعد از دلبستگی خاص صحبت می شود.

در حال حاضر چون کودک ابتکار رفتارهای دلبستگی را در دست دارد به شیوه های مختلف احساسات خود را بیان می کند. انس و ورث ظهور رفتار دلبستگی تازه ای را خاطر نشان می سازد.

کنجکاوی، کودکی که کنجکاوی می کند باید از شخصی که به او وابسته است دور شود کودکی که دلبستگی خوبی دارد می تواند دور شود و کنجکاوی کند. دبلیو، 1376)

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه